Enferadi
Mehdi Yarrahi
کاش اینهمه بدونِ منطق دوسِت نداشتم ...
یک ضرب المثل اسپانیايی ميگه:
برای پختن یک املت خوشمزه، حداقل
باید یک تخم مرغ شکست؛
یعنی برای بدست آوردن هر چيزی،
بايد هزينهای پرداخت كرد!
اين هزينه گاهی زمان شماست، گاهی
پول شماست، گاهی گذشتن از خوشیهاست، گاهی گذشتن از خواب راحته!
برای پختن یک املت خوشمزه، حداقل
باید یک تخم مرغ شکست؛
یعنی برای بدست آوردن هر چيزی،
بايد هزينهای پرداخت كرد!
اين هزينه گاهی زمان شماست، گاهی
پول شماست، گاهی گذشتن از خوشیهاست، گاهی گذشتن از خواب راحته!
- چرا من اینقد اذیتت میکنم ؟
+ چون یکی دیگه تو قلبته و دوسش داری .
+ چون یکی دیگه تو قلبته و دوسش داری .
اگر به رفتن باشد که همه بلدند …
همه می توانند طوری بروند که حتی
سایه شان در زندگی کسی جا نماند!
اما ماندن ، کار هر کسی نیست …
آنهایی می مانند که پذیرفته اند عشق مثل دو روی یک سکه است
که با هم بودن فقط روزهای خوشی نیست
روزهای سخت هم دارد ،جر و بحث هم دارد ،اختلاف نظر هم هست …
آنها که باور دارند عشق مثل دریاست
و دریا همیشه آرام نیست
آنها که از موج وطوفانش نمیترسند …
اگردر زندگیتان کسی را دارید که در بدترین شرایط هم کنارتان می ماند خیال نکنید به شما نیاز دارد
او برای ماندن آمده
در منطقش عشق و کنار کشیدن با هم جور در نمی آید
جا زدن برایش بی معنی ست!
بعضی ها ، یا دستی را نمیگیرند یا برای همیشه می گیرند …
این بعضی ها
این بعضی های عاشق
قابل ستایش اند …!
همه می توانند طوری بروند که حتی
سایه شان در زندگی کسی جا نماند!
اما ماندن ، کار هر کسی نیست …
آنهایی می مانند که پذیرفته اند عشق مثل دو روی یک سکه است
که با هم بودن فقط روزهای خوشی نیست
روزهای سخت هم دارد ،جر و بحث هم دارد ،اختلاف نظر هم هست …
آنها که باور دارند عشق مثل دریاست
و دریا همیشه آرام نیست
آنها که از موج وطوفانش نمیترسند …
اگردر زندگیتان کسی را دارید که در بدترین شرایط هم کنارتان می ماند خیال نکنید به شما نیاز دارد
او برای ماندن آمده
در منطقش عشق و کنار کشیدن با هم جور در نمی آید
جا زدن برایش بی معنی ست!
بعضی ها ، یا دستی را نمیگیرند یا برای همیشه می گیرند …
این بعضی ها
این بعضی های عاشق
قابل ستایش اند …!
غرور هميشه چيزِ خوبي نيست
كه مدام بهش افتخار هم می كنين
خيلي زود
سرزده
بی موقع
يكی توی زندگيتون پيدا ميشه
كه با غرورش نابودتون ميكنه
زندگی حرف نمی زنه
فقط ساكت كارشو ميكنه ...!
• فريده صارمي
كه مدام بهش افتخار هم می كنين
خيلي زود
سرزده
بی موقع
يكی توی زندگيتون پيدا ميشه
كه با غرورش نابودتون ميكنه
زندگی حرف نمی زنه
فقط ساكت كارشو ميكنه ...!
• فريده صارمي
هميشه يه نفر هست كه شنيدن صداش،
مثل گوش دادن به يه آهنگ، میتونه آرومت كنه.
شايد هيچوقت نفهمه چقدر دوستش داری، شايد هيچوقت نفهمی چقدر دوستش داری.
اما هيچكدوم از اين «هيچوقتها» مهم نيست...
