من نمیگم قبل از تو هیچکسی رو دوست نداشتم
من نمیگم قبل از تو نشده از بی خبریِ کسی،دلم شور بزنه
من نمیگم تا حالا فکر نکردم بدونِ چشمای کسی جز تو،نمیتونم زندگی کنم.
اما یه چیزی این وسط بین تو با اونی که من دچارِ سو تفاهمش شدم،خیلی فرق میکنه.
من بعد از یه مدت کوتاهی که اون رو نداشتمش یهو به خودم اومدم و فهمیدم که
هر روز بیشتر داره حالم خوب میشه
هر روز بیشتر دارم حسای خوبی رو تجربه میکنم که با اون مشترک نیست
هر روز بیشتر دارم رو پای خودم میمونم و
هر روز کوچیک ترین چیزا میتونن کُلی خوشحالم کنن
اما هرچی بیشتر از نبودنِ تو که میگذره دلم بیشتر برات تنگ میشه
هر روز کلی اتفاق خوب میفته که من حتی بهشون لبخندم نمیزنم
نداشتنِ تو،حالِ بدش،مثل حالِ بدِ شباییِ که مامان حالش خوب نیست.
نداشتنِ تو مثلِ صبحِ شنبه، تنهاییِ بعد از شلوغی حس ِتلخیِ که هیچ چیزی جز اومدنت جبرانش نمیکنه...
و اینا یعنی من شاید قبلاً کسی رو دوست داشتم،اما تورو واقعاً دوست دارم.
#حامد_رجب_پور
من نمیگم قبل از تو نشده از بی خبریِ کسی،دلم شور بزنه
من نمیگم تا حالا فکر نکردم بدونِ چشمای کسی جز تو،نمیتونم زندگی کنم.
اما یه چیزی این وسط بین تو با اونی که من دچارِ سو تفاهمش شدم،خیلی فرق میکنه.
من بعد از یه مدت کوتاهی که اون رو نداشتمش یهو به خودم اومدم و فهمیدم که
هر روز بیشتر داره حالم خوب میشه
هر روز بیشتر دارم حسای خوبی رو تجربه میکنم که با اون مشترک نیست
هر روز بیشتر دارم رو پای خودم میمونم و
هر روز کوچیک ترین چیزا میتونن کُلی خوشحالم کنن
اما هرچی بیشتر از نبودنِ تو که میگذره دلم بیشتر برات تنگ میشه
هر روز کلی اتفاق خوب میفته که من حتی بهشون لبخندم نمیزنم
نداشتنِ تو،حالِ بدش،مثل حالِ بدِ شباییِ که مامان حالش خوب نیست.
نداشتنِ تو مثلِ صبحِ شنبه، تنهاییِ بعد از شلوغی حس ِتلخیِ که هیچ چیزی جز اومدنت جبرانش نمیکنه...
و اینا یعنی من شاید قبلاً کسی رو دوست داشتم،اما تورو واقعاً دوست دارم.
#حامد_رجب_پور
دیدی هعی میری نمیشه
خسته میشی
دیدی
میگی ایندفه آخره میگیره
نمیشه
کنج میشینی ، پر بسته میشی
دیدی
ترحم میکنن ، غصه نخور پسر
میریزی بهم
مث شیر تو قفس پر بسته میشی
دیدی
عصن حرفاتو نمیفهمن
لا نعره هات خفه میشی
دیدی
میری قدم بزنی حرف نشنوی
میگی کجا برم ؟ رفیقم این شهره من بد غریب کُشه
دوسِت میشه تا لب آب میبره و تشنه میکشه
دنیای بی تو ؟؟ عشق عشق ....
اینروزا همش ماله دیوونه هاس ...
#حمیدصفت
خسته میشی
دیدی
میگی ایندفه آخره میگیره
نمیشه
کنج میشینی ، پر بسته میشی
دیدی
ترحم میکنن ، غصه نخور پسر
میریزی بهم
مث شیر تو قفس پر بسته میشی
دیدی
عصن حرفاتو نمیفهمن
لا نعره هات خفه میشی
دیدی
میری قدم بزنی حرف نشنوی
میگی کجا برم ؟ رفیقم این شهره من بد غریب کُشه
دوسِت میشه تا لب آب میبره و تشنه میکشه
دنیای بی تو ؟؟ عشق عشق ....
