۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
اوایل فک نمیکردم اینجوری بشه
فک نمیکردم
دوست داشتنه معمولیش
جنس ِ عشق به خودش بگیره ...
فک میکردم
معمولی پیش میره
معمولی میمونیم
معمولی ادامه میدیم ...
اما این خاصیته پاییزه
وسطش یا آدما دل از هم میبَرن
یا از هم دل میکنَن ...
منو تو فصل دلدادگی فک کنم دل دادیم به هم ...
همش به این فک میکردم که این دوست داشتن از کی شروع شد
یهو چشم باز کردم دیدم از همونجایی که رو هر حرفت دو سه روزی میموندمو هی به تک تک ِ حرفات فکر میکردم ...
یهو به خودمون اومدیم و دیدیم از اون همه فاصله و حسِ ساده
چیزی نمونده
یهو دیدیم دوتا دیوونه کنار هم آروم شدن ...
یهو دیدیم رویای ِ معمولی ما
شده دنیای ِ واقعیمون ...
چیکار کردی با دنیای معمولیم
کدوم حرفت تو کدوم روز بود ؟! که دلمو یه جوری بُرد که دیگه از اون حس معمولی هیچی نموند ،
جز یه حس ِ باورنکردنی به اسمه
عشق، تو کدوم یکی از حرفات بهم گفتی دوسم داری
تو کدومش ؟!
بهترین
قسمتش این بود
که پرده ها را کشیدم
و زنگ در را با پارچه‌ های کهنه پوشاندم
تلفن را توی یخچال گذاشتم
و سه روز تمام
در تخت خواب ماندم
و بهتر از همه این بود
که کسی اصلا
دلش برایم تنگ نشد
هیچ کس...

چارلز بوکوفسکي
در حقیقت آدمی،
در یک سکانس از زندگی اش
گیر میکند!
و بعد دیگر مهم نیست که تا
کجا پیش می رود،
تا هر جایی که برود
تا هر جایی
بازهم با یک چشم برهم زدن
برمیگردد به
همان سکانس،
همان سال
همان روز
همان ساعت
همان لحظه..
و پیر شدن انسان
از همین لحظه شروع می شود ...

- پویان اوحدی
مردم از عطر لباس هایم می‌فهمند
که‌ عشق‌ من‌ تویی‌.
از عطر تنم‌ درمی یابند که‌ با تو بوده‌ ام.
از بازوی‌ به خواب رفته ام پی می برند
که‌ زیر سر تو بوده‌ است‌.
نمی‌توانم‌ پنهان‌ کنم‌
از نوشته‌های‌ منورم‌ می‌فهمند
که‌ برای‌ تو نوشته‌ام
در شعف‌ گام‌هایم‌ شوق‌ دیدارِ تو را در می یابند.
در سبزینه‌ی‌ لبانم‌ نشان‌ بوسه‌های‌ تو را پیدا می‌کنند.
چگونه‌ می‌خواهی‌ داستان‌ عاشقانه‌مان‌ را
از حافظه‌ی‌ گنجشکان‌ پاک‌ کنی‌
و نگذاری‌ خاطراتشان‌ را منتشر کنند.

#نزار_قبانی
نمیدونم کجایِ راه و اشتباه رفتم که تهش شد این . کدوم کارِ غلطو انجام دادم که منفور شدم ، از چشمش افتادم ،اون حسِ قشنگی که بهم داشت تبدیل شد به "برو تا ازت متنفر نشدم "

