مثل یک شایعه درروزنامه ای کثیرالانتشار
مثل آبروی ریخته شده
مثل قاصدکی معلق درهوا
دوست داشتنت ازدستم دررفته
ودیگر
هیچ چیز مثل قبل نخواهدشد!
مثل آبروی ریخته شده
مثل قاصدکی معلق درهوا
دوست داشتنت ازدستم دررفته
ودیگر
هیچ چیز مثل قبل نخواهدشد!
بهم گفت اولین بوسه س
بهم گفت اولین باره
ولی فهمیده بودم از
گذشته ش خاطره داره
مث شعله که می افته
به جون چوب، میبوسید
برای اولین بوسه
زیادی خوب میبوسید
بهم گفت تکیه گاهم باش
خودش ویرونه بود اما
بهم گفت بکره آغوشم
مسافر خونه بود اما...
#احسان_رعیت
بهم گفت اولین باره
ولی فهمیده بودم از
گذشته ش خاطره داره
مث شعله که می افته
به جون چوب، میبوسید
برای اولین بوسه
زیادی خوب میبوسید
بهم گفت تکیه گاهم باش
خودش ویرونه بود اما
بهم گفت بکره آغوشم
مسافر خونه بود اما...
#احسان_رعیت
بخدا تو را از
خوابِ نرسیده به صبح
هم بیشتر دوست دارم
بیشتر از صبحهایِ جمعه،
عصرهایِ لواشک و آلوچه
تو را از زنگهایِ تفریح هم
بیشتر دوست دارم
بیشتر از خیلی، بیشتر از زیاد!
من تو را یک عالمه دوست دارم...
خوابِ نرسیده به صبح
هم بیشتر دوست دارم
بیشتر از صبحهایِ جمعه،
عصرهایِ لواشک و آلوچه
تو را از زنگهایِ تفریح هم
بیشتر دوست دارم
بیشتر از خیلی، بیشتر از زیاد!
من تو را یک عالمه دوست دارم...
قهری؟
دلخوری؟
هر چه هستی باش
گوشی را بردار حالم را بپرس
كاش يكبار برای هميشه بفهمی
تو
گاهی آنقدر خواستنی می شوی
كه دلم نمی آيد
پُشتِ سرت به ديگران بگويم
او هم مثلِ بقيه درست شدنی نبود...
دلخوری؟
هر چه هستی باش
گوشی را بردار حالم را بپرس
كاش يكبار برای هميشه بفهمی
تو
گاهی آنقدر خواستنی می شوی
كه دلم نمی آيد
پُشتِ سرت به ديگران بگويم
او هم مثلِ بقيه درست شدنی نبود...
روزی که فکر کردی یک چیزی رو از ته دل دوست داری هیچوقت ولش نکن. ممکنه دوباره تکرار نشه. آدم وقتی تو سن و سال توئه فکر میکنه بازم پیش مییاد، باید ده پونزده سال بگذره تا بفهمی همون یک بار بوده. که حالِت دیگه خوب نمیشه. عشق یعنی حالِت خـوب باشه. کاش یکی اون موقع ها اینچیزارو به من میگفت..
آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را
ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را
خاموش میکنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا
صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری
می خواهم بدانم،
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز
می کنی تابرای
خوشبختی خودت دعا کنی؟
#سهراب_سپهري
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را
ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را
خاموش میکنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا
صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری
می خواهم بدانم،
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز
می کنی تابرای
خوشبختی خودت دعا کنی؟
#سهراب_سپهري
حسِ دوست داشته شدن،
همین که معشوقِ کسی باشی،
بهترین حسِ دنیاست.
همین که خیالت جمع میشود
یک نفر هست که پایبند توست.
دلش بی تابِ نگاه توست
حُرمِ دستانت را به دنیا نخواهد داد.
وسوسه ات میکند بُت باشی
به سرت میزند خدایی کنی
اما خدا نیاورد روزی را که
عاشقت را خسته کنی
که بِبُرد
که تصمیم بگیرد دوستت داشته باشد،
اما از دور
آنوقت تو میمانی و یک دنیا جای خالی...
#حامد_رجب_پور
همین که معشوقِ کسی باشی،
بهترین حسِ دنیاست.
همین که خیالت جمع میشود
یک نفر هست که پایبند توست.
دلش بی تابِ نگاه توست
حُرمِ دستانت را به دنیا نخواهد داد.
وسوسه ات میکند بُت باشی
به سرت میزند خدایی کنی
اما خدا نیاورد روزی را که
عاشقت را خسته کنی
که بِبُرد
که تصمیم بگیرد دوستت داشته باشد،
اما از دور
آنوقت تو میمانی و یک دنیا جای خالی...
