واقعا یکی از بدترین حسها دوست داشتن فردیه که دوستت نداره...
آدم شرمندهی غرورش میشه!
آدم شرمندهی غرورش میشه!
ترس ت را زمين بگذار و
دستانت را در دستانم!
غرور را كنار بگذار و
شانه هايت را كنارِ شانه هايم!
حيفِ تقويم است،
يك پاييز ديگر را هم ورق بخورد و
هيچ تاريخى را به اسم خودمان ثبت نكرده باشيم!
فكرش را بكن...
سالها بعد
و پاييز هايى كه برگ برگ پرُ ميشود از دوست داشتنمان!
دستانت را در دستانم!
غرور را كنار بگذار و
شانه هايت را كنارِ شانه هايم!
حيفِ تقويم است،
يك پاييز ديگر را هم ورق بخورد و
هيچ تاريخى را به اسم خودمان ثبت نكرده باشيم!
فكرش را بكن...
سالها بعد
و پاييز هايى كه برگ برگ پرُ ميشود از دوست داشتنمان!
یروز یکی وارد زندگیت میشه
حس میکنی مدت هاس میشناسیش
همش غبطه میخوری چرا زودتر پیداش نکردی
پارهای از تنت میشه
اینو دیگه دور نزن
دورش بگرد
حس میکنی مدت هاس میشناسیش
همش غبطه میخوری چرا زودتر پیداش نکردی
پارهای از تنت میشه
اینو دیگه دور نزن
دورش بگرد
-واقعیتش اینه ک تمام طول سال منتظر پاییز مى مونیم!
اما وقتی میاد؛ با یه غم عجیبی همش از پشت پنجره تماشاش میکنیم..
اما وقتی میاد؛ با یه غم عجیبی همش از پشت پنجره تماشاش میکنیم..
بعضى چيزها نميشود،
هرقدر كه بخواهى
هرقدر هم كه به درگاهِ خدا التماس كنى
هرقدر هم كه بِدَوى
كه فرياد كُنى...
بعضى چيزها به قولِ تو
نميشود
كه نميشود
كه نميشود
با خاطراتى زنده ايم كه يادآوريشان
خود، جهنميست كه در آن ميسوزد قلب وجان...
چشم هاى خُمارَش را به ياد مى آورى به وقتِ عشق بازى؟
بوى بدنى كه روزگارى، متعلق به تو بود؟
بياد مى آورى شبى را كه بغض كرد و با بغضِ او آرام سوختى؟
بياد مى آورى دست هاى يخ زده ى مهربان اش را؟
بوسه هايش
حرف هاش را ؟
لب هايى كه فقط براى تو ميخنديد ،
به تو "دوستت دارم" ميگفت ...
عاشق پيشه اى كه فقط براى تو جان ميداد...
روزگار چه كرد با ما را نميدانم
قلبمان را چرا هزار تكه كرد را نميدانم
وجودمان را چرا به آتش كشيد را نميدانم
فقط ميدانم كه گاهى اوقات خود را به آب و آتش ميزنى اما نميشود
كه نميشود
كه نميشود...
#الی_روشنایی
هرقدر كه بخواهى
هرقدر هم كه به درگاهِ خدا التماس كنى
هرقدر هم كه بِدَوى
كه فرياد كُنى...
بعضى چيزها به قولِ تو
نميشود
كه نميشود
كه نميشود
با خاطراتى زنده ايم كه يادآوريشان
خود، جهنميست كه در آن ميسوزد قلب وجان...
چشم هاى خُمارَش را به ياد مى آورى به وقتِ عشق بازى؟
بوى بدنى كه روزگارى، متعلق به تو بود؟
بياد مى آورى شبى را كه بغض كرد و با بغضِ او آرام سوختى؟
بياد مى آورى دست هاى يخ زده ى مهربان اش را؟
بوسه هايش
حرف هاش را ؟
لب هايى كه فقط براى تو ميخنديد ،
به تو "دوستت دارم" ميگفت ...
عاشق پيشه اى كه فقط براى تو جان ميداد...
روزگار چه كرد با ما را نميدانم
قلبمان را چرا هزار تكه كرد را نميدانم
وجودمان را چرا به آتش كشيد را نميدانم
فقط ميدانم كه گاهى اوقات خود را به آب و آتش ميزنى اما نميشود
كه نميشود
كه نميشود...
#الی_روشنایی
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
Lets go crazy with lana 💛
Gn
Gn
_تو چرا ازدواج نمیکنی؟هم سن و سال های تو بچه دارم شدن...
+شرایطشو ندارم!
_چه شرایطی؟
+بنظرِ من وقتی میخوای ازدواج کنی یا باید عاشق باشی،اونم یه عشقِ دو طرفه که هر دو برای رسیدن لحظه شماری کنید...یا دلت خالی و سالم باشه...که من هیچکدومشو ندارم!
_دلِ خالی و سالم چیه دیگه؟!
+سالم ینی دلت شکسته نباشه،دست نخورده و سالم...
خالی ام ینی یه گوشه ی دلت هنوز گیرِ یه بی معرفت نباشه...
که اگه غیر ازین بودی و ازدواج کردی،خیانتِ محضِ....
حالا فکر کن،
یه بیمعرفت دلِ منو شکسته که هنوزم دلم پیشش گیره.....
_سکوووووت...
+شرایطشو ندارم!
_چه شرایطی؟
+بنظرِ من وقتی میخوای ازدواج کنی یا باید عاشق باشی،اونم یه عشقِ دو طرفه که هر دو برای رسیدن لحظه شماری کنید...یا دلت خالی و سالم باشه...که من هیچکدومشو ندارم!
_دلِ خالی و سالم چیه دیگه؟!
+سالم ینی دلت شکسته نباشه،دست نخورده و سالم...
خالی ام ینی یه گوشه ی دلت هنوز گیرِ یه بی معرفت نباشه...
که اگه غیر ازین بودی و ازدواج کردی،خیانتِ محضِ....
حالا فکر کن،
یه بیمعرفت دلِ منو شکسته که هنوزم دلم پیشش گیره.....
_سکوووووت...
نبودنت محكم دستم رو گرفته و هرجا كه ميرم باهام مياد، خيالت هم اون يكي دستم رو گرفته. حتا شبا كنارم ميخوابن. نبودنت برام لالايي ميخونه و تا وقتي گونه هام رو خيسم نبينه دست از سرم برنميداره. تازه خيالت هم صبح ها بيدارم ميكنه و بهم صبح بخير ميگه. نبودنت عذابم ميده ولي خيالت خيلي مهربونه، حتا بعضي وقتا باعث ميشه لبخند بزنم..من و خيالت ميتونيم باهم كنار بيايم اما نبودنت رو نميتونم تحمل كنم. همين ديروز دستم رو گرفته بود و هي فشار ميداد. نبودنت خيلي زور داره. آخر اونقد محكم دستم رو فشار داد كه چشمام پر اشك شد. دردم گرفت، دوباره گريه كردم..