معرفی مفهوم Interaction Flows
دیزاین شدن یک محصول، قدمهای اول برای شکلگیری و بدنیا آمدنش است. در مسیر شکلگیری آن افراد و تیمهای مختلفی همکاری میکنند که دیزاینر یا تیم دیزاین و همچنین توسعهدهنده یا تیم توسعه از جمله آنها هستند. نحوه تعامل تیمهای مختلف با یکدیگر و انتقال خروجیهای یک تیم به عنوان ورودی، به تیم دیگر همیشه محل بحث و البته ارائه پیشنهادهایی برای بهبود بوده است.
وقتی محصولی دیزاین میشود، تمامی بخشها و صفحات آن، تمامی روندها و حتی انیمیشنهای تعاملی آن در ذهن دیزاینر شکل میگیرد. گاهی این جزئیات -که اتفاقا ممکن است کار را از سطحی خوب به عالی ببرند- در روند انتقال دیزاینها به تیم توسعه، به خوبی تفهیم نشده و باعث اتلاف وقت زیادی برای هردو طرف میشوند.
ما پیشتر هم درباره این چالش صحبت کرده و ابزارهایی برای انتقال انیمیشنهای تعاملی معرفی کردهایم. امروز میخواهیم راهحل پیشنهادی خانم Havana Nguyen را درباره انتقال روندهای دیزاین بررسی کنیم.
ایشان پس از طرح مساله بالا، راهحلهای مختلف ارائه شده را بررسی کرده و با ترکیب مفاهیم Wireflow و بنیانهای ساخت Microinteractionها، یک Template جدید با نام IX Flows ارائه کردند.
این Template از دید من ترکیبیست از Storyboard و Functional Specification، و مفهومیست کارآمد برای مستندسازی یک دیزاین و انتقال تمام و کمال آن به تیم توسعه.
پیشنهاد میکنم همین حالا مقاله را بررسی کرده تا بتوانید آن را در محصولات خود به کار ببندید.
https://uxplanet.org/an-introduction-to-interaction-flows-a4f783402529
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#تجربه_کاربر #UX
@Dexign فلسفه دیزاین
ـــــــــ
دیزاین شدن یک محصول، قدمهای اول برای شکلگیری و بدنیا آمدنش است. در مسیر شکلگیری آن افراد و تیمهای مختلفی همکاری میکنند که دیزاینر یا تیم دیزاین و همچنین توسعهدهنده یا تیم توسعه از جمله آنها هستند. نحوه تعامل تیمهای مختلف با یکدیگر و انتقال خروجیهای یک تیم به عنوان ورودی، به تیم دیگر همیشه محل بحث و البته ارائه پیشنهادهایی برای بهبود بوده است.
وقتی محصولی دیزاین میشود، تمامی بخشها و صفحات آن، تمامی روندها و حتی انیمیشنهای تعاملی آن در ذهن دیزاینر شکل میگیرد. گاهی این جزئیات -که اتفاقا ممکن است کار را از سطحی خوب به عالی ببرند- در روند انتقال دیزاینها به تیم توسعه، به خوبی تفهیم نشده و باعث اتلاف وقت زیادی برای هردو طرف میشوند.
ما پیشتر هم درباره این چالش صحبت کرده و ابزارهایی برای انتقال انیمیشنهای تعاملی معرفی کردهایم. امروز میخواهیم راهحل پیشنهادی خانم Havana Nguyen را درباره انتقال روندهای دیزاین بررسی کنیم.
ایشان پس از طرح مساله بالا، راهحلهای مختلف ارائه شده را بررسی کرده و با ترکیب مفاهیم Wireflow و بنیانهای ساخت Microinteractionها، یک Template جدید با نام IX Flows ارائه کردند.
این Template از دید من ترکیبیست از Storyboard و Functional Specification، و مفهومیست کارآمد برای مستندسازی یک دیزاین و انتقال تمام و کمال آن به تیم توسعه.
پیشنهاد میکنم همین حالا مقاله را بررسی کرده تا بتوانید آن را در محصولات خود به کار ببندید.
https://uxplanet.org/an-introduction-to-interaction-flows-a4f783402529
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#تجربه_کاربر #UX
@Dexign فلسفه دیزاین
ـــــــــ
Medium
An Introduction to Interaction Flows
Could IX Flows be a key to smoother design/dev handoffs?
آیا محصول شما در جیب جا میشود؟
میدانستید تعریف Mark Zuckerberg از Facebook چیست؟
«چیزی که شما میتواند اسم کسی را در آن جستجو کرده و کلی اطلاعات درباره آن فرد بفهمید.»
یا تعریف Travis Kalanick، از Uber (سرویسی که اسنپ مشابه آن است)؟
«شما دکمهای را فشار میدهید و ۵ دقیقه بعد یک مرسدس میاد و شما رو به هرکجا بخواهید میبره.»
در تعریف Mark Zuckerberg از سرویسی که بنیانگذار آن است، هیچ نشانی از «شبکه اجتماعی» یا دهها ویژگی منحصربفرد دیگر Facebook نیست.
آیا شما هم میتوانید تعریفی در این حد خلاصه و در یک جمله از محصول خود داشته باشید؟ بسیاری از ما اصرار داریم که تمامی ویژگیهای آن را در توضیح محصول بیاوریم و در نتیجه باعث سردرگمی دیگران میشویم.
در تمامی ارائههای شفاهی، توضیحات متنی و هر نوع توضیحی که هرجایی قرار است از محصول شما عنوان شود، باید بتوان بهینهترین آنها را ارائه داد که رسالت اصلی آن سرویس یا واضحترین ایده بنیانگذار آن را بیان کند.
مقاله امروز راهنماییست استراتژیک برای این بتوانید به این توضیح یک جملهای از محصول خود برسید.
این مقاله را از دست ندهید
https://medium.dave-bailey.com/the-magic-formula-to-describe-a-product-in-one-sentence-175ce38619c7
(زمان حدودی مطالعه، ۷ دقیقه)
#Design
@Dexign فلسفه دیزاین
ــــــ
میدانستید تعریف Mark Zuckerberg از Facebook چیست؟
«چیزی که شما میتواند اسم کسی را در آن جستجو کرده و کلی اطلاعات درباره آن فرد بفهمید.»
یا تعریف Travis Kalanick، از Uber (سرویسی که اسنپ مشابه آن است)؟
«شما دکمهای را فشار میدهید و ۵ دقیقه بعد یک مرسدس میاد و شما رو به هرکجا بخواهید میبره.»
در تعریف Mark Zuckerberg از سرویسی که بنیانگذار آن است، هیچ نشانی از «شبکه اجتماعی» یا دهها ویژگی منحصربفرد دیگر Facebook نیست.
آیا شما هم میتوانید تعریفی در این حد خلاصه و در یک جمله از محصول خود داشته باشید؟ بسیاری از ما اصرار داریم که تمامی ویژگیهای آن را در توضیح محصول بیاوریم و در نتیجه باعث سردرگمی دیگران میشویم.
در تمامی ارائههای شفاهی، توضیحات متنی و هر نوع توضیحی که هرجایی قرار است از محصول شما عنوان شود، باید بتوان بهینهترین آنها را ارائه داد که رسالت اصلی آن سرویس یا واضحترین ایده بنیانگذار آن را بیان کند.
مقاله امروز راهنماییست استراتژیک برای این بتوانید به این توضیح یک جملهای از محصول خود برسید.
این مقاله را از دست ندهید
https://medium.dave-bailey.com/the-magic-formula-to-describe-a-product-in-one-sentence-175ce38619c7
(زمان حدودی مطالعه، ۷ دقیقه)
#Design
@Dexign فلسفه دیزاین
ــــــ
Medium
The Art of Writing One-Sentence Product Denoscriptions
A look back at early interviews with Facebook and Uber CEOs illustrates an ingenious way to communicate hard-to-describe products.
این پست تا به حال نزدیک به ۱۹۰۰ بار مشاهده شده و به نظر میرسد برای خوانندگان جدید کانال جذاب باشد.
#پست_مجدد
#پست_مجدد
Forwarded from فلسفه دیزاین (Ramin Khatibi)
سوالاتی که هر دیزاینر جدیدی باید از تیمش بپرسد
در اکثر جاها صحبت از سوالاتی هست که باید در مصاحبه از دیزاینر جدیدتون بپرسید. اما این بار ما میخواهیم از زاویه دیگری به موضوع نگاه کنیم. میخواهیم سوالاتی رو بررسی کنیم که هر دیزاینر جدیدی که عضو یک تیم شده، باید از اعضای تیمش بپرسه.
اجازه بدید با یه داستان کوتاه شروع کنیم.
آقای Jason Cashdollar به تازگی به عضویت تیم دیزاین اپلیکیشن Facebook Lite در فیسبوک در اومده. اولین تسک Jason بازطراحی روند عضویت در این اپلیکیشن هست و هدفی که براش تعیین شد عبارت بود از «کاهش سردرگمی کاربرانی که میخواهند ثبتنام کنند.». Jason مراحلی که هر دیزاینری برای دیزاین طی میکنه رو رفت و در نهایت پروپوزالی رو برای تیمش ارسال کرد.