اینروزا همش ماله دیوونه هاس ...
#حمیدصفت
دلتنگی را هر چقدر هم که پنهان کنی عاقبت از گوش و چشم و بینیات بیرون میزند. از گوش که بیرون بزند غیر از صدای یار که هر از گاهی از روی توهم به گوشت میرسد نمیشنوی. از چشمت که بیرون بزند جز خاطرات یار که مثل سربازانِ ارتش نازی جلوی چشمت رژه میروند نمیبینی ..
گاهی هم اشک میشود و از چشمهایت سرازیر میشود روی گونههایت ..
از بینی ات که بزند بیرون آنچنان نفست را سنگین میکند که یا وسطِ توهماتت جانت را میگیرد یا وسط تماشای رژهی خاطرات ..
«یا هم در حین خفه کردنِ بغضهای شبانهات در رختخواب غافل گیرت میکند» ..
دیر یا زود کارت تمام است!
خلاصه بگویم که دلتنگی را هر چقدر هم پنهان کنی خودش را نشان میدهد ..
دلتنگی روی آدمهایی که به این مرض دچارند مثل لنگهای بابا لنگ دراز است ..
آنقدر نمایان است که همه به آن نشانه میشناسندشان ..
بابا لنگ دراز ..
آدم دلتنگ ..!
«و عجب نشانهی دلخراشیست این دلتنگی ..»
#پگاه_صنیعی
گاهی هم اشک میشود و از چشمهایت سرازیر میشود روی گونههایت ..
از بینی ات که بزند بیرون آنچنان نفست را سنگین میکند که یا وسطِ توهماتت جانت را میگیرد یا وسط تماشای رژهی خاطرات ..
«یا هم در حین خفه کردنِ بغضهای شبانهات در رختخواب غافل گیرت میکند» ..
دیر یا زود کارت تمام است!
خلاصه بگویم که دلتنگی را هر چقدر هم پنهان کنی خودش را نشان میدهد ..
دلتنگی روی آدمهایی که به این مرض دچارند مثل لنگهای بابا لنگ دراز است ..
آنقدر نمایان است که همه به آن نشانه میشناسندشان ..
بابا لنگ دراز ..
آدم دلتنگ ..!
«و عجب نشانهی دلخراشیست این دلتنگی ..»
#پگاه_صنیعی
فقط
برای تو ساکتم
نه اینکه فراموشت کرده باشم
صبر کرده ام
ببینم
تو هم دلتنگ می شوی؟
نیکی صادقی
برای تو ساکتم
نه اینکه فراموشت کرده باشم
صبر کرده ام
ببینم
تو هم دلتنگ می شوی؟
نیکی صادقی
حزنی در درونم هست؛
پیدا و پنهان
یک غریبهگی
تازه فهمیدم که یا من زیادیام ،در این شهر
یا کسی اینجا کم است…
#جان_یوجل
پیدا و پنهان
یک غریبهگی
تازه فهمیدم که یا من زیادیام ،در این شهر
یا کسی اینجا کم است…
#جان_یوجل
احساس Hypophrenia به حالتی گفته میشود که شما بدون هیچ دلیلى احساس افسردگی میکنید، در این مواقع در ضمیر ناخودآگاهتان، دلتان برای شخصی تنگ شده، اما ضمیر آگاه شما آن را فراموش کرده است
به قول بابام؛
عشق، آینه نیست که طرفت خندید تو هم بخندی، اخم کرد تو هم سگرمههاتو بکشی توی هم!
رابطه آینه نیست که خوب بود خوبی کنی، اگه بد بود تو بدتر بشی!
عشق یعنی ایثار، یعنی فداکاری...
عاشق که بشی باید یاد بگیری یه جایی اگه اون کوتاه اومد، یه جایی هم تو بایستی کوتاه بیای، دو تا من با هم نمیشن ما!
یه وقتایی لازمه اگه اون من بود، تو بشی نیم من، جای دوری نمیره ..!
