This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❇️ ثبت نام دوره جدید آکادمی دیزاین
🔶 ثبتنام دورهی دوازدهم طراحی محصولِ آکادمی دیزاین، آغاز شده و تا ۱۰ اسفند ادامه دارد.
✅ برای ثبتنام به صفحهی اینستاگرام آکادمی مراجعه فرمایید.
Instagram.com/dexignacademy
#طراحی_محصول #دوره_طراحی_محصول #دوره_آنلاین #آکادمی_دیزاین #uidesign
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
🔶 ثبتنام دورهی دوازدهم طراحی محصولِ آکادمی دیزاین، آغاز شده و تا ۱۰ اسفند ادامه دارد.
✅ برای ثبتنام به صفحهی اینستاگرام آکادمی مراجعه فرمایید.
Instagram.com/dexignacademy
#طراحی_محصول #دوره_طراحی_محصول #دوره_آنلاین #آکادمی_دیزاین #uidesign
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
🔥4❤3👍1
بهترین روشها برای طراحی جدول قیمتگذاری
تبدیل بازدیدکنندگان وبسایت به مشتری یکی از اهداف اصلی هر کسب و کاری است. جدول قیمتگذاری یکی از ابزارهایی است که میتواند در این زمینه کمک کند. این ابزار به کاربران یک نمای کلی از بستههای قیمتگذاری شده از محصولات موجود و تفاوت بین آنها را نشان میدهد. در این مقاله به مواردی برای طراحی بهتر جدول قیمتگذاری اشاره شدهاست:
۱. از جدول قیمتگذاری زمانی استفاده کنید که بیش از یک بسته قیمتگذاری برای محصول خود دارید.
۲. ویژگیها و مزایای مناسب را برای مقایسه بین بستهها انتخاب کنید. ویژگیها را بر اساس ارزشی که به کاربران شما ارائه می دهند انتخاب کنید. هر ردیف اضافی از اطلاعات در جدول قیمتگذاری، احتمال از دست دادن مشتری بالقوه را افزایش میدهد.
۳. قیمت را بهصورت برجسته نمایش دهید.
۴. قیمتها و ویژگیهای هر بسته را همتراز کنید. اولین بسته بهتر است طرح رایگان باشد و باقی گزینهها بهترتیب افزایش قیمت نمایش داده شود.
۵. جدول را بهگونهای طراحی کنید که اسکن آن برای کاربر راحت باشد. در واقع اطلاعات جدول باید در یک نگاه به راحتی قابل دریافت باشند.
۶. قیمتها را بصورت ماهانه و سالانه نمایش دهید. درصورت اعمال تخفیف خرید سالانه، یک سوئیچ قیمت ماهانه/سالانه در بالای جدول اضافه کنید تا کاربران بتوانند هزینههای ماهانه و سالانه را مقایسه کنند.
۷. مشتریان بالقوه خود را فریب ندهید و با استفاده از برجسته نمایش دادن یک بسته خاص، آنها را وادار به انتخاب آن نکنید.
۸. مطمئن شوید که که عنوان هر ستون در هنگام اسکرول قابل مشاهده است.
۹. دکمه انتخاب طرح را در معرض دید کاربر قرار دهید.
۱۰. در زیر جدول بخش سوالات متداول را قرار دهید.
برای مطالعه بیشتر در این مورد، مقاله زیر را بخوانید.
https://bit.ly/dxgn887
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر جمالی
#جدول_قیمتگذاری #طراحی_تجربه
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
تبدیل بازدیدکنندگان وبسایت به مشتری یکی از اهداف اصلی هر کسب و کاری است. جدول قیمتگذاری یکی از ابزارهایی است که میتواند در این زمینه کمک کند. این ابزار به کاربران یک نمای کلی از بستههای قیمتگذاری شده از محصولات موجود و تفاوت بین آنها را نشان میدهد. در این مقاله به مواردی برای طراحی بهتر جدول قیمتگذاری اشاره شدهاست:
۱. از جدول قیمتگذاری زمانی استفاده کنید که بیش از یک بسته قیمتگذاری برای محصول خود دارید.
۲. ویژگیها و مزایای مناسب را برای مقایسه بین بستهها انتخاب کنید. ویژگیها را بر اساس ارزشی که به کاربران شما ارائه می دهند انتخاب کنید. هر ردیف اضافی از اطلاعات در جدول قیمتگذاری، احتمال از دست دادن مشتری بالقوه را افزایش میدهد.
۳. قیمت را بهصورت برجسته نمایش دهید.
۴. قیمتها و ویژگیهای هر بسته را همتراز کنید. اولین بسته بهتر است طرح رایگان باشد و باقی گزینهها بهترتیب افزایش قیمت نمایش داده شود.
۵. جدول را بهگونهای طراحی کنید که اسکن آن برای کاربر راحت باشد. در واقع اطلاعات جدول باید در یک نگاه به راحتی قابل دریافت باشند.
