فلسفه دیزاین – Telegram
فلسفه دیزاین
6.93K subscribers
68 photos
12 videos
1 file
1.21K links
این کانال چکیده‌ای از مقالات روز، نمونه‌های موفق، ابزارهایی‌ست که ما در DeXign Studio با آن برخورد داشته و معرفی‌شان می‌کنیم.

ارتباط با کانال:
@mohsenissapour

منابع و ابزارهای دیزاین:
DexignResources.com

دسخط:
https://daskhat.dexignresources.com
Download Telegram
تکنیکی برای مرتب‌سازی کمد آقا ووپی!

برای بسیاری از ما پیش آمده که پس از مطالعه و تحقیق درباره کاربر و ایده‌پردازی درباره محصول، با حجم عظیمی از یافته‌ها و ایده‌ها مواجه می‌شویم که دسته‌بندی کردن آن‌ها کار دشواری است. اکنون می‌خواهیم متدی را معرفی کنیم که با استفاده از آن می‌توان به آسانی در جلسات ایده‌پردازی و تحلیل داده‌ها نتایج به دست آمده را مرتب کرد.

اگرچه پیش از این تکنیک Affinity Diagramming در کسب و کارها برای سازماندهی مجموعه ایده‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفت، اما حال در طراحی تجربه کاربری نیز می‌توان به کمک این روش سرعت تحلیل داده‌ها و نتایج حاصل از تحقیق را افزایش داد.

به طور خلاصه تکنیک Affinity Diagramming به شما کمک میکند که موارد مرتبط با یکدیگر را در دسته‌های مجزا مرتب کنید‌.
برای مثال، با استفاده از این متد در تحقیق درباره پرسونای مخاطب می‌توانیم یافته‌هایی که پس از مصاحبه بدست می‌آوریم را مرتب کرده و بی‌آنکه در حجم عظیمی از داده‌ها سردرگم بشویم نکات کلیدی و مهم را دریافت کنیم. همچنین در جلسات ایده‌پردازی و طوفان فکری، با بهره‌گیری از این روش پس از پایان جلسه، می‌توان ایده‌ها را در دسته‌های متفاوت بخش‌بندی کرد. از آنجا که این روش سریع و به‌صرفه است برای طراحان تجربه کاربری مفید و موثر خواهد بود.

در ادامه شما را به مطالعه‌ی مقاله‌ای از گروه نیلسون نورمن دعوت می‌کنم.
می‌توانید اطلاعات بیشتر درمورد چگونگی استفاده از این تکنیک را در مقاله امروز بخوانید.

http://bit.ly/dxgn526

(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)

نویسنده: پریسا حسینی

#تجربه_کاربری #ایده‌_پردازی #روش_تحقیق
فلسفه دیزاین @Dexign

ــــ
راز دیزاین یک تک‌شاخ

حتما تاکنون نام Uber به گوشتان رسیده است. استارتاپی که در سال ۲۰۰۹ به عنوان یک سرویس تاکسی اینترنتی از دل سیلیکون‌ولی سر برآورد و شروع به رشد کرد؛ و امروز ارزش آن ۷۶ میلیارد دلار است. در طول سال‌های گذشته علیرغم فراز و نشیب‌های فراوان، از اعتصاب و اعتراض اتحادیه‌های تاکسیرانی گرفته تا حواشی پیرامون مدیرانش، این شرکت همواره به رشد خود ادامه داده و از یک سرویس تاکسی اینترنتی تبدیل به یک بازیگردان اصلی در صنعت حمل و نقل و تکنولوژی‌های مرتبط به آن شده است. اکنون که شما در حال خواندن این متن هستید، سرویس‌های مختلف اوبر در کشورهای مختلف از هنگ‌کنگ و سنگاپور در شرق دور، نایروبی و کنیا در قاره سیاه تا جهان اولی‌ها در اروپا و آمریکا در حال سرویس‌دهی به کاربران خود هستند.

اما این پیشرفت و گسترش در سطح جهانی و سرویس‌دهی به بیش از ۱۰ میلیون نفر در روز، نیازمند سیستم و پلتفرمی است که سازگار با این همه تغییر و تحول بوده و بتواند تجربه‌ای مثبت و دلنشین برای تمامی سرویس گیرندگان ایجاد کند. به این منظور اوبر سیستمی را خلق کرده است که علاوه بر به کار گیری مبانی و اصولی ساده و پایدار برای تکامل پلتفرم خود، دیزاینرها نیز بتوانند به راحتی به توسعه و بهبود آن در ارائه سرویس‌های متنوع بپردازند.

مارک پاگلیا طراح محصول در شرکت اوبر به بررسی و معرفی پلتفرم دیزاین اوبر در این مقاله پرداخته است:

http://bit.ly/dxgn527

(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)

نویسنده: محمدرضا پناهی

#دیزاین_سیستم #تجربه_کاربری #اوبر
@Dexign فلسفه دیزاین

ــــــــ
مرگِ انسانیت، مرگِ تایتان‌ها

وقتی به محصولات دیجیتال اطرافمان نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که بسیاری از آن‌ها با بزرگتر شدن‌شان، به کاربرانشان کمتر توجه می‌کنند. در صورتی که به تاریخچه‌ی چند سال قبلشان برگردید اولویت اولشان حل مشکل استفاده‌کنندگان از محصولشان بود.

اگر بازخوردهای کاربرها از برخی محصولات بزرگ ایرانی را بررسی کنید، به جمع‌بندی زیر خواهید رسید:

• اسنپ به جای اینکه حواسش به حل مسائل مسافر باشد، مشغول اضافه کردن فیچر‌های جدید و هرچه بزرگتر کردن بخش تجاری خود است.

• دیجیکالا به جای آن‌که به فکر افزایش کیفیت خدمات خود و ارسال آن‌ها باشد، مشغول افزایش تعداد کالاها و تنوع آن‌ها، بدون هیچ نظارت قیمتی و کیفیتی است.

مقاله امروز به بررسی این اپیدمی روی بسیاری از سرویس‌های موفق دنیا می‌پردازد. آقای Jesse Weaver، نویسنده مقاله امروز، بر این باورست، این بلایی‌ست که امروزه و در چهار مرحله، هر محصولی را از حالت انسان-محوری آن دور کرده و به بیزینس-محوری سوق می‌دهد. بیزینس و تجارتی که چیزی جز سود مالی را مهم نشمرده و در دراز مدت به دلیل وجود رقبا آن‌ها از پای در می‌آورد.

در ادامه نیز به توضیح هر کدام ازین چهار مرحله پرداخته و به جزئیات مرگ بخش انسانی این محصولات می‌رسد.
و در پایان نیز بحث خود را به این شکل به پایان می‌برد که شرکت‌های بزرگ و موفقی چون IDEO هیچ وقت از مرحله‌ی اول این دروازه‌های مرگ عبور نکرده و همچنان به کشف مشکلات و ابداع راه‌حل‌ها می پردازند.

http://bit.ly/gxgn528

به نظر شما چه اتفاقی می‌افتد که محصولات و شرکت‌ها در ادامه‌ی مسیر آنچنان که باید کیفیت روزهای اول را ندارند؟ نمونه‌ای در نظرتان هست؟
برای پاسخ به این سؤال، دکمه‌ی "مشاهده نظرات" را بفشارید.

