خیلی بده با تموم وجود بخوای کنار یکی باشی ولی احساس کنی براش اضافی هستی
سالها بعد تو را برای نوههایم تعریف میکنم..!
بدونِ کم و کاستی .. هر چه بود و نبود را برایشان میگویم
به نوهی دختریم میگویم :
- "مادر اونقدر مهرش به دلم بود که اسمشو گذاشتم واسه داییت! "
ميدانم که نوهی پسریَم میپرسد " مادر بزرگ واسه همینه هر وقت بابامو صدا میزنی میگی قربونِ اسمت برم؟"
لبخند میزنم و جوابش را نمیدهم ..
آخر رویَم نمیشود از قربان صدقه رفتنهایم برایت جلوی نوههای قد و نیم قدم بگویم ..!
بعدهها عکسهایت را نشانشان میدهم ..
آنها هم میگویند :
- " چقدر چهرش با جوونیای پدر بزرگ فرق داره "
+ " آره مادر. این یکی شرق بود اون یکی غرب .. آدما شبیه هم نیستن . نمیشه کسی رو پیدا کنی که جای اون یکی رو واست بگیره! نمیتونی آدما رو بذاری جای هم! جای بقیه یا پاشونو میزنه یا دلشونو! نمیشه مادر نمیشه .. "
آخ که چقدر بگویم برایشان از عاشقانههایمان ..
از آن وقتهایی برایشان میگویم که برایِ هم شعر میخواندیم و میخندیدیم !
از آغوشهایمان که همیشه برای هم باز بود .. حتی وقتهایی که از هم دور بودیم!
آخ که چقدر حسودیشان میشود به عشق بازیهایمان ..
این را هم میدانم که حتما یکی از نوههایم میپرسد:
- " مادر جون شما که انقدر عاشق هم بودین چطور شد الان فقط خاطراتش واستون موند؟ "
سرم را پایین میاندازم .. هنوز هم همان عادتم را دارم !
نمیتوانم جلوی کسی گریه کنم ..
وگرنه کجا بهتر از شانههای نوههایم برای زار زدنِ دلتنگیهایم ..
چه دستهایی بهتر از دستهای جگر گوشههایم برای پاک کردنِ اشکهایم !
برای سوالش جوابِ قانع کنندهای ندارم ..
فقط میگویم :
+ " نمیدونم چیشد که رفت مادر جون ..
فقط یه روز چشمامو باز کردم دیدم دیگه نیست ..
دیگه ندارمش!
رفت .. بی سر و صدا !
ولی بعده این همه سال هنوز سر و صدای عشقش ولم نمیکنه ..
هنوز مهرش به دلمه مادر ..
هنوز! "
#پگاه_صنیعی
بدونِ کم و کاستی .. هر چه بود و نبود را برایشان میگویم
به نوهی دختریم میگویم :
- "مادر اونقدر مهرش به دلم بود که اسمشو گذاشتم واسه داییت! "
ميدانم که نوهی پسریَم میپرسد " مادر بزرگ واسه همینه هر وقت بابامو صدا میزنی میگی قربونِ اسمت برم؟"
لبخند میزنم و جوابش را نمیدهم ..
آخر رویَم نمیشود از قربان صدقه رفتنهایم برایت جلوی نوههای قد و نیم قدم بگویم ..!
بعدهها عکسهایت را نشانشان میدهم ..
آنها هم میگویند :
- " چقدر چهرش با جوونیای پدر بزرگ فرق داره "
+ " آره مادر. این یکی شرق بود اون یکی غرب .. آدما شبیه هم نیستن . نمیشه کسی رو پیدا کنی که جای اون یکی رو واست بگیره! نمیتونی آدما رو بذاری جای هم! جای بقیه یا پاشونو میزنه یا دلشونو! نمیشه مادر نمیشه .. "
آخ که چقدر بگویم برایشان از عاشقانههایمان ..
از آن وقتهایی برایشان میگویم که برایِ هم شعر میخواندیم و میخندیدیم !
از آغوشهایمان که همیشه برای هم باز بود .. حتی وقتهایی که از هم دور بودیم!