انتظار Jason این بود که تمام اعضای تیم با پیشنهاد اون به وجد بیان و هیجانزده بشن. ولی بعد از اینکه عکسالعمل تیم رو دید متوجه شد که به قول خودش «مسابقه اشتباهی رو برنده شده بود.» و چیزی که طراحی کرده بود کارایی لازم رو نداشت.
یک لحظه همینجا صبر کنید. حدس میزنید دلیل این موضوع چی بود؟
دلیل این بود که اطلاعات قبلی رو که لازم بود درباره پروژه بدونه، از تیم درخواست نکرده و مسیری اشتباهی رو برای بازطراحی این محصول پیش رفته بود.
بعد از این تجربه، Jason سوالاتی رو برای خودش تعیین کرد به همه اعضای تازه تیمها بده که از تیمشون بپرسن تا تجربه مشابهی نداشته باشن.
پیشنهاد میکنم داستان کامل و سوالاتی که پرسیدنشون رو پیشنهاد میده، از زبان خود Jason بخونید.
https://medium.com/facebook-design/questions-to-ask-as-a-new-designer-on-the-team-7e3ace0c787f
(زمان حدودی مطالعه، ۷ دقیقه)
پ. ن.
داشتن پایگاه دانش (knowledge base) همیشه به روند ملحق شدن اعضای جدید به تیم کمک میکنه. لازم نیست حتما از سیستمهای پیچیده استفاده کنید، ما ۸ ماهیست که یه نسخه کوچیکش رو در قالب یک Board روی Trello راهاندازی کردیم و بچههای تیم خودشون بروزرسانیش میکنند و کاملا کارمون رو راه میاندازه.
#تیم #طراحی_محصول
@Dexign دیزاین
___
در اکثر جاها صحبت از سوالاتی هست که باید در مصاحبه از دیزاینر جدیدتون بپرسید. اما این بار ما میخواهیم از زاویه دیگری به موضوع نگاه کنیم. میخواهیم سوالاتی رو بررسی کنیم که هر دیزاینر جدیدی که عضو یک تیم شده، باید از اعضای تیمش بپرسه.
اجازه بدید با یه داستان کوتاه شروع کنیم.
آقای Jason Cashdollar به تازگی به عضویت تیم دیزاین اپلیکیشن Facebook Lite در فیسبوک در اومده. اولین تسک Jason بازطراحی روند عضویت در این اپلیکیشن هست و هدفی که براش تعیین شد عبارت بود از «کاهش سردرگمی کاربرانی که میخواهند ثبتنام کنند.». Jason مراحلی که هر دیزاینری برای دیزاین طی میکنه رو رفت و در نهایت پروپوزالی رو برای تیمش ارسال کرد.
انتظار Jason این بود که تمام اعضای تیم با پیشنهاد اون به وجد بیان و هیجانزده بشن. ولی بعد از اینکه عکسالعمل تیم رو دید متوجه شد که به قول خودش «مسابقه اشتباهی رو برنده شده بود.» و چیزی که طراحی کرده بود کارایی لازم رو نداشت.
یک لحظه همینجا صبر کنید. حدس میزنید دلیل این موضوع چی بود؟
دلیل این بود که اطلاعات قبلی رو که لازم بود درباره پروژه بدونه، از تیم درخواست نکرده و مسیری اشتباهی رو برای بازطراحی این محصول پیش رفته بود.
بعد از این تجربه، Jason سوالاتی رو برای خودش تعیین کرد به همه اعضای تازه تیمها بده که از تیمشون بپرسن تا تجربه مشابهی نداشته باشن.
پیشنهاد میکنم داستان کامل و سوالاتی که پرسیدنشون رو پیشنهاد میده، از زبان خود Jason بخونید.
https://medium.com/facebook-design/questions-to-ask-as-a-new-designer-on-the-team-7e3ace0c787f
(زمان حدودی مطالعه، ۷ دقیقه)
پ. ن.
داشتن پایگاه دانش (knowledge base) همیشه به روند ملحق شدن اعضای جدید به تیم کمک میکنه. لازم نیست حتما از سیستمهای پیچیده استفاده کنید، ما ۸ ماهیست که یه نسخه کوچیکش رو در قالب یک Board روی Trello راهاندازی کردیم و بچههای تیم خودشون بروزرسانیش میکنند و کاملا کارمون رو راه میاندازه.
#تیم #طراحی_محصول
@Dexign دیزاین
___
Medium
Questions to ask as a new designer on the team
Last summer I switched teams at Facebook. My first project seemed simple enough: redesign the sign up flow for Facebook Lite, an app for…
دیزاین برای حافظه، دیزاین برای انسانها
در گذشته به اعداد اعتقاد نداشتم و سالهای سال تمامی حرفها و افسانههایی که درباره اعداد گفته میشد را نادیده میگرفتم. بعد از وارد شدن به زمینه دیزاین، وقتی داشتم سعی میکردم که در موضوعات مختلف اطلاعات کسب کنم، به جملاتی برخوردم که نظرم را تغییر داد.
«اگر به آدمها بگویید یک عدد تصادفی تک رقمی بگویند، اکثر آنها عدد ۷ را خواهند گفت.»
«بیشتر افراد میتوانند حداکثر ۷ چیز را در لحظه و در حافظه کوتاهمدت خود نگهدارند.»
و جملاتی از این دست.
امروز مقالهای را بررسی میکنیم که نویسنده آن، آقای Martin Jancik، طراحی در چارچوب محدودیتهای حافظه انسان را هدف قرارداده و با معرفی مقالات و نظریات مختلف سعی دارد ما را برای رسیدن به دیزاینی که هماهنگ با روندهای حافظه انسان است، یاری کند.
آقای Jancik مطالب مختلفی را در رابطه با این موضوع مطرح میکند که بخشیهایی از طراحی حسی، یکپارچگی طرح و غیره را شامل میشود.
از نکات جالب توجه در این مقاله که شاید بسیاری از ما از این زاویه به آنها نگاه نکرده باشیم، میتوان به تغییر رنگ Linkهای کلیک شده روی صفحات وب اشاره کرد که به حافظه ما کمک میکند.
پیشنهاد میکنم این مقاله جالب را همین حالا مطالعه کنید.
https://uxplanet.org/designing-for-human-memory-a2cdc0b6a75a
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#تجربه_کاربر #روانشناسی
@Dexign فلسفه دیزاین
____
در گذشته به اعداد اعتقاد نداشتم و سالهای سال تمامی حرفها و افسانههایی که درباره اعداد گفته میشد را نادیده میگرفتم. بعد از وارد شدن به زمینه دیزاین، وقتی داشتم سعی میکردم که در موضوعات مختلف اطلاعات کسب کنم، به جملاتی برخوردم که نظرم را تغییر داد.
«اگر به آدمها بگویید یک عدد تصادفی تک رقمی بگویند، اکثر آنها عدد ۷ را خواهند گفت.»
«بیشتر افراد میتوانند حداکثر ۷ چیز را در لحظه و در حافظه کوتاهمدت خود نگهدارند.»
و جملاتی از این دست.
امروز مقالهای را بررسی میکنیم که نویسنده آن، آقای Martin Jancik، طراحی در چارچوب محدودیتهای حافظه انسان را هدف قرارداده و با معرفی مقالات و نظریات مختلف سعی دارد ما را برای رسیدن به دیزاینی که هماهنگ با روندهای حافظه انسان است، یاری کند.
آقای Jancik مطالب مختلفی را در رابطه با این موضوع مطرح میکند که بخشیهایی از طراحی حسی، یکپارچگی طرح و غیره را شامل میشود.
از نکات جالب توجه در این مقاله که شاید بسیاری از ما از این زاویه به آنها نگاه نکرده باشیم، میتوان به تغییر رنگ Linkهای کلیک شده روی صفحات وب اشاره کرد که به حافظه ما کمک میکند.
پیشنهاد میکنم این مقاله جالب را همین حالا مطالعه کنید.
https://uxplanet.org/designing-for-human-memory-a2cdc0b6a75a
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#تجربه_کاربر #روانشناسی
@Dexign فلسفه دیزاین
____
Medium
Designing for Human Memory
How we can design interfaces that eliminate confusion and lower the cognitive effort.
این پست تا به حال نزدیک به ۲۱۰۰ بار مشاهده شده و به نظر میرسد برای خوانندگان جدید کانال جذاب باشد.
#پست_مجدد
#پست_مجدد
Forwarded from فلسفه دیزاین (Ramin Khatibi)
نمونههای جالب اینتراکشن (شماره ۱)
هر محصولی، هرچقدر هم که رابط کاربری زیبایی داشته باشه، برای القای حس و تجربه بهتر، به اینتراکشن (Interaction) احتیاج داره.
اینتراکشنها همون عکسالعملهای اغلب انیمیشنی هستند که اپلیکیشنها در پاسخ به اعمال کاربر (زدن روی یک دکمه، Swipe کردن و یا منتظر بارگذاری موندن و …) انجام میدن.