نویسنده: حسین میرزاده

(زمان حدودی مطالعه، ۱۴ دقیقه)

#دیزاین_محصول #انسان_محور #تفکر_دیزاین

@Dexign فلسفه دیزاین

ـــــــ
استراتژی‌های ورود به رسانه‌های اجتماعی

در ابتدای سال ۲۰۱۸، تعداد کاربران رسانه‌های اجتماعی در سطح جهان، بالغ بر ۳ میلیارد نفر بوده است. رقمی که پیش بینی می‌شود سالیانه رشدی ۱۳ درصدی نیز داشته باشد. به همین دلیل می‌توان بر اهمیت روزافزون حضور شرکت‌ها در این نوع بسترهای مجازی صحه گذاشت.

اولین قدم جهت شروع فعالیت در رسانه‌های اجتماعی، ایجاد یک استراتژی مناسب برای ورود به آنها می‌باشد. شاید در نگاه اول تدوین استراتژی گامی بزرگ و کاری دشوار به نظر آید، ولی اگر برنامه‌ریزی خوبی برای این مرحله صورت پذیرد و کارها مطابق برنامه پیش رود، نتیجه بسیار ساده حاصل می‌شود. برای شروع کار باید:

- هدف اولیه کمپین شبکه‌ اجتماعی خود را تعیین کنید.
- مخاطبان و رقیبان خود را شناسایی و در مورد آنها تحقیق نمایید.
- شبکه‌های اجتماعی متناسب با هدف خود را انتخاب کنید.
- برای کمپین خود در شبکه‌های اجتماعی سبک و خط مشی مشخصی تعیین نمایید.
- زمان و بودجه خود را مشخص کنید.

با اجرای دقیق مراحل ذکر شده در فرآیند ایجاد رسانه‌های مختلف در هر کدام از شبکه‌های اجتماعی، مدیریت چندین پلتفرم در رسانه‌های اجتماعی عملی سهول الوصول است. با این وجود معمولاً مدیریت همزمان پلتفرم‌های مختلف، نیازمند بهره‌گیری از یک ابزار مدیریتی معتبر مانند Hootsuite، Buffer، Lithium و ... می‌باشد. این ابزارها به شما کمک می‌کنند تا به‌طور موثر با مشتریان خود در ارتباط باشید، مکالمات مربوط به برند خود را مانیتور کنید و با مشتریان بالقوه خود نیز در تعامل باشید.

اساس حفظ بقای شرکت‌ها در رسانه‌های اجتماعی وابسته به عواملی همچون میزان موفقیت در ایجاد یک رابطه قابل اعتماد بین برند و مشتریان، استفاده از فناوری‌های جدید و نرخ بازگشت سرمایه ROI
می‌باشد و تنها راه ماندگاری برند شما در این مسیر، اطمینان از تحقق موارد ذیل است:

- مخاطبان خود را درک کنید.
- استراتژی بازاریابی رسانه‌های اجتماعی خود را دائماً بررسی و به‌روز رسانی کنید.
- زمان و بودجه خود را به استفاده هرچه بیشتر از ابزارها و فناوری‌های جدید اختصاص دهید.
- تمرکز خود را روی تجربیات موفق خود نگه دارید.
- جهت جلب اعتماد کاربران خود در پلتفرم‌های مختلف تلاش کنید.

در پایان پیشنهاد می‌کنیم اگر به چگونگی کاربرد رسانه‌های اجتماعی در پیشبرد کسب‌وکار خود علاقمند هستید، این مقاله خواندنی را دنبال کنید.

http://bit.ly/dxgn529

و اگر تا بحال استراتژی رسانه‌های اجتماعی خود را تعیین و توسعه داده‌اید، خوشحال می‌شویم تجربیات خود را در بخش نظرات 👇 ⁦مطرح کنید.

(زمان حدودی مطالعه، ۹ دقیقه)

نویسنده: نیما حکیم‌رابط

#رسانه_اجتماعی #استراتژی #برند

@Dexign فلسفه دیزاین

___
نوسترآداموس‌های دیزاین

موقعیتی را متصور شوید که قبل از آنکه دیزاین‌هایتان را در ارائه‌ی عموم قرار دهید، بدانید و مطمئن باشید هنگام انتشار آن‌ها به هدف‌های بازاریابی و تجاری خود رسیده‌اید.

دیزاین پیش‌گویانه، روشی‌ست که به کمک هوش مصنوعی باعث شده است که دیزاین‌هایمان بیش از پیش، دقیق‌تر و به هدف نزدیک‌تر باشد.

دیزاین پیشگویانه (Predictive Design) چیست؟

دیزاین پیش‌گویانه یک روش آماری است که معمولاً برای پیش‌بینی رفتارهای آینده استفاده می‌شود. راه‌حل‌های دیزاین پیش‌گویانه نوعی فناوری داده‌کاوی است که با تجزیه و تحلیل داده‌های تاریخی و حال حاضر و نیز تولید مدلی برای پیش‌بینی نتایج آینده کار می‌کند. در دیزاین پیش‌گویانه، داده‌ها جمع‌آوری می‌شوند، یک مدل آماری فرموله می‌شود، پیش‌بینی‌ها انجام شده و با دسترسی به اطلاعات اضافی، این مدل اعتبار می‌یابد (یا تجدید نظر می‌شود).

برای روشن‌تر شدن این موضوع به مثالی می‌پردازیم:

یکی از ابزارهای کمک‌یار و دستورزبانی به نام Grammarly از روش دیزاین پیش‌‌گویانه در ابزار خود بهره برده است.

به این شکل که قبل نوشتن محتوا، هدف‌ها، مخاطبان خود و نوع محتوا را تعیین کرده و زمانی که شروع به تولید محتوا می‌کنید علاوه بر اینکه مشکلات دستورزبانی و املایی شما را اصلاح می‌کند، محتوای شما را پیش‌بینی کرده و به آن بر اساس اهدافی که شما تعیین کردید امتیازی رقابتی نسبت به محتوای دیگران می‌دهد.

این ابزار، با این روش علاوه بر اینکه متون شما را اصلاح می‌کند، شما را مانند یک ورزشکار حرفه‌ای تمرین داده تا در تولید محتوا بهتر و هدفمندتر عمل کنید.

ابزارهای دیزاینی که با آن‌ها سروکار داریم دیر یا زود با هوش مصنوعی بیشتر درگیر خواهند شد. ما تقریبا به پایان دیزاین به روش سنتی رسیده‌ایم و دوره‌ای خیلی جذاب‌تر و هوشمندتر در نقطه آغاز قرار دارد.

پیشنهاد می‌کنم مقاله‌ی زیر و همچنین منابعی که انتهای آن آورده شده است را مطالعه کنید و با دیزاین پیش‌گویانه که یکی از روش‌های خلاق آینده است، آشنا شوید.

