۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
Forwarded from Omidjame
دلم يك خداحافظيِ طولاني ميخواهد

با تمام چشم هايي كه واقعيتم را ديدند اما چشم به راه صورتَكي از من شدند كه تنها صدايم روحي در كالبدش دميده بود يا قلمم خطي روي احساسش كشيده بود يا انگشتانم آهنگي براي رقص اين مردگان صبح زنده دار نواخته بود ...

وقتي به اندازه ي تمام روزهاي زندگي ام بي حوصله بودم ، تصميم گرفتم شب ها زندگي كنم .
وقتي به اندازه ي تمام دوستانم تنها بودم ، تصميم گرفتم تنها زندگي كنم .

باور...

باور آدم ها اين روزها حقيقتي كه ميگويي نيست
باور آدم ها اين روزها داستاني ست از خودشان كه هر كسي را بخواهند در آن بازي ميدهند ، كارگرداناني كه حتي يك بار نقشي كه ميخواهند را بازي نكرده اند به دنبال سيمرغ هاي افسانه اي ميخوابند و در رؤياي افتخاراتشان صدرنشينِ جهانِ سوم ميشوند.

دستنويس #اميدجامع
آخر يه روز رفتیم دَمش
گفتیم ببخشید چته؟
گفت، ها؟ چطوری؟ چی؟ با منی؟
گفتیم بابا صاحب حُسن، در وفا کوش، خودتو نگیر، ما خیلی ساله اینجاییم، تو که اولی نیستی،ولی ارزش نداره
نرفت تو خرجش!
هعی اونورو نیگا میکرد
گفتیم نکنه دنبال دوماد مو فرفریَس
نکنه مویه ما حالا مد نیس
نکنه ظهر پیاز زیاد خوردیم
نکنه بیت اخریه زیادی بوده
نکنه میخاد قیمت زیاد کنه
نکنه دیوونَس
نکنه يه چیزایی هَس که ما نمیدونیم
يادته اونروز زدی گوشم جمشید!
گفتی بیدار شو از خواب آدم ساده خبری نیس!!!!!
شبش رفتیم تو اتاق،کردیمش تو قاب گذاشتیمش بالایه طاقچه :))

#چهرازی💛
‏بنظرم عشق اتفاقیه که باید غافلگیرت کنه! این همه انتظاری که میکشی، این همه که دنبالش میگردی فقط خستت میکنه!
غمگین چرا؟! خوشحال باش! بخند!
از حالا به بعد می تونی کفشای لیمویی رنگتو که فقط چون اون دوسشون نداشت گوشه کمد افتاده بود خاک می خورد پات کنی، روسری گلدار ارغوانیتو سرت کنی،
خودتو بزنی به خیابونای شهر و با صدای بلند آواز سر بدی؛
می تونی بیشتر کتاب بخونی؛
شبا قبل خواب کمتر اشک بریزی؛
خودتو بیشتر دوس داشته باشی؛
بیشتر با خودت وقت بگذرونی.
وقتشه دوباره زندگیتو شروع کنی؛
پیشرفت کن؛
پرواز کن؛
به بلندترین نقطه ی آسمون؛
اونقدر بالا برو که دیگه کسی نتونه آرزوهاتو ازت بگیره؛
بهش نشون بده تو اون دخترک دست و پا چلفتی به درد نخور که همیشه فکر می کرد نبودی؛
تو یه دختر کوچولو با همون بهانه های بچگی اما با یه قلب بزرگی که واسه رسیدن به خواسته هاش، هرگز تسلیم سنگایی که جلوی پاش میندازن نمیشه!
#نیلوفر_زارع
Dont lose
the person that has seen your ... flaws and still loves you !
از دست نده
کسی که عیب های تو رو دیده ...
و هنوز هم دوستت داره !🕊
اگه از من بپرسى "آدما چند بار تو زندگيشون عاشق ميشن" بهت ميگم دو بار! اولين بار برميگرده به سالهايى كه از زندگى هيچ چيز نميدونى. تو روزهاى بين نوجوونى و جوونى، يكى مياد و بهت چيزى رو ميده كه هيچوقت نداشتيش. اگه از من بپرسى چى، بهت ميگم: "دلتنگى". تو براى اولين بار، يك غريبه رو قدر خانوادت دوست دارى

دومين بار، مثل اولين بار نيست چون اينبار تصميمِ تو تماماً قلبى نيست. تو بزرگ شدى و ياد گرفتى عقلانى تر تصميم بگيري. خوب ميدونى دل بستن به آدمِ اشتباهى يعنى چى. سخت تر اعتماد ميكنى، سخت تر عواطفت رو نشون ميدى چون قبلا يك بار عميقا از احساساتت ضربه خوردى

از حرفايي كه بهت زدم ميشه اينطور برداشت كرد كه آدما يه بار با قلبشون عاشق ميشن و يكبار با عقلشون. پس اگه عشق دوم كسى شدى، بايد بدونى كه اعتماد كسى رو جلب كردى كه اساسا #اعتماد براش كار راحتى نيست. انتخاب معصومانه ى كسى شدى كه فكر ميكنه تو بعد يك اشتباه، بهترين انتخابِ ممكنى. براي همينه كه اگر از من بپرسى كدوم عشق ارزشش بيشتره بهت ميگم عشق دوم، از عشق اول اگر ارزشش بيشتر نباشه، كمتر هم نيست


