Forwarded from Siamak Abbasi سیامک عباسی
Audio
Siamak Abbasi - Begoo Yadete Mano
@SiamakAbbasiOfficial
@SiamakAbbasiOfficial
گاهی هم قشنگ حرف بزنیم. کمی قشنگتر. بگوییم «میدانی؟ توی پوست خودش نمیگنجید!» و از دوستمان بگوییم که خوشحال بوده است. فقط خوشحال بوده ها، اما ما اینجور میگوییم که حال خودمان هم خوش شود.
در وصف حالی که داشتهایم بگوییم طربناک.
در وصف جایی که بودهایم بگوییم فرحبخش.
بگوییم برگها به رقص درآمدند.
بگوییم آسمان بازیاش گرفته بود.
بگوییم باران داشت گونههامان را نوازش میکرد.
بگوییم «گیسوهایش رنگ شب بودند» و موهای یار را گفته باشیم که تیره بوده فقط، اما وقتی اینجور صداشان میزنیم، ما را کشیدهاند و بردهاند به خیالِ عشقبازی با یار در یک شب تار.
بگوییم دلم برایت رفت.
بگوییم دردت به جانم.
بگوییم دوستت دارم.
یک جور بگوییم دوستت دارم که قشنگترین دوستت دارم دنیا باشد ..!
#حسين_وحدانى
در وصف حالی که داشتهایم بگوییم طربناک.
در وصف جایی که بودهایم بگوییم فرحبخش.
بگوییم برگها به رقص درآمدند.
بگوییم آسمان بازیاش گرفته بود.
بگوییم باران داشت گونههامان را نوازش میکرد.
بگوییم «گیسوهایش رنگ شب بودند» و موهای یار را گفته باشیم که تیره بوده فقط، اما وقتی اینجور صداشان میزنیم، ما را کشیدهاند و بردهاند به خیالِ عشقبازی با یار در یک شب تار.
بگوییم دلم برایت رفت.
بگوییم دردت به جانم.
بگوییم دوستت دارم.
یک جور بگوییم دوستت دارم که قشنگترین دوستت دارم دنیا باشد ..!
#حسين_وحدانى
+ وقتی باهاش حرف میزنم اونورو نگاه میکنه. وقتی عصبانی ام هیچی نمیگه. وقتی دارم گریه میکنم آرومم نمیکنه. حتی وقتی هم چیزی رو با ذوق واسه ش تعریف میکنم حواسش بهم نیست. یعنی دوسم نداره؟
- از قاب عکس توقع داری جواب بده؟
#آنا_جمشیدی
- از قاب عکس توقع داری جواب بده؟
#آنا_جمشیدی
دوستت دارمش را میچشم...!
با دست هایم لمس میکنم...!
با چشم هایم میبینم...!
قبل از اینکه بنویسد برایم
"دوستت دارم"ش را...
و این "دوستت دارمِ حقیقی" است.!
#زهی_حیدری
با دست هایم لمس میکنم...!
با چشم هایم میبینم...!
قبل از اینکه بنویسد برایم
"دوستت دارم"ش را...
و این "دوستت دارمِ حقیقی" است.!
#زهی_حیدری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هنوزم همونم ، تو تغيير كردي @aminghobad
Kuchalara su sapmisham - Opera
@Sabzone
Bhtriiiin❤️💛
آدم هايى كه سكوت مي كنند يك روز فرياد
مي كشند، از جلد خود بيرون مي آيند و كس ديگرى مى شوند، كسي وحشتناك و غمگين،
و آن وقت ديگر كنترل شان از دست خارج
مى شود،نبايد سر به سرشان گذاشت ...
#رسول_يونان
مي كشند، از جلد خود بيرون مي آيند و كس ديگرى مى شوند، كسي وحشتناك و غمگين،
و آن وقت ديگر كنترل شان از دست خارج
مى شود،نبايد سر به سرشان گذاشت ...
#رسول_يونان
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
@Sabzone – Kuchalara su sapmisham - Opera
Turkish :
Küçələrə su səpmişem Küçələrə su səpmişəm Yar gələndə toz olmasın Yar gələndə toz olmasın Elə gəlsin elə getsin Elə gəlsin elə getsin Aramızda söz olmasın
Aramızda söz olmasın
Samavara ot salmışam Samavara ot salmışam İstəkənə qənd salmışam İstəkənə qənd salmışam Yarım gedib tək qalmışam Yarım gedib tək qalmışam Nə əzizdir yarın canı Nə şirindir yarın canı
Küçələrə su səpmişem
Küçələrə su səpmişəm Yar gələndə toz olmasın Yar gələndə toz olmasın Küçələrə su səpmişem Yar gələndə toz olmasın Yar gələndə toz olmasın
Persian :
کوچه را آب و جارو کردهام
تا وقتی یارم میآید گرد و خاکی بلند نشود
طوری بیاید و برود
که هیچ حرف و حدیثی در میان نماند
سماور را آتش کردهام
قند در استکان انداختهام
یارم رفته و من تنها ماندهام
چه قدر خاطر یار عزیز است
چه قدر خاطر یار شیرین است
کوچه را آب و جارو کردهام
تا وقتی یارم میآید گرد و خاکی بلند نشود
طوری بیاید و برود
که هیچ بگو مگو یی میان ما در نگیرد
Küçələrə su səpmişem Küçələrə su səpmişəm Yar gələndə toz olmasın Yar gələndə toz olmasın Elə gəlsin elə getsin Elə gəlsin elə getsin Aramızda söz olmasın
Aramızda söz olmasın
Samavara ot salmışam Samavara ot salmışam İstəkənə qənd salmışam İstəkənə qənd salmışam Yarım gedib tək qalmışam Yarım gedib tək qalmışam Nə əzizdir yarın canı Nə şirindir yarın canı
Küçələrə su səpmişem
Küçələrə su səpmişəm Yar gələndə toz olmasın Yar gələndə toz olmasın Küçələrə su səpmişem Yar gələndə toz olmasın Yar gələndə toz olmasın
Persian :
کوچه را آب و جارو کردهام
تا وقتی یارم میآید گرد و خاکی بلند نشود
طوری بیاید و برود
که هیچ حرف و حدیثی در میان نماند
سماور را آتش کردهام
قند در استکان انداختهام
یارم رفته و من تنها ماندهام
چه قدر خاطر یار عزیز است
چه قدر خاطر یار شیرین است
کوچه را آب و جارو کردهام
تا وقتی یارم میآید گرد و خاکی بلند نشود
طوری بیاید و برود
که هیچ بگو مگو یی میان ما در نگیرد