مثال خوبی که میشه از اینتراکشن در اپلیکیشنهای ایرانی زد اینه که در اپلیکیشن اسنپ وقتی منتظر قبول درخواست سفرتون از طرف یکی از رانندهها هستید، صفحه انتظاری میبینید که ماشینی در اون در حال حرکت هست. اگر روی ماشین بزنید، بوق میزنه. از بازخوردهایی که از این ایده ساده ولی جذاب و خلاقانه از افراد مختلف گرفتم به عینه دیدم که باعث شده کاربرها حس بسیار بهتری نسبت به محصول در مقایسه با نمونههای مشابهش داشته باشند.
برای اینکه بتونید بهتر و با ایدههای جالبتری اینتراکشنهای محصولتون رو طراحی کنید، چند وقت یک بار نمونههای این شکلی در کانال ارسال میکنم که دیدنشون باعث جرقه ایده در ذهن میشه.
توجه کنید که صفحه مقاله امروز به خاطر وجود انیمیشنهای gif که در اون وجود داره، کمی سنگین هست ممکنه نمایشش کند باشه.
https://medium.muz.li/ui-interactions-of-the-week-72-65ea29a45c49
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#انیمیشن #طراحی_محصول #اینتراکشن #تجربه_کاربری
@Dexign دیزاین
___
هر محصولی، هرچقدر هم که رابط کاربری زیبایی داشته باشه، برای القای حس و تجربه بهتر، به اینتراکشن (Interaction) احتیاج داره.
اینتراکشنها همون عکسالعملهای اغلب انیمیشنی هستند که اپلیکیشنها در پاسخ به اعمال کاربر (زدن روی یک دکمه، Swipe کردن و یا منتظر بارگذاری موندن و …) انجام میدن.
مثال خوبی که میشه از اینتراکشن در اپلیکیشنهای ایرانی زد اینه که در اپلیکیشن اسنپ وقتی منتظر قبول درخواست سفرتون از طرف یکی از رانندهها هستید، صفحه انتظاری میبینید که ماشینی در اون در حال حرکت هست. اگر روی ماشین بزنید، بوق میزنه. از بازخوردهایی که از این ایده ساده ولی جذاب و خلاقانه از افراد مختلف گرفتم به عینه دیدم که باعث شده کاربرها حس بسیار بهتری نسبت به محصول در مقایسه با نمونههای مشابهش داشته باشند.
برای اینکه بتونید بهتر و با ایدههای جالبتری اینتراکشنهای محصولتون رو طراحی کنید، چند وقت یک بار نمونههای این شکلی در کانال ارسال میکنم که دیدنشون باعث جرقه ایده در ذهن میشه.
توجه کنید که صفحه مقاله امروز به خاطر وجود انیمیشنهای gif که در اون وجود داره، کمی سنگین هست ممکنه نمایشش کند باشه.
https://medium.muz.li/ui-interactions-of-the-week-72-65ea29a45c49
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#انیمیشن #طراحی_محصول #اینتراکشن #تجربه_کاربری
@Dexign دیزاین
___
Medium
UI Interactions of the week #72
via Muzli design inspiration
۲۰ آموزش کاربردی انیمیشنهای رابط کاربری
این موضوع که حتما در اپلیکیشنها و سرویسهایی که دیزاین میکنید، از انیمیشن استفاده کنید لزوما خوب نیست. ولی اینکه ایدههای خوب برای ساخت انیمیشن داشته باشید و به بیان دیگر، ابزارها را بشناسید، به شما کمک خواهد کرد که دیزاین یک محصول را از همه جوانب ببینید و اکثر پتانسیلهای بالقوه در دیزاین آن را تشخیص بدهید.
قبلتر هم در درباره انیمیشنهای رابط کاربری صحبت کردهایم ولی اینبار میخواهم مقالهای را معرفی کنم که ۲۰ آموزش کاربردی، با نتیجه بسیار جذاب، در یک جا جمع کرده و در دسترس مخاطبان قرار داده است.
پیشنهاد میکنم این مقاله پرطرفدار را از دست نداده و از دیدن انیمیشنها و آموزشهای آن لذت برده و ایده بگیرید.
https://medium.muz.li/20-really-useful-ui-animation-tutorials-every-designer-should-know-c302085245d6
(زمان حدودی مطالعه، ۵ دقیقه)
#رابط_کاربر #انیمیشن
@Dexign فلسفه دیزاین
___
این موضوع که حتما در اپلیکیشنها و سرویسهایی که دیزاین میکنید، از انیمیشن استفاده کنید لزوما خوب نیست. ولی اینکه ایدههای خوب برای ساخت انیمیشن داشته باشید و به بیان دیگر، ابزارها را بشناسید، به شما کمک خواهد کرد که دیزاین یک محصول را از همه جوانب ببینید و اکثر پتانسیلهای بالقوه در دیزاین آن را تشخیص بدهید.
قبلتر هم در درباره انیمیشنهای رابط کاربری صحبت کردهایم ولی اینبار میخواهم مقالهای را معرفی کنم که ۲۰ آموزش کاربردی، با نتیجه بسیار جذاب، در یک جا جمع کرده و در دسترس مخاطبان قرار داده است.
پیشنهاد میکنم این مقاله پرطرفدار را از دست نداده و از دیدن انیمیشنها و آموزشهای آن لذت برده و ایده بگیرید.
https://medium.muz.li/20-really-useful-ui-animation-tutorials-every-designer-should-know-c302085245d6
(زمان حدودی مطالعه، ۵ دقیقه)
#رابط_کاربر #انیمیشن
@Dexign فلسفه دیزاین
___
Medium
20 Really Useful UI Animation Tutorials Every Designer Should Know
“20 Really Useful UI Animation Tutorials Every Designer Should Know” is published by Premiumuikits in Muzli - Design Inspiration.
کولهپشتی یک دیزاینر
اخیرا چند نفر از دوستان و آشنایان، افرادی علاقهمند به دیزاین را به من معرفی کردند و خواستند که در این مسیر کمکشان کنم. با وجود اینکه سالها قبل کارگاهها و کلاسهایی برگزار کرده بودم ولی همیشه افراد جدید با رویکردهای جدید به یادگیری دیزاین، من را به چالش کشیدهاند.
بعد از اینکه به هر سختی ممکن این روند معرفی و شروع یادگیری افراد، چند بار تکرار شد، متوجه شدم که قدمهای اولیه یادگیری را به مرور به شکل یک بسته شروع (Starter Kit) درآوردهام. درست مثل کولهپشتی یک گردشگر که وسایل داخل آن تمام چیزیست که برای برداشتن اولین قدمها نیاز دارد ولی وقتی به نقاط مشخصی در مسیر میرسد، برای ادامه دادن راه، نیاز دارد محتویات کولهاش را دوباره پُر کند یا دستی به سر و روی آنهایی که زیاد استفاده شدهاند بکشد.
در جستجوهایم به وبسایت Designer Lynx برخوردم. جایی که شاید ۸۰ درصد منابعی را که برای یادگیری معرفی میکنم، یکجا جمع کردهست.
هیجانزده دست به صفحهکلید بُردم تا دربارهش برای شما بنویسم.
درست است که بخشهای مختلف این وبسایت دستچینی هستند از بهترین منابع شروع دیزاین محصولات دیجیتال، ولی صرفا ابزارهای کولهپشتی شما به حساب میآیند. حتی وقتی شما بهترینها را در کولهپشتی خود داشته باشید، اگر به کار نبندیدشان، فقط سنگینی آنها را به دوش کشیدهاید.
کتابها و پادکستهای معرفی شده این وبسایت تاثیرات زیادی در زندگی کاری من داشتهاند. پیشنهاد میکنم زمان بستن کولهپشتی خود، آنها را جا نگذارید.
https://www.designerlynx.co/
#معرفی_منبع #UX
@Dexign فلسفه دیزاین
____
اخیرا چند نفر از دوستان و آشنایان، افرادی علاقهمند به دیزاین را به من معرفی کردند و خواستند که در این مسیر کمکشان کنم. با وجود اینکه سالها قبل کارگاهها و کلاسهایی برگزار کرده بودم ولی همیشه افراد جدید با رویکردهای جدید به یادگیری دیزاین، من را به چالش کشیدهاند.
بعد از اینکه به هر سختی ممکن این روند معرفی و شروع یادگیری افراد، چند بار تکرار شد، متوجه شدم که قدمهای اولیه یادگیری را به مرور به شکل یک بسته شروع (Starter Kit) درآوردهام. درست مثل کولهپشتی یک گردشگر که وسایل داخل آن تمام چیزیست که برای برداشتن اولین قدمها نیاز دارد ولی وقتی به نقاط مشخصی در مسیر میرسد، برای ادامه دادن راه، نیاز دارد محتویات کولهاش را دوباره پُر کند یا دستی به سر و روی آنهایی که زیاد استفاده شدهاند بکشد.
در جستجوهایم به وبسایت Designer Lynx برخوردم. جایی که شاید ۸۰ درصد منابعی را که برای یادگیری معرفی میکنم، یکجا جمع کردهست.
هیجانزده دست به صفحهکلید بُردم تا دربارهش برای شما بنویسم.
