nura, when comes the night that I'll walk under my old window and regret for who wriggled temporal for the misery and depression that besieged her?
متأسفم، اما تنها راهی که باعث می شه مغزت قبول کنه از خواب بیدار شه و به ادامه دادن تمایل داشته باشه، رؤیاپردازی کردنه.
همین خودِ من نبود که ظهرِ امروز در حالی که یک تای ابرو و شونه اش رو بالا می انداخت، می گفت: فعلا زنده بودن رو انتخاب می کنم؟ یا من زیادی دارم پیچیده می شم یا بسته به اینکه چه ساعتی از روزه به یک گرگینه ی زخمی بدل می شم.
آن ها آزاد نیستند که همه چیز را درک کنند. افراد منحط، دروغ را "لازم" می بینند، دروغ یکی از شرط ها برای محافظت از خودشان است.
-ف.نیچه
-ف.نیچه
-از دو سال پیش تا حالا خیلی انرژی ات فرق کرده. کاملا سطح انرژی ات صد و هشتاد درجه چرخیده و این یکی خیلی خیلی قدرتمند تر و موثر تره.
+یعنی این تغییر انقدر محسوس بوده؟
-نمی دونم چطور باید بگم تا حق مطلب ادا بشه. تغییرت چیزی شبیه به در اومدن از یوغ بندگی و فرشته بودن، و تبدیل به شیطان شدنته. همین قدر محسوس و همین قدر ضروری و غیر قابل انکار.
نمی دونم چرا اما تو مورد اعتماد ترین انتخاب منی. البته دلایل زیادی داره. یادته همین چند دقیقه ی قبل گفتی به اون طرف لبه ی میله ها نگاه کن و بیا طوری بدویم انگار قرار بپریم؟ حقیقت اینه که اگر جریان پریدن حقیقی باشه و یک آدم ترسو بخواد انجامش بده اصلا درد نمی کشه، می دونی چرا؟ چون قبل از اینکه به سطح زمین برخورد کنه وسط هوا و زمین یک سکته ناقص می زنه و درجا تموم می کنه. اما یک آدم شجاع صبر می کنه و اون درد لازم و حقیقی رو درک می کنه، تا آخرش می ره. می فهمی چی می گم؟ تو اون کسی هستی که تا آخرش می ری.
پ.ن: شاید باورش سخت باشه اما این تراپیست من بیش از حد جوانه، چیزی حدود ۱۰- ۹ سالشه. :)
+یعنی این تغییر انقدر محسوس بوده؟
-نمی دونم چطور باید بگم تا حق مطلب ادا بشه. تغییرت چیزی شبیه به در اومدن از یوغ بندگی و فرشته بودن، و تبدیل به شیطان شدنته. همین قدر محسوس و همین قدر ضروری و غیر قابل انکار.
نمی دونم چرا اما تو مورد اعتماد ترین انتخاب منی. البته دلایل زیادی داره. یادته همین چند دقیقه ی قبل گفتی به اون طرف لبه ی میله ها نگاه کن و بیا طوری بدویم انگار قرار بپریم؟ حقیقت اینه که اگر جریان پریدن حقیقی باشه و یک آدم ترسو بخواد انجامش بده اصلا درد نمی کشه، می دونی چرا؟ چون قبل از اینکه به سطح زمین برخورد کنه وسط هوا و زمین یک سکته ناقص می زنه و درجا تموم می کنه. اما یک آدم شجاع صبر می کنه و اون درد لازم و حقیقی رو درک می کنه، تا آخرش می ره. می فهمی چی می گم؟ تو اون کسی هستی که تا آخرش می ری.
پ.ن: شاید باورش سخت باشه اما این تراپیست من بیش از حد جوانه، چیزی حدود ۱۰- ۹ سالشه. :)
Somebody
Jung Kook
Same back roads
Switching lanes
My mind is racing
I can drive myself insane.
Switching lanes
My mind is racing
I can drive myself insane.
می گفت، دستم رو می بینی؟ داره می لرزه. جسمم داره لوم می ده. این احساسات انسان ها واقعا جالبند.
Forwarded from بیگانه (NikA)
بعضی از آدمها اونقدر آزاد و ساپورتیون که بخوای نخوای دستت رو میگیرن و میکشنت بالا. باعث میشن خیلی از کارهایی که هرگز نکردی رو بکنی. باعث میشن خیلی از جنبههای مختلف زندگی رو که بهشون توجه نمیکردی توجه کنی. باعث میشن کم کم یه سری از سایدهای زندگیت رو اصلاح کنی. بهت اجازه میدن wild باشی. خودت باشی. رادیکال باشی. محدودت نمیکنن. جلو میفرستنت. این آدمها مثل یه هدیهان. خودشون گاهی مشکل دارن. خودشون گاهی مسائل مختلفی دارن که نمیدونن چیکارش کنن. ولی میدونی؟ عقب نمیشینن.
بیگانه
بعضی از آدمها اونقدر آزاد و ساپورتیون که بخوای نخوای دستت رو میگیرن و میکشنت بالا. باعث میشن خیلی از کارهایی که هرگز نکردی رو بکنی. باعث میشن خیلی از جنبههای مختلف زندگی رو که بهشون توجه نمیکردی توجه کنی. باعث میشن کم کم یه سری از سایدهای زندگیت رو…
بخاطر همینه که می گم توی انتخاب هم صحبتت دقت کن. حتی توی انتخاب هم صحبتت از بین هم صحبت هایی که از فیلتر های جنرال و اولیه عبور کردند هم، وابسته به مسائل مختلفت دقت کن. وقتی یک نفر در رابطه با موضوعی چیزی جز دادن حس گناه و نا آگاهی به تو، در چنته نداره و تو از این بابت آگاهی، چرا باید همچنان انتخابت باشه؟