شما چطور در طراحی محصولتان به صورت پیش‌گویانه عمل کرده‌اید؟ با فشردن دکمه‌ی «مشاهده نظرات» آن‌را با ما در اشتراک بگذارید.

http://bit.ly/dxgn530


نویسنده: حسین میرزاده

(زمان حدودی مطالعه، ۹ دقیقه)

#دیزاین #تجربه_کاربری #هوش_مصنوعی

@Dexign فلسفه دیزاین

___
بازی‌نمایی: اکسیر انگیزه در محصول

همه ما از کودکی با مفهومی به نام بازی کردن آشنا هستیم و می‌دانیم که بازی کردن یکی از فعالیت‌های مورد علاقه و محبوب کودکان است که علاوه بر سرگرمی، جنبه آموزشی و پرورشی نیز دارد. بازی‌ها از کودکی ما را سرگرم کرده‌اند و هنوز که هنوز است بزرگ‌ترین و بهترین تفریح بشر بازی کردن است و هیچ محدودیت سنی برای این کار وجود ندارد. هرجا که شرایط بازی کردن وجود داشته باشد، کودک و پیر و جوان به سمت آن جذب شده و مشغول بازی می‌شوند. در کنار جنبه سرگرم‌کننده بازی، می‌توان برای بهبود یادگیری مفاهیم و مهارت‌ها از این مفهوم استفاده کرد. در دوران کودکی، بازی رفتار هوشمندانه را تقویت می کند و زمینه های لازم جهت یادگیری زبان و رشد هوشی را فراهم می‌کند. در سنین بالاتر نیز با استفاده از بازی می‌توان به بهبود یادگیری، کاهش استرس و حتی فرار از شرایط بد موجود کمک کرد.

امروزه با گسترش فناوری‌های ارتباطی و نفوذ هرچه بیشتر تکنولوژی در زندگی انسانها، مفهومی به نام "Gamification" وارد دنیای سرویس‌ها و اپلیکیشن‌ها شده است. گیمیفیکیشن یعنی تلاش در جهت بالابردن انگیزه، حس رقابت و کنجکاوی با استفاده از المان‌های بازی در زمینه‌ای به غیر از سرگرمی، به هدف افزایش تقاضای مشتریان، بهبود عملکرد کاری افراد یا پیشرفت در آموزش. گیمیفیکشن در زبان فارسی به نام "بازی‌کاری"، "بازی‌نمایی" و حتی "بازی‌وارسازی" ترجمه شده است.

اگر شما هم علاقه‌مند به آشنایی با این مفهوم جذاب و شناخت کاربرد آن در بهبود تجربه کاربری هستید، پیشنهاد می‌کنیم مقاله پیش رو را مطالعه کنید.

http://bit.ly/dxgn531

نویسنده: محمدرضا پناهی

(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)

#بازی #گیمیفیکیشن #تجربه_کاربری

@Dexign فلسفه دیزاین

___
عادت؛ خوب یا بد!

بهترین و بدترین ویژگی انسان‌ها، "عادت کردن" آن‌هاست. حالتی که باعث می‌شود به‌واسطه‌ی آن چیزهای جدید یاد بگیریم و همینطور از برخی از مشکلات اساسی‌ چشم‌پوشی کنیم.

مغز، داده‌ها را به صورت عادت ذخیره‌سازی می‌کند و همین عملکرد باعث می‌شود، ما بتوانیم درهفته‌های بعد از یادگیری رانندگی، در حین این عمل نیز موسیقی گوش بدهیم و با دوستانمان صحبت کنیم. هرچند این اتفاق در روزهای اول با تمرکز شدید حواسمان بر روی رانندگی و محیط اطراف غیرممکن بود.

حال اگر با خودمان مرور کنیم با بسیاری از مشکلات روزمره مواجه می‌شویم که با بی‌خیالی؛ مشقت و سختی آن را تمام و کمال قبول کرده‌ایم و از روی عادت آن‌ها را انجام می‌دهیم.

مثلا چرا باید در مترو با این حجم از شلوغی، زمان زیادی را صرف شارژ کارت کنیم؟ یا اصلا چرا باید از کارت یا هرچیز دیگر برای عبور از گِیت و پرداخت هزینه‌ی مترو استفاده کنیم؟ چرا باید حجم عظیمی از ترافیک را تحمل کنیم در حالی که شاید بتوان با دنده پرواز زودتر به مقصد خود برسیم!

این‌ها مثال‌هایی از جوامع امروز هستند که پاسخ‌های درستی به آن‌ها داده نشده است. چرا؟ چون صرفا به آن‌ها عادت کرده‌ایم و با کم و زیاد و سختی‌های آن‌ها کنار آمده‌ایم. این ویژگی انسان فارغ از جنبه‌ی مثبت آن، باعث کُندی پیشرفت دیزاین محصولات و راه‌حل‌ها شده و باعث می‌شود قسمتی از مشکلات نامرئی دیده نشوند.

امروز با Tony Fadell که یک دیزاینر و مهندسی آمریکایی است و خیلی‌ها او را با Google Nest و iPod می‌شناسند، آشنا می‌شویم. او در این ویدئوی Ted به معرفی راه‌حل‌هایی می‌پردازد که شما بتوانید این پرده‌ی عادت را از جلوی چشمانتان بردارید و عمیق‌تر و با چشمانی بازتر دنیا را دیزاین کنید.

https://www.ted.com/talks/tony_fadell_the_first_secret_of_design_is_noticing?utm_campaign=tedspread&utm_medium=referral&utm_source=tedcomshare

پ.ن: قبل‌تر نیز مثالی از دیزاین خارج از عادت را در پست زیر واکاوی کرده‌ایم:

https://news.1rj.ru/str/Dexign/428

به نظر من، چون برای انسان‌ها طراحی می‌کنیم و همه چیز بستگی به رفتارهای او دارد. باید با تمام زوایای پنهان و آشکار این موجود عجیب آشنا بشویم. مشاهده ویدئو، خواندن پست اشاره شده و همچنین کتاب بسیار عالی Nir Eyal به نام Hooked را که درباره‌ی همین ویژگی انسان‌ است را پیشنهاد می‌کنم.
و همینطور بسیار خوشحال می‌شوم که دیدگاهتان را در بخش نظرات با استودیو دیزاین در میان بگذارید.

نویسنده: حسین میرزاده

#عادت #رفتارشناسی #دیزاین_محصول

@Dexign فلسفه دیزاین

___
اینجا کسی‌ست پنهان، دامان من گرفته

در دنیای دیزاین راز ماندگاری و تثبیت یک برند در ذهن مخاطبانش، همخوانی و تناسب اجزا با یکدیگر است. به عبارت دیگر دیزاین به یک سیستم رمز‌گذاری شده می‌ماند که برند می‌تواند باورها و احساسی که می‌خواهد به مخاطب القا کند را در آن پوشش دهد.

با توجه به نظریه گشتالت می‌توان گفت که مردم به طرح‌ها به صورت یک کل نگاه می‌کنند و در جستجوی معانی در آن هستند. از همین رو اگر برندی می‌خواهد داستان خودش را بازگو کند باید رنگ، شکل، فونت و دیگر اجزای آن در راستای انتقال آن مفهوم و داستان طراحی شوند.

در این میان درباره‌ی رنگ‌ها بسیار شنیده‌ایم و کم و بیش با روانشناسی رنگ‌ها آشنا هستیم. اما از روانشناسی فونت‌ها کمتر می‌دانیم و شاید تصور نکنیم که فونت‌ها نیز مانند رنگ‌ها، احساس‌های متفاوتی را به مخاطب القا می‌کنند. برای مثال فونت Serif یک فونت سنتی بوده و حس اعتماد و ارزشمندی را به همراه دارد، درحالی که فونت Script یک فونت مدرن و خلاقانه محسوب می‌شود.

