۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
-من آبى ترين دوستت بودم.
يه اقيانوس بودم كه در بى نهايت غرق شد!
تو تا وقتی اون عذابی که من کشیدمو تجربه نکردی حق نداری راجبش نظر بدی
دکتر : بعضی وقتا احساس
افسردگی می کنم این حس منو می ترسونه
قاضی : خب میتونی با دارو کنترلش کنی ..!؟

دکتر : ترجیح میدم بدون دارو این کارو بکنم
قاضی : پس توام به دارو اعتقاد نداری
دکتر : مگه تو به عدالت اعتقاد داری .؟

👤آگاتا کریستی | سپس هیچکدام باقی نماندند
روي تنهايي مي شه كار كرد اما ارزشي نداره، اين باهم بودناست كه بايد روش تمركز كرد. اين عشقِ درونِ آدماست كه بايد بهش اهميت بديم. باور كنين اگر روي احساساتمون، روي كنار هم بودن و علاقمون كار كنيم، ديگه دوري و فراق پيش نمياد كه بخوايم به تنهايي فكر كنيم يا بهش شاخ و برگ بديم....
من همه جاي زندگيم بودنتو حس ميكنم
دوست داشتنت يه خواب كوتاه نيست..
‏به گريه در وسط شعرهايى از "سعدى"
‏به چاى خوردن تو پيش آدمِ بعدى...
نه به انتظار یاری
نه ز یار، انتظاری :)

- هوشنگ ابتهاج
-در خيالات خودم در زير بارانى كه نيست
مى رسم باتو به خانه از خيابانى كه نيست..
هر بار که دستم توی
لیست مخاطبان گوشی
به اسمت می رسد
وسوسه می شوم
می گویم بگذار حالت را بپرسم
اما وقتی میدانم, پرسشم بی پاسخ می ماند
دوباره دست می کشم

آخر چرا این حس قوی لعنتی یکطرفه است
مگر نمی گویند هر آن کس دندان دهد, نان دهد

حالا که دست من کوتاه است و خرما بر نخل
خدایا, کجای کار دارد می لنگد

فکر نمی کنم با صبر کردن هم غوره ای حلوا شود
با صبر کردنم غوره شراب شوری می شود
که هر قطره اش بر من حرام است . . .

#سعیده_نظیری
خب لعنتی جان !
یکبار هم تو بشو همانی که من می خواهم
همانی که برایم آرام ‌و ‌قرار ندارد ..
همانی بشو که قصه ام را همه جا ، جار می زند
همانی که با شنیدن صدایم دلش هُری می ریزد پایین ،
و قند توی دلش آب میشود ..
یکبار هم تو عاشقم باش
و برایم دیوانگی کن
دلبر جان !
نمیشود کمی من شوی ؟

#مهدی‌محمدپور
فروشنده گفت: ساز دست دوم را بردار
کوک تر است . . .

راست می گفت
سازی که عاشقانه های یک نفر را نواخته
سازی که همدم تنهایی اش بوده
چطور می تواند کوک نباشد

ببین چه بر سر ویرانه ی دلش آمده که آن همه سوز را یکجا فروخته

چه کسی خبر دارد؟

شاید هم دنیا به سازش رقصیده و دیگر نیازی به مونس تنهاییش نداشته . . .

#سعیده_نظیری
کاش اینه ها هم
تصویر کسانی که جلویشان ایستاده اند
را ذخیره میکردند
ان وقت میشد
برگردانم به عقب خیلی عقب
تا دوباره یه دل سیر نگاهت کنم
و من غر بزنم که زود باش...زودباش...زود
ولی تو لبخند زنان بگی تمومه و
حاضر شوی
حاضر شوی
حاضر شوی
و دلم برایت ضعف برود

#پوریاقرایی