آدم های دوست داشتنیِ زندگیتان را با دو دست بچسبید ،
رهایش نکنید ،
خوشبختیتان را بغل نکنید در خیابان نچرخانید ،
دوست داشتنتان را اشتراک نگذارید ،
خوشبختی های دونفره همیشه ثابت کرده اند که ماندگارترند ...
آدم های خصوصیِ زندگیتان را خودخواهانه بخواهید
رهایش نکنید ،
خوشبختیتان را بغل نکنید در خیابان نچرخانید ،
دوست داشتنتان را اشتراک نگذارید ،
خوشبختی های دونفره همیشه ثابت کرده اند که ماندگارترند ...
آدم های خصوصیِ زندگیتان را خودخواهانه بخواهید
هنوز دوسم داره ...
این جمله مزخرف میاد تو ذهن
که خراب کنه...
خراب کنه اون بتی رو که تو نبودنش ساختین
اون همه بدی رو که دیدین رو توو چشمتون بشکونه :)
دلتون ضعف بره و قلبتونو خسته کنه و تو مغز هی بپیچه که هنو دوسم داره
لعنتی هنوووز دوسم داره
نکنید !
بریزید دور نشونه های الکی رو
دنبالش نرید
اگه داشت که جا نمیزد
اگه داشت که الان می بود اینجا
نداره
دیگه نداره...
خره دوست نداره :)
این جمله مزخرف میاد تو ذهن
که خراب کنه...
خراب کنه اون بتی رو که تو نبودنش ساختین
اون همه بدی رو که دیدین رو توو چشمتون بشکونه :)
دلتون ضعف بره و قلبتونو خسته کنه و تو مغز هی بپیچه که هنو دوسم داره
لعنتی هنوووز دوسم داره
نکنید !
بریزید دور نشونه های الکی رو
دنبالش نرید
اگه داشت که جا نمیزد
اگه داشت که الان می بود اینجا
نداره
دیگه نداره...
خره دوست نداره :)
ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ؛
ﺑﻪ ﯾﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺧﻨﺪﻡ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ
ﮐﻪ ﻣﯿﺸﺴﺖ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ،ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﺵ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﺵ ﺍﺷﻐﺎﻝﻫﺎ ﺭﻭ ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﮑﺮﺩ!
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ ﭼﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﺳﺎﺩﻩﺍﯼ ﺩﺍﺭﻡ!
ﻣﮕﻪ ﻣﺎ ﺟﺎﺭﻭ ﺑﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ؟
آﺧﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﯾﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ آﺷﻐﺎﻝﻫﺎ ﺭﻭ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﮑﻨﻪ؟
ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻏﺮﻕ ﻏﺼﻪﻫﺎﻡ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺑﻪ مشکلاﺗﻢ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ،
ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﻡ ﭘﺮ ﺍﺯ آﺷﻐﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﺵ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻡ...
پرویز پرستویی
ﺑﻪ ﯾﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺧﻨﺪﻡ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ
ﮐﻪ ﻣﯿﺸﺴﺖ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ،ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﺵ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﺵ ﺍﺷﻐﺎﻝﻫﺎ ﺭﻭ ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﮑﺮﺩ!
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ ﭼﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﺳﺎﺩﻩﺍﯼ ﺩﺍﺭﻡ!
ﻣﮕﻪ ﻣﺎ ﺟﺎﺭﻭ ﺑﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ؟
آﺧﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﯾﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ آﺷﻐﺎﻝﻫﺎ ﺭﻭ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﮑﻨﻪ؟
ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻏﺮﻕ ﻏﺼﻪﻫﺎﻡ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺑﻪ مشکلاﺗﻢ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ،
ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﻡ ﭘﺮ ﺍﺯ آﺷﻐﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﺵ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻡ...
پرویز پرستویی
خدا پرسید میخوری یا میبَری؟
من گرسنه پاسخ دادم: میخورم!
چه میدانستم
لذت ها را میبرند...
حسرتها را میخورند...
حسین پناهی
من گرسنه پاسخ دادم: میخورم!
چه میدانستم
لذت ها را میبرند...
حسرتها را میخورند...
حسین پناهی
اوج عاشقانهها ،
جمله ایست که میگوید:
میخواهم بروم ...!
و این یعنی دلش میخواهد؛
آنقدر عاشقی کنی و برایش شعر بگویی
که قانع شود بماند ...