بنابراین همان‌طور که تصمیم‌ می‌گیریم با توجه به پیام و ایده‌ی کسب و کارمان و گروه مخاطبینی که داریم رنگ مناسب برای برند خود را انتخاب کنیم، باید در گزینش فونت نیز دقت عمل به خرج دهیم. چرا که ما انسان‌ها عکس‌العمل‌های متفاوتی نسبت به فونت‌ها داریم.
همچنین باید توجه کنیم که ظاهر کلمه به اندازه‌ی خود کلمه اهمیت دارد و اگر لوگو اولین نقطه‌ تماس برند ما با مخاطب است، نباید فرصت برقراری ارتباط را از دست بدهیم.

در مقاله‌ای که برای شما آماده کردیم، آقای Stephen Peate درباره روانشناسی فونت‌ها صحبت کرده و در مقاله‌اش فونت‌های مختلفی را بررسی می‌کند و با توجه به هر کدام نمونه‌‌هایی از برندهای معروف را مثال می‌آورد. اگر به داستان فونت‌ها و لوگوتایپ‌ها علاقه‌مندید مطالعه‌ی مقاله‌ی زیر را از دست ندهید.

http://bit.ly/dxgn533

فونت‌های فارسی مانند ایران یکان، ایران سنس یا فونت‌های دیگر چه احساسی را به شما منتقل می‌کند؟
فکر می‌کنید هر کدام برای چه کسب و کارهایی مناسب هستند؟
در بخش نظرات، دیدگاه‌های خود را با ما به بحث بگذارید.

(زمان حدودی مطالعه، ۱۲ دقیقه)

نویسنده: پریسا حسینی

#فونت #برندینگ #طراحی_لوگو
@Dexign فلسفه دیزاین

___
زندگی یک بازیست

شاید تابحال توجه نکرده باشیم، اما ما همیشه درحال بازی کردن هستیم.
سخت، غم‌انگیز یا واقعی‌بودن مراحل این بازی، فرقی در اصل ذات این عمل نمی‌کند.
ما در زندگی برای رسیدن به اهدافمان تلاش می‌کنیم؛ برای آنها پول و زمان هزینه می‌کنیم. با قوانین اطرافمان بازی می‌کنیم و بخش‌هایی را که برایمان مناسب نیست تغییر می‌دهیم. به عبارت دیگر با زندگی در اطرافمان بازی می‌کنیم تا نتیجه‌ای که انتظار داریم حاصل شود.

«استیو راسل» (Steve Russel) کسی بود که اولین بازی دیجیتال جهان را طراحی و کرد. این بازی «جنگ‌های فضایی» یا (Space Wars) نام داشت و کاربر در این بازی با چرخاندن یک سفینه فضایی و تیراندازی، باید جلوی موانعی مثل سفینه‌های فضایی دشمن را می‌گرفتید.

می‌دانیم که غریزه زنده ماندن در انسان‌ها از قوی‌ترین غریزه‌هاست و اگر خوب توجه کنیم ساختار کلی بازی‌ها بر پایه زنده‌ماندن بنا شده‌اند. البته می‌توان گفت هدف اولیه زندگی هم زنده ماندن است.

از زمانی که استفاده از وسائط دیجیتالی مثل لپتاپ‌ها و موبایل‌ها در میان مردم بیشتر و بیشتر شد، رقابت سرویس‌های مختلف بر روی جذابیت و جلب توجه مخاطب هم بیشتر شد.
در مراحل اولیه، این رقابت روی زیبایی بود، پس از مدتی که مفاهیم طراحی دیجیتال نوین، شامل تغییرات، بروزرسانی‌هایی شد، عوامل «کاربردپذیری» و «تجربه کاربری» جلوه خیلی مهم‌تری نسبت به «رابط کاربری» پیدا کردند.

در مرحله بعدی از این رقابت تنگاتنگ، طراحان و مدیران هنری به فکر ترکیب‌کردن بازی‌ها با محصولات دیجیتال افتادند. پس از مدتی اپلیکیشن‌هایی که زیر انگشتان ما هستند یا وبسایت‌هایی که در آنها وقت می‌گذرانیم، تبدیل به ادامه بازی‌هایی شدند که زندگی‌شان می‌کنیم.

برای مثال؛ همینطور که هر روز برای بدست آوردن «پول» تلاش می‌کنیم تا با آن پول‌ها، چیزهایی را تهیه کنیم که زندگی را برای ما ساده می‌کنند، اپلیکیشن دراپ‌باکس هم کاربران را تشویق می‌کرد تا با معرفی کردن دوستانشان به این سرویس، فضای ابری بیشتری بگیرند و همینطور کاربران را به صورت بصری در این مسیر همراهی می‌کرد.
روش‌هایی که معرفی می‌کرد معمولا به هم بی‌ربط بودند اما با نمایش دادن یک خط و ایستگاه‌هایی در مسیر این خط، تلاش می‌کرد تا نشان دهد تمام این «هدف‌های کوچک» به یک «هدف بزرگتر» ختم می‌شوند.

کاربر با رسیدن به هر هدف کوچک مثل «دعوت از دوستان» هم فضای بیشتری بگیرد اما دراپ‌باکس کاربرانش را مجاب می‌کرد تا به تک‌تک این اهداف برسند و با رسیدن به تمام اهداف، می‌توانستند فضای بیشتری را به عنوان هدیه دریافت کنند.

در مقاله‌ای که امروز معرفی می‌کنیم، با بازگشتی دوباره به «بازی‌نمایی» با توضیحات خانم «نگین منصوری» درباره «گیمیفیکیشن» و اصول آن همراه می‌شویم.

مقاله امروز را به هیچ‌وجه از دست ندهید.

http://bit.ly/dxgn534

(زمان حدودی مطالعه، ۶ دقیقه)

نویسنده: آرش اصغری

#تجربه_کاربری #گیمیفیکیشن #بازی
@Dexign فلسفه دیزاین


ـــــــ
اصول گشتالت و کاربرد آن در طراحی رابط کاربری

انسان برای دریافت اطلاعات از محیط پیرامون خود به اندام‌های حساسی از قبیل چشم، گوش و بینی مجهز شده‌ است. هر یک از این اعضا بخشی از یک سیستم حسی است که ورودی‌های حسی را دریافت و آنها را به مغز انتقال می‌دهد. یکی از چالش‌های بزرگ محققین و دانشمندان حوزه روانشناسی، توضیح چگونگی فرآیندی است که طی آن مغز انسان این داده‌های دریافتی را به تجربه ادراکی تبدیل می‌کند.

یکی از نظریه‌های معتبر در این راستا، نظریه "پردازش بالا به پایین" است که طبق آن مغز انسان داده‌های دریافتی از طریق ارگان‌های حسی را که اغلب برای فرد مبهم است، با استفاده از اطلاعات شناختی ناشی از تجارب گذشته و دانش ذخیره شده تفسیر کرده و تبدیل به درک محیط پیرامون می‌کند. این فرآیند در درک محیط پیرامون "ادراک بصری" نامیده می‌شود.

مکتب "گشتالت" یکی از شناخته‌شده‌ترین مکاتب روانشناسی است که چگونگی ادراک بصری توسط مغز ما را توضیح می‌دهد. طبق این نظریه، کلِ چیزی، متفاوت از مجموع اجزای آن است. مفهوم گشتالت به زبان ساده یعنی ذهن انسان برای درک پدیده‎ها، آن‎ها را به صورت یک کل دریافت می‎کند. به بیان دیگر، با استناد به اصول گشتالت، ذهن در نگاه نخست به جای درک جزء به جزء یک تصویر، در صدد است که یک کلیت از آن ارائه دهد. همین امر سبب می‌شود، برای مثال هنگامی که به ابرها نگاه می‌کنیم، یک تکه ابر را به شکل یک اسب ببینیم و یا هنگامی که به بافت تنه یک درخت نگاه می‌کنیم، چهره یک انسان را در آن ببینیم.