درست است که بخشهای مختلف این وبسایت دستچینی هستند از بهترین منابع شروع دیزاین محصولات دیجیتال، ولی صرفا ابزارهای کولهپشتی شما به حساب میآیند. حتی وقتی شما بهترینها را در کولهپشتی خود داشته باشید، اگر به کار نبندیدشان، فقط سنگینی آنها را به دوش کشیدهاید.
کتابها و پادکستهای معرفی شده این وبسایت تاثیرات زیادی در زندگی کاری من داشتهاند. پیشنهاد میکنم زمان بستن کولهپشتی خود، آنها را جا نگذارید.
https://www.designerlynx.co/
#معرفی_منبع #UX
@Dexign فلسفه دیزاین
____
هنری جاری، از سرچشمههای مراقبه
مدتها قبل طراحی دفترهای کار شرکتهای بزرگ تکنولوژی در اینترنت همهگیر شد و خیلی از ما این عکسها را دست به دست کرده و به دوستانمان نشان میدادیم و احتمالا حالا هم دلمان بخواهد در فضاهایی مشابه کار کنیم.بسیاری از شرکتهای سایر کشورها از جمله ایران هم همان رویکرد را در دیزاین محیط داخلی دفتر خود در نظر گرفتند.
از رویکردهای قدیمیتر میشود به فوتبالدستی و از رویکردهای جدیدتر به هماهنگی فضا و موضوع سرویسی که آن شرکت ارائه میدهد اشاره کرد. که البته تا امروز بخش اول، یعنی فوتبالدستی، اقبال بیشتری در ایران پیدا کرد.
امروز درباره یک دیزاینر فضاهای داخلی استارتاپها صحبت میکنیم، خانم Kelly Robinson. ایشان طراح داخلی شرکتهایی مثل Airbnb، SoundCloud و همچنین Headspace بودهاند. دیزاینهای خانم Robinson به نوشتار خود مقاله، «ضدفضای کار» یا Anti-Office Space است. اعتقاد جالب ایشان این است که باید هر فضا، هر حسی را که لازم است به کاربر آن محیط بدهد.
«وقتی افراد حس کنند که فضای شرکت از حضور آنها استقبال میکند، احساس راحتی بیشتری خواهند داشت و بیشتر خودشان خواهند بود.»
از بین همه این طراحیهای داخلی، شرکت Headspace بیشترین جذابیت و هیجان را برای من داشت، چراکه راستش اصلا فکرش را نمیکردم انقدر شرکت بزرگی شده باشد.
خانم Robinson میگوید که جای تمرکز روی طراحی فضا، روی طراحی جریان انرژی تمرکز دارد. تکنیکهای مختلف ایشان در این مقاله به اختصار آورده شده که اکثر آنها متاثر از «مراقبه» یا meditation و «یوگا»ست.
این مقاله و عکسهای جذابش را از دست ندهید.
https://magenta.as/zen-and-the-art-of-designing-startups-91b172de8d0a
(زمان حدودی مطالعه، ۱۱ دقیقه)
پ. ن.
نمیدانم چرا بعضی از ما به جای «مراقبه» میگوییم meditation. به نظرم مراقبه کلمه بسیار زیباتریست. اپلیکیشن بینظیر Headspace را برای مراقبه از دست ندهید.
#Design
@Dexign فلسفه دیزاین
____
مدتها قبل طراحی دفترهای کار شرکتهای بزرگ تکنولوژی در اینترنت همهگیر شد و خیلی از ما این عکسها را دست به دست کرده و به دوستانمان نشان میدادیم و احتمالا حالا هم دلمان بخواهد در فضاهایی مشابه کار کنیم.بسیاری از شرکتهای سایر کشورها از جمله ایران هم همان رویکرد را در دیزاین محیط داخلی دفتر خود در نظر گرفتند.
از رویکردهای قدیمیتر میشود به فوتبالدستی و از رویکردهای جدیدتر به هماهنگی فضا و موضوع سرویسی که آن شرکت ارائه میدهد اشاره کرد. که البته تا امروز بخش اول، یعنی فوتبالدستی، اقبال بیشتری در ایران پیدا کرد.
امروز درباره یک دیزاینر فضاهای داخلی استارتاپها صحبت میکنیم، خانم Kelly Robinson. ایشان طراح داخلی شرکتهایی مثل Airbnb، SoundCloud و همچنین Headspace بودهاند. دیزاینهای خانم Robinson به نوشتار خود مقاله، «ضدفضای کار» یا Anti-Office Space است. اعتقاد جالب ایشان این است که باید هر فضا، هر حسی را که لازم است به کاربر آن محیط بدهد.
«وقتی افراد حس کنند که فضای شرکت از حضور آنها استقبال میکند، احساس راحتی بیشتری خواهند داشت و بیشتر خودشان خواهند بود.»
از بین همه این طراحیهای داخلی، شرکت Headspace بیشترین جذابیت و هیجان را برای من داشت، چراکه راستش اصلا فکرش را نمیکردم انقدر شرکت بزرگی شده باشد.
خانم Robinson میگوید که جای تمرکز روی طراحی فضا، روی طراحی جریان انرژی تمرکز دارد. تکنیکهای مختلف ایشان در این مقاله به اختصار آورده شده که اکثر آنها متاثر از «مراقبه» یا meditation و «یوگا»ست.
این مقاله و عکسهای جذابش را از دست ندهید.
https://magenta.as/zen-and-the-art-of-designing-startups-91b172de8d0a
(زمان حدودی مطالعه، ۱۱ دقیقه)
پ. ن.
نمیدانم چرا بعضی از ما به جای «مراقبه» میگوییم meditation. به نظرم مراقبه کلمه بسیار زیباتریست. اپلیکیشن بینظیر Headspace را برای مراقبه از دست ندهید.
#Design
@Dexign فلسفه دیزاین
____
Medium
Zen and the Art of Designing Startups
How Kelly Robinson creates inspiring offices for the likes of Airbnb, Headspace, and SoundCloud.
باشه/بیخیال یا بیخیال/باشه؟
یکی از چالشهایی که احتمالا با آن مواجه شدهاید، انتخاب جای دکمههای یک صفحه است. اینکه دکمه Ok در سمت راست دکمه Cancel قرار گیرد یا برعکس.
امروز مقالهای را معرفی میکنم که به جمعآوری اطلاعات و نمونههای مختلف در اینباره پرداخته و نظرات نویسنده را هم در میان آنها بصورت نتیجهگیریهایی برای شفافتر کردن موضوع، مطرح کرده است.
این مقاله با بررسی نمونههایی از سیستمعاملهای مختلف و یا نسخههای مختلف یک سیستمعامل، به ما کمک میکند تا با دیدن نمونهها و نظرات سایر دیزاینرها، بتوانیم تصمیمی با پشتوانه استدلالی محکمتر بگیریم.
چیزی که به من شخصا در Focus Groupهای مختلف با تعداد اعضای متفاوت، ثابت شده این است که مهمترین نکته در موفقیت دیزاین در مواجهه با چنین چالشهایی، اعمال کمترین تغییر در Pattern استفاده کاربران هر پلتفرم است. چراکه به عقیده من «بهترین» جواب در دیزاین وجود ندارد و به شرط تست کردن ایدههایتان، تصمیمهای «به اندازه کافی خوب» هم میتواند در وقت شما صرفهجویی کرده و احتمال موفقیت شما را افزایش دهد.
پیشنهاد میکنم این مقاله را از دست ندهید.
https://medium.muz.li/ok-key-and-cancel-key-which-one-should-be-set-up-on-the-left-4780e86c16eb
(زمان حدودی مطالعه، ۷ دقیقه)
#بررسی #چالش
@Dexign فلسفه دیزاین
____
یکی از چالشهایی که احتمالا با آن مواجه شدهاید، انتخاب جای دکمههای یک صفحه است. اینکه دکمه Ok در سمت راست دکمه Cancel قرار گیرد یا برعکس.
امروز مقالهای را معرفی میکنم که به جمعآوری اطلاعات و نمونههای مختلف در اینباره پرداخته و نظرات نویسنده را هم در میان آنها بصورت نتیجهگیریهایی برای شفافتر کردن موضوع، مطرح کرده است.
این مقاله با بررسی نمونههایی از سیستمعاملهای مختلف و یا نسخههای مختلف یک سیستمعامل، به ما کمک میکند تا با دیدن نمونهها و نظرات سایر دیزاینرها، بتوانیم تصمیمی با پشتوانه استدلالی محکمتر بگیریم.
چیزی که به من شخصا در Focus Groupهای مختلف با تعداد اعضای متفاوت، ثابت شده این است که مهمترین نکته در موفقیت دیزاین در مواجهه با چنین چالشهایی، اعمال کمترین تغییر در Pattern استفاده کاربران هر پلتفرم است. چراکه به عقیده من «بهترین» جواب در دیزاین وجود ندارد و به شرط تست کردن ایدههایتان، تصمیمهای «به اندازه کافی خوب» هم میتواند در وقت شما صرفهجویی کرده و احتمال موفقیت شما را افزایش دهد.