کسی که قصدش رفتن باشد ،
بی خبر می رود ...!!
#مانگ_میرزایی
جمله ایست که میگوید:
میخواهم بروم ...!
و این یعنی دلش میخواهد؛
آنقدر عاشقی کنی و برایش شعر بگویی
که قانع شود بماند ...
کسی که قصدش رفتن باشد ،
بی خبر می رود ...!!
#مانگ_میرزایی
ما
روزى هزار بار ميميريم...
در آتش اگر نسوزيم،
دريا غرقمان ميكند!
از آلودگى اگر خفه نشويم،
امواج از پا درمان مى آورد!
از گرانى اگر كمرمان نشكند،
اميدِ هاى واهى نابودمان ميكند
ما مردمانى هستيم كه هنوز لباسِ سياه از تنمان در نيامده،
بلاى جديد بر سرمان مى آيد!
معجزه ماييم كه هنوز زنده ايم
#علي_قاضي_نظام
پ.ن: معجزه ماييم كه هنوز زنده ايم.
روزى هزار بار ميميريم...
در آتش اگر نسوزيم،
دريا غرقمان ميكند!
از آلودگى اگر خفه نشويم،
امواج از پا درمان مى آورد!
از گرانى اگر كمرمان نشكند،
اميدِ هاى واهى نابودمان ميكند
ما مردمانى هستيم كه هنوز لباسِ سياه از تنمان در نيامده،
بلاى جديد بر سرمان مى آيد!
معجزه ماييم كه هنوز زنده ايم
#علي_قاضي_نظام
پ.ن: معجزه ماييم كه هنوز زنده ايم.
من همه این عکس های سلفی را برای تو میگیرم
شاید این ژست ها را تحلیل کنی
از خنده های بی رنگم دلتنگی ام را بفهمی
از نگاه ماتم چشم انتظاری ام را
از زردی گونه هایم دردِ دوری ات را
اصلا شاید ندانی
همه این عکس ها که هر جا میرسم در گوشی ام ثبت می شود
شرحِ حالِ روزمرگی های منند
در مقابل احوالی که نمی پرسی
این متن ها که زیر عکس هایم رژه می روند
درد دل های آواره منند
در کوچه علی چپی که تو خود را به آن زده ای
این روزها مخاطبان بی خاصیت زیاد و
و احساسات خالص کم است
شاید ندانی تو خاص ترین مخاطبِ احساسِ خالصم هستی
خودم را میزنم به هر دری
شاید راه بیایی با دل دیوانه ای
که در عکس ها
بی وقفه می خندند
دوربین که می چرخد سمت دیگر
بی محابا می بارد
و دعا می کند
عکس هایِ برعکس
پیغامبرانِ راستینی باشند
که تو را دگر باره به سمت من هدایت کنند
#پریسا_زابلی_پور
شاید این ژست ها را تحلیل کنی
از خنده های بی رنگم دلتنگی ام را بفهمی
از نگاه ماتم چشم انتظاری ام را
از زردی گونه هایم دردِ دوری ات را
اصلا شاید ندانی
همه این عکس ها که هر جا میرسم در گوشی ام ثبت می شود
شرحِ حالِ روزمرگی های منند
در مقابل احوالی که نمی پرسی
این متن ها که زیر عکس هایم رژه می روند
درد دل های آواره منند
در کوچه علی چپی که تو خود را به آن زده ای
این روزها مخاطبان بی خاصیت زیاد و
و احساسات خالص کم است
شاید ندانی تو خاص ترین مخاطبِ احساسِ خالصم هستی
خودم را میزنم به هر دری
شاید راه بیایی با دل دیوانه ای
که در عکس ها
بی وقفه می خندند
دوربین که می چرخد سمت دیگر
بی محابا می بارد
و دعا می کند
عکس هایِ برعکس
پیغامبرانِ راستینی باشند
که تو را دگر باره به سمت من هدایت کنند
#پریسا_زابلی_پور
میدونی ما بعضی وقتا اون کسی که باید ببینیم رو نمیبینیم، حسش نمیکنیم، انقدر بهش اهمیت نمیدیم که سرد میشه، ذوقش کور میشه!