#اميرعلى_ق
عشق اینه که؛
من دوستت دارم نمیگفتم و دلم بهم میریخته از دیدن قربون صدقه های دیگران ولی الان یه روز دوستت دارم نگم بهت انگار لنگه یه جای کار...
اینکه من همیشه فکرم پر از توئه؛ که چیکار میکنی،
حالت خوبه،
مبادا دل درد گرفته باشی یا آهنگی که تو آژانس گذاشتن همونی نباشه که دوست داری و سر درد بگیری؛
که سر درد بگیری و کسی نباشه انگشتاشو بذاره رو شقیقه یِ نبض دارتو و سر درد بگیری و لبایِ کسی آروم نکنه دردتو...
اینکه من تو رویاهام با یکی بودم که چشماش عسلی بوده و چشمای توی یه شبِ پر ستارست،
که دستای آدمِ تو رویاهای من همیشه تو دستم چفت بوده و دست تو الان تو دستم نیست پشتمه تا مبادا یه وقت نیفتم...
که من از موهام بدم میومده و هر سری این پیچ و تابای ریز،گره کور به نظرم میومده وبعدش که موهام شد جای دستات فهمیدم خوبه این گره کورا،
که بیشتر طول میکشه باز کردنشون و بیشتر دستت لای موهامه و بیشتر تارام عطرِ دستاتو میگیره...
که من اسممو دوست نداشتم،که تو خیالم خودمو با یه اسم دیگه تصور میکردم یه اسمی که بتونه بشه قافیه شعری،غزلی چیزی؛
ولی اسمم که از زبونت اومد بیرون دیدم میشه یه کلمه ام شعر باشه؛
به شرطی که با تُنِ صدای تو باشه و از زبون تو...
که من میگذرم از حرفِ دلم که قهر میخواد و باز مقصد میشه شونه هات و تو که میگذری از خواست خودت و با ابرو بالا انداخته پا به پای من میشینی و فیلمی که ده بار دیدی رو دوباره میبینی...
که عشق فقط دوست داشتن نیست،یه وقتایی گذشتنه از چیزی که میخوای
چون کسی که میخوای از هر چیزی تو دنیا مهم تره...
میدونی عشق چیه؟؟
اینکه من از وقتی چشم باز کردم و دیدم دوستت دارم
خودمو بیشتر از قبل دوست داشتم...
#فاطمه_جوادی
کاش رفتنی در کار نبود
کاش میموند
برای همیشه
کاش بهش میگفتم
دنیا در بود و نبودش چقدر فرق میکنه!
چطور این همه از عمرم رو بدون اون گذرونده بودم؟
#رگ_خواب
_
دلم به حال آن دختر سوخت. او حتماً کاتولیک بود، و برایش ناخوشایند و ناگوار بوده است که با یک کشیش طرد شده، در خانه ای محقر می بایستی زندگی کند، به ویژه که مجبور بود تن به جزئیات نیاز جسمی او نیز بدهد، لباس هایی که در همه جای خانه پخش و پلا هستند، ته سیگارهایی که در نعلبکی ها خاموش شدهاند، بند شلوار، بلیطهای پاره شده مینما و بی پولی، و وقتی هم که دخترک به قصد خرید نان، سیگار یا یک بطر شراب از پله ها پایین می رفت، صاحبخانه ی ترشر و در را باز می کرد، و او دیگر حتی نمی توانست بگوید: شوهر من یک هنرمند است، بله، یک هنرمند. دلم به حال هر دوی آنها می سوخت، اما بیشتر برای دخترک تا هاینریش، مقامات مسئول کلیسا در چنین مواردی خیلی سختگیرتر بودند، البته آنها تنها در مورد دستیاران کشیش ها و تازه کارها چنین سختگیری می کردند. اگر چنین مورد و خطایی از کسی مثل زومر ویلد سر می زد، آنها حتماً چشمان خود را می بستند و همه چیز را خیلی ساده فراموش می کردند. در واقع آنها حق داشتند چون زو مرویلد مانند هاینریش بلن صاحبخانه ای با پاهای زرد رنگ نداشت، بلکه یک دختر زیبا و با نشاط داشت که مادالنا مینامیدش، یک آشپز خوب و ماهر که همیشه به سر و وضعش می رسید و با طراوت و بشاش بود.

عقاید یک دلقک - هاینریش بل
من همان آدم پر منطق بی احساسم !
پس چرا آمدنت حال مرا ریخت به هم ؟!!!!

#امید_صباغ_نو
مامان هندزفری رو از گوشم در اورد و گفت
میخوام یه چیزی بهت بگم....
اینُ تو کلِ زندگیت
آویزه ی گوشت کن....
"راحت نباش"
نذار هیچ مــردی راحت به دستت بیاره
هرچقدر آسون تر بهت برسه
همونقدر آسون کنارت میذاره
مردا عاشقِ جنگیدنن
اصلاچیزیُ که راحت به دست بیارن به دلشون نمیچسبه....
بزار برات بجنگن
اصلا همدیگه رو تیکه و پاره کنن...
مردی که برات بجنگــه
عرق بریزه
زخمی بشه
بیشتـر قدر بودنتُ میدونه....
ولی
زیادهم خسته اش نکن
مــردا از یه جایی به بعد
هرچقدر هم عاشقت باشن
بالاخره میبرن
خسته میشه
کنار میکشن....
نه که دوستت نداشته باشن ها
نــه
ولی دیگه به زندگی با خیالت عادت میکنن....
راحت نباش...
باشه...؟
_باشه.... :)

#فاطمه_صابری_نیا