پیشنهاد میکنم این مقاله را از دست ندهید.
https://medium.muz.li/ok-key-and-cancel-key-which-one-should-be-set-up-on-the-left-4780e86c16eb
(زمان حدودی مطالعه، ۷ دقیقه)
#بررسی #چالش
@Dexign فلسفه دیزاین
____
Medium
“Ok-Key” and “Cancel-Key”, Which One Should Be Set Up on the Left?
“Ok-key” and “cancel-key”, which one should be set up on the left? It’s an eternal war of button sort between UI designers preferring…
چه کسی پیروز این مسابقه سرعت است؟
در وجود تمام ما دیزاینرها و شاید کل کسانی که کارهای خلاقانه انجام میدهند، چیزی هست که اجازه نمیدهد آرام بگیریم. هربار چیزی را میبینیم، حتی اگر آن چیز دارد درست کار میکند، علاقه داریم آن را بهتر کنیم.
صفحات بارگذاری یا Loading، همیشه حیاط خلوتی برای دیزاینرها بودهاند تا ایدههای خود را در آن تست کنند. اهمیت این امر از دو جهت است، اول اینکه دیزاینرها در صفحهای با کمترین پیچیدگی، ایده خود را پیاده کرده و دوم اینکه کاربر را برای حس نکردن زمان بارگذاری، جستجو و هر اتفاقی که در جریان است، کمک میکنند.
در همین راستا، مدتیست شرکتهایی مثل Facebook و Google دست به پیاده کردن مدلی از طراحی Loading زدند که به اسامی Non-Blocking UI، Progressive Loading و … معروف شد.
راستش را که بخواهید، از نظر من هم این دیزاین بسیار زیباتر و جذابتر از آن عناصر چرخان که قبلتر در Loadingها استفاده میشد، است. ولی این اتفاق همیشه هم خوب نیست. میپرسید چرا؟
پاسخ سادهست، به خاطره همین جذابیت کاربر با دقت و توجه بیشتری به صفحه نگاه کرده و حس میکند که زمان بارگذاری طولانیتر است. دلیل قرار دادن آینه در آسانسورها هم این است که ما سرگرم شده و کُندی سرعت رسیدن به طبقه مورد نظرمان را حس نکنیم، ولی در این Loadingهای جدید، یه حرکت خاص مدام تکرار شده و به خاطر جلب توجه، باعث کلافه شدن کاربر میشود.
در مقاله امروز، Kathryn Faulkner و Katherine Olvera، دو طراح تجربه کاربری، تستی را ترتیب دادهاند که بازخورد کاربران از حالتهای مختلف Loading را تست کنند.
نتایج جالب و قابل تامل است:
https://www.viget.com/articles/a-bone-to-pick-with-skeleton-screens
(زمان حدودی مطالعه، ۵ دقیقه)
#بررسی #چالش #Loading
@Dexign فلسفه دیزاین
____
در وجود تمام ما دیزاینرها و شاید کل کسانی که کارهای خلاقانه انجام میدهند، چیزی هست که اجازه نمیدهد آرام بگیریم. هربار چیزی را میبینیم، حتی اگر آن چیز دارد درست کار میکند، علاقه داریم آن را بهتر کنیم.
صفحات بارگذاری یا Loading، همیشه حیاط خلوتی برای دیزاینرها بودهاند تا ایدههای خود را در آن تست کنند. اهمیت این امر از دو جهت است، اول اینکه دیزاینرها در صفحهای با کمترین پیچیدگی، ایده خود را پیاده کرده و دوم اینکه کاربر را برای حس نکردن زمان بارگذاری، جستجو و هر اتفاقی که در جریان است، کمک میکنند.
در همین راستا، مدتیست شرکتهایی مثل Facebook و Google دست به پیاده کردن مدلی از طراحی Loading زدند که به اسامی Non-Blocking UI، Progressive Loading و … معروف شد.
راستش را که بخواهید، از نظر من هم این دیزاین بسیار زیباتر و جذابتر از آن عناصر چرخان که قبلتر در Loadingها استفاده میشد، است. ولی این اتفاق همیشه هم خوب نیست. میپرسید چرا؟
پاسخ سادهست، به خاطره همین جذابیت کاربر با دقت و توجه بیشتری به صفحه نگاه کرده و حس میکند که زمان بارگذاری طولانیتر است. دلیل قرار دادن آینه در آسانسورها هم این است که ما سرگرم شده و کُندی سرعت رسیدن به طبقه مورد نظرمان را حس نکنیم، ولی در این Loadingهای جدید، یه حرکت خاص مدام تکرار شده و به خاطر جلب توجه، باعث کلافه شدن کاربر میشود.
در مقاله امروز، Kathryn Faulkner و Katherine Olvera، دو طراح تجربه کاربری، تستی را ترتیب دادهاند که بازخورد کاربران از حالتهای مختلف Loading را تست کنند.
نتایج جالب و قابل تامل است:
https://www.viget.com/articles/a-bone-to-pick-with-skeleton-screens
(زمان حدودی مطالعه، ۵ دقیقه)
#بررسی #چالش #Loading
@Dexign فلسفه دیزاین
____
https://www.viget.com
A Bone to Pick with Skeleton Screens | Viget
Facebook and Google use skeleton screens to make their apps feel faster. Should you be using them too?
این پست تا به حال نزدیک به ۱۹۰۰ بار مشاهده شده و به نظر میرسد برای خوانندگان جدید کانال جذاب باشد.
#پست_مجدد
#پست_مجدد
Forwarded from فلسفه دیزاین (Ramin Khatibi)
مروری کامل بر درباره دکمه اکشن شناور
یا Floating Action Button
اگر با Material Design آشنایی داشته باشید، حتما به این دکمه برخوردید. همون دکمه با رنگ Accent که در خیلی از اپلیکیشنهای اندرویدی و بعضا محصولات گوگل در iOS استفاده شده.
استفاده از اکثر المانها و ابزارها در اکثر مواقع سادهست ولی در اندک مواقعی لازمه اطلاعات خوب و دقیقی درباره اون ابزار یا المان داشته باشید تا بتونید به بهترین شکل ازش استفاده کنید. در غیر اینصورت در این اندک موارد به اشتباه از المانها استفاده خواهید کرد که تاثیر بدی روی تجربه کاربری کل محصول شما میگذاره. این دکمه Floating Action هم از این قاعده مستثنی نیست و در بسیاری از اپلیکیشنها به اشتباه بکار برده شده یا صرفا از اپلیکیلیکشنهای بزرگ دنیا، بدون درکِ اهمیتِ حضورش کپیبرداری شده. امروز میخوایم با کسب اطلاعاتی کامل درباره این دکمه، تصمیمات بهتر و آگاهانهای حول استفاده از این المان دیزاین رابط کاربری بگیریم.
مقاله امروز از آقای Nick Babich هست که بطور مفصل به بررسی کاربردهای این دکمه پرداخته و کمک میکنه که در نهایت شما بتونید به سه سوال مهم زیر جواب بدید:
• چه زمانی میشود از این دکمه استفاده کرد؟
• چه نمونههای خوبی در بکارگیری این دکمه در اپلیکیشنها میتوان نام برد؟
• چطور میتوان با بکارگیری انیمیشن در کارکرد این دکمه، تجربه کاربری محصول را ارتقا داد؟
همچنین در خلال این مقاله با اصطلاح Mystery Meat Navigation هم آشنا میشید که میتونه به عنوان یه سنگ محک در تصمیمگیریهای دیزاینی همراهیتون کنه.
پیشنهاد میکنم این مقاله جذاب و روشنگر رو از دست ندید و همین حالا مطالعهش کنید.
https://uxplanet.org/floating-action-button-in-ux-design-7dd06e49144e
(زمان حدودی مطالعه، ۸ دقیقه)
پ. ن.
در کنار مواردی که آقای Babich در بکارگیری این دکمه گفتن، استفاده همزمان از این دکمه و Bottom Navigation (که پیشتر بهش اشاره کوتاهی داشتیم)، هنوز محل بحث هست.
#رابط_کاربری #تجربه_کاربری #طراحی_محصول #متریال_دیزاین
@Dexign دیزاین
___
یا Floating Action Button
اگر با Material Design آشنایی داشته باشید، حتما به این دکمه برخوردید. همون دکمه با رنگ Accent که در خیلی از اپلیکیشنهای اندرویدی و بعضا محصولات گوگل در iOS استفاده شده.
استفاده از اکثر المانها و ابزارها در اکثر مواقع سادهست ولی در اندک مواقعی لازمه اطلاعات خوب و دقیقی درباره اون ابزار یا المان داشته باشید تا بتونید به بهترین شکل ازش استفاده کنید. در غیر اینصورت در این اندک موارد به اشتباه از المانها استفاده خواهید کرد که تاثیر بدی روی تجربه کاربری کل محصول شما میگذاره. این دکمه Floating Action هم از این قاعده مستثنی نیست و در بسیاری از اپلیکیشنها به اشتباه بکار برده شده یا صرفا از اپلیکیلیکشنهای بزرگ دنیا، بدون درکِ اهمیتِ حضورش کپیبرداری شده. امروز میخوایم با کسب اطلاعاتی کامل درباره این دکمه، تصمیمات بهتر و آگاهانهای حول استفاده از این المان دیزاین رابط کاربری بگیریم.