#طاهره_اباذری
عشق، آینه نیست که طرفت خندید تو هم بخندی، اخم کرد تو هم سگرمههاتو بکشی توی هم!
رابطه آینه نیست که خوب بود خوبی کنی، اگه بد بود تو بدتر بشی!
عشق یعنی ایثار، یعنی فداکاری...
عاشق که بشی باید یاد بگیری یه جایی اگه اون کوتاه اومد، یه جایی هم تو بایستی کوتاه بیای، دو تا من با هم نمیشن ما!
یه وقتایی لازمه اگه اون من بود، تو بشی نیم من، جای دوری نمیره ..!
#طاهره_اباذری
ﻟﺨﺖ ﺩﺭ ﺟﻴﻎ ﺗﺮﻳﻦ ﻟﺤﻈﻪ ی ﺗﺨﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﻓﮑﺮ ِ ﺩﺭ ﺭﻓﺘﻦ ِ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺷﺐ ِ ﺳﺨﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺷﺐ ﻧﻔﺮﻳﻦ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ بی رحمی
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ... می ﺗﺮﺳﻢ... ﻭ ﺗﻮ ﻓﻘﻂ می فهمی!...
کاشکی ﺁﺧﺮ ﺍﻳﻦ ﺳﻮﺯ، بهاری ﺑﺎﺷﺪ
کاشکی ﺩﺭ ﺑﻐﻠﺖ ﺭﺍﻩ ﻓﺮﺍﺭی ﺑﺎﺷﺪ
#سید_مهدی_موسوی
ﻓﮑﺮ ِ ﺩﺭ ﺭﻓﺘﻦ ِ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺷﺐ ِ ﺳﺨﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺷﺐ ﻧﻔﺮﻳﻦ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ بی رحمی
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ... می ﺗﺮﺳﻢ... ﻭ ﺗﻮ ﻓﻘﻂ می فهمی!...
کاشکی ﺁﺧﺮ ﺍﻳﻦ ﺳﻮﺯ، بهاری ﺑﺎﺷﺪ
کاشکی ﺩﺭ ﺑﻐﻠﺖ ﺭﺍﻩ ﻓﺮﺍﺭی ﺑﺎﺷﺪ
#سید_مهدی_موسوی
خیلی بده با تموم وجود بخوای کنار یکی باشی ولی احساس کنی براش اضافی هستی
سالها بعد تو را برای نوههایم تعریف میکنم..!
بدونِ کم و کاستی .. هر چه بود و نبود را برایشان میگویم
به نوهی دختریم میگویم :
- "مادر اونقدر مهرش به دلم بود که اسمشو گذاشتم واسه داییت! "
ميدانم که نوهی پسریَم میپرسد " مادر بزرگ واسه همینه هر وقت بابامو صدا میزنی میگی قربونِ اسمت برم؟"
لبخند میزنم و جوابش را نمیدهم ..
آخر رویَم نمیشود از قربان صدقه رفتنهایم برایت جلوی نوههای قد و نیم قدم بگویم ..!
بعدهها عکسهایت را نشانشان میدهم ..
آنها هم میگویند :
- " چقدر چهرش با جوونیای پدر بزرگ فرق داره "
+ " آره مادر. این یکی شرق بود اون یکی غرب .. آدما شبیه هم نیستن . نمیشه کسی رو پیدا کنی که جای اون یکی رو واست بگیره! نمیتونی آدما رو بذاری جای هم! جای بقیه یا پاشونو میزنه یا دلشونو! نمیشه مادر نمیشه .. "
آخ که چقدر بگویم برایشان از عاشقانههایمان ..
از آن وقتهایی برایشان میگویم که برایِ هم شعر میخواندیم و میخندیدیم !
از آغوشهایمان که همیشه برای هم باز بود .. حتی وقتهایی که از هم دور بودیم!
آخ که چقدر حسودیشان میشود به عشق بازیهایمان ..
این را هم میدانم که حتما یکی از نوههایم میپرسد:
- " مادر جون شما که انقدر عاشق هم بودین چطور شد الان فقط خاطراتش واستون موند؟ "
سرم را پایین میاندازم .. هنوز هم همان عادتم را دارم !
