۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار…
من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک
لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد
گریه تلخ تو را
و من رفتم و هنوز
سالهاست که در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت
#فروغ_فرخزاد
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک
لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد
گریه تلخ تو را
و من رفتم و هنوز
سالهاست که در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت
#فروغ_فرخزاد
با تمام وجود غمگینم...
شادی ام مال سال ها قبله...
چشم باز ایستاده میخوابم...
مثل اسبی که توی اصطبله...
#شاهین_نجفی
شادی ام مال سال ها قبله...
چشم باز ایستاده میخوابم...
مثل اسبی که توی اصطبله...
#شاهین_نجفی
یهو چشماتو باز میکنی میبینی یکی و دوست داری, ولی میبینی فقط یه دوستی براش,
یه دوستِ خوب,
یه رفیقِ مطمعن,
یه کسی که اگر آسمون به زمینم بیاد و خدا برسه پایین,
بازم اون دوستِ خوب میمونی,
اون اعتماد و داره
اون احترام,
اون ارزش,
تمامت و میزاری مستقیم و غیر مستقیم بگی که هستی تا همیشه ...
پیشِشی, با همه ی احترامی که برات قائله,
تمامتو برمیداره میزاره یه گوشه,
تا جایِ اون دوستیِ بهم نخوره,
ولی دوست داشتنشو از کنارِت میبره,
رفیقِ تنها دوست داشتنیِ زندگیت شدن سخته,
فقط رفیق و دوستش بودن سخته,
وقتی همه ات با همه اش درگیرِ,.....
سخته.....
#فرگل_مشتاقی
یه دوستِ خوب,
یه رفیقِ مطمعن,
یه کسی که اگر آسمون به زمینم بیاد و خدا برسه پایین,
بازم اون دوستِ خوب میمونی,
اون اعتماد و داره
اون احترام,
اون ارزش,
تمامت و میزاری مستقیم و غیر مستقیم بگی که هستی تا همیشه ...
پیشِشی, با همه ی احترامی که برات قائله,
تمامتو برمیداره میزاره یه گوشه,
تا جایِ اون دوستیِ بهم نخوره,
ولی دوست داشتنشو از کنارِت میبره,
رفیقِ تنها دوست داشتنیِ زندگیت شدن سخته,
فقط رفیق و دوستش بودن سخته,
وقتی همه ات با همه اش درگیرِ,.....
سخته.....
#فرگل_مشتاقی
من را به گناه بی گناهی کشتی
بانویِ شکار، اشتباهی کشتی
علیرضا آذر
بانویِ شکار، اشتباهی کشتی
علیرضا آذر
ما داریم زندگی را می بازیم. خودمان را هی گول میزنیم. همیشه به دنبال معجزه هستیم که کسی بیاید و ما را با خودش ببرد، ببرد به نا کجا آباد؛ جایی که به هیچکس تعلق ندارد. ببرد به آنجا که تمامِ آرزوهای بچگیِ مان یک جا تحقق یابد.
اما او چکار میکند؟ خب معلوم است نمی آید...اگر هم دری به تخته بزند و کسی را که میخواستی از آسمان به زمین بیفتد ، دوباره به همان آسمان بازمیگردد ...
#حسن_خیری
اما او چکار میکند؟ خب معلوم است نمی آید...اگر هم دری به تخته بزند و کسی را که میخواستی از آسمان به زمین بیفتد ، دوباره به همان آسمان بازمیگردد ...
#حسن_خیری
رضا مارمولک : اهلی کردن یعنی چه ؟
حاج توسلی : خب، اهلی کردن ینی ایجاد علاقه کردن ، که اینروزا خیلی کمرنگ شده....
مارمولک
حاج توسلی : خب، اهلی کردن ینی ایجاد علاقه کردن ، که اینروزا خیلی کمرنگ شده....
مارمولک
اگر دلش تنگ بشه زنگ می زنه، اگر بخواد ببیندت میاد و اگر دوستت داشته باشه نشون می ده، خودتو گول نزن باشه؟
راستش رو بخواي اون قشنگترين و درخشنده ترين ستاره ي آسمونم بود؛
ولي نميدونم چي شد كه از يه شب به بعد
ديگه محو شد، ديگه نديدمش...
ولي نميدونم چي شد كه از يه شب به بعد
ديگه محو شد، ديگه نديدمش...
یاد بگیر عزیزِ من !
به زبان اگر آوردی دوستت دارم را
حواست باشد که با تمامِ وجود می گویی
که چشمهایت جایِ دیگر نیست
فکرت در کوچه ی معشوقه ای پرسه نمی زند
حواست باشد که گاهی
اعتماد
تمامِ چیزیست که از یک آدم می ماند
که شکستنش یعنی مرگ
یعنی نابودی ..!
#عادل_دانتیسم
به زبان اگر آوردی دوستت دارم را
حواست باشد که با تمامِ وجود می گویی
که چشمهایت جایِ دیگر نیست
فکرت در کوچه ی معشوقه ای پرسه نمی زند
حواست باشد که گاهی
اعتماد
تمامِ چیزیست که از یک آدم می ماند
که شکستنش یعنی مرگ
یعنی نابودی ..!
#عادل_دانتیسم
دردی که انسان را به سکوت وا میدارد
بسیار سنگینتر از دردیست
که انسان را به فریاد وا میدارد
و انسانها فقط به فریاد هم میرسند
نه به سکوت هم ...
