This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو دنیا آرزویِ عشقِ دو نفر رو داشتم فقط :
یکی "آیدا"یِ شاملو ❤️
یکیم "ثریا"یِ شهریار ❤️
یکی "آیدا"یِ شاملو ❤️
یکیم "ثریا"یِ شهریار ❤️
به تو واسه اينكه مي توني ساعت ها از من بيخبر باشي غبطه مي خورم. واسه ي همه ي اون لحظه ها كه تصميمِ آخرت، رفتنه...من عاشق اون نفسِ عميق و خيال راحتتم، وقتي تلفنت روم خاموشه و فكر مي كني پرونده ي من واسه هميشه توي زندگيت بسته شده. تو كه نمي دوني من چقدر خسته ام از خودم، تو كه نمي توني منو ببري از پيشِ خودم...لااقل بگو دنيا بدون من چجوريه...
#اميرعلي_ق
#اميرعلي_ق
یه وقتایی هم هست که بعدِ چند ساعت
متوجه ِ ناخن شکسته شده ، خراش کوچیک پشت دستت و یا جای کبودی ِ یه ضربه روی بدنت می شی ...
جالب اینجاست که تا قبل از دیدنشون درد و حس نمی کردی و حتی یادت نمیاد که این زخم ها بخاطر چی بوده !
اما حالا حسش می کنی
بهش نگاه می کنی و با یه فلش بک می تونی حدس بزنی که واسه چی بوده ...
این حکایت خیلی از رابطه هاست .
وقتی که بعد از مدت ها از اون ادم فاصله می گیریم
تازه چشممون به زخم ها و بریدگی های روحمون می افته!
تازه دردش رو حس می کنیم و
می تونیم اندوه هایی رو که با بودن های غلط به خودمون تحمیل کردیم رو به یاد بیاریم!
کاش زودتر ببینیمشون!
کاش زودتر حسشون کنیم...
تا تبدیل به یه غده ی سرطانی بدون درد نشن و بی صدا درونمون رشد نکنن.
گاهی وقت ها
درد! بهترین نعمته.
متوجه ِ ناخن شکسته شده ، خراش کوچیک پشت دستت و یا جای کبودی ِ یه ضربه روی بدنت می شی ...
جالب اینجاست که تا قبل از دیدنشون درد و حس نمی کردی و حتی یادت نمیاد که این زخم ها بخاطر چی بوده !
اما حالا حسش می کنی
بهش نگاه می کنی و با یه فلش بک می تونی حدس بزنی که واسه چی بوده ...
این حکایت خیلی از رابطه هاست .
وقتی که بعد از مدت ها از اون ادم فاصله می گیریم
تازه چشممون به زخم ها و بریدگی های روحمون می افته!
تازه دردش رو حس می کنیم و
می تونیم اندوه هایی رو که با بودن های غلط به خودمون تحمیل کردیم رو به یاد بیاریم!
کاش زودتر ببینیمشون!
کاش زودتر حسشون کنیم...
تا تبدیل به یه غده ی سرطانی بدون درد نشن و بی صدا درونمون رشد نکنن.
گاهی وقت ها
درد! بهترین نعمته.
شاید باید یکبار هم که شده این حس را تجربه کنی
اینکه برای کسی که برایت مهم است مهم نباشی...
قطعن اول باور نمی کنی
به دنبال دلایلی میگردی که اثبات کنی برایش مهمی...
وقتی برای قانع کردن خودت چیز خاصی پیدا نمی کنی یک تلخی ناجور پس زمینه لحظه هایت میشود و بعد از آن تقلایی بیهوده...
تقلاهای بیهوده هم که به جایی نرسید دچار عدم اعتماد به نفس میشوی...
با خودت میگویی من زشتم، من کمم...
و فکر می کنی لابد پای از ما بهترانی وسط است...
این موقع ها دیگران هر چقدر هم که به گوشَت بخوانند تو بهترینی و لایق بهترین ها؛ تو فقط شنونده کلیشه ای ترین جمله دنیایی...
میدانی این داستان از یک آدم به آدم دیگر ادامه دار میشود...
روزی میرسد که می بینی انگار برای هیچکس مهم نیستی....
می شکنی...
و شاید لازم باشد که چند باره بشکنی... آنقدر بشکنی تا بالاخره روزی از تکه های شکسته ات هویتی شکل بگیرد با این باور که اینطور نبوده که برای آدم های متعدد مهم نباشی؛ خودت بودی که برای خودت مهم نبودی...
دوست داشتن خود را فدای دوست داشتن دیگری کردی...
تو که اینقدر در حق خودت کم لطف بوده ای پس چه توقعی از بقیه می توانی داشته باشی...
آدم ها همانقدری به ما اهمیت میدهند که ما به خودمان...
موفق ترین کسی ست که هر روز خود را می ستاید؛
این را همیشه یادت باشد
اینکه برای کسی که برایت مهم است مهم نباشی...
قطعن اول باور نمی کنی
به دنبال دلایلی میگردی که اثبات کنی برایش مهمی...
وقتی برای قانع کردن خودت چیز خاصی پیدا نمی کنی یک تلخی ناجور پس زمینه لحظه هایت میشود و بعد از آن تقلایی بیهوده...
