۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
چقدر دلم خواست
امروز صبح
وقتی از خواب بیدار شدم
وقتی پتو را کنار زدم
وقتی هوایِ سردِ اتاق رویِ صورتم نشست
دستم را دراز کنم و گوشی را بردارم
دوباره پتو را روی صورتم بکشم
و با چشمانی نیمه باز ببینم پیام داده ای،
از آن پیام های دستوری

"که تمام کارهای امروزت را کنسل کن
که دلم میخواهد بعد از خوردنِ حلیم بایستیم گوشه ی خیابان و چایِ داغِ قند پهلو بنوشیم...
که وقتی سردم شد مچاله شوم در آغوشِ تبدارت...!"

تا با همان حالتِ خواب آلود
لبخند رویِ صورتم بنشیند
و به شوق بوسیدن ات از خانه بزنم بیرون... .

اما راستش را بخواهی
گوشی را برداشتم
پتو را هم رویِ صورتم کشیدم
اما خبری از پیامت نبود
یعنی مدت هاست خبری نیست
اما آدم است دیگر
دل است دیگر...

عکس های پروفایل ات را چند باری نگاه کردم...
چند کلمه ای قربان صدقه ات رفتم
و بی حال و بی رمق و خیره...
راهیِ محل کارم شدم
راهیِ روز مرگی هایم شدم اما
انگار
یک چیزی را
در خیابان
جا گذاشته بودم...
@Deep_Mo
#علی_سلطانی
جنون جنسیت نمی شناسد
من زن هایی دیده ام، مجنون
و مردهایی که لیلی شده اند...
ديروز زنی در خیابان پرواز می کرد
فریاد زد:
" عاقبت بوسیدمش "
@Deep_Mo
#نیما_هوشمند
تو حین حرف زدن، یهو ساکت شد؛ انگار که نفسشو گرفته باشن... صداش درنیومد دیگه!
دوید سمت یخچال یکی از اون قرصای لعنتی رو خورد و پشت بندش یه لیوان آب ‌...
بعد نوبت سرفه های لعنتی تر شد
هر سرفه ای که می کرد انگار یه تکه از جونم کنده می شد.
یه نگا به خودم کردم...
قرار بود دوای درداش باشم.
قرار بود حالِ خوبش باشم،
قرار بود ... نبود!؟