از آن‎جا که زمان ظهور این نظریه مصادف با دوران اوج هنر مدرن است، از همان ابتدا به حوزه طراحی وارد شده و تاکنون جایگاه مهمی در هنر داشته است. شناخت چگونگی عملکرد مغز انسان در ادراک بصری، تاثیر به‌سزایی در طراحی داشته و به شناخت تاثیر المان‌های بصری در موقعیت‌ها و شرایط مختلف کمک خواهد کرد. با تکیه بر اصول گشتالت، می‌توان مفاهیم و معانی مورد نظر را به صورت مؤثرتر و بهتر به مخاطب منتقل و درک مخاطب از محصول را به هدف مورد نظر نزدیک‌تر کرد.

پس با ما همراه باشید تا در این مقاله با اصول گشتالت و کاربرد آن در دیزاین آشنا شویم.

http://bit.ly/dxgn535_1

اگر علاقه‌مند به حوزه روانشناسی و کسب اطلاعات بیشتر درباره گشتالت هستید، سری به صفحه پر و پیمان "روانشناسی گشتالت" در ویکیپدیا بزنید.

http://bit.ly/dxgn535_2

(زمان حدودی مطالعه: ۱۲ دقیقه)

نویسنده: محمدرضا پناهی

#ادراک_بصری #گشتالت #اصول‌ومبانی #دیزاین

@DEXIGN فلسفه دیزاین

ـــــــــــ
دیزاین دسترسی‌پذیر:
کابرانی که دچار کوررنگی هستند

کور رنگی یا نقص بینایی رنگ Color Vision Deficiency نام یک بیماری اختلال ارثی است که در آن افراد نمی‌توانند به راحتی رنگ‌های مختلف موجود در یک طیف رنگ را از یکدیگر تشخیص دهند و معمولا طیف محدودی از رنگ‌ها را می‌بینند. تحقیقات نشان داده‌است که چیزی در حدود ۱ نفر در هر ۱۲ مرد و ۱ نفر از میان هر ۲۰۰ زن در سراسر جهان تحت تأثیر این بیماری می‌باشند. این بدان معناست که تقریبا از هر ۱۰۰ نفر که از وب سایت شما بازدید می‌کنند حدوداً ۸ نفر تجربه‌ای متفاوت از آنچه شما در ذهن دارید را تجربه می‌کنند و به همین دلیل در بازدید از بسیاری از وب‌سایت‏ ها دچار مشکل می‌شوند. این موضوع نشان دهنده یکی دیگر از دلایل اهمیت نقش رنگ‌ها در طراحی است.

اما شما به عنوان یک طراح چطور می‌توانید مطمئن شوید که تجربه مورد انتظار شما بتواند دقیقا برای کاربرانتان اتفاق بیافتد؟ برای حصول این مسئله و پیش از اینکه شما بخواهید طرحی را رقم بزنید که از نظر رنگ برای همه کاربران کارآمد باشد باید از نکاتی مهم در مورد نحوه بکار بردن رنگ در دیزاین‌های خود آگاه باشید. در مقاله امروز نویسنده سعی کرده است یادداشت‌های طراحان و توسعه دهندگان را در مورد چگونگی رنگ آمیزی در طراحی برای افراد مختلف جمع آوری و خلاصه نماید و در همین راستا بطور اجمالی به چگونگی تشخیص رنگ‌ها پرداخته است.

پس مقاله جذاب امروز را از دست ندهید و البته بیاد داشته باشید که اگر می‌خواهید رنگ مورد نظرتان را از منظر دید یک فرد مبتلا به کور رنگی نیز تجربه نمایید، می‌توانید از امکاناتی که به همین منظور در سایت color scheme designer تعبیه شده استفاده نمایید. در این سایت می‌توانید تصویر مورد نظر خود را آپلود کرده و نتیجه را از دید انواع مختلف افرادی که به عارضه کور رنگی دچار هستند، مشاهده کنید.

اگر تجربه مشابهی در این زمینه دارید دیدگاه‌های خود را با ما در میان بگذارید.

http://bit.ly/dxgn536

(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)

نویسنده: نیما‌ حکیم‌رابط

#کوررنگی #تجربه_کاربری #دیزاین_کاربر_محور

@Dexign فلسفه دیزاین

___
ترس از صفحه خالی

اوایل که تازه وارد دنیای دیزاین شده بودم، با هر چالشی که مطرح می‌شد تمام ترسم از «صفحه‌ی سفید روبرو» برای شروع دیزاین بود. طوری که تا مدّت‌ها خیره به مانیتور می‌ماندم که چه‌کار می‌توانم بکنم و هیچ ایده‌ای برای شروع نداشتم.

حال با گذشت زمان و کسب اندکی تجربه این ترس تماما از بین نرفته و درحال حاضر فقط زمانی به سراغم می‌آید که چالش مطرح شده از سوی مدیر محصول حتما باید در مدت زمان بسیار کمی به نتیجه برسد. اینجاست که به همان ترس قبلی برگشته و تا مدت‌ها در شروع دیزاین می‌مانم.

راه‌حل چیست؟ و واقعا چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا خوب توجیه نشده‌ام که دقیقا باید چه‌چیز را دیزاین کنم؟ آیا از دانش کافی در آن موضوع برخوردار نیستم؟ آیا ذهن من همچنان در دیزاین‌های قبلی که مشغولشان بوده‌ام گیر کرده و نمی‌تواند وارد موضوع جدید شود؟ و هزار امّا و اگر دیگر که اگر بخواهم آن را واکاوی کنم زمان را از دست داده و نتوانسته‌ام دیزاین را تحویل دهم.

هر دیزاینری برای حل این موضوع روش شخصی خود را دارد. اما امروز با یکی از ساده‌ترین‌ها و جوابگیرترینشان آشنا می‌شویم که به اختصار، چک‌لیست آن به شرح زیر است:

۱- بررسی نیازمندی‌ها
۲- واکاوی و پژوهش
اندکی مکث!
۳- شکستن زندان ذهن
۴- تعریف محتوای مورد نیاز
۵- ریزه‌کاری نهایی

مشتاقانه شما را به مطالعه این مقاله‌ی کوتاه دعوت می‌کنم. امیدوارم که بتوانید در دیزاین‌های بعدی خود از این روش استفاده کنید و بسیار خوشحال می‌شوم که نتیجه‌ی خوب و بد آن را با ما در قسمت نظرات به اشتراک بگذارید.

http://bit.ly/dxgn537

(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)

نویسنده: حسین میرزاده

#روش_شناسی #صفحه_خالی #شروع #ترس

@Dexign فلسفه دیزاین

___
ویژگی‌های یک ارائه الهام‌بخش

اگر در دنیای دیزاین فعالیت کرده باشید، می‌دانید که تنها طراحی‌های زیبا و کاربردی نمی‌توانند ذی‌نفعان و صاحبان یک کسب و کار را قانع به سرمایه‌گذاری کنند. به عبارت دیگر طراحی یک محصول نه تنها باید با نیاز مخاطبان همخوان باشد، بلکه لازم است با اهداف کسب و کار نیز هم‌راستا باشد.