مقاله امروز از آقای Nick Babich هست که بطور مفصل به بررسی کاربردهای این دکمه پرداخته و کمک میکنه که در نهایت شما بتونید به سه سوال مهم زیر جواب بدید:
• چه زمانی میشود از این دکمه استفاده کرد؟
• چه نمونههای خوبی در بکارگیری این دکمه در اپلیکیشنها میتوان نام برد؟
• چطور میتوان با بکارگیری انیمیشن در کارکرد این دکمه، تجربه کاربری محصول را ارتقا داد؟
همچنین در خلال این مقاله با اصطلاح Mystery Meat Navigation هم آشنا میشید که میتونه به عنوان یه سنگ محک در تصمیمگیریهای دیزاینی همراهیتون کنه.
پیشنهاد میکنم این مقاله جذاب و روشنگر رو از دست ندید و همین حالا مطالعهش کنید.
https://uxplanet.org/floating-action-button-in-ux-design-7dd06e49144e
(زمان حدودی مطالعه، ۸ دقیقه)
پ. ن.
در کنار مواردی که آقای Babich در بکارگیری این دکمه گفتن، استفاده همزمان از این دکمه و Bottom Navigation (که پیشتر بهش اشاره کوتاهی داشتیم)، هنوز محل بحث هست.
#رابط_کاربری #تجربه_کاربری #طراحی_محصول #متریال_دیزاین
@Dexign دیزاین
___
Medium
Floating Action Button in UX Design
by Nick Babich
چگونه تمام ستارهها را در یک آسمان جمع کنیم؟
باز هم از موضوع پرچالش مدیریت تیم میگوییم و باز هم از زبان خانم Julie Zhou، معاون طراحی فیسبوک. همانطور که پیشتر هم گفتیم، ایشان هر هفته یکبار یکی از سوالاتی را که از او پرسیده میشود در قالب یک مقاله توضیح میدهد. سوالی که اینبار هم عنوان مقاله جذابی از ایشان شده، به شرح زیر است:
چطور افرادی را که با تجربهتر از شما بوده و دانش بیشتری دارند، مدیریت کنید؟
در این مقاله خانم Zhou، تجربه خودش را در مورد کار کردن با افراد حرفهای شرح داده و به فاکتورهای بسیار مهمی اشاره میکنند که دو مورد از آنها به نقل از ایشان و به اختصار در پایین آمدهاند:
- وانمود نکنید که کامل هستید: برای مثال وقتی شما مدیر واحد طراحی هستید به این معنی نیست که باید بهترین طراح باشید. مثل یک مربی دو که لازم نیست سریعترین دونده باشد! نقش مربی دو، سریعترین دونده بودن نیست. دونده بودن و مربی دو بودن دو نقش کاملا جدا هستند. همانطور که منتقد سینما بودن، لازمهش کارگردان بسیار خوبی بودن نیست.
- از یاد گرفتن از افراد Senior استقبال کنید: وجود افراد حرفهای، تیم شما را حرفهای میکند. از طرفی استخدام افرادی که Junior هستند، با این هدف که بتوانید آنها را کنترل کنید بزرگترین اشتباه است. یکی از سوالاتی که در مصاحبهها از خودم میپرسم این است که «آیا این آدم میتونه یه روزی رئیس من بشه؟ آیا من حاضرم تو تیم این شخص کار کنم؟» اگر جواب بله باشد این شخص یک کاندیدای ارزشمند است و میتواند ارزش زیادی در تیم خلق کند.
نکات بالا فقط دو نکته از این مقاله جذاب بود. مطالعه کامل این مقاله نقاط بسیار مهمی را در ذهنتان روشن میکند که مطمئنا در زندگی حرفهای بسیار کارامد خواهد بود.
https://medium.com/the-year-of-the-looking-glass/managing-more-experienced-people-9893f9903649
(زمان حدودی مطالعه ۸ دقیقه)
#بررسی #چالش #مدیریت_تیم
#مهران_داودی
@Dexign فلسفه دیزاین
____
باز هم از موضوع پرچالش مدیریت تیم میگوییم و باز هم از زبان خانم Julie Zhou، معاون طراحی فیسبوک. همانطور که پیشتر هم گفتیم، ایشان هر هفته یکبار یکی از سوالاتی را که از او پرسیده میشود در قالب یک مقاله توضیح میدهد. سوالی که اینبار هم عنوان مقاله جذابی از ایشان شده، به شرح زیر است:
چطور افرادی را که با تجربهتر از شما بوده و دانش بیشتری دارند، مدیریت کنید؟
در این مقاله خانم Zhou، تجربه خودش را در مورد کار کردن با افراد حرفهای شرح داده و به فاکتورهای بسیار مهمی اشاره میکنند که دو مورد از آنها به نقل از ایشان و به اختصار در پایین آمدهاند:
- وانمود نکنید که کامل هستید: برای مثال وقتی شما مدیر واحد طراحی هستید به این معنی نیست که باید بهترین طراح باشید. مثل یک مربی دو که لازم نیست سریعترین دونده باشد! نقش مربی دو، سریعترین دونده بودن نیست. دونده بودن و مربی دو بودن دو نقش کاملا جدا هستند. همانطور که منتقد سینما بودن، لازمهش کارگردان بسیار خوبی بودن نیست.
- از یاد گرفتن از افراد Senior استقبال کنید: وجود افراد حرفهای، تیم شما را حرفهای میکند. از طرفی استخدام افرادی که Junior هستند، با این هدف که بتوانید آنها را کنترل کنید بزرگترین اشتباه است. یکی از سوالاتی که در مصاحبهها از خودم میپرسم این است که «آیا این آدم میتونه یه روزی رئیس من بشه؟ آیا من حاضرم تو تیم این شخص کار کنم؟» اگر جواب بله باشد این شخص یک کاندیدای ارزشمند است و میتواند ارزش زیادی در تیم خلق کند.
نکات بالا فقط دو نکته از این مقاله جذاب بود. مطالعه کامل این مقاله نقاط بسیار مهمی را در ذهنتان روشن میکند که مطمئنا در زندگی حرفهای بسیار کارامد خواهد بود.
https://medium.com/the-year-of-the-looking-glass/managing-more-experienced-people-9893f9903649
(زمان حدودی مطالعه ۸ دقیقه)
#بررسی #چالش #مدیریت_تیم
#مهران_داودی
@Dexign فلسفه دیزاین
____
Medium
Managing more experienced people
This was first published on my mailing list The Looking Glass. Every week, I answer a reader’s question.
این پست تا به حال نزدیک به ۱۹۰۰ بار مشاهده شده و به نظر میرسد برای خوانندگان جدید کانال جذاب باشد.
#پست_مجدد
#پست_مجدد
Forwarded from فلسفه دیزاین (Ramin Khatibi)
دیزاینِ مفهومی به اسم «هدف»
با استفاده از فرآیند طراحی محصول
همهمون خیلی جاها این جملات رو خوندیم و شنیدیم «رویای خودت رو دنبال کن»، «به دنبال علاقه خودت برو» و …
این جملات علاوه بر اینکه انگیزهدهنده هستن، ممکنه بسیار ترسناک و دلهرهآور هم باشن. ترس از داشتن «هدف» و درست بودنش.
مقاله امروز به نوع دیگری از دیزاین میپردازه. دیزاینِ مفهومی به اسم «هدف». چیزی که در خیلی از لحظات زندگی ما ممکنه گم بشه، گاهی شفاف نباشه یا برعکس، کاملا دقیق و واضح باشه و ما هم در حال قدم برداشتن به سمتش.
چندتا از بزرگترین سوالاتی که ممکنه هرکسی در زندگی باهاش مواجه بشه اینه که «من چه هدفی رو در زندگی دنبال میکنم؟»، «آیا این هدف، هدف درستی هست؟» و …
شما چطور به این سوالها پاسخ دادید؟
هیچوقت فکر میکردید که میشه با استفاده راهکارهایی که برای دیزاین محصول طی میکنید، «هدف»تون رو طراحی کنید؟ مقاله امروز به این موضوع میپردازه.
اگر شرکت IDEO رو بشناسید، میدونید که یکی از بهترین شرکتهای دیزاین در دنیاست که یکی از شاخصترین دیزاینهاشون، اولین Mouse کامپیوترهای اپل در سال ۱۹۸۰ است. IDEO جایی هست که بسیاری از دیزاینرها برای گذروندن دوره کارآموزیشون در اونجا، سر و دست میشکونن.
نوشته امروز از Minnie Bredouw هست. خانمی که نقش راهبر خلاقیت (Creative Lead) رو در IDEO به عهده داره.
ایشون برنامهای رو به اسم Designing Purpose برای دانشآموزان راهاندازی کردن که در این مقاله درباره تفکری که پشت این برنامه هست توضیح دادن. با اینکه این برنامه بطور خاص برای دانشآموزان و کسانی که تازه فارغالتحصیل شدن، دیزاین شده ولی خوند این مقاله که از دل یک تیم دیزاین بیرون آمده، احتمالا به خیلی از ما کمک میکنه مسیری رو که در اون هستیم بازبینی و ارزیابی کنیم.