مهم اينه كه يه نفر باشه تا بهش بگی؛
«از اينجايی كه الان هستم، آخرتری وجود نداره. حرف بزن باهام، میخوام به زندگی برگردم»...
پویا جمشیدی
مثل گوش دادن به يه آهنگ، میتونه آرومت كنه.
شايد هيچوقت نفهمه چقدر دوستش داری، شايد هيچوقت نفهمی چقدر دوستش داری.
اما هيچكدوم از اين «هيچوقتها» مهم نيست...
مهم اينه كه يه نفر باشه تا بهش بگی؛
«از اينجايی كه الان هستم، آخرتری وجود نداره. حرف بزن باهام، میخوام به زندگی برگردم»...
پویا جمشیدی
میشود که خودِ دیروزت رقیبِ خودِ امروزت باشد،
میشود که عکس هایِ قدیمیت بشوند بزرگترین دشمنت،
میشود که لبخند هایت توی یک عکس هایی اشکت را درآورند،
میشود که خنده ها ی چشمانت توی گذشته اشکی کنند چشمانِ امروزت را،
میشود که خاطراتِ خنده دار گذشته امروز بغض بکارد توی گلو...
غیر ممکن های دیروز،
ممکن میشود
اگر امروز کسی که نباید، رفته باشد از زندگیت...
#فاطمه_جوادی
میشود که عکس هایِ قدیمیت بشوند بزرگترین دشمنت،
میشود که لبخند هایت توی یک عکس هایی اشکت را درآورند،
میشود که خنده ها ی چشمانت توی گذشته اشکی کنند چشمانِ امروزت را،
میشود که خاطراتِ خنده دار گذشته امروز بغض بکارد توی گلو...
غیر ممکن های دیروز،
ممکن میشود
اگر امروز کسی که نباید، رفته باشد از زندگیت...
#فاطمه_جوادی
Forwarded from ғᴏɴᴅɴᴇssʟɪғᴇ🤍
زندگی وقتی واسه رویاهات تلاش میکنی قشنگتر میشه.
تلاش كنيد
خب؟
تلاش كنيد
خب؟
Atre To
Mehdi Yarrahi
ترانهسرا: #رستاک_حلاج 💛
به موهايم سنجاق زد و گفت:
من دير دچار مي شوم.
نمي دانستم "دچار " دقيقا به كدام حس و حالت مي گويند.
حالا چند وقتي ست كه او جايي در همين حوالي زندگي مي كند و
نام من ديگر در اسامي مخاطب هايش نيست.
اما من روزها خواب آلوده ام و شب ها سر به هوا مي شوم.
نه ميلم به خنده مي رود،
و نه با كسي حرفم مي آيد.
اتاقم تاريك است و
به نور چراغ احتياجم نيست.
به گمانم "دچار" به همين سادگي رخ مي دهد.
[ شیما سبحانی ]
من دير دچار مي شوم.
نمي دانستم "دچار " دقيقا به كدام حس و حالت مي گويند.
حالا چند وقتي ست كه او جايي در همين حوالي زندگي مي كند و
نام من ديگر در اسامي مخاطب هايش نيست.
اما من روزها خواب آلوده ام و شب ها سر به هوا مي شوم.
نه ميلم به خنده مي رود،
و نه با كسي حرفم مي آيد.
اتاقم تاريك است و
به نور چراغ احتياجم نيست.
به گمانم "دچار" به همين سادگي رخ مي دهد.
[ شیما سبحانی ]
وقتی میگویم دیگر به سراغم نیا،
فکر نکن که فراموشت کردهام
یا دیگر دوستت ندارم، نه.
من فقط فهمیدم وقتی دلت با من نیست، بودنت مشکلی را حل نمیکند، تنها دلتنگترم میکند!
#رومن
فکر نکن که فراموشت کردهام
یا دیگر دوستت ندارم، نه.
من فقط فهمیدم وقتی دلت با من نیست، بودنت مشکلی را حل نمیکند، تنها دلتنگترم میکند!
#رومن
همه ى ما ناقلِ يك بيمارى هستيم...