مگه آدم چقدر تحمل داره؟
وقتی یه نفر بهت اهمیت میده نیاز داره که گاهی به روش بیاری، بهش بفهمونی فلانی حواسم هستا،
حتی بعضی وقتا آدم جلوی آینه که می ایسته، خودش رو از چشم اون کسی میبینه که بخاطر اون توی ظاهرش تغییر ایجاد کرده، نیاز داره یه جور دیگه نگاهش کنی، یه کلمه بگی فلانی امروز فرق کردی، آدم نیاز داره، میفهمی؟ این نیاز اگه برطرف نشه برای همیشه میره، اول رفتنش رو باور نمیکنی، چون انقدر حضور داشته، انقدر پررنگ بوده که هیچ وقت فکر نمیکردی بذاره بره!
اما ببین....آدمای اینجوری وقتی رفتن، وقتی نبودن جای خالی شون بدجوری حس میشه، با توام...حواست هست؟
#علی_سلطانی
مگه آدم چقدر تحمل داره؟
وقتی یه نفر بهت اهمیت میده نیاز داره که گاهی به روش بیاری، بهش بفهمونی فلانی حواسم هستا،
حتی بعضی وقتا آدم جلوی آینه که می ایسته، خودش رو از چشم اون کسی میبینه که بخاطر اون توی ظاهرش تغییر ایجاد کرده، نیاز داره یه جور دیگه نگاهش کنی، یه کلمه بگی فلانی امروز فرق کردی، آدم نیاز داره، میفهمی؟ این نیاز اگه برطرف نشه برای همیشه میره، اول رفتنش رو باور نمیکنی، چون انقدر حضور داشته، انقدر پررنگ بوده که هیچ وقت فکر نمیکردی بذاره بره!
اما ببین....آدمای اینجوری وقتی رفتن، وقتی نبودن جای خالی شون بدجوری حس میشه، با توام...حواست هست؟
#علی_سلطانی
غیر منطقی اونجاست که دلم هنوز پیش توئه٬ با اینکه نیستی٬ با اینکه نمیدونم کی الان تو زندگیته.. با اینکه عکس هات رو قایمکی دیدم و چهرت هیچ شباهتی به گذشته نداره
من٬ هنوز خوابتو میبینم و خواب هات به من اجازه ی فراموشی نمیده.. به من فرصت نمیده تا فکر نکنم چطور میتونستم جلو بچه بازی هامون رو بگیرم٬ به من فرصت ندادی کمی مرد تر باشم٬ نذارم بری٬ محکم بگم بمون.. آروم بگم رحم کن به من.
برای تو اما فرقی نمیکنه٬ هروقت خواستی رو من حساب کن.. چون من برا روز مبادات پس انداز دارم٬ من برای سلامتیت نذر دارم٬ من قسمتی از مردونگیم رو گذاشتم برای تو٬ تا هیچوقت خستش نکنم..
#امیرعلی_ق
من٬ هنوز خوابتو میبینم و خواب هات به من اجازه ی فراموشی نمیده.. به من فرصت نمیده تا فکر نکنم چطور میتونستم جلو بچه بازی هامون رو بگیرم٬ به من فرصت ندادی کمی مرد تر باشم٬ نذارم بری٬ محکم بگم بمون.. آروم بگم رحم کن به من.
برای تو اما فرقی نمیکنه٬ هروقت خواستی رو من حساب کن.. چون من برا روز مبادات پس انداز دارم٬ من برای سلامتیت نذر دارم٬ من قسمتی از مردونگیم رو گذاشتم برای تو٬ تا هیچوقت خستش نکنم..
#امیرعلی_ق
تو همان مردِ چهار شانه ى مقتدر باش؛
من همان دخترِ بازيگوشِ لوس،
همه ى ما زن ها؛
جايى ؛
براى كسى؛
ظريف و شكننده بوده ايم؛
جايى ناز كرده ايم؛
جايى نازمان را خريده اند،
هيچ زنى جانم؛
مطلقا هيچ زنى،
بى احساس نيست،
و اگر زنى را ديدى،
كه نميخنديد،
كه شاد نبود،
كه ديوانه بازى هاى زنانه نداشت؛
خيال نكنى بى احساس است ها!
تو شخصِ موردِ نظرش براى بيانِ زنانگى هايش نيستى...