تقلاهای بیهوده هم که به جایی نرسید دچار عدم اعتماد به نفس میشوی...
با خودت میگویی من زشتم، من کمم...
و فکر می کنی لابد پای از ما بهترانی وسط است...
این موقع ها دیگران هر چقدر هم که به گوشَت بخوانند تو بهترینی و لایق بهترین ها؛ تو فقط شنونده کلیشه ای ترین جمله دنیایی...
میدانی این داستان از یک آدم به آدم دیگر ادامه دار میشود...
روزی میرسد که می بینی انگار برای هیچکس مهم نیستی....
می شکنی...
و شاید لازم باشد که چند باره بشکنی... آنقدر بشکنی تا بالاخره روزی از تکه های شکسته ات هویتی شکل بگیرد با این باور که اینطور نبوده که برای آدم های متعدد مهم نباشی؛ خودت بودی که برای خودت مهم نبودی...
دوست داشتن خود را فدای دوست داشتن دیگری کردی...
تو که اینقدر در حق خودت کم لطف بوده ای پس چه توقعی از بقیه می توانی داشته باشی...
آدم ها همانقدری به ما اهمیت میدهند که ما به خودمان...
موفق ترین کسی ست که هر روز خود را می ستاید؛
این را همیشه یادت باشد
در مراسم بزرگداشت بیل برادلی، سناتور نیوجرسی که در سال 1987 برگزار شد، اتفاق جالبی رخ داد؛
برادلی منتظر بود تا سخنرانی اش را ایراد کند.
پیشخدمتی که مشغول کار بود، تکه ای کره در بشقاب او گذاشت.
برادلی به او گفت: "ببخشید ممکن است من دوتکه کره داشته باشم؟"
پیشخدمت جواب داد: "خیر!
هرنفر، یک تکه !"
برادلی گفت: "گمان می کنم شما مرا بجا نیاوردید. من بیلی برادلی،
فارغ التحصیل آکسفورد،
بازیکن حرفه ای بسکتبال،
قهرمان جهان و سناتور ایالات متحده هستم".
پیشخدمت گفت: "خب، شاید شما هم نمی دانید من چه کسی هستم؟
" برادلی گفت: "نه، نمی دانم. شما چه کسی هستید؟".
پیشخدمت گفت: "من مسئول کره ها هستم"..!
راستی "من" و "تو" در کجای این تربیت و رفتار ایستاده ایم؟
برادلی منتظر بود تا سخنرانی اش را ایراد کند.
پیشخدمتی که مشغول کار بود، تکه ای کره در بشقاب او گذاشت.
برادلی به او گفت: "ببخشید ممکن است من دوتکه کره داشته باشم؟"
پیشخدمت جواب داد: "خیر!
هرنفر، یک تکه !"
برادلی گفت: "گمان می کنم شما مرا بجا نیاوردید. من بیلی برادلی،
فارغ التحصیل آکسفورد،
بازیکن حرفه ای بسکتبال،
قهرمان جهان و سناتور ایالات متحده هستم".
پیشخدمت گفت: "خب، شاید شما هم نمی دانید من چه کسی هستم؟
" برادلی گفت: "نه، نمی دانم. شما چه کسی هستید؟".
پیشخدمت گفت: "من مسئول کره ها هستم"..!
راستی "من" و "تو" در کجای این تربیت و رفتار ایستاده ایم؟
باورکن پاییز که می آید
همین پیرمردهای تنها روی نیمکتهای پارک هم
به اولین عشقشان فکر می کنند
به دختری با موهای طلایی یا گیسوان سیاه
روسری خالدار یا شاید شالی پشمی
به حرفهایی که باید می گفتند
و نامه هایی که هیچ گاه به مقصد نمی رسد...
#فلورا_تاجیکی
همین پیرمردهای تنها روی نیمکتهای پارک هم
به اولین عشقشان فکر می کنند
به دختری با موهای طلایی یا گیسوان سیاه
روسری خالدار یا شاید شالی پشمی
به حرفهایی که باید می گفتند
و نامه هایی که هیچ گاه به مقصد نمی رسد...
#فلورا_تاجیکی
اگر می خواهید دورو باشید.
حداقل یک روی زیبا داشته باشید!
👤مرلین مونرو
حداقل یک روی زیبا داشته باشید!
👤مرلین مونرو
دنیا بالا و پایین دارد ،
یکدفعه به خودت میآیی می بینی در حادثه ای قطع نخاع شده ای و زورت به هیچ جا نمی رسد و یا ممکن است عزیز ترین کَسَت را از دست بدهی . یا آن روی سکه را ببین که شانسَت بزند ، در بانکی هزاران دلار برنده شوی و یا...
که البته همیشه احتمال بدبختی بیشتر است !
#شاهین_شیخ_الاسلامی
یکدفعه به خودت میآیی می بینی در حادثه ای قطع نخاع شده ای و زورت به هیچ جا نمی رسد و یا ممکن است عزیز ترین کَسَت را از دست بدهی . یا آن روی سکه را ببین که شانسَت بزند ، در بانکی هزاران دلار برنده شوی و یا...
که البته همیشه احتمال بدبختی بیشتر است !
#شاهین_شیخ_الاسلامی
آرزویی که تو زمان خودش برآورده نشه، هیچ فرقی با کلا برآورده نشدنش نداره