داد زدم :
+ "مگه قرار نبود حالِ خوبت باشم؟"
اون زهر ماریا چیه می خوری
خندید...
خندید و باز سرفه کرد
- "من حالم خوبه؛ وقتی باهام حرف میزنی طپش قلب میگیرم؛ باید بخورم؛ باید بخورم تا باز برام حرف بزنی؛ تا باز بشنفمت..."
@Deep_Mo
#حمید_جدیدی
‏نامم را پدرم انتخاب کرد
نام خانوادگیم را جدم
از دارِ دنیا یک عشق را خودم انتخاب کردم که آن هم... :)
@Deep_Mo
اگه از چنل راضی هستین، بنر رو واسه دوستانتون هم ارسال کنین 😊
@Deep_Mo
@Deep_Mo
مردمک چشم هایت را دوست دارم
تیره اند
شب اند
حواس مرا پرت می کنند
ومی برند
به دنیایی
که در آن مرا دوست داری!
@Deep_Mo
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Azadeh Mahdavi Azad @mytehranmusic – Je t'aime
کاره بسیار زیباییـه، ایشون یکی از بهترین فلوت زنایِ ایرانن...
کاور آهنگ Je T'aime از لارا فابینـه.
#پیشنهادی
Forwarded from panda music🐼
Who wrote the Bible? Who wrote the Qur'an?
کی اصلا انجیل و نوشته و کی قرآن و ؟
And was it a lightning storm
و اون رعد و برق مهیب که میگن چیه 
That gave birth to the Earth
که به زمین تولد بخشیده
And then dinosaurs were born? damn
و اون موقع دایناسورها متلود شدن ؟ لعنت 
Who made up words? who made up numbers?
کی حروف ساخته ؟ و کی اعداد و ؟
And what kind of spell is mankind under?
و نسل بشریت زیر کدوم جادو و طلسمیه 
Everything on the planet we preserve and can it
همه ی اون چیزی که رو این کره ی خاکی باقی گذاشتیم و 
Microwaved it and try it
میتونیم تو قوطی کنیم و ، گرم کنیم و امتحانش کنیم
No matter what we'll survive it
مهم نیس چیکار میکنیم فقط باید جون سالم به در ببریم
What's hue? what's man? what's human?
ذات چیه ؟ آدم چیه ؟ انسانیت چی چیه ؟
Anything along the land we consuming
هرچی سراسر این سرزمین بوده ما مصرف میکنیم
Eatin', deletin', ruin
میخوریم ، محوش میکنیم و نابودش میکنیم
Trying to get paper
واسه یه برگ کاغذ
Gotta have land, gotta have acres
باید یه سرزمین ، یه هکتار رو به چنگ بیاریم
So I can sit back like Jack Nicholson
میتونم بشینم مثل جک نیکولاس
Watch n-ggas play the game like the lakers
کاکا سیاهایی و که مثل لیکرها بازی میکنن و تماشا کنم
In a world full of fakers
تو دنیایی که پر از متقلبه
Gypsies, seances, mystical prayers
پر از کولی ، احضارگرای ارواح و جادوگراس
You superstitious? throw salt over your shoulders
خرافاتی شدی ؟؟؟ واسه دفع بلا رو شونه هات نمک میریزی؟
Make a wish for the day cuz
واسه روزت یه حاجت داشته باش
Like somebody got a doll of me
مثل کسی که با یه عروسک من و طلسم میکنه
Stickin' needles in my arteries
مثل سوزن هایی که توی رگ هام فرو رفته
But I can't feel it
ولی نمیتونم حسش کنم 
Sometimes it's like 'pardon me, but I got a real big spirit'
بعضی موقع ها مثل اینه که یکی در گوشت بگه " من و ببخش ، ولی یه روح خیلی با عظمت دارم "
I'm fearless…. I'm fearless
من نترسم ، من نترسم
Don't you try and grab hold of my soul
سعی نکن که بیای و بخوای بزور روح من و به چنگ بیاری
It's like a military soldier since seven years old
مثل یه سرباز جنگی که از 7 سالگی این کارست
I held real dead bodies in my arms
بدن های بی جان واقعی و بسیاری رو در دستام گرفتم
Felt their body turn cold, oh
اینکه بدنشون چطوری سرد میشه رو حس کردم
Why we born in the first place
چرا اصلا بار اول اینجا متولد شدیم
If this is how we gotta go?
اگه باید به این صورت ترکش بگیم
Damn
لعنت
من آدولف هیتلر هستم.
من همونم که یه شب به سرم زد فاتح قلب کسی بشم که همه ی دنیا می گفتن هیچ وقت نمی تونی این کار رو بکنی ولی من با تموم قدرت شروع کردم، خوب هم پیش رفتم، خیلی هم بهش نزدیک شدم، اما درست لحظه ای که خواستم تصاحبش کنم، اسیر سرما شدم. سرمای نگاهش، مثل هیتلر که اسیر سرمای زمستون شوروی شد...

هیچ فرقی نداره سرمای نگاه کسی که دوستش داری با سرمای زمستون شوروی، جفتش باعث میشه یه ارتش تلف بشه و جنگ جهانی رو ببازی ...
می دونی اگه آدولف هیتلر، اسیر سرمای وحشتناک شوروی نشده بود، چه اتفاقی می افتاد؟
اون می تونست کل دنیا رو بگیره.
داري ميري مهموني! اون نقاب لعنتيت هم يادت نره با خودت برداريش
بخند
برا همه بخند
تو خوبي!

[بيتا]
سال ها پیش پدربزرگ از مکه آمده بود و برایمان سوغاتی آورده بود
برای من یک تفنگ آورده بود که با باتری کار می کرد.هم نور پخش می کرد و هم صدایی شبیه به آژیر داشت
آنقدر دوستش داشتم که صبح تا شب با خودم تفنگ بازی می‌کردم
همه را کلافه کرده بودم
می گفتند انقدر صدایش را در نیار
انقدر تفنگ بازی نکن
باتری اش تمام می شود
یادم می آید می خندیدم و می‌گفتم
خوب تمام شود می‌روم باتری می خرم و باز بازی می کنم
چند روزی گذشت تا برایمان مهمان آمد
وسط تفنگ بازی با پسر مهمان دقیقا جایی که حساس ترین نقطه ی بازی بود باتری تفنگم تمام شد
دیگر نه نور داشت و نه آژیر
نمی توانستم شلیک کنم و بازی را باختم
امروز به این فکر می کنم که چقدر شبیه کودکیم هست این روز ها
تمام انرژی ام را بیهوده هدر دادم
برای انسان هایی که نبودند یا نماندند
برای کار هایی که مهم نبودند
حالا که همه چیز مهم و جدی ست
حالا که مهمترین قسمت بازی ست
انرژی ام تمام شده
بعضی وقتا نمی دانی چقدر از انرژیت باقی مانده
فکر می‌کنی همیشه فرصت هست
ولی حقیقت این ست گاهی هیچ فرصتی نداری
اگر روزی صاحب فرزند شدم به او خواهم گفت مراقب باتری زندگی ات باش
بیهوده مصرفش نکن
شاید جایی که به آن نیاز داری تمام شود ... !
@Deep_Mo