۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
حس کتابی کهنه را دارم!
تنها و فراموش شده...
که در قفسه های یک کتابخانه قدیمی خاک میخورد
نه نگاهی که غبار تنهایی را از چهره ام پاک کند
و نه دستی که ورق بزند صفحات احساسم را...
فقط هستم تا چینش کتاب های این کتابخانه بهم نریزد!
#بهادر_رحمانی
طعم دریا میداد و شور بود. حسشم مثه آب بود ، ولی جزر و مد داشت، واسه همین دویدم عقب، خیلی عقب...
-شده نزديك كه هجران تو مارا بُـكشد!
اشتياق تو مرا سوخت؛ كجايى ؟ بازآ
تمام بدبختی هام به خاطر یک دختر مو مشکی بود!
من یکی از بزرگترین کشف های تاریخ بشریت رو انجام دادم، قرص فراموشی!
وقتی در خدمت ارتش بودم کشفش کردم، کافی بود یکی از اون قرص ها رو بخوری تا اون وقت کل حافظت پاک بشه و بعدش یک زندگی جدید...
به درد سربازهایی می خورد که زندگیشون توی جنگ تباه شده بود.
یک ژنرال تصمیم گرفت واسه اولین بار امتحانش کنه، وقتی اون رو خورد کل حافظش پاک شد،جز یک چیز!
یک دختر با موهای مشکی؛
مدام از اون و نگاهش حرف می زد، حتی از نگین های روی موهاش می گفت که مثل ستاره ها بودن، بعضی ها هیچ وقت فراموش نمیشن.
ژنرال پاک دیوانه شد، من رو تبعید کردن به سردترین نقطه زمین، به آنتارکتیکا، هشتاد و نه درجه جنوبی!

#روزبه_معین
حجم تنهایی میدونی چیه؟ منم نمیدونستم. مثلا میگفتن تنهایی بزرگ، میگفتم تنهایی تنهایه دیگه بزرگ و کوچیک نداره. حجم تنهایی یعنی تعداد ادمهایی که میتونن دورت باشن تا فک نکنی تنهایی. تنهایی بزرگ ینی اینکه هرچی ادم جدید میاد تو زندگیت یا ادمای قبلی زندگیت پر رنگ میشن بازم گم میشن. مث وقتی که سنگ ریزه ها رو پرت میکنی تو یه رودخونه. اولش یکم موج ایجاد میکنه بعد میره ته دریاچه و گم میشه، دوباره همون سکوت و همون صحنه ی راکد. زندگی من الان شده همون رودخونه که هرچی سنگای کوچیک و بزرگ پرت میکنم طرفش هیچ فرقی با قبلش نداره..
ببخشيد
دستِ خودم نيست
اگر بهانه می كنم پيام می فرستم
اگر محبت نمی بينم باز هستم
اگر مغروری و من بی غرورم
اگر اين دل الان بی صاحب شده
مزاحم نيستم
آدم كم ندارم
دلبر دارم كه دل بِبَرَد
فقط تو
دقيقأ همان چيزي هستی
كه می خواستم
می دانی ؛ دقيقأ همان چيز ...

#فريد_صارمی
•یکی باید باشد.
از آن آدم هایی که دلت بخواهد اولین خبر هیجان انگیز را به او بگویی، از آن هایی که همه چیز را با آب و تاب برایش تعریف کنی...
بدون کم و کسری، بدون خجالت زدگی و بدون پشیمانی.
از آن آدم هایی که هیچ وقت در کنارش احساس بدی بهت دست ندهد، ناراحت کارهایی که کردی و نکردی نباشی! کنارش همبرگرت را راحت بخوری و تمام صورتت را سسی کنی، او هم با خونسردی نگاهت کند و با لبخند گوشه لبت را پاک کند و باهم بخندید.
از آن آدم هایی که صبح زود بیدار شود و با اینکه میداند خوابی، حالت را بپرسد! همانی که به سرش میزند و تا راه های دور میبردت تا غروب خورشید را از زاویه بهتری ببینی و خودش تمام مدت حرفی نمیزند و آسمان را نگاه میکند!
یکی باید باشد که...
گاهی که به خودم میایم فکر میکنم همین که کسی باشد که کسی باشد کافیست!

#نرگس_رامش
برای حرف زدن با کسی که دوسش دارین وقت بزارین وگرنه میره سراغ کسی که به حرفاش گوش میده :)
باور كن كه چيزی‌ به نام رنج عظيم،
تأسف عظيم و يا خاطره‌ی‌ عظيم
وجود ندارد!
همه چيز فراموش می‌شود،
حتی‌ يک عشق بزرگ !

آلبر كامو
من از پس نبودنت بر نیامده ام
با نبودنت کنار آمده ام
نبودنت را اهلی کرده ام
مثل تمساحی که دندان هایش را کشیده باشی و گیاهخوار شده باشد
نبودنت یک حیوان وحشی بود
که اهلی کردمش،چنگال هایش را کوتاه کردم و دندان هایش را کشیدم.
نرفته،
هست،
حضور دارد ولی آرام و بی سروصدا...
#حامد_رجب_پور
به مادمازل کتی گفتم: تو هیچ وقت عاشق شدی؟
خاکستری نگاهم کرد...
خاکستری غمگین ترین رنگ هاست....
من مسلمانم و نمازم را
در کلیسای داغ اندامت
مسخ ناقوس های آویزان
گوژپشتم که در نتردامت

علیرضا آذر
خوب تویی ،
عشق دل انگیز هم..
باده تویی ،
دلخوشی ام نیز هم..
کس نتواند که بگیرد تو را
دولتِ جور و غم و چنگیز هم ..
هرشب خواب می بینم
سقوط می کنم از یک آسمانخراش
و تو از لبه ی آن
خم می شوی و
دستم را می گیری
سقوط می کنم هرشب
از بام شب
و اگر تو نباشی
که دستم را بگیری
بدون شک
صبحگاه
جنازه ام را
در اعماق دره ها پیدا می کنند.

رسول یونان
-and suddenly
you were my everything .
اصلا بگذار ببینم ...
تو نباشی چه اتفاقی می افتد مگر.؟
صبح صبحانه ام را می خورم
با خیال آسوده به سر کار می روم ...
ناهار که شد ...
یه دل سیر ناهار می خورم
شب که شد ...
شب..؟
فقط شب که میشود من بدون تو
میميرم ...!