نمیتوانم جلوی کسی گریه کنم ..
وگرنه کجا بهتر از شانههای نوههایم برای زار زدنِ دلتنگیهایم ..
چه دستهایی بهتر از دستهای جگر گوشههایم برای پاک کردنِ اشکهایم !
برای سوالش جوابِ قانع کنندهای ندارم ..
فقط میگویم :
+ " نمیدونم چیشد که رفت مادر جون ..
فقط یه روز چشمامو باز کردم دیدم دیگه نیست ..
دیگه ندارمش!
رفت .. بی سر و صدا !
ولی بعده این همه سال هنوز سر و صدای عشقش ولم نمیکنه ..
هنوز مهرش به دلمه مادر ..
هنوز! "
#پگاه_صنیعی
بدونِ کم و کاستی .. هر چه بود و نبود را برایشان میگویم
به نوهی دختریم میگویم :
- "مادر اونقدر مهرش به دلم بود که اسمشو گذاشتم واسه داییت! "
ميدانم که نوهی پسریَم میپرسد " مادر بزرگ واسه همینه هر وقت بابامو صدا میزنی میگی قربونِ اسمت برم؟"
لبخند میزنم و جوابش را نمیدهم ..
آخر رویَم نمیشود از قربان صدقه رفتنهایم برایت جلوی نوههای قد و نیم قدم بگویم ..!
بعدهها عکسهایت را نشانشان میدهم ..
آنها هم میگویند :
- " چقدر چهرش با جوونیای پدر بزرگ فرق داره "
+ " آره مادر. این یکی شرق بود اون یکی غرب .. آدما شبیه هم نیستن . نمیشه کسی رو پیدا کنی که جای اون یکی رو واست بگیره! نمیتونی آدما رو بذاری جای هم! جای بقیه یا پاشونو میزنه یا دلشونو! نمیشه مادر نمیشه .. "
آخ که چقدر بگویم برایشان از عاشقانههایمان ..
از آن وقتهایی برایشان میگویم که برایِ هم شعر میخواندیم و میخندیدیم !
از آغوشهایمان که همیشه برای هم باز بود .. حتی وقتهایی که از هم دور بودیم!
آخ که چقدر حسودیشان میشود به عشق بازیهایمان ..
این را هم میدانم که حتما یکی از نوههایم میپرسد:
- " مادر جون شما که انقدر عاشق هم بودین چطور شد الان فقط خاطراتش واستون موند؟ "
سرم را پایین میاندازم .. هنوز هم همان عادتم را دارم !
نمیتوانم جلوی کسی گریه کنم ..
وگرنه کجا بهتر از شانههای نوههایم برای زار زدنِ دلتنگیهایم ..
چه دستهایی بهتر از دستهای جگر گوشههایم برای پاک کردنِ اشکهایم !
برای سوالش جوابِ قانع کنندهای ندارم ..
فقط میگویم :
+ " نمیدونم چیشد که رفت مادر جون ..
فقط یه روز چشمامو باز کردم دیدم دیگه نیست ..
دیگه ندارمش!
رفت .. بی سر و صدا !
ولی بعده این همه سال هنوز سر و صدای عشقش ولم نمیکنه ..
هنوز مهرش به دلمه مادر ..
هنوز! "
#پگاه_صنیعی
من عاشـقانه دوسـتش دارم و
اوعاقـلانه طـردم می کند،
منـطق او، حتی از حماقت من هم، احمـقانه تر است!
#احمدشاملو
اوعاقـلانه طـردم می کند،
منـطق او، حتی از حماقت من هم، احمـقانه تر است!
#احمدشاملو
از تو ممنونم
تنها كسی هستی كه
وقتی آخرِ پيامهايم برای تو می نويسم:
" مواظبِ خودت باش "
می فهمی كه دارم مي گويم
كه چقدر دوسِت دارم❤️
#فريد_صارمی
تنها كسی هستی كه
وقتی آخرِ پيامهايم برای تو می نويسم:
" مواظبِ خودت باش "
می فهمی كه دارم مي گويم
كه چقدر دوسِت دارم❤️
#فريد_صارمی