آخ که چقدر حسودیشان میشود به عشق بازیهایمان ..
این را هم میدانم که حتما یکی از نوههایم میپرسد:
- " مادر جون شما که انقدر عاشق هم بودین چطور شد الان فقط خاطراتش واستون موند؟ "
سرم را پایین میاندازم .. هنوز هم همان عادتم را دارم !
نمیتوانم جلوی کسی گریه کنم ..
وگرنه کجا بهتر از شانههای نوههایم برای زار زدنِ دلتنگیهایم ..
چه دستهایی بهتر از دستهای جگر گوشههایم برای پاک کردنِ اشکهایم !
برای سوالش جوابِ قانع کنندهای ندارم ..
فقط میگویم :
+ " نمیدونم چیشد که رفت مادر جون ..
فقط یه روز چشمامو باز کردم دیدم دیگه نیست ..
دیگه ندارمش!
رفت .. بی سر و صدا !
ولی بعده این همه سال هنوز سر و صدای عشقش ولم نمیکنه ..
هنوز مهرش به دلمه مادر ..
هنوز! "
#پگاه_صنیعی
من عاشـقانه دوسـتش دارم و
اوعاقـلانه طـردم می کند،
منـطق او، حتی از حماقت من هم، احمـقانه تر است!
#احمدشاملو
اوعاقـلانه طـردم می کند،
منـطق او، حتی از حماقت من هم، احمـقانه تر است!
#احمدشاملو
از تو ممنونم
تنها كسی هستی كه
وقتی آخرِ پيامهايم برای تو می نويسم:
" مواظبِ خودت باش "
می فهمی كه دارم مي گويم
كه چقدر دوسِت دارم❤️
#فريد_صارمی
تنها كسی هستی كه
وقتی آخرِ پيامهايم برای تو می نويسم:
" مواظبِ خودت باش "
می فهمی كه دارم مي گويم
كه چقدر دوسِت دارم❤️
#فريد_صارمی
ترسناکترین آدما ... اونایی هستن که موقع ناراحتیشون سکوت میکنن !
نمیگن و نمیگن ...
تا اینکه یه روز قلبشون به درد میاد ...
اونموقع ست که چیزی بغیر از شنیدن صدای شکسته شدن قلبشون آرومشون نمیکنه ...
و تو میمونی و ...
یه دنیا سوال و ...
یه راه بی بازگشت...
.
.
.
.
و اون موقع همه چی بی فایده س ....
#محیکس
نمیگن و نمیگن ...
تا اینکه یه روز قلبشون به درد میاد ...
اونموقع ست که چیزی بغیر از شنیدن صدای شکسته شدن قلبشون آرومشون نمیکنه ...
و تو میمونی و ...
یه دنیا سوال و ...
یه راه بی بازگشت...
.
.
.
.
و اون موقع همه چی بی فایده س ....
#محیکس
بعد از تو روزی هزار بار خودم و بقیه را قانع میکنم که رفتنت "دلیل داشت ، منطق داشت! "
به همه میگویم دلش جای دیگر بود که رفت من هم اگر جایش بودم میرفتم! ولی خودم که میدانم من پای برو نداشتم ..
خودم که میدانم اگر دلم جای دیگری بود یک قدم هم سمتت برنمیداشتم ..
همه میگویند مگر نمیدانست دلش اینجا نیست پس چرا آمد تو را وابسته کرد ..
دلت را بی تاب کرد ..
و رفت؟!
چیزی ندارم جوابشان را بدهم یعنی ترجیح میدم به جوابِ اینطور سوالها فکر نکنم ..
چون آخرش میرسم به آنجایی که تو نامرد بودی و من را دوست نداشتی و ..
وای اصلا ولش کن!
آخر تلخیِ این حقیقتها مغزم را چروک میکند ..
میگویم کاش بعد از من به او که میخواهد برسد دلم نمیآید ناراحت ببینمش دلم میخواهد " عاشق " ببینمش!
همه میگویند چه خوبی تو ..
چه عشقی داری تو ..