این مقاله، برای مشخص کردن هدفمون، چند مرحله رو که مشابه مراحل طراحی محصول هستند به ما معرفی میکنه تا در مسیر تعیین هدف، کمکمون کنه.
پیشنهاد میکنم همین حالا این مقاله رو بخونید و راهکارهاش رو به کار ببندید.
https://medium.com/ideo-stories/designing-purpose-6a4d74e50588
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#دیزاین #مهارت_فردی #هدفگذاری #طراحی_محصول
@Dexign دیزاین
___
با استفاده از فرآیند طراحی محصول
همهمون خیلی جاها این جملات رو خوندیم و شنیدیم «رویای خودت رو دنبال کن»، «به دنبال علاقه خودت برو» و …
این جملات علاوه بر اینکه انگیزهدهنده هستن، ممکنه بسیار ترسناک و دلهرهآور هم باشن. ترس از داشتن «هدف» و درست بودنش.
مقاله امروز به نوع دیگری از دیزاین میپردازه. دیزاینِ مفهومی به اسم «هدف». چیزی که در خیلی از لحظات زندگی ما ممکنه گم بشه، گاهی شفاف نباشه یا برعکس، کاملا دقیق و واضح باشه و ما هم در حال قدم برداشتن به سمتش.
چندتا از بزرگترین سوالاتی که ممکنه هرکسی در زندگی باهاش مواجه بشه اینه که «من چه هدفی رو در زندگی دنبال میکنم؟»، «آیا این هدف، هدف درستی هست؟» و …
شما چطور به این سوالها پاسخ دادید؟
هیچوقت فکر میکردید که میشه با استفاده راهکارهایی که برای دیزاین محصول طی میکنید، «هدف»تون رو طراحی کنید؟ مقاله امروز به این موضوع میپردازه.
اگر شرکت IDEO رو بشناسید، میدونید که یکی از بهترین شرکتهای دیزاین در دنیاست که یکی از شاخصترین دیزاینهاشون، اولین Mouse کامپیوترهای اپل در سال ۱۹۸۰ است. IDEO جایی هست که بسیاری از دیزاینرها برای گذروندن دوره کارآموزیشون در اونجا، سر و دست میشکونن.
نوشته امروز از Minnie Bredouw هست. خانمی که نقش راهبر خلاقیت (Creative Lead) رو در IDEO به عهده داره.
ایشون برنامهای رو به اسم Designing Purpose برای دانشآموزان راهاندازی کردن که در این مقاله درباره تفکری که پشت این برنامه هست توضیح دادن. با اینکه این برنامه بطور خاص برای دانشآموزان و کسانی که تازه فارغالتحصیل شدن، دیزاین شده ولی خوند این مقاله که از دل یک تیم دیزاین بیرون آمده، احتمالا به خیلی از ما کمک میکنه مسیری رو که در اون هستیم بازبینی و ارزیابی کنیم.
این مقاله، برای مشخص کردن هدفمون، چند مرحله رو که مشابه مراحل طراحی محصول هستند به ما معرفی میکنه تا در مسیر تعیین هدف، کمکمون کنه.
پیشنهاد میکنم همین حالا این مقاله رو بخونید و راهکارهاش رو به کار ببندید.
https://medium.com/ideo-stories/designing-purpose-6a4d74e50588
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#دیزاین #مهارت_فردی #هدفگذاری #طراحی_محصول
@Dexign دیزاین
___
Medium
Designing Purpose
A few simple ways design can help you explore purpose
محصولات گوگل، ققنوسی از خاکستر دیزاین ایتالیایی
به نظر میرسد که در دهههای قبل، دهه ۶۰ و ۷۰ هنر رنگ و بوی دیگری داشت. از موسیقی گرفته تا دنیای دیزاین. بعدها و اخیرا دیزاینها دیگر کنتراست لازم را ندارد. همهچیز کمرنگ و خاکستریست. سلیقهای که شرکت Apple و قبلتر از آن، شرکت Braun در ساختنش نقش بسیار پررنگی داشته است.
با وجود اینکه گروههایی مثل Contrast Rebellion به مبارزه با روند موجود در دیزاین بپاخاستند ولی همچنان دیزاینرهای زیادی بیتوجه به راحتی کاربر و کاربردیتر بودن محصولاتی که دیزاین میکنند، میانهروی، کنتراست پایین و استفاده از رنگهای خنثیتر را سرلوحه کار خود قرار دادهاند.
آقای Adam Richardson که نویسنده مقاله امروز است، رد پای دیزاین پُر از رنگِ ایتالیایی را در محصولات اخیر گوگل دنبال کرده و در این مقاله آنها را با نمونه محصولات دهه ۶٠ و ٧٠ مقایسه میکند.
پیشنهاد میکنم مقاله رنگارنگ ایشان را خوانده و کمی بیشتر در این باب کنکاش کنید.
https://blog.prototypr.io/google-and-the-resurgence-of-italian-design-e9234cf3d073
(زمان حدودی مطالعه، ۸ دقیقه)
#بررسی #روند #طراحی_محصول
@Dexign فلسفه دیزاین
___
به نظر میرسد که در دهههای قبل، دهه ۶۰ و ۷۰ هنر رنگ و بوی دیگری داشت. از موسیقی گرفته تا دنیای دیزاین. بعدها و اخیرا دیزاینها دیگر کنتراست لازم را ندارد. همهچیز کمرنگ و خاکستریست. سلیقهای که شرکت Apple و قبلتر از آن، شرکت Braun در ساختنش نقش بسیار پررنگی داشته است.
با وجود اینکه گروههایی مثل Contrast Rebellion به مبارزه با روند موجود در دیزاین بپاخاستند ولی همچنان دیزاینرهای زیادی بیتوجه به راحتی کاربر و کاربردیتر بودن محصولاتی که دیزاین میکنند، میانهروی، کنتراست پایین و استفاده از رنگهای خنثیتر را سرلوحه کار خود قرار دادهاند.
آقای Adam Richardson که نویسنده مقاله امروز است، رد پای دیزاین پُر از رنگِ ایتالیایی را در محصولات اخیر گوگل دنبال کرده و در این مقاله آنها را با نمونه محصولات دهه ۶٠ و ٧٠ مقایسه میکند.
پیشنهاد میکنم مقاله رنگارنگ ایشان را خوانده و کمی بیشتر در این باب کنکاش کنید.
https://blog.prototypr.io/google-and-the-resurgence-of-italian-design-e9234cf3d073
(زمان حدودی مطالعه، ۸ دقیقه)
#بررسی #روند #طراحی_محصول
@Dexign فلسفه دیزاین
___
Prototypr
Google and the Resurgence of Italian Design
Once upon a time, we had products that were colorful, in shapes that were quirky, whimsical, and expressive. Interesting! And then, almost…
نمونههای جالب اینتراکشن (شماره ۳)
در ادامه معرفی ایدههای جالب اینتراکشن، همانطور که قول داده بودم برای اینکه بتوانید بهتر و با ایدههای جالبتری اینتراکشنهای محصول خود را طراحی کنید، هر چند وقت یک بار نمونههایی جالب از دیزاین تعامل یا Interaction در کانال ارسال میکنم.
این هم پست سوم از این مجموعههای انیمیشنهای اینتراکشن.
توجه کنید که مقاله امروز به خاطر وجود انیمیشنهای gif در آن، کمی سنگین بوده و ممکنه است بارگذاری صفحه کمی کند باشد.
https://medium.muz.li/ui-interactions-of-the-week-101-72fb2885d477
#معرفی #نمونه #اینتراکشن
@Dexign فلسفه دیزاین
___
در ادامه معرفی ایدههای جالب اینتراکشن، همانطور که قول داده بودم برای اینکه بتوانید بهتر و با ایدههای جالبتری اینتراکشنهای محصول خود را طراحی کنید، هر چند وقت یک بار نمونههایی جالب از دیزاین تعامل یا Interaction در کانال ارسال میکنم.
این هم پست سوم از این مجموعههای انیمیشنهای اینتراکشن.
توجه کنید که مقاله امروز به خاطر وجود انیمیشنهای gif در آن، کمی سنگین بوده و ممکنه است بارگذاری صفحه کمی کند باشد.
https://medium.muz.li/ui-interactions-of-the-week-101-72fb2885d477
#معرفی #نمونه #اینتراکشن
@Dexign فلسفه دیزاین
___
Medium
UI Interactions of the week #101
via Muzli design inspiration
تکنیکهای جذاب برای پیش از بارگذاری تصاویر
هیچوقت معرفی شدن HTML5 را فراموش نمیکنم، در خوابگاه بالا و پایین میپریدم و از پتانسیلهای آن و نمونههایی که از استفادههایش در اینترنت دیده بودم برای هم اتاقیهایم میگفتم. آنها هم چون رشتههای مرتبط با کامپیوتر نداشتند، با نگاهی سرشار از تعجب و «خُب که چی؟» من را نگاه میکردند.