به همین دلیل، اغلب دیزاینرها در هر مرحله از طراحی محصول، آن را با ذی‌نفعان پروژه در میان می‌گذارند تا محصول طراحی شده متناسب با نیاز آنان و خط مشی کسب و کارطراحی شود.

اما ارائه‌ی دیزاین یک محصول به افرادی که نگاه طراحی محور به محصول ندارند دشوار است. چراکه آنان با جزییات بصری و ظرافت‌های دیزاین آشنا نیستند و از همین رو ممکن است یک طراحی زیبا، کاربردی و تعاملی از نقطه‌نظر مدیران کسب‌وکارها بی‌ارزش شمرده شود.

بنابراین یکی از مهارت‌های ضروری هر دیزاینر ارائه‌ی کار خود به ذی‌نفعان یک پروژه است. این مهارت آنچنان اهمیت دارد که اگر دیزاینر نتواند کار خود را به شکل الهام‌بخش و تأثیرگذاری پرزنت کند، مراحل بعدی ادامه پیدا نمی‌کنند.

در مقاله‌ای که برای معرفی آماده کرده‌ایم، آقای Christian Beck از چالش‌های ارتباط با مدیران کسب‌وکارها و شیوه‌های موثر در ارائه‌ی دیزاین یک محصول می‌‌‌گوید که برای تمام دیزاینرها می‌تواند مفید باشد.

http://bit.ly/dxgn538

شما با چه چالش‌هایی در ارتباط با مدیران پروژه مواجه شده‌اید؟ و چه روش‌هایی برای حل این مساله در نظر دارید؟
برایمان در بخش نظرات ✏️ بنویسید.

(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)

نویسنده: پریسا حسینی

#مهارت_ارائه #دیزاین #الهام_بخش

@Dexign فلسفه دیزاین

___
صداست که می‌ماند...

وقتی صحبت از برندینگ، هویت برند و مفاهیمی از این دست باشد، ناخودآگاه مفاهیمی همچون لوگو، رنگ، گرافیک و المان‌های بصری به ذهن ما متبادر می‌شود و شاید کمتر کسی باشد که صداها و آواها را در ذهن خود مجسم کند. ارتباط انسان با هر چیزی و درک آن از طریق حواس پنج‌گانه صورت می‌گیرد و همه این المان‌های بصری از طریق حس بینایی ما اتفاق می‌افتد. اما نباید از قدرت حواس دیگر انسان غافل شویم که یکی از آنها حس شنوایی است.

حس شنوایی یک از قوی‌ترین حواس انسان است که می‌تواند بین انسان و پدیده‌ها و اتفاقات اطرافش ارتباط ایجاد کند. صداها قدرت بالایی در ایجاد ارتباط دارند و با شنیدن صداها و نواهای آشنا، احساس تعلق و وابستگی به انسان دست می‌دهد. در دنیای امروز و با پیشرفت تکنولوژی و گسترش گجت‌های صوتی، باید به این نکته نیز توجه داشت که برای حداکثر کردن تاثیر بر بازار و شناساندن برند و هویت سازمان، علاوه بر برندسازی در فضای بصری باید به صداها نیز اهمیت داد. صداهایی که معرف برند و سازمان باشند. در اینجاست که «برندینگ صدا» پا به میدان می‌گذارد.

برندینگ صدا شامل تمامی صداها و آواهایی است که مرتبط با برند هستند. اگر دوست دارید بیشتر با مبحث برندینگ صدا آشنا شوید، پیشنهاد می‌کنم مطالعه این مقاله‌ی ایزابل راسل متخصص برندینگ صدا را از دست ندهید.

http://bit.ly/dxgn539

(زمان حدودی مطالعه: ۱۰ دقیقه)

نویسنده: محمدرضا پناهی

#برندینگ #صدا #هویت_برند
@Dexign فلسفه دیزاین

___
همراه کردن مخاطب در درک دیزاین

شاید برای شما پیش آمده باشد، با ذوق و شوقی وصف ناشدنی طرحی را پس از چند هفته کار آماده می‌کنید. از نظر شما تمامی زوایای این طرح فوق‌العاده است و وقتی به آن نگاه می‌کنید با خود می‌گویید «این یکی از بهترین کارهایی است که می‌توانستم انجام بدهم».

طرح را برای کارفرما ارسال می‌کنید، پس از چند دقیقه صبر کردن با شوقی که داشتید، پیامی از سمت کارفرما دریافت می‌کنید مبنی بر اینکه این طرح اصلا چیزی نیست که آنها می‌خواستند و دقیقا مواردی را برای شما شرح می‌دهند. عموما این موارد شامل تمامی اتفاقات بدی است که می‌تواند برای طرح شما رخ دهد و شما همیشه این آرزو را داشتید که چگونه می‌توانید یک روز، «دید دیزاینی» خود را به مخاطبتان منتقل کنید تا او هم همانطور که شما ظرافت‌های طرحتان را می‌بینید، آنها را ببیند.

«مورگان پنگ» در مقاله‌ای که اخیرا در UX Collective منتشر کرده، گروه‌های رفتاری مخاطبان دیزاین شما در محیط کار را مورد بررسی و مطالعه قرار داده است.

مورگان در این مقاله گروه‌های رفتاری را به آدم‌های مختلف تشبیه کرده‌است. «جان»، «پاول» و «آدری» هرکدام رفتاری مخصوص به خود در محیط کار بروز می‌دهند.
جان، همیشه ادعا می‌کند که همه‌ نیازهای مشتری را به خوبی می‌داند و شاید لازم است لوگو کمی بزرگتر شود. یا نظراتی از قبیل «این طرح رو خوشگل‌تر کن».
در مقابل جان استراتژی می‌چیند و با این استراتژی‌ها از طرحش دفاع می‌کند.

مثلا یکی از این استراتژی‌ها، رفتاریست معروف به «رفتار خرچنگی»، در این سیستم رفتاری شما، مخاطب دیزاین را همراه با خود و به صورت تجربی با مشکلاتی که طرح مورد نظر او دارد، همراه می‌کنید و به او اجازه می‌دهید تا خودش سختی کار با طرحی مدنظرش بود را تجربه کند. در این صورت او متوجه اشتباه خود می‌شود و با شما همراهی بیشتری می‌کند …

برای دانستن درباره شخصیت‌های مختلف تجربیات مورگان، مقاله‌ امروز را از دست ندهید.

آیا شما هم تجربیات اینچنینی با کارفرمای خود داشتید؟ چگونه از پس این روند بر آمدید؟
در بخش نظرات ما را از تجربیات خودتان مطلع کنید.

http://bit.ly/dxgn540

(زمان حدودی مطالعه: ۱۰ دقیقه)

نویسنده: آرش اصغری

#مخاطب #دیزاین #مشتری
@Dexign فلسفه دیزاین

___
دیزاین به مثابه جاده چالوس

دیزاین تنها یک شغل نیست. اشتباه است اگر فکر ‌کنیم که دیزاینرها پشت میز کارشان می‌نشینند و تمام روز مشغول طراحی با ابزارهای دیجیتال هستند یا آنکه برای دیزاینر شدن تنها کافیست که بر ابزارهایی همچون ادوبی XD، ایلاستریتور، فتوشاپ یا اسکچ تسلط پیدا کنیم.

