Lorn – Telegram
193 subscribers
599 photos
12 videos
2 files
114 links
you wanna talk?:
@hediyehbot
Download Telegram
La Vita Bugiarda degli Adulti S01 E02
گزارش يك آدم احمق از حرف‌هایی که او از يك آدم باهوش شنیده است هرگز نمی‌تواند دقیق باشد زیرا او چیزی را که می‌شنود به طور ناخودآگاه به چیزی که قادر به فهمیدنش باشد تبدیل می‌کند

>برتراند راسل
سهراب می گفت، خسته ام. از همه چیز خسته ام.
هیچ کس به اینکه فردا زنده ای یا مرده اهمیت نمی ده خب؟ اگه می خوای زنده بمونی بخاطر خودت انجامش بده.
Forwarded from Recherché
11/23/47

I believe:
a) That there is no personal god or life after death.
b) That the most desirable thing in the world is freedom to be true to oneself, i.e., Honesty
c) That the only difference between human beings is intelligence
d)That the only criterion of an action is its ultimate effect on making the individual happy or unhappy.

“Reborn: Journals and notebooks 1947-1963, Susan Sontag”
I am not a woman, I'm a god
Halsey
I'm not a woman, I'm a God
I'm not a martyr, I'm a problem
I'm not a legend, I'm a fraud
هزار خورشید تابان، خالد حسینی، ترجمه ی غزاله سبزیان
A Needy To Howl.
1987, a thousand splendid suns, Khaled Hosseini
Forwarded from Lorn
میسِیل:" اگر مرز های پیشرفت، همان طور که شما ادعا می کنید نامحدودند پس اهداف آن باید نامشخص باشند. مثل این است که زندگی کنی ولی دقیقا ندانی برای چه زندگی می‌کنی!"
دکتر بلاگف:"بگذار اینطور باشد، اما این ندانستن به اندازه ی دانستنِ تو کسالت آور نیست. من از نردبان پیشرفت، تمدن و فرهنگ بالا می روم، می روم و می روم بدون اینکه بدانم دقیقا به کجا می روم، اما زندگی دقیقا به همین دلیل زیباست، وقتی که می دانی برای چه زندگی می کنی ممکن است مردم یکدیگر را به بردگی نگیرند، ممکن است یک نقاش و کسی که رنگ برایش درست می کند شام یکسانی بخورند اما زندگی کردن فقط به این منظور، روی زشت و سیاه زندگی را نشان می دهد، به نظرت این منزجر کننده نیست؟ اگر یک دسته خوک بقیه را به بردگی می گیرند، لعنت خدا بر آنها، بگذار یکدیگر را تکه تکه کنند! ما نبایست درباره آنها فکر کنیم. آنها در هر صورت می میرند و می پوسند، هر چقدر هم تو تلاش کنی که آنها را از بردگی نجات دهی. ما باید به آن هدف مجهول اما بزرگی که در آینده ی دور، انتظار بشریت را می کشد، فکر کنیم."
میسیل:" هر کدام از ما بالاخره پاسخ این سوال را خودش پیدا می کند که کار خوب را انجام دهد یا کار بد را، بدون اینکه منتظر این بماند که بشریت پاسخ آن را به صورت تدریجی برایش پیدا کند. به علاوه ایده ی حل تدریجی مسائل مثل سکه ای است که دو رو دارد، در کنار فرایند رشد تدریجی ایده های بشر، می توان پیشرفت تدریجی ایده های متضاد را هم دید. البته هنر برده گرفتن هم به تدریج تغییر می کند. ما دیگر نوکر هایمان را شلاق نمی زنیم بلکه اشکال جدیدی از برده داری را ابداع می کنیم و یا حداقل یاد می گیریم که در هر موردی برای آن یک توجیه پیدا کنیم، ایده های ما هرگز به واقعیت نزدیک نمی شوند، مگر اینکه هم اکنون در پایان قرن نوزده، هرکار ناخوشایند فیزیکی را که خواستیم بر کارگرانمان تحمیل کنیم، ابتدا خود آن را انجام دهیم و اگر پس از آن باز هم گفتیم که انجام این کار ها توسط متفکران و فیلسوفان و دانشمندان اتلاف وقت گرانبهای آنها است، آن وقت می شود بگوییم که این کار ها مانع پیشرفت است."
|آنتون چخوف-زندگی من
سعدیا حبّ وطن گر چه حدیثی ست درست
نتوان مرد به ذلّت که در اینجا زادم.
- Do You Have A Gramophone?
+ It's Broken.
- But Still We Can Dance!