[فروغ فرخزاد]
بسیار سنگینتر از دردیست
که انسان را به فریاد وا میدارد
و انسانها فقط به فریاد هم میرسند
نه به سکوت هم ...
[فروغ فرخزاد]
- ممنونم که آرومم میکنی:)
+ این کمترین کاریه که از دستم برمیاد.
- و این کار از هیچ آدم دیگهای برنمیاد :)
+ این کمترین کاریه که از دستم برمیاد.
- و این کار از هیچ آدم دیگهای برنمیاد :)
پرسیدم جهنم کجاست؟
گفت: قلبی را پیدا کن که نمی تواند دوستت داشته باشد.
برادران کارامازوف / #داستایوفسکی
گفت: قلبی را پیدا کن که نمی تواند دوستت داشته باشد.
برادران کارامازوف / #داستایوفسکی
حسِ دوست داشته شدن،
همین که معشوقِ کسی باشی،
بهترین حسِ دنیاست.
همین که خیالت جمع میشود
یک نفر هست که پایبند توست.
دلش بی تابِ نگاه توست
حُرمِ دستانت را به دنیا نخواهد داد.
وسوسه ات میکند بُت باشی
به سرت میزند خدایی کنی
اما خدا نیاورد روزی را که
عاشقت را خسته کنی
که بِبُرد
که تصمیم بگیرد دوستت داشته باشد،
اما از دور
آنوقت تو میمانی و یک دنیا جای خالی...
#حامد_رجب_پور
همین که معشوقِ کسی باشی،
بهترین حسِ دنیاست.
همین که خیالت جمع میشود
یک نفر هست که پایبند توست.
دلش بی تابِ نگاه توست
حُرمِ دستانت را به دنیا نخواهد داد.
وسوسه ات میکند بُت باشی
به سرت میزند خدایی کنی
اما خدا نیاورد روزی را که
عاشقت را خسته کنی
که بِبُرد
که تصمیم بگیرد دوستت داشته باشد،
اما از دور
آنوقت تو میمانی و یک دنیا جای خالی...
#حامد_رجب_پور
خواستن همیشه توانستن نیست
من تو را می خواستم
توانستم؟
لب داشتم، بوسه خواستم
توانستم؟
دست داشتم، آغوش
توانستم؟
گاهی خواستن توان ندارد
زورش به رفتن، نبودن، نیست شدن
نمی رسد که نمی رسد
او هم که گفته کوه را به دوش می کشد
اگری داشت محال
پاسخی که هرگز نشنیده بود
او به نه باخته بود،
که چنین به ادعا حرف می زد.
من ساده می گویم
اگر چشم هایت مرا
می پسندید
کارهای عجیب می کرد
دیوانگی های عجیب و غریب
چیز زیادی نمی خواستم
فقط سری که شب ها روی سینه ات بخواب رود
روزها زود بلند می شدم
و آنقدر دوستت می داشتم
که نفهمیم
چگونه پای هم پیر شدیم.
من تو را برای پایان خستگی هایم
نمی خواستم
فقط می خواستم
جای آه!
دهانم گرم اسمت باشد
عزیزم هایی که قبض برق خانه را
پرداخت نمی کنند اما
کاری با چشم های تو می کنند
که اتاق شب هم نور داشته باشد!
من خواستم دوستم داشته باشی
باشی
همین
من همین کار ساده را از تو
خواستم
توانستی؟
توانستم؟
#رسول_ادهمی
من تو را می خواستم
توانستم؟
لب داشتم، بوسه خواستم
توانستم؟
دست داشتم، آغوش
توانستم؟
گاهی خواستن توان ندارد
زورش به رفتن، نبودن، نیست شدن
نمی رسد که نمی رسد
او هم که گفته کوه را به دوش می کشد
اگری داشت محال
پاسخی که هرگز نشنیده بود
او به نه باخته بود،
که چنین به ادعا حرف می زد.
من ساده می گویم
اگر چشم هایت مرا
می پسندید
کارهای عجیب می کرد
دیوانگی های عجیب و غریب
چیز زیادی نمی خواستم
فقط سری که شب ها روی سینه ات بخواب رود
روزها زود بلند می شدم
و آنقدر دوستت می داشتم
که نفهمیم
چگونه پای هم پیر شدیم.
من تو را برای پایان خستگی هایم
نمی خواستم
فقط می خواستم
جای آه!
دهانم گرم اسمت باشد
عزیزم هایی که قبض برق خانه را
پرداخت نمی کنند اما
کاری با چشم های تو می کنند
که اتاق شب هم نور داشته باشد!
من خواستم دوستم داشته باشی
باشی
همین
من همین کار ساده را از تو
خواستم
توانستی؟
توانستم؟
#رسول_ادهمی
شنیدم ماهی ها حافظشون خیلی کوتاهه،
در حد چند ثانیه!
ولی فیل ها هیچی از یادشون نمیره،هیچی!
من اون لعنتی رو خیلی دوست داشتم،چشم هاش آدم را به مرز نابودی می کشوند...
واسه همین احساس کردم دارم آب ششم رو از دست میدم و جاش خرطوم در میارم!
#روزبه_معین
در حد چند ثانیه!
ولی فیل ها هیچی از یادشون نمیره،هیچی!
من اون لعنتی رو خیلی دوست داشتم،چشم هاش آدم را به مرز نابودی می کشوند...
واسه همین احساس کردم دارم آب ششم رو از دست میدم و جاش خرطوم در میارم!
#روزبه_معین