باز هم هیچ نمیگویم
این بار جواب دارم بدهم! میتوانم بگویم دوستش دارم ..
قلبم برایش میتپد خب!
آرزویی بهتر از عشق ندیدم که برایش بکنم ؛
با اینکه خودم از این دردِ شیرین خیری ندیدم ..
اما میدانم تو اگر عاشق شوی غوغا میکنی ..
میدانم تو اگر عاشق شوی معنیِ عشق را عوض میکنی ..
ولی راستش بغض گلویم را میگیرد نمیتوانم حرف بزنم
آخر این روزها بغضها حسابی اذیتم میکنند ..
بغض نبودنت
بغضِ بوسه زدنهایت بر پیشانی کسی غیر از من!
بغض لذت گرفتن دستهایت که از دست دادم ..
لعنتی بغضهایم نمیگذارد درست قانعشان کنم که " رفتنت دلیل داشت،منطق داشت"
نمیگذارد ..
#پگاه_صنیعی
به همه میگویم دلش جای دیگر بود که رفت من هم اگر جایش بودم میرفتم! ولی خودم که میدانم من پای برو نداشتم ..
خودم که میدانم اگر دلم جای دیگری بود یک قدم هم سمتت برنمیداشتم ..
همه میگویند مگر نمیدانست دلش اینجا نیست پس چرا آمد تو را وابسته کرد ..
دلت را بی تاب کرد ..
و رفت؟!
چیزی ندارم جوابشان را بدهم یعنی ترجیح میدم به جوابِ اینطور سوالها فکر نکنم ..
چون آخرش میرسم به آنجایی که تو نامرد بودی و من را دوست نداشتی و ..
وای اصلا ولش کن!
آخر تلخیِ این حقیقتها مغزم را چروک میکند ..
میگویم کاش بعد از من به او که میخواهد برسد دلم نمیآید ناراحت ببینمش دلم میخواهد " عاشق " ببینمش!
همه میگویند چه خوبی تو ..
چه عشقی داری تو ..
باز هم هیچ نمیگویم
این بار جواب دارم بدهم! میتوانم بگویم دوستش دارم ..
قلبم برایش میتپد خب!
آرزویی بهتر از عشق ندیدم که برایش بکنم ؛
با اینکه خودم از این دردِ شیرین خیری ندیدم ..
اما میدانم تو اگر عاشق شوی غوغا میکنی ..
میدانم تو اگر عاشق شوی معنیِ عشق را عوض میکنی ..
ولی راستش بغض گلویم را میگیرد نمیتوانم حرف بزنم
آخر این روزها بغضها حسابی اذیتم میکنند ..
بغض نبودنت
بغضِ بوسه زدنهایت بر پیشانی کسی غیر از من!
بغض لذت گرفتن دستهایت که از دست دادم ..
لعنتی بغضهایم نمیگذارد درست قانعشان کنم که " رفتنت دلیل داشت،منطق داشت"
نمیگذارد ..
#پگاه_صنیعی
گفت: «آدمها با رویاهاشون زندگی میکنند.»
گفتم: «چرا که نه؟ مگه چیزی غیر از رویا هم وجود داره؟»
گفت: «به پایان رسیدن رویاها»
عامه پسند / #چارلز_بوکفسکی
گفتم: «چرا که نه؟ مگه چیزی غیر از رویا هم وجود داره؟»
گفت: «به پایان رسیدن رویاها»
عامه پسند / #چارلز_بوکفسکی
شازده کوچولو گفت:
شاید باورت نشه!
گل با تعجب پرسید: چیو؟
شازده کوچولو گفت:
اینکه بعضی شبا میشه نخوابید و
تا صبح به تو فکر کرد...
شازده کوچولو / #آنتوان_اگزوپری
شاید باورت نشه!
گل با تعجب پرسید: چیو؟
شازده کوچولو گفت:
اینکه بعضی شبا میشه نخوابید و
تا صبح به تو فکر کرد...
شازده کوچولو / #آنتوان_اگزوپری
تنها چیزی که الان اذیتم میکنه اینه که هرروز بیشتر عاشقت میشم و اونوقت تو .... :]]