#تاراگلشن
من همان دخترِ بازيگوشِ لوس،
همه ى ما زن ها؛
جايى ؛
براى كسى؛
ظريف و شكننده بوده ايم؛
جايى ناز كرده ايم؛
جايى نازمان را خريده اند،
هيچ زنى جانم؛
مطلقا هيچ زنى،
بى احساس نيست،
و اگر زنى را ديدى،
كه نميخنديد،
كه شاد نبود،
كه ديوانه بازى هاى زنانه نداشت؛
خيال نكنى بى احساس است ها!
تو شخصِ موردِ نظرش براى بيانِ زنانگى هايش نيستى...
#تاراگلشن
دستمُ محکم تو دستش فشار میده
"آخ"َم که درمیاد چشم هاش از شیطنت برق میـزنه و دستمُ میبوسه و پشت بندش گاز می گیـره، دیوونه است خب...من دیوونه تـر...
_میگم منُ نداشتی چیکار میکردی؟
ابروهاشُ بالا میندازه و با نگاهِ عاقل اندر سفیه زل میزنه بهم...
+این اعتماد به نفسُ از کجا خریدی عزیزدلم؟
بعدمیزنه زیرِ خنده، لپاش که چال میوفته فشارم بالا پایین میـشه....
با مشت اروم میزنم به بازوش و"زهــرِ مـار"ِ کشداری حواله اش میکنم....
میگه:"تو که نباشی یکی هست که خوب جاتُ پر میکنه"
دلم هُری میریزه...
اخمامُ تو هم میکشم و به حالت قهر دستمُ از دستش در میارم...
محکمتر دستمُ می چسبه...
سیگارشُ از جیب کتش درمیاره و میگه"ایشونُ میگم، فکر کردی واسه چیه وقتی پیشِ تواَم نمی کشم هوم؟نکنه فکر کردی به فکر ریه های توام خنگِ من؟ تو باشی به کارم نمیاد که....ولی امان از روزی که نباشی...انقد میکشم میکشم میکشم تا خودمم با دلتنگیام دود شم برم هوا...."
شما بودید نمی مُــردید براش....؟
"آخ"َم که درمیاد چشم هاش از شیطنت برق میـزنه و دستمُ میبوسه و پشت بندش گاز می گیـره، دیوونه است خب...من دیوونه تـر...
_میگم منُ نداشتی چیکار میکردی؟
ابروهاشُ بالا میندازه و با نگاهِ عاقل اندر سفیه زل میزنه بهم...
+این اعتماد به نفسُ از کجا خریدی عزیزدلم؟
بعدمیزنه زیرِ خنده، لپاش که چال میوفته فشارم بالا پایین میـشه....
با مشت اروم میزنم به بازوش و"زهــرِ مـار"ِ کشداری حواله اش میکنم....
میگه:"تو که نباشی یکی هست که خوب جاتُ پر میکنه"
دلم هُری میریزه...
اخمامُ تو هم میکشم و به حالت قهر دستمُ از دستش در میارم...
محکمتر دستمُ می چسبه...
سیگارشُ از جیب کتش درمیاره و میگه"ایشونُ میگم، فکر کردی واسه چیه وقتی پیشِ تواَم نمی کشم هوم؟نکنه فکر کردی به فکر ریه های توام خنگِ من؟ تو باشی به کارم نمیاد که....ولی امان از روزی که نباشی...انقد میکشم میکشم میکشم تا خودمم با دلتنگیام دود شم برم هوا...."
شما بودید نمی مُــردید براش....؟
+ چرا رهاش کردی؟ اونکه دوستت داشت!
- یه بار خواستم تو جمعیت ببوسمش،
خودشو کنار کشید!
وقتی علتشو پرسیدم گفت ممکنه یه آشنا مارو ببینه!
منم همونجا و تو همون جمعیت رهاش کردم.
میدونی!
آدمای ترسو هیچ نقشی تو زندگی 'من' ندارن!
- یه بار خواستم تو جمعیت ببوسمش،
خودشو کنار کشید!
وقتی علتشو پرسیدم گفت ممکنه یه آشنا مارو ببینه!
منم همونجا و تو همون جمعیت رهاش کردم.
میدونی!
آدمای ترسو هیچ نقشی تو زندگی 'من' ندارن!
حس ، احساس Feeling ، Emotions ، sensación ، sentiment و ....