"توهم"
توهمي كه به آدمها ميدهيم
تا فكر كنند بعدِ رفتنشان،
زندگيمان هم تمام ميشود!
#علي_قاضي_نظام
"توهم"
توهمي كه به آدمها ميدهيم
تا فكر كنند بعدِ رفتنشان،
زندگيمان هم تمام ميشود!
#علي_قاضي_نظام
♥️
عرضه ى دوست داشتن اگر نداريد
توانِ نگه داشتن اگر نداريد
خراب نكنيد احساسِ پاكِ آدمهايى كه بعد از شما
ميخواهند واقعاً عاشقى كنند
شما مى آييد
وعده اى ميدهيد
سرتان را مى اندازيد و مى رويد به ناكجا
آدمِ بعد از شما اما
بايد جان بكَنَد تا ثابت كند مثلِ شما و امثالِ شما نيست
عرضه ى دوست داشتن اگر نداريد،
خراب نكنيد همين اندك ريتمِ شيرينِ عاشقى را كه جريان دارد
#علي_قاضي
عرضه ى دوست داشتن اگر نداريد
توانِ نگه داشتن اگر نداريد
خراب نكنيد احساسِ پاكِ آدمهايى كه بعد از شما
ميخواهند واقعاً عاشقى كنند
شما مى آييد
وعده اى ميدهيد
سرتان را مى اندازيد و مى رويد به ناكجا
آدمِ بعد از شما اما
بايد جان بكَنَد تا ثابت كند مثلِ شما و امثالِ شما نيست
عرضه ى دوست داشتن اگر نداريد،
خراب نكنيد همين اندك ريتمِ شيرينِ عاشقى را كه جريان دارد
#علي_قاضي
گاهی برای او چیزهایی مینویسی
بعد پاک میکنی
پاک میکنی
او هیچیک از حرفهای تو را نمیخواند
اما تو تمام حرف هایت را گفتهای!
#مورات_هان_مونگان
بعد پاک میکنی
پاک میکنی
او هیچیک از حرفهای تو را نمیخواند
اما تو تمام حرف هایت را گفتهای!
#مورات_هان_مونگان
طرز ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﺩﺭ ﻫﺮ ﮐﺲ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺷﻪ، ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺷﯿﮏ ﻧﻤﯽ ﭘﻮﺷﻪ،
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ،
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﻤﯿﺪﻩ،
یکی دیگه به خودش نمیرسه،
ﯾﮑﯽ مدام ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ غمگین ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﻩ،
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ عکس ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ،
یکی محبت نمی کنه،
یکی دیگه محبت نميپذيره...
اینگونه است که ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻣﻬﺎ در ٣٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻧﺪ و ﺩﺭ ٨٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﻓﻦ میشوند...!
#پائولو_كوئيلو
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ،
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﻤﯿﺪﻩ،
یکی دیگه به خودش نمیرسه،
ﯾﮑﯽ مدام ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ غمگین ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﻩ،
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ عکس ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ،
یکی محبت نمی کنه،
یکی دیگه محبت نميپذيره...
اینگونه است که ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻣﻬﺎ در ٣٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻧﺪ و ﺩﺭ ٨٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﻓﻦ میشوند...!
#پائولو_كوئيلو
-ادوارد: میدونی فرق بین درد و رنج چیه؟
-آنا:چه فرقی میکنه، وقتی دوتاشون بَدن؟
-ادوارد: وقتایی که باهات حرف میزنم و حواست پیش یکی دیگهس، این میشه رنج!
-آنا: خب درد چیه اونوقت؟
-ادوارد: که با این حال باز دوستت دارم…!
#حمید_جدیدی
📚 اسبهایِ لنونگراف شبیهِ ما نیستند
-آنا:چه فرقی میکنه، وقتی دوتاشون بَدن؟
-ادوارد: وقتایی که باهات حرف میزنم و حواست پیش یکی دیگهس، این میشه رنج!
-آنا: خب درد چیه اونوقت؟
-ادوارد: که با این حال باز دوستت دارم…!
#حمید_جدیدی
📚 اسبهایِ لنونگراف شبیهِ ما نیستند
امروز به کلمهی خارجی جالبی برخوردم
«کراش/Crush»؛
به دلبر بهدست نیامده اطلاق میشود.