ما آدما خیلی وقتا از رو دوس داشتنِ زیاد ‌، یه سری کارا رو انجام میدیم که ناخواسته باعث ناراحت شدنِ عزیز ترین کسامون میشه ، دستِ خودمونم نیستا ولی خب ، یه سری حرفا واقعا میشکنه آدمو، ترک میندازه رو قلبت ، احساستو خدشه دار میکنه ، فک میکنی تموم کارا و تموم احساسی که بود بینتون تبدیل به تنفر شده و قلبشو تبدیل به سنگ کرده.
#محیکس
رفتم بهش گفتم آقا اصلا من سیگارت!
میشه دیگه نمیشه؟
دیدم داره هاج و واج نگاهم میکنه.
گفتم این همه کنت و وینستون و مارلبرو میکشی من اون بهمن روز مبادا ته جیبت باشم!
گفت حالا چرا بهمن روز مبادا ته جیب؟
گفتم آخه نمیدونی که وقتی نسخی
و تو بی سیگاری موندی
یهو اون بهمن روز مبادا ته جیب یادت میاد
چه بهشتیِ داشتنش،
میخوام اون بهشته فقط و
فقط سهم من باشه نه هیچ کس دیگه ای!
گفت تو دیوونه، نه تو خیلی دیوونه!
گفتم خب دیوونم که همه حال خوبمو عین سیگاری پیچیدم
گذاشتم ته جیبت دیگه!
خندید،
رفت که رفت
آنگونه که پاییز از کوچه های شهر...
#الهام_تولا
خوردمش
امروز...
تو دلم باشه خيالم راحته
هر جا ميرم هست ديگه
دلبرو...
خيالت جمع درد نميكنه
فقط ديگه نميشه ديدش
اخه داني كه چيست دولت؟ ديدار يار ديدن
ولي نديدن بهتره از نبودنش
سيگار دارى؟
#چهرازى
عشق من با همه فرق داشت
نه هیچوقت دستانش راگرفتم
نه عاشقانه در آغوشش کشیدم
و حتی هیچوقت نتوانستم او را ببوسم
من فقط از دور
هر روز
بیشتر و بیشتر
در او غرق شدم
عشق من
بی پناه جانان بود...
#صدف_سنجابی
کاش هیچ گذشته‌ای با هم نداشتیم،
آن‌وقت من می توانستم
به تو زنگ بزنم و بی دلخوری
حالت را بپرسم..
چقدر پرسیدنِ حالِ ساده ات
بعید شده حالا...!

#پریسا_زابلی_پور
دو نفر که مال هم باشند
بالاخره یک روز
به هم خواهند رسید
عجله‌ای نمیکنم...
شاید بعد از مرگمان
روح‌هایمان دوباره
همدیگر را پیدا کنند.
عجله‌ای نمیکنم...
شاید قرار بر این است
که‌ خدا
در دنیاهای دیگرش
تو را به من بدهد...💛
تمام آرزویِ منی
کاش یکی از آرزوهایِ تو باشم
.
شب خوش
تو تنها کسی بودی که از ساعت‌ها چت باهاش خسته نمیشدم و حتی نمیفهمیدم اینهمه زمان با لبخند مداوم روی صورتم خیره به صفحه گوشی چطور گذشت :))
یه وقتایی
یه آدمایی توی زندگیتون هستن که دروغاتونو به روتون نمیارن،
در برابر کارای ناحقتون سکوت می کنن،
ساده میگذرن از ندونم کاریاتون،
نه به خاطر حماقت و ساده لوحیشون،
نه به این دلیل که ضعیفن یا کم میارن جلوتون...
نه!
فقط به این خاطر که بودنتون براشون مهمه،
برای اینکه نمیخوان رفتنتونو،
چون ترس از دست دادنتونو دارن.
یادتون باشه
فرق زیادی هست بین نفهم بودن و تظاهرکردن به بی خبری از روی محبت و عشق.
از هر گوهر کمیابی نایاب ترن این آدما...
اذیتشون نکنین،
سواستفاده نکنین از احساسشون،
این آدمارو...
قدرشونو حسابی بدونین،
چون اگه از دستشون بدین، ممکنه دیگه هیچوقت تکرار نشن!
آشوب جهان و
جنگ دنیا به کنار
بحران ندیدن تو را
من چه کنم...؟!
من همه این عکس های سلفی را برای تو میگیرم
شاید این ژست ها را تحلیل کنی
از خنده های بی رنگم دلتنگی ام را بفهمی
از نگاه ماتم چشم انتظاری ام را
از زردی گونه هایم دردِ دوری ات را

اصلا شاید ندانی
همه این عکس ها که هر جا میرسم در گوشی ام ثبت می شود
شرحِ حالِ روزمرگی های منند
در مقابل احوالی که نمی پرسی

این متن ها که زیر عکس هایم رژه می روند
درد دل های آواره منند
در کوچه علی چپی که تو خود را به آن زده ای

این روزها مخاطبان بی خاصیت زیاد و
و  احساسات خالص کم است
شاید ندانی
《 تو خاص ترین مخاطبِ احساسِ خالصم هستی 》

خودم را میزنم به هر دری
شاید راه بیایی با دل دیوانه ای
که در عکس ها
بی وقفه می خندند
دوربین که می چرخد سمت دیگر
بی محابا می بارد
و دعا می کند
عکس هایِ برعکس
پیغامبرانِ راستینی باشند
که تو را دگر باره به سمت من هدایت کنند

#پریسا_زابلی_پور