Allen Ginsberg: Some things, once you've loved them, become yours forever./And if you try to let them go... /They only circle back and return to you./They become part of who you are...
Lucien Carr: ...or they destroy you.
__ Kill your darlings, 2013
Lucien Carr: ...or they destroy you.
__ Kill your darlings, 2013
to fight aloud is very brave,
but gallanter, i know,
who charge within the bosom,
the cavalry of woe.
E. Dickenson
but gallanter, i know,
who charge within the bosom,
the cavalry of woe.
E. Dickenson
Forwarded from Anarchonomy
میپرسند مطالعه رو از کجا شروع کنیم؟
اگه در حال پرسش هستید که از کجا شروع کنید یعنی هنوز اراده مطالعه رو پیدا نکردید.
به شما گفتند دانستن، نیاز به عطش داره. اما عطش که جهت و قبله نداره.
قبل از تلاش برای دانستن بیشتر، باید اتفاق درونی دیگهای افتاده باشه. باید خودت، خودت رو به چالش کشیده باشه. و اینه که جهت هم میسازه، و اراده برای دانستن بیشتر هم خلق میکنه.
تمام کسانی که در نادانی غرق شدهاند، کسانی بودهاند که خودشون رو به چالش نکشیده بودند. اون بیرون هیچ کتابی برای کسی که چالشی نداره، وجود نداره. و برای کسی که درگیر چالشه، اون بیرون پر از کتابه.
اگه در حال پرسش هستید که از کجا شروع کنید یعنی هنوز اراده مطالعه رو پیدا نکردید.
به شما گفتند دانستن، نیاز به عطش داره. اما عطش که جهت و قبله نداره.
قبل از تلاش برای دانستن بیشتر، باید اتفاق درونی دیگهای افتاده باشه. باید خودت، خودت رو به چالش کشیده باشه. و اینه که جهت هم میسازه، و اراده برای دانستن بیشتر هم خلق میکنه.
تمام کسانی که در نادانی غرق شدهاند، کسانی بودهاند که خودشون رو به چالش نکشیده بودند. اون بیرون هیچ کتابی برای کسی که چالشی نداره، وجود نداره. و برای کسی که درگیر چالشه، اون بیرون پر از کتابه.
بیهوده دارم خودم را مصرف میکنم، شاد و سرمست میشدم اگر میتوانستم بنویسم، اما نمینویسم. از سردرد خلاص نمیشوم، واقعا خودم را هدر دادهام.
کافکا به فلیسه
کافکا به فلیسه
دل و جرئت حسابی برای نوشتن یادداشتهای روزانهام ندارم، […]. بالاخره چیزهای ناجوری در آن نوشته میشود، چیزی هایی مایهی آبروریزی.
کافکا به فلیسه
کافکا به فلیسه
از امروز به بعد محکم به یادداشتهای روزانه چسبیدن! مرتب نوشتن! تسلیم نشدن! حتی اگر نجاتی هم در راه نباشد، میخواهم هر لحظه شایستگیاش را داشته باشم.
از یادداشتهای روزانه کافکا، ۲۵ فوریه ۱۹۱۱
از یادداشتهای روزانه کافکا، ۲۵ فوریه ۱۹۱۱
Maybe It’s Time (feat. Corey Taylor, Joe Elliott, Brantley Gilbert…
Sixx:A.M.
Yeah I was on a mission
To ruin everything in life
But now I'm so damn ready
Just take my hand and steady
And we will make it through the night
To ruin everything in life
But now I'm so damn ready
Just take my hand and steady
And we will make it through the night