#حامد_رجب_پور
بدخلق و کسل این طرف و آن طرف میرفت و در جواب «چِت شده؟»هایم میگفت: نمیدونم... نمیدونم چرا حوصله ندارم...
دلگرفتگیهای ناگهانی و به ظاهر بیدلیل، اتفاق عجیبی نبود، نیست، و بعد از این هم بارها و بارها تکرار خواهد شد. همین که وسطِ یک چای خوردنِ عصرگاهی بعد از یک روز نسبتا خوب، کشف میکنی که اندازهی یک ساعت پیشت حوصله نداری، همین که وسط خندههای بلندت ساکت میشوی و میبینی یک جایی ته دلت ناآرام است، همین کلافگیها و بیقراریهایی که در یک لحظه میآید و هیچ جوره خوب نمیشود و دلیلش نه در نگاه دور و بریهاست، نه در گفتگوهای سر صبحی، نه در هوای نیمه ابری. همین به هم ریختگیهای عمیق که هر چه دنبال دلیلش میگردی، خودش را نشان نمیدهد.
اما فکر کردم شاید خیلی هم بیدلیل نباشد. بیقراریای که هیچ چیز آرامَش نمیکند، بیدلیل باشد؟ بیبهانه؟
نگاهش کردم و با اطمینانی از ته قلبم گفتم: شاید اون وقتایی که بیدلیل حالت بده و دلت میگیره، گمشدهت یه گوشهی دنیا دلگیر نشسته و داره غصههاشُ میشمره... دل دو تا نیمه به هم وصله...
#آنا_جمشیدی
دلگرفتگیهای ناگهانی و به ظاهر بیدلیل، اتفاق عجیبی نبود، نیست، و بعد از این هم بارها و بارها تکرار خواهد شد. همین که وسطِ یک چای خوردنِ عصرگاهی بعد از یک روز نسبتا خوب، کشف میکنی که اندازهی یک ساعت پیشت حوصله نداری، همین که وسط خندههای بلندت ساکت میشوی و میبینی یک جایی ته دلت ناآرام است، همین کلافگیها و بیقراریهایی که در یک لحظه میآید و هیچ جوره خوب نمیشود و دلیلش نه در نگاه دور و بریهاست، نه در گفتگوهای سر صبحی، نه در هوای نیمه ابری. همین به هم ریختگیهای عمیق که هر چه دنبال دلیلش میگردی، خودش را نشان نمیدهد.
اما فکر کردم شاید خیلی هم بیدلیل نباشد. بیقراریای که هیچ چیز آرامَش نمیکند، بیدلیل باشد؟ بیبهانه؟
نگاهش کردم و با اطمینانی از ته قلبم گفتم: شاید اون وقتایی که بیدلیل حالت بده و دلت میگیره، گمشدهت یه گوشهی دنیا دلگیر نشسته و داره غصههاشُ میشمره... دل دو تا نیمه به هم وصله...
#آنا_جمشیدی
زندگی مون شده یه صفحه ۳ اینچی که ضربان قلبمون با کلماتش کم و زیاد میشه :)
من نمیتونم بهت بگم که
از اولین نگاه عاشقت شدم
یا دومین،سومین یاحتی چهارمین
ولی یادم میاداولین باری که از کنارت ردشدم،وتونستم حس کنم که کنارتوبودچقد میتونه متفاوت باشه!
از اولین نگاه عاشقت شدم
یا دومین،سومین یاحتی چهارمین
ولی یادم میاداولین باری که از کنارت ردشدم،وتونستم حس کنم که کنارتوبودچقد میتونه متفاوت باشه!
عاشق کسی باشی
که میدانی
هفت سال بعد
تو را خواهد کشت
اما امروز
تو را
عاشقانه در آغوش میکشد
و حاضر است
جانش را فدایت کند
نمیدانم
چرا من را خواهد کشت
آنقدر خوب است
و آنقدر عاشقش هستم
که گاهی فکر میکنم
شاید هفت سال بعد
حق با او باشد…!
#افشین_یداللهی
که میدانی
هفت سال بعد
تو را خواهد کشت
اما امروز
تو را
عاشقانه در آغوش میکشد
و حاضر است
جانش را فدایت کند
نمیدانم
چرا من را خواهد کشت
آنقدر خوب است
و آنقدر عاشقش هستم
که گاهی فکر میکنم
شاید هفت سال بعد
حق با او باشد…!
#افشین_یداللهی
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
AliReza Azar – Ham Marg
در خانه ی من عشق خدایی میکرد
بانویِ هنر ، هنرنمایی میکرد
من زیستَنم قصه ی مردم شده است
یک "تو" وسط زندگیَم گم شده است
💛
بانویِ هنر ، هنرنمایی میکرد
من زیستَنم قصه ی مردم شده است
یک "تو" وسط زندگیَم گم شده است
💛