به دلبری که تو هر چقدر دوستش داری،
او همانقدر یا خبر ندارد؛
یا دارد و دوستت ندارد.
هر چقدر در خیال توست
و با او حرف میزنی،
همانقدر او بودنت
را عین خیالش نیست
و هیچ نیازی به حرف زدن با تو ندارد.
به دلبری که هر چقدر عاشقش هستی
و دوست داری با تو باشد،
او همانقدر دوست دارد
با کسی جز تو باشد!
معانیِ دیگری هم دارد؛
لهشدن،
خرد شدن و با صدا شکستن.
بهنظرم عجیب هر سهتایش درست است؛ خصوصاً آخری...
«کراش/Crush»؛
به دلبر بهدست نیامده اطلاق میشود.
به دلبری که تو هر چقدر دوستش داری،
او همانقدر یا خبر ندارد؛
یا دارد و دوستت ندارد.
هر چقدر در خیال توست
و با او حرف میزنی،
همانقدر او بودنت
را عین خیالش نیست
و هیچ نیازی به حرف زدن با تو ندارد.
به دلبری که هر چقدر عاشقش هستی
و دوست داری با تو باشد،
او همانقدر دوست دارد
با کسی جز تو باشد!
معانیِ دیگری هم دارد؛
لهشدن،
خرد شدن و با صدا شکستن.
بهنظرم عجیب هر سهتایش درست است؛ خصوصاً آخری...
يه كانال خصوصي تو تلگرام ساخته بودم از حرفات، قول هات.. قربون صدقه هات، درد دل هات.. گِله هات، صداي خنده هات. هرچيزي كه تو صحبت هامون برام شيرين بود رو ميفرستادم اونجا. ميدونم تو هيچ وقت فكرشو نميكردي كه من فقط از صداهايي كه تو صحبت هاي روزمره مون برام ميفرستي يه كانال بسازم برات. كار من مدام اين بود كه تو ترافيك گوشيم رو داشبورد باشِهو برم از اولِ كانال گوش كنم حرف هات رو. يا روزهايي كه با مترو برميگردم كنار پنجره هدفونم رو گوشام باشه و هر از گاهي وسط موزيك هام برگردم تو كانالتو مرور كنم لحظه هايي كه باهات داشتم رو.... ، خودم هم باورم نميشد فوبياي كانالي رو پيدا كنم كه عجيب باعث آرامشم بود. حالا تو نيستي، اما حرفهات.. صداي خنده هات و قول و قرارهات ميپيچن تو گوشم هنوز.. انگاري كه تو براي من قرار نيست هيچوقت، هيچوقت فراموش بشي...
#اميرعلی_ق
#اميرعلی_ق
يه پيرمردى هست اولِ ملاصدرا.. گلفروشه..!
گل نرگس ميفروشه..! شاخه شاخه ى گل هاش، بوى عشق ميده..!
اونَم كه عاشقِ گلِ نرگس..! از اون دخترايى نيس كه بخواد پولامو براى چيزاى الكى خرج كنم..! مثلاً راضى نيس كه هِى مثه معالى آباديا كه يه ماشين بنز، زيرِ پاشون هست و با عشقشون هرشب برن دُور دُور خريدِ عطر و كيف گرون قيمت و بعدشم هفت خوان غذا بخورن و برگردن خونشون..!
نه، كلاً مخالفِ اين چيزاس..!
ميگه جاىِ رستوران، سه تا از اون اَناراىِ خونتون رو بچين و بيار كه دون كنيم و بخوريم..! هم سالمتره هم ساده تر..!
ولى هميشه ميگه وقتى مياى هَمو ببينيم، جاى دو شاخه گلِ نرگس، چارتا بگير..!
دلم برا پيرمرده ميسوزه..! مطمئنم يه معشوقى تو ملاصدرا داشته كه هرروز، وقتِ ديدارشون، گل نرگس براش ميبرده..! اون موقع ها هم كه موبايل نداشته سلفى بگيره و پستش كنه تو اينستا و زيرشم بزنه: "مرسى كه هستى" يا "من و عشقم يهويى"..!