به زبونایِ مختلف ، کلمه هایِ متفاوتین ولی همشون یه چیزی رو میرسونن . اونم یه چیزِ درونیِ که تو همه ی آدما یه جوره ، شاید راه های بروز دادنشون فرق کنه ولی تهش یه چیزه ، یه چیزه دوس داشتنی و خواستنی که مثش پیدا نمیشه ... ولی وای به حالِ روزی که این حسِ عوض شه یا خراب شه یا به هر دلیل اون حسِ خواستنیو دوس داشتنیِ قبل نباشه ... درست کردنش جزو محالاته . اعتمادِ از دست رفته رو میشه دوباره به دست آورد ، ولی حسی که خراب بشه رو بالا بری پایین بیای همونه ، خراب شده ، شاید #زمان بتونه درستش کنه .
#محیکس
به زبونایِ مختلف ، کلمه هایِ متفاوتین ولی همشون یه چیزی رو میرسونن . اونم یه چیزِ درونیِ که تو همه ی آدما یه جوره ، شاید راه های بروز دادنشون فرق کنه ولی تهش یه چیزه ، یه چیزه دوس داشتنی و خواستنی که مثش پیدا نمیشه ... ولی وای به حالِ روزی که این حسِ عوض شه یا خراب شه یا به هر دلیل اون حسِ خواستنیو دوس داشتنیِ قبل نباشه ... درست کردنش جزو محالاته . اعتمادِ از دست رفته رو میشه دوباره به دست آورد ، ولی حسی که خراب بشه رو بالا بری پایین بیای همونه ، خراب شده ، شاید #زمان بتونه درستش کنه .
#محیکس
من اصلا آدمه خاصی نیستم.
حتی از معمولی هم معمولی ترم.
من هیچوقت چیزی اختراع نکردم،
یا اسمم توو کتاب گینس ثبت نشده.
مکتشف چیزهای جذاب هم نبودم!
وقتیم بمیرم چیزی نیست که ازم بمونه..
ولی میدونی چیه؟ این چیزا اهمیت نداره.
برام مهمه که در طول عمرم،
یکیو با تموم وجودم دوست داشتم،
به نظرتون این کافی نیست؟؟
حتی از معمولی هم معمولی ترم.
من هیچوقت چیزی اختراع نکردم،
یا اسمم توو کتاب گینس ثبت نشده.
مکتشف چیزهای جذاب هم نبودم!
وقتیم بمیرم چیزی نیست که ازم بمونه..
ولی میدونی چیه؟ این چیزا اهمیت نداره.
برام مهمه که در طول عمرم،
یکیو با تموم وجودم دوست داشتم،
به نظرتون این کافی نیست؟؟
عشق من با همه فرق داشت
نه هیچوقت دستانش راگرفتم
نه عاشقانه در آغوشش کشیدم
و حتی هیچوقت نتوانستم او را ببوسم
من فقط از دور
هر روز
بیشتر و بیشتر
در او غرق شدم
عشق من
بی پناه جانان بود...
#صدف_سنجابی
نه هیچوقت دستانش راگرفتم
نه عاشقانه در آغوشش کشیدم
و حتی هیچوقت نتوانستم او را ببوسم
من فقط از دور
هر روز
بیشتر و بیشتر
در او غرق شدم
عشق من
بی پناه جانان بود...
#صدف_سنجابی
اگر میگویی دوستت دارم
تمام و کمال دوستم بدار
نه دست و پاشکسته...
اگر دوستم داری
مرا به همه ترجیح بده
محبوب همگان باش
اما
فقط معشوق من بمان
صبح
ظهر
عصر
شب
دوستم داشته باش
من دوست داشتن نصف و نیمه را نمیفهمم
دوست داشتن و نبودنت را نمیفهمم
اگر دوستم داری
مرا بیش از این نشکن
حال و روزگارم را ببین
که هم درد و هم درمانم شدی
با تمام وجود دوستم داشته باش
یا اصلا دوستم نداشته باش...
#صدف_سنجابی
تمام و کمال دوستم بدار
نه دست و پاشکسته...
اگر دوستم داری
مرا به همه ترجیح بده
محبوب همگان باش
اما
فقط معشوق من بمان
صبح
ظهر
عصر
شب
دوستم داشته باش
من دوست داشتن نصف و نیمه را نمیفهمم
دوست داشتن و نبودنت را نمیفهمم
اگر دوستم داری
مرا بیش از این نشکن
حال و روزگارم را ببین
که هم درد و هم درمانم شدی
با تمام وجود دوستم داشته باش
یا اصلا دوستم نداشته باش...
#صدف_سنجابی