۶. قیمتها را بصورت ماهانه و سالانه نمایش دهید. درصورت اعمال تخفیف خرید سالانه، یک سوئیچ قیمت ماهانه/سالانه در بالای جدول اضافه کنید تا کاربران بتوانند هزینههای ماهانه و سالانه را مقایسه کنند.
۷. مشتریان بالقوه خود را فریب ندهید و با استفاده از برجسته نمایش دادن یک بسته خاص، آنها را وادار به انتخاب آن نکنید.
۸. مطمئن شوید که که عنوان هر ستون در هنگام اسکرول قابل مشاهده است.
۹. دکمه انتخاب طرح را در معرض دید کاربر قرار دهید.
۱۰. در زیر جدول بخش سوالات متداول را قرار دهید.
برای مطالعه بیشتر در این مورد، مقاله زیر را بخوانید.
https://bit.ly/dxgn887
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر جمالی
#جدول_قیمتگذاری #طراحی_تجربه
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Best Practices for Pricing Table Design
Converting visitors into customers is one of the primary goals for any business. A pricing table is a tool that can help you with that. It…
👍6🔥3❤2
نکات طراحی درباره نحوه تفکر و احساس انسانها
طراحی (design) محصول هنر و علم است و برای داشتن یک طراحی موثر یکی از لازمهها، علم شناختی و تحقیق درباره انسان است.
علم شناختی، فرآیندهای ذهنی مربوط به چگونگی دریافت، ذخیره و پردازش اطلاعات را مطالعه میکند.
۷ موردی که روانشناسی شناختی مورد مطالعه قرار میدهد و روی نحوه تجربه افراد در طراحی تاثیر میگذارد:
۱-ادراک: اهداف، تجربهها، فرهنگ و زمینه استفاده از محصول (context) در اطلاعاتی که انسان دریافت میکند تاثیر میگذارد و برای درک بصری به دنبال الگوهایی مانند شباهت، تقارن و مجاورت برای شناسایی و اولویت بندی اطلاعات است.
۲- توجه: ما به سمت محصولاتی میرویم که هدف و نیاز ماست و توجه انتخابی ما در محدوده مرکزی بصری است، جایی که ۱٪ از تصاویر واضح هستند و هرچیز دیگر غیرقابل تشخیص از لحاظ رنگ و شکل است و این محیط نسبت به محرکها، تضادها بسیار حساس بوده و توجه را پرت میکند.
۳-حافظه: براساس قانون میلر ظرفیت حافظه کوتاه مدت بین ۵ تا ۹ مورد است. وقتی روی کاری تمرکز میکنیم و حواس پرت شود اطلاعات جدید سریعا فراموش میشود. همچنین در بهیادآوردن اطلاعات از حافظه به کمک اطلاعات و دادههای مشابه بهتر عمل میکنیم.
۴- زبان: تحقیقات نشان داده که از ۷۹٪ اسکن محتوا فقط ۲۸٪ از کلمات خوانده شده. وقتی بهدنبال چیزی هستیم فقط یک سری کلمات خاص و انتظارات درباره چگونگی پیدا کردن آن مورد مدنظر ماست.
۵-یادگیری: همه ما یکسری مدلهای ذهنی، عقاید و انتظارات داریم که به زاویه دید ما کمک میکند، همچنین انسان نسبت به تغییرات مقاوم است و سعی میکند اطلاعات جدید را با اطلاعات موجود ادغام کند بنابراین هرچقدر اطلاعات جدید نزدیک اطلاعات موجود باشد سازگاری و احساس راحتی بیشتر میشود در نتیجه احتمال جستوجو و کاوش در سایت و اعتماد به برند بیشتر میشود.
۶-تصمیمگیری: هرچه تعداد انتخاب بیشتر باشد مدت زمان تصمیمگیری بیشتر میشود زیرا اطلاعات بیشتری برای پردازش وجود دارد. همچنین با توجه به اثر ابهام و تحقیقات انجام شده، اعتماد نیز عامل مهمی در تصمیمگیریها است.
۷-احساسات: انسانها براساس سوگیری منفی که دارند، ناراحتی و احساس از یک تجربه منفی و بد بسیار بیشتر و تاثیرگذارتر از تجربه مثبت است.
در این مقاله علاوه بر معرفی هر مورد نکاتی برای رعایت آنها نیز در طراحی گفته شده است که میتوانید در لینک زیر مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn888
نویسنده: فروزان فاضلی
(زمان حدودی مطالعه: ۹ دقیقه)
#روانشناسی_شناختی #علم_شناختی #طراحی
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
طراحی (design) محصول هنر و علم است و برای داشتن یک طراحی موثر یکی از لازمهها، علم شناختی و تحقیق درباره انسان است.
علم شناختی، فرآیندهای ذهنی مربوط به چگونگی دریافت، ذخیره و پردازش اطلاعات را مطالعه میکند.
۷ موردی که روانشناسی شناختی مورد مطالعه قرار میدهد و روی نحوه تجربه افراد در طراحی تاثیر میگذارد:
۱-ادراک: اهداف، تجربهها، فرهنگ و زمینه استفاده از محصول (context) در اطلاعاتی که انسان دریافت میکند تاثیر میگذارد و برای درک بصری