ولى از تهِ دلش دوسِش داشته كه هنوزم كه هنوزه، همونجاى قرارشون، گلِ نرگس به دست ايستاده كه معشوقش بياد..!
يه روز خواسم برم ببينمش..!
طبقِ عادتِ معمول، رفتم سرِ ملاصدرا كه گل براش بگيرم..! ديدم كنارِ پيرمرده ايستاده..! آروم از پشت رفتم چشاشو گرفتم..! بلند بلند ميخنديد ديوونه..! هزار بار بهش گفته بودم كه جلو جمع بلند نخنده..! مگه تو كتش ميره..! ديوونس..!
ولى يهو جا خورديم..! ديديم پيرمرده داره دستاشو ميكشه رو گونَش و اشكاشو پاك ميكنه..!
گفتم: "پدر جان.. چرا گريه ميكنى؟! چيزى شده؟!"
گفت: " منم تا دلت بخواد همين كارى رو كه تو الآن كرديو، انجام دادم..! چقد دلم تنگِ اون روزا شد..!"
گفتم: " ببخش پدرجان كه ناراحتتون كرديم..! اصلاً عمد نبود.."
گفت: " نه پسرم..! اتّفاقاً كار درستو ميكنى..! همينطور ديوونگى كنين.. دل و قلوه بدين.. عاشق بمونين.. فقط عاشق بمونين.. اونم تا ابد..!"
نميتونسم ناراحتىِ تو صورتشو تحمل كنم.. خدافظى كرديم و رفتيم باغ اِرَم..! اَنارا رو آوردم بيرون و شروع كرد به دون كردنشون..!
گفتم: " بيا يه قولى به هم بديم.. نشه ده بيست سالِ ديگه عينِ اين پيرمرده بشيم و حسرتِ روزاى خوبمونو بخوريم.. بيا قول بديم ابدى باشيم.. نه من بد شم نه تو..! اَزَمون يه ما بمونه كه فردا پس فردا كه نوه هامون روبرومون ايستادن، بهشون با افتخار بگيم كه مثل خودمون عاشق شَن..!"
#طاها_رحيميان
گل نرگس ميفروشه..! شاخه شاخه ى گل هاش، بوى عشق ميده..!
اونَم كه عاشقِ گلِ نرگس..! از اون دخترايى نيس كه بخواد پولامو براى چيزاى الكى خرج كنم..! مثلاً راضى نيس كه هِى مثه معالى آباديا كه يه ماشين بنز، زيرِ پاشون هست و با عشقشون هرشب برن دُور دُور خريدِ عطر و كيف گرون قيمت و بعدشم هفت خوان غذا بخورن و برگردن خونشون..!
نه، كلاً مخالفِ اين چيزاس..!
ميگه جاىِ رستوران، سه تا از اون اَناراىِ خونتون رو بچين و بيار كه دون كنيم و بخوريم..! هم سالمتره هم ساده تر..!
ولى هميشه ميگه وقتى مياى هَمو ببينيم، جاى دو شاخه گلِ نرگس، چارتا بگير..!
دلم برا پيرمرده ميسوزه..! مطمئنم يه معشوقى تو ملاصدرا داشته كه هرروز، وقتِ ديدارشون، گل نرگس براش ميبرده..! اون موقع ها هم كه موبايل نداشته سلفى بگيره و پستش كنه تو اينستا و زيرشم بزنه: "مرسى كه هستى" يا "من و عشقم يهويى"..!
ولى از تهِ دلش دوسِش داشته كه هنوزم كه هنوزه، همونجاى قرارشون، گلِ نرگس به دست ايستاده كه معشوقش بياد..!
يه روز خواسم برم ببينمش..!
طبقِ عادتِ معمول، رفتم سرِ ملاصدرا كه گل براش بگيرم..! ديدم كنارِ پيرمرده ايستاده..! آروم از پشت رفتم چشاشو گرفتم..! بلند بلند ميخنديد ديوونه..! هزار بار بهش گفته بودم كه جلو جمع بلند نخنده..! مگه تو كتش ميره..! ديوونس..!