از یک جایی به بعد، وب با سرعتی سرسامآوری روی به پیشرفت آورد. دریچههایی را به روی تمامی انسانهای خلاق گشود که سرعت حرکت و وقوع اتفاقات جدید را در آن چند برابر کردند.
مقاله امروز هم درباره یک ایده جدید در وب است.
قبل از شروع صحبت، اجازه بدهید دو مفهوم زیر را برایتان تعریف کنم.
Placeholderها: همان عناصری هستند که تا زمان بارگذاری تصاویر، جای آنها را برایشان نگهداشته و کاربرها را سرگرم میکنند.
و SVG: پسوند مربوط به تصاویر برداری (Vector) که به دلیل حجم کم و چند ویژگی دیگر، در وب جایگاه بسیار محبوبی پیدا کرده است.
قبلترها از عکسهای ثابت، رنگها و اینطور چیزها به عنوان Placeholder استفاده میشد، ولی امروزه سرویسهای مختلف حرکتی را آغاز کردند تا هرچقدر که میتوانند Placeholder یک تصویر را به خود تصویر نزدیک کنند.
تلاش Google Image Search در این جهت، مرتبط بودن رنگ هر Placeholder به عکسی که بعدا در آن بارگذاری میشود، و تلاش Instagram، نمایش یک نسخه تار شده از عکسها قبل از بارگذاری آنها است.
امروز پیشنهاد جذاب و هوشمندانه یکی از برنامهنویسان Frontend شرکت Spotify را بررسی میکنیم. ایشان میگویند: مگر نه اینکه SVGها بسیار کم حجم هستند؟ پس چرا یک نسخه ساده شده بُرداری از تصاویر را قبل از بارگذاریشان نمایش ندهیم؟
هیجانانگیز است، نه؟
به نظر من که ایده بسیار جذابیست. پیشنهاد میکنم جزئیات ایده ایشان را از زبان خودشان بخوانید:
https://medium.freecodecamp.org/using-noscript-as-placeholders-more-image-loading-techniques-bed1b810ab2c
(زمان حدودی مطالعه، ۱۲ دقیقه)
#معرفی #ایده #طراحی_رابطکاربری
@Dexign فلسفه دیزاین
___
هیچوقت معرفی شدن HTML5 را فراموش نمیکنم، در خوابگاه بالا و پایین میپریدم و از پتانسیلهای آن و نمونههایی که از استفادههایش در اینترنت دیده بودم برای هم اتاقیهایم میگفتم. آنها هم چون رشتههای مرتبط با کامپیوتر نداشتند، با نگاهی سرشار از تعجب و «خُب که چی؟» من را نگاه میکردند.
از یک جایی به بعد، وب با سرعتی سرسامآوری روی به پیشرفت آورد. دریچههایی را به روی تمامی انسانهای خلاق گشود که سرعت حرکت و وقوع اتفاقات جدید را در آن چند برابر کردند.
مقاله امروز هم درباره یک ایده جدید در وب است.
قبل از شروع صحبت، اجازه بدهید دو مفهوم زیر را برایتان تعریف کنم.
Placeholderها: همان عناصری هستند که تا زمان بارگذاری تصاویر، جای آنها را برایشان نگهداشته و کاربرها را سرگرم میکنند.
و SVG: پسوند مربوط به تصاویر برداری (Vector) که به دلیل حجم کم و چند ویژگی دیگر، در وب جایگاه بسیار محبوبی پیدا کرده است.
قبلترها از عکسهای ثابت، رنگها و اینطور چیزها به عنوان Placeholder استفاده میشد، ولی امروزه سرویسهای مختلف حرکتی را آغاز کردند تا هرچقدر که میتوانند Placeholder یک تصویر را به خود تصویر نزدیک کنند.
تلاش Google Image Search در این جهت، مرتبط بودن رنگ هر Placeholder به عکسی که بعدا در آن بارگذاری میشود، و تلاش Instagram، نمایش یک نسخه تار شده از عکسها قبل از بارگذاری آنها است.
امروز پیشنهاد جذاب و هوشمندانه یکی از برنامهنویسان Frontend شرکت Spotify را بررسی میکنیم. ایشان میگویند: مگر نه اینکه SVGها بسیار کم حجم هستند؟ پس چرا یک نسخه ساده شده بُرداری از تصاویر را قبل از بارگذاریشان نمایش ندهیم؟
هیجانانگیز است، نه؟
به نظر من که ایده بسیار جذابیست. پیشنهاد میکنم جزئیات ایده ایشان را از زبان خودشان بخوانید:
https://medium.freecodecamp.org/using-noscript-as-placeholders-more-image-loading-techniques-bed1b810ab2c
(زمان حدودی مطالعه، ۱۲ دقیقه)
#معرفی #ایده #طراحی_رابطکاربری
@Dexign فلسفه دیزاین
___
freeCodeCamp.org
How to use SVG as a Placeholder, and Other Image Loading Techniques
by José M. Pérez How to use SVG as a Placeholder, and Other Image Loading Techniques Generating SVGs from images can be used for placeholders. Keep reading!I’m passionate about image performance optimisation and making images load fast on the web. One of…
فُــرمها را بهتر دیزاین کنیم
هرکدام از ما شاید تا حالا چند صد فرم پر کردهایم، یا حتی کمی قبل از شروع خواندن این مقاله، یک فرم را تکمیل کرده باشیم. از فرمهای آنلاین ثبتنام در یک سرویس تا فرمهای کاغذی شرکتها و ادارات مختلف. با احتمال خوبی هنگام پر کردن اکثر آنها معتقد بودیم که «میتونستن این رو بهتر طراحی بکنن» یا «چرا یه فرم ساده باید انقدر گیج کننده باشه؟!»
برای خود من پیش آمده که به خاطر بد بودن طراحی فرم (از خواستن اطلاعات اضافی گرفته تا طراحی بصری بد)، از پر کردن آن منصرف شده باشم.
با این مقدمه، سوال مهمی که مطرح میشود این است که: چرا با وجود پرمراجعه بودن فرمها، اکثرا در کمترین میزان توجه قرار داشته و بعضا کمترین زمان برای دیزاین و تست آنها اختصاص داده میشود؟
حدسی که خود من میزنم این است که شاید برای دیزاینرها، دیزاین فرمها به اندازه سایر صفحات جذاب نیست. یا شاید مدیران فکر میکنند که فرم، مفهومی بسیار سادهست و پیادهسازی آن نباید وقت بگیرد.
جواب سوال بالا هرچیزی که هست، باعث رویگرداندن بسیاری از کاربران بالقوه میشود.
امروز مقالهای را بررسی میکنیم که با اشاره به اهمیت زیاد فرمها، نمونههایی خوب و مختلف را از پیادهسازیشان، بررسی میکند.
فرمها میتوانند نجاتدهنده باشند، این مقاله را از دست ندهید.
https://uxplanet.org/3-best-form-design-practices-for-your-design-process-383510b31613
(زمان حدودی مطالعه، ۸ دقیقه)
#بررسی #نمونه_موفق #طراحی_فرم
@Dexign فلسفه دیزاین
___
هرکدام از ما شاید تا حالا چند صد فرم پر کردهایم، یا حتی کمی قبل از شروع خواندن این مقاله، یک فرم را تکمیل کرده باشیم. از فرمهای آنلاین ثبتنام در یک سرویس تا فرمهای کاغذی شرکتها و ادارات مختلف. با احتمال خوبی هنگام پر کردن اکثر آنها معتقد بودیم که «میتونستن این رو بهتر طراحی بکنن» یا «چرا یه فرم ساده باید انقدر گیج کننده باشه؟!»
برای خود من پیش آمده که به خاطر بد بودن طراحی فرم (از خواستن اطلاعات اضافی گرفته تا طراحی بصری بد)، از پر کردن آن منصرف شده باشم.
با این مقدمه، سوال مهمی که مطرح میشود این است که: چرا با وجود پرمراجعه بودن فرمها، اکثرا در کمترین میزان توجه قرار داشته و بعضا کمترین زمان برای دیزاین و تست آنها اختصاص داده میشود؟
حدسی که خود من میزنم این است که شاید برای دیزاینرها، دیزاین فرمها به اندازه سایر صفحات جذاب نیست. یا شاید مدیران فکر میکنند که فرم، مفهومی بسیار سادهست و پیادهسازی آن نباید وقت بگیرد.
جواب سوال بالا هرچیزی که هست، باعث رویگرداندن بسیاری از کاربران بالقوه میشود.
امروز مقالهای را بررسی میکنیم که با اشاره به اهمیت زیاد فرمها، نمونههایی خوب و مختلف را از پیادهسازیشان، بررسی میکند.
فرمها میتوانند نجاتدهنده باشند، این مقاله را از دست ندهید.
https://uxplanet.org/3-best-form-design-practices-for-your-design-process-383510b31613
(زمان حدودی مطالعه، ۸ دقیقه)
#بررسی #نمونه_موفق #طراحی_فرم
@Dexign فلسفه دیزاین
___
Medium
3 Best Form Design Practices for your design process
A short takeaway of form-design practices and insights for designers, business people and everyone.