دیزاین یک فرآیند انسان محور است و از همین رو باید بتواند با نیازها و خواست‌های انسانی همراه و هم‌قدم شود و از آنجا که نیازهای انسان‌ها مدام درحال تغییر و تحول است، هیچ‌گاه یک دیزاین کامل و عالی برای تمامی دوران‌ها وجود نخواهد داشت. این نکته همان چیزیست که فرآیند دیزاین را پیچیده می‌کند.

برای آنکه دیزاینرها بتوانند در مسیر پرابهام و پرپیچ و خم دیزاین قدم بردارند، لازم است که علاوه بر تسلط بر ابزارها، مهارت‌های نرم نیز داشته باشند.

آنها باید بتوانند کنجکاوانه در پی کشف نکات پنهانی باشند که استفاده از محصول را برای انسان‌ها مطبوع و دلپذیر می‌کند. آنها باید بتوانند با انسان‌ها در ارتباط باشند و همدلانه به خواست‌هایشان توجه کنند. آنها باید بتوانند با اعضای دیگر تیم ارتباط و تعامل داشته باشند تا طراحی‌هایشان فراتر از یک رویا شود.
و مهمتر از هر چیز دیگر دیزاینرها باید مهارت قصه‌گویی داشته باشند تا بتوانند مخاطب خود را به خوبی بشناسند.

در مقاله‌ی زیر خانم Surya Ravindran Pillai مهارت‌های نرمی که لازم است هر طراح به آن مجهز باشد را معرفی می‌کند و ضرورت هر کدام را توضیح می‌دهد.

http://bit.ly/dxgn541

به نظر شما یک طراح چه مهارت‌های دیگری را باید در خود تقویت کند؟ پاسخ خود را با کلیک روی گزینه «نظرت را بگو✏️» با ما در میان بگذارید.

(زمان مورد نظر برای مطالعه: ۱۰ دقیقه)

نویسنده پریسا حسینی

#مهارت_نرم #تجربه_کاربری #دیزاین

@Dexign فلسفه دیزاین

___
تفکر خارج از چارچوب

در فضای کاریمان شاید بارها و بارها این کلیشه‌ی معروفِ “تفکر خارج از چارچوب یا (thinking out of the box)" شنیده‌ایم. امّا هنگام مواجه شدن با یک چالش جدید، باز هم درگیر همان چارچوبی هستیم که قبلا با آن مشکلات را حل کردیم. امّا قبل از اینکه به این موضوع بپردازیم که چطور می‌توانیم خارج از این زندان ذهنی بیاندیشیم به تاریخچه‌ی کوتاهی ازین اصطلاح می‌پردازیم که کمک کننده است.

از ویکیپدیا:

تفکر خارج از چارچوب استعاره‌ای است به معنی فکر کردن به روشی متفاوت، غیرمعمولی، مبتکرانه یا از جنبه‌ای متفاوت. این اصطلاح در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ در حوزه مشاوره مدیریتی سرچشمه گرفت که مشاوران از مراجعان می‌خواستند پازل ۹ نقطه‌ای را که نیاز به تفکر جانبی داشت حل کنند.

پازل ۹ نقطه ای چیست؟

پازلی که در آن باید هر ۹ نقطه با چهار خط مستقیم یا کمتر، بدون برداشتن قلم یا بیش از یک بار رد شدن دو خط از روی هم، به هم وصل شوند. (پیشنهاد می‌کنم قبل از گوگل کردن جواب این پازل ۹ نقطه‌ای، آن را بر روی کاغذ کشیده و خود را محکی بزنید)
این عبارت یا کلیشه به طور گسترده‌ای در محیط‌های کسب و کار به خصوص توسط مشاوران مدیریت و مربیان اجرایی به کار گرفته شده است.

در مقاله‌ی امروز، نویسنده به سه راه حل پیشنهادی می‌پردازد که باعث می‌شود شما در تیم به یک فرد ناهمسو ولی سازنده تبدیل شوید! مقاله‌ی کوتاه امروز را دنبال کنید و اگر روش یا پیشنهاد دیگری برای خارج شدن از چارچوب ذهنی می‌شناسید با ما در قسمت نظرات در میان بگذارید.

http://bit.ly/dxgn542

(زمان حدودی مطالعه: ۱۰ دقیقه)

نویسنده: حسین میرزاده

#تفکر_خارج_از_چارچوب #روش_شناسی #چالش

@Dexign فلسفه دیزاین

___
موفقیت با رمز یکپارچگی

اگر نگاهی به تاریخچه‌ی شرکت‌های بزرگ و محصولاتشان بیاندازیم، خواهیم دید که در طول زمان و با به‌روزرسانی و پیشرفت محصولاتشان، سیر عملکرد و فرآیندهای آنها تغییر چندانی نکرده است. به عنوان مثال اگر به نرم‌افزار فتوشاپ که در دهه ۹۰ و سرویس جیمیل که اوایل قرن بیستم منتشر شدند توجه کنیم، خواهیم دید که علی‌رغم تغییرات ظاهری در گذر زمان، فرآیندها و روندهای آنها تغییر چندانی نکرده است و کاربر با اندکی تلاش می‌تواند با نسخه‌های جدیدتر ارتباط برقرار کرده و از آنها استفاده کند. این یکپارچگی و هماهنگی محصولات سبب می‌شود کاربر در استفاده از آن‌ها همان حس و حال محصول قدیمی و آشنا را داشته باشد.

این ویژگی یکپارچگی (Consistency) نام دارد و باعث می‌شود کاربر برای استفاده از محصول یا سرویس نیازمند یادگیری اصول و قواعد جدید نباشد و همچنین هنگام استفاده از آن دچار سردرگمی نشود.

پیروی از الگوهای مشخص در طراحی و ارائه محصولات و سرویس‌های جدید یکی از نکات کلیدی در بهبود تجربه کاربری و همراه‌سازی کاربر با محصول یا سرویس ارائه شده است.

حفظ یکپارچگی در محصولات و سرویس‌ها نیازمند توجه به نکات و اصولی است که نقش به‌سزایی در موفقیت آن داشته و رضایت کاربر را در پی خواهد داشت. برای اینکه با این اصول و قواعد آشنا شوید، پیشنهاد می‌کنیم مقاله زیر را مطالعه کنید:

http://bit.ly/dxgn543

به نظر شما توجه به چه نکاتی در حفظ یکپارچگی محصول مؤثر است؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

(زمان حدودی مطالعه: ۱۲ دقیقه)

نویسنده: محمدرضا پناهی

#یکپارچگی #تجربه_کاربری #طراحی_محصول

@Dexign فلسفه دیزاین

ـــــــــــــ
مهندسی کشش کاربران

ما به عنوان کاربران سرویس‌های مختلف، زمان زیادی را صرف یادگیری کار با آن‌ها می‌کنیم و طبعا پس از مدتی آن‌ها را فرا می‌گیریم. زمانی که صرف می‌کنیم معمولا صرف آموختن محل تقریبی دکمه‌ها می‌شود و اینکه هر پروسه‌ای را چگونه بعد از مدتی بدون گشتن و حتی فکر کردن انجام دهیم. درواقع ذهن انسان عاشق این میانبرهای کوچک است.

