Anybody Listening?
Queensrÿche
• Queensrÿche •
𝙊𝙧𝙞𝙜𝙞𝙣: Washington, U.S.
𝘼𝙡𝙗𝙪𝙢: Empire
𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚𝙨: Heavy metal, progressive metal,
Glam metal
𝙍𝙚𝙡𝙚𝙖𝙨𝙚𝙙: 1990
𝙊𝙧𝙞𝙜𝙞𝙣: Washington, U.S.
𝘼𝙡𝙗𝙪𝙢: Empire
𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚𝙨: Heavy metal, progressive metal,
Glam metal
𝙍𝙚𝙡𝙚𝙖𝙨𝙚𝙙: 1990
همیشه انقدر تند راه می رم که بعد از رسیدن به مقصد احتمالی، زانو هام با نبض زدن شکایت خودشون رو اعلام می کنند. باد پاییزی بین ریسه های طلایی رنگ بیرون کافه می پیچه و صدای جیرجیرک ها، موسیقی فضای آکنده از شبه. بیشتر از همه به تغییرات رخ داده در فواصل این سال ها فکر می کنم، به رقیق شدن و کمتر شدن کیفیت ها، به سرد تر و سرد تر شدن کوچه ی بازاری ها و زرگر ها. ریسه ها از رقصیدن، دست کشیده اند.
نمایش نامه هایی که به طور مستقیم از اساطیر برداشت شده اند:
آنتیگونه(۱۹۲۲) اثر سوفوکل
ماشین دوزخی(۱۹۳۴) اثر کوکتو
آمفی تریون۳۸(۱۹۲۹) و الکترا(۱۹۳۷) اثر ژان ژیرودو
اوریدیس(۱۹۴۱) و آنتیگون(۱۹۴۲) اثر آنوی
مگس ها(۱۹۴۳) اثر ژان پل سارتر
آنتیگونه(۱۹۲۲) اثر سوفوکل
ماشین دوزخی(۱۹۳۴) اثر کوکتو
آمفی تریون۳۸(۱۹۲۹) و الکترا(۱۹۳۷) اثر ژان ژیرودو
اوریدیس(۱۹۴۱) و آنتیگون(۱۹۴۲) اثر آنوی
مگس ها(۱۹۴۳) اثر ژان پل سارتر
Wikipedia
آنتیگونه (سوفوکل)
تراژدی اثر سوفوکل
این حجم از سستی و ضعفی که روی دوشم سواره باعث می شه دنیا رو توی حالت اسلوموشن ببینم. توی این حالت کنار ثانیه های زمان، حرکت ها و لبخند ها و چشم هام کشیده می شن و کش میان، مثل خمیر پیتزا. کلمه های ذهنم صریح تر و شفاف تر می شن و بلند تر از حد همیشگی خودم، صحبت می کنم. گنجشکی به رنگ خاکستری اومده و نشسته روی شاخه ی طلایی رنگ انگور و از اونجا می پره روی شاخه ی سبز بی حال و کم رنگ یاس، انگار از بازی کردن با برگ های نیمه جون لذت می بره. انگار ثانیه ها برای اون هم کش اومدن چون هر از گاهی به من که سرم رو روی میز گذاشتم نگاهی می کنه و به پریدن هاش ادامه می ده. شاید هم وجود رقیق من رو توی این فضا نمی بینه، شاید هم من جسم کوچکش رو با برگ پهن خاکستری انگور که هنوز با دمبرگ خودش به شاخه ی درخت وصله و داره همراه باد می رقصه اشتباه گرفتم، اما مطمئنم صداش رو می شنوم. هم صدای کشیده شدن برگ ها رو به واسطه ی باد روی زمین، هم صدای رقصیدن گنجشک خاکستری رو.
میروم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
بخدا میبرم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
میبرم، تا که در آن نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم از لکه عشق
زینهمه خواهش بیجا و تباه
>فروغ فرخزاد
سوی منزلگه ویرانه خویش
بخدا میبرم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
میبرم، تا که در آن نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم از لکه عشق
زینهمه خواهش بیجا و تباه
>فروغ فرخزاد
Nirvana is "blowing out" or "quenching" of the activity of the grasping mind and its related unease.
Maybe you're my Nirvana.
Maybe you're my Nirvana.