گزارش یک ماهِ گذشته ی من بر طبق سه دسته ی حالات زندگی: در ابتدا در حالت stress without an effortبودم. توی این مرحله سیستم آدرنالین خاموش و کورتیزول فعال هست. مستعد انواع بیماری های جسمی و روانی و تخریب خواهی بود. شبیه به کسی که امتحان پر حجم و مهمی در آینده داره اما رهاش می کنه و براش هیچ تلاشی نمی کنه. (البته شرایط من بالکل متفاوت بود. من فقدان قدرت دید آلترناتیو هارو در وهلهی اول تجربه کردم در اون زمان.)
بعد از گذشت مدتی در حالت stress & effort قرار گرفتم. در این مرحله سیستم های آدرنالین و کورتیزول فعال هست. شخص همچنان مستعد و پرورش دهنده ی انواع بیماری های جسمی و روانی خواهد بود و احتمال رخداد syndrome of unmotivatation در دو حالت مذکور، بالاست و طبیعتا این دو حالت، جزء حالات مخرب محسوب می شوند.
و به تازگی(of course I hope to) قدم در حالت engaged گذاشتم. در این حالت آدرنالینِ بی ضرر(مگر در موارد خاص) فعال و کورتیزولِ مخرب خاموشه. توی این حالت از اضافه وزن و پوکی استخوان و بیماری خبری نیست. excitement در کاره. و در واقع بهترین حالت، بهینه ی همین حالت هست.
P.S: of The Psychology of Fatigue
Work, Effort and Control, by Robert Hockey, University of Sheffield.
بعد از گذشت مدتی در حالت stress & effort قرار گرفتم. در این مرحله سیستم های آدرنالین و کورتیزول فعال هست. شخص همچنان مستعد و پرورش دهنده ی انواع بیماری های جسمی و روانی خواهد بود و احتمال رخداد syndrome of unmotivatation در دو حالت مذکور، بالاست و طبیعتا این دو حالت، جزء حالات مخرب محسوب می شوند.
و به تازگی(of course I hope to) قدم در حالت engaged گذاشتم. در این حالت آدرنالینِ بی ضرر(مگر در موارد خاص) فعال و کورتیزولِ مخرب خاموشه. توی این حالت از اضافه وزن و پوکی استخوان و بیماری خبری نیست. excitement در کاره. و در واقع بهترین حالت، بهینه ی همین حالت هست.
P.S: of The Psychology of Fatigue
Work, Effort and Control, by Robert Hockey, University of Sheffield.
-من حرف های متعصبی که از قضا روی دو تا از پاهاش می ایسته رو اصلا نمی شنوم، انتظار داری باهاش بحث کنم؟
بچه هایی احساساتی که برای همیشه از غیر منصفانه بودن زندگی تون می نالید. خب، شاید توجه نکرده باشید؛ ولی زندگی منصفانه نیست.
-Professor Severus Snape
-Professor Severus Snape
دردِ یک میل ارضا نشده در مقایسه با دردِ ندامت و شرمساری، اندک است؛ آنیک سر و کارش با آیندهی بازِ بیکران است و اینیک با گذشتهی بیبازگشتی که پروندهاش بسته شده.
-آرتور شوپنهاور،جهان و تأملات فیلسوف، ص۲۵۸
-آرتور شوپنهاور،جهان و تأملات فیلسوف، ص۲۵۸
Lorn
JJK S02 E16 P.s: Gambareh Gambareh!
JJK S02 E17
P.S1: this episode with a huge different had the greatest excitement of all.
P.S2: Sukuna? slay every fucking one and provide safety just for Megumi-Fushiguru? come on boy! come and cross me!
P.S1: this episode with a huge different had the greatest excitement of all.
P.S2: Sukuna? slay every fucking one and provide safety just for Megumi-Fushiguru? come on boy! come and cross me!
وقتی خشم جلوی چشم هات رو گرفته و قدرت فکر کردن و به یاد آوردن نداری، لااقل باید مراقب کلماتی که به کار می بری، باشی.
Forwarded from rey’s vignette
“The first step in the development of taste is to be willing to credit your own opinion.”
Hannibal, S03E05
Hannibal, S03E05
امشب یادداشت های منِ گذشته-از شبِ دوم کریسمسِ ۲۰۲۳- رو می خوندم و متوجه چنان تغییرات عظیمی در تمامی سیستم های مربوط به خودم شدم که تا مدتی قدرت هیچ گونه واکنشی نداشتم. در طول این ۱۱-۱۰ ماه که بیشتر مربوط به ماه های آخره(و همچنان ادامه داره!) سیر صعودی چشمگیری، بدون نیاز به نمودار خطی، به چشمم اومد و این صعود و رشد تماما در درون من رخ داده. یعنی این تغییرات، در شرایط محیطیِ به نسبت ثابت و به همراهِ عبورِ جریانِ زمان، رخ دادند و به طور ناخودآگاهی باعث می شند که بخوام به هدیه ی شب دوم کریسمسِ پارسال رو کنم، براش دست تکون بدم و فریاد بزنم؛ کمتر نگران باش و فقط به خودت و زمان، اعتماد کن.
-۶۰ روز مانده به شبِ دومِ کریسمسِ ۲۰۲۴
-۶۰ روز مانده به شبِ دومِ کریسمسِ ۲۰۲۴
مدتی ساکت بود و ادامه داد: همه ی ما کم و بیش نقاب به چهره داریم. چون بدون نقاب نمی تونیم تو این جهان خشن دووم بیاریم. زیر نقاب روح خبیث، چهره ی طبیعی فرشته ای هست و زیر نقاب فرشته، چهره ی روحی خبیث. نمی شه فقط یکی شون رو داشت. ما این طوری ایم. و این کارناواله. شومان می تونست چهره ی آدم ها رو ببینه-نقاب و چهره های واقعی-چون خودش روحی عمیقا پاره پاره داشت، کسی که توی شکاف جان فرسای بین این دو زندگی می کرد.
اول شخص مفرد، ه. موراکامی، ترجمه ی محمد حسین واقف
اول شخص مفرد، ه. موراکامی، ترجمه ی محمد حسین واقف
Forwarded from Recherché
به الگو نیاز نداری.
به تصویر دهسال آیندهات احتیاح داری.
همون تصویر ایدهآل (و واقعگرایانه) از خودت که موفق شده مسیر رو پیش بره و به اهدافش برسه.
موفق و مستقل و خوشحاله(یا حداقل راضیه.)
اون تصویر که توی ذهنت باشه، آدمای دور و بر به چشمت نمیان.
نگاهشون میکنی و میگی: «اعع فلان کاری که کرد چقدر خوبه. منم میخوام وقتی همسنش شدم همینو بلد باشم.»
و اون تصویر رو براساس خواستهات کامل میکنی.
بهترین الگو برات، شخصیت ده سال بعدته.
به تصویر دهسال آیندهات احتیاح داری.
همون تصویر ایدهآل (و واقعگرایانه) از خودت که موفق شده مسیر رو پیش بره و به اهدافش برسه.
موفق و مستقل و خوشحاله(یا حداقل راضیه.)
اون تصویر که توی ذهنت باشه، آدمای دور و بر به چشمت نمیان.
نگاهشون میکنی و میگی: «اعع فلان کاری که کرد چقدر خوبه. منم میخوام وقتی همسنش شدم همینو بلد باشم.»
و اون تصویر رو براساس خواستهات کامل میکنی.
بهترین الگو برات، شخصیت ده سال بعدته.