از آنجایی که یکی از پیشروترین صنایع در زمینه تربیت رفتار و الگوهای کاربران، صنعت تبلیغات است، واضح است که در این زمینه مطالعات و تحقیقات بسیاری صورت گرفته و از نتایج بدست آمده برای به ثمر نشستن کمپین‌ها، استفاده از Assetهای ضروری و هدر ندادن وقت روی بخش‌هایی‌ست که به نتیجه خوبی متنهی نمی‌شوند.

وقتی به عنوان یک طراح، برای یک محصول یا سرویس، لندینگ طراحی می‌کنید، یکی از بزرگترین نگرانی‌ها و چالش‌های شما، سیستم هدایت کاربران است.
آیا کاربر خط داستانی لندینگ را همانطور که من طراحی کردم پیش می‌گیرد؟
آیا روی باتن «ثبت‌نام» زمانی که من خواسته‌بودم کلیک می‌کند؟
چرا پس از ورود به مرحله ثبت‌نام، ثبت‌نام خود را به انتها نرساند؟
و سوال‌های مهم دیگری که در ذهن هرکسی نقش می‌بندد.

مفهومی که در مقاله پیش‌ رو به آن پرداخته می‌شود، Conversion Rate یا «نرخ تبدیل» است. نرخ تبدیل درواقع معیار موفقیت کمپین شماست. طبیعتا هرچه میزان نرخ تبدیل کمپین شما بیشتر باشد، کاربران راحت‌تر به مسیری که شما برای آن‌ها ترسیم کرده بودید، دست یافته‌اند.

در مقاله‌ای که Khalid Salah در Marketing Land منتشر کرده، به عوامل بیشتر شدن نرخ تبدیل پرداخته. رعایت این اصول نه تنها در لندینگ‌ها، بلکه در تمامی طرح‌هایی که انجام می‌دهیم می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.

http://bit.ly/dxgn544

(زمان حدودی مطالعه: ۱۲دقیقه)

نویسنده: آرش اصغری

#کمپین #دیزاین #نرخ_تبدیل

@Dexign فلسفه دیزاین

ـــــــــــــــ
قلب تپنده تجربه کاربری

اصلی‌ترین مشخصه‌ی یک دیزاین کاربر محور رساندن مخاطب به اهدافش در سریعترین زمان و به آسان‌ترین شکل ممکن است. اما دستیابی به این هدف در طراحی محصولات دیجیتال از جمله وبسایت‌ها و اپلیکیشن‌های موبایل که سرشار از اطلاعات هستند، نیازمند آن است که داده‌ها به شکل مناسبی سازماندهی شوند.

معماری اطلاعات علمی‌ست که به طراحان در این امر کمک می‌کند. با استفاده از این علم طراحان می‌توانند ساختار محتوا را به‌گونه‌ای سازماندهی کنند تا قابل فهم و کاربردی باشد. معماری اطلاعات نخستین بار توسط آقای Richard Saul Wurman که یک معمار و طراح آمریکایی بود معرفی و مطرح شد.

پیش از هر چیز متخصصان معماری اطلاعات باید در نظر بگیرند که نیازهای مخاطبین هدف چیست، چراکه رضایتمندی کاربران اولویت دارد. بعد از آن نوع محصول و خواست‌های شرکت ارائه‌ دهنده‌ی آن اهمیت دارد.

معماری اطلاعات چهار مولفه‌ دارد که توجه به آن‌ها می‌تواند به طراح کمک کند تاتجربه‌ی کاربری مناسبی رقم بزند:

- سیستم سازماندهی
- سیستم برچسب‌گذاری
- سیستم جهت‌یابی
- سیستم جستجو

مقاله‌ی زیر که توسط Tubik Studio تهیه شده، درباره‌ی معماری اطلاعات صحبت می‌کند و به صورت کامل هرکدام از این مولفه‌ها را با ذکر نمونه توضیح می‌دهد.

http://bit.ly/dxgn545

شما در مسیر طراحی با چه چالش‌هایی از جنس سازماندهی ساختار محتوا برخورد کردید و چگونه آن را حل کردید؟ تجربه‌های خود را با کلیک روی گزینه «نظرت را بگو✏️» با ما در میان بگذارید.

مدت زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۱۰ دقیقه

نویسنده: پریسا حسینی

#تجربه_کاربری #معماری_اطلاعات

@Dexign فلسفه دیزاین


_
درباره عکس قهرمان!

در دنیای دیزاین وب بکارگیری تصاویر بزرگ در طراحی وب سایت‌ها از محبوبیت بالایی برخوردار است. این قبیل المان‌ها که هم می‌توانند در قالب تصاویر واقعی باشند و هم به‌صورت تصویرسازی به کار روند معمولا در شکل‌های گوناگونی مورد استفاده قرار می‌گیرد که از آن جمله می‌توان به استفاده از عکس به تنهایی، عکس به همراه متن، اسلاید تصاویر، تصاویر ثابت، ویدیو و یا تصاویر متحرک اشاره نمود. به استفاده از تصاویر بزرگ در هر کدام از قالب‌های ذکر شده به طور مشخص در بالای صفحه وب‌سایت Hero Image گفته می‌شود.

با گسترش توجه طراحان به جزئیات بصری برجسته و تنوع تصویرسازی در وب سایت‌های مدرن، به نظر می‌رسد که رویکرد استفاده از Hero Imageها، از صرف ترند بودن در سال‌های گذشته به یکی از مهمترین استراتژی‌های طراحی وب سایت عصر حاضر تبدیل شده است.

استفاده مناسب از یک Hero Image می‌تواند باعث ایجاد اعتبار و اعتماد برای برندها شود بنابراین ابزاری بسیار مهم و موثر در طراحی وب می‌باشد. این قبیل تصاویر به جهت قرارگرفتن در بالاترین قسمت سایت و همچنین ابعاد بزرگ آنها، معمولاً اولین عنصر بصری هستند که توجه کاربران را هنگام ورود به وب‌سایت به سمت خود جلب می‌کنند. پس بسیار مهم است که در صورت استفاده از این استراتژی، با استفاده از تصاویری با کیفیت بالا و به صورت تمام صفحه، بتوانید نسبت به ایجاد اولین تصور مثبت از برندتان در ذهن کابران اطمینان حاصل نمایید.

بطور کلی هدف اصلی به کار بردن این تصاویر در طراحی وب‌سایت‌ها، نمایش تصویری جذاب از محتوای اصلی وب‌سایت است. علاوه بر این از آن‌ها می‌توان به‌منظور هدایت کاربران به سمت CTAهایی استفاده کرد که برای تجارت شما ارزشمند هستند. به عنوان مثال در سایت‌ها و وبلاگ‌های رسانه‌ای می‌توان از Hero Image به طور همزمان جهت جلب توجه بازدیدکننده و هدایت او به سمت خواندن یک مقاله یا یک سلسله مقالات مشخص استفاده نمود.

مقاله امروز توسط استودیو توبیک تهیه شده است و نویسنده آن ضمن پرداختن به اهمیت Hero Image در طراحی وب، راه‌ها و روش‌های مختلف به‌کار‌بردن آن در جهت رسیدن به اهداف موردنظر طراح را بیان می‌کند. در انتها تمامی این موارد را با ذکر مثال‌های مختلف در طراحی‌های انجام شده توسط این استودیو به خوانندگان نشان می‌دهد.

http://bit.ly/dxgn546

(زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۸ دقیقه)

نویسنده: نیما‌ حکیم‌رابط

#وب‌دیزاین #HeroImage

@Dexign فلسفه دیزاین


______