ولى يهو جا خورديم..! ديديم پيرمرده داره دستاشو ميكشه رو گونَش و اشكاشو پاك ميكنه..!
گفتم: "پدر جان.. چرا گريه ميكنى؟! چيزى شده؟!"
گفت: " منم تا دلت بخواد همين كارى رو كه تو الآن كرديو، انجام دادم..! چقد دلم تنگِ اون روزا شد..!"
گفتم: " ببخش پدرجان كه ناراحتتون كرديم..! اصلاً عمد نبود.."
گفت: " نه پسرم..! اتّفاقاً كار درستو ميكنى..! همينطور ديوونگى كنين.. دل و قلوه بدين.. عاشق بمونين.. فقط عاشق بمونين.. اونم تا ابد..!"
نميتونسم ناراحتىِ تو صورتشو تحمل كنم.. خدافظى كرديم و رفتيم باغ اِرَم..! اَنارا رو آوردم بيرون و شروع كرد به دون كردنشون..!
گفتم: " بيا يه قولى به هم بديم.. نشه ده بيست سالِ ديگه عينِ اين پيرمرده بشيم و حسرتِ روزاى خوبمونو بخوريم.. بيا قول بديم ابدى باشيم.. نه من بد شم نه تو..! اَزَمون يه ما بمونه كه فردا پس فردا كه نوه هامون روبرومون ايستادن، بهشون با افتخار بگيم كه مثل خودمون عاشق شَن..!"
#طاها_رحيميان
ابراز علاقه کردن و بیان احساسات همیشه خوب نیست ؛ چون
بعضی وقتا شبیه یه سدّ محکم میشه
و میون همه چیز فاصله میندازه...
زمانی که پای ابراز علاقه وسط بیاد
همیشه آدم ها برای هم گارد میگیرن و
اجازه ی ورود نمیدن...
سعی میکنن برای مقابله با عشق، فاصله بگیرن
.
من هنوز دارم به این فکر میکنم که اگر نمیگفتم که دوسِت دارم
الان میتونستم بازهم کنار تو باشم و از زندگی لذت ببرم....
میتونستم صدای خنده هاتو بشنوم
یا توو آفتاب وقتی چشات برق میزنه یه دل سیر نگاهت کنم...
لذت با تو بودن قابل تکرار و جبران نیست.
هیچ چیز نمیتونه جای تو رو بگیره...
من هنوز دارم به این فکر میکنم
که از این به بعد مجبورم
تمام خیابونارو تنها برگردم
من الان محکومم به تنهایی...
من هنوزم دارم فکر میکنم که ای کاش
حرفی از دوست داشتنت نمیزدم....
#عرفان_عسگری
بعضی وقتا شبیه یه سدّ محکم میشه
و میون همه چیز فاصله میندازه...
زمانی که پای ابراز علاقه وسط بیاد
همیشه آدم ها برای هم گارد میگیرن و
اجازه ی ورود نمیدن...
سعی میکنن برای مقابله با عشق، فاصله بگیرن
.
من هنوز دارم به این فکر میکنم که اگر نمیگفتم که دوسِت دارم
الان میتونستم بازهم کنار تو باشم و از زندگی لذت ببرم....
میتونستم صدای خنده هاتو بشنوم
یا توو آفتاب وقتی چشات برق میزنه یه دل سیر نگاهت کنم...
لذت با تو بودن قابل تکرار و جبران نیست.
هیچ چیز نمیتونه جای تو رو بگیره...
من هنوز دارم به این فکر میکنم
که از این به بعد مجبورم
تمام خیابونارو تنها برگردم
من الان محکومم به تنهایی...
من هنوزم دارم فکر میکنم که ای کاش
حرفی از دوست داشتنت نمیزدم....
#عرفان_عسگری
دختر باید قد کوتاه و بغلی باشه،
که وقتی لوس کرد خودشو منطقی باشه
لوسه لنگ دراز ، اصلا نمیشه :/
که وقتی لوس کرد خودشو منطقی باشه
لوسه لنگ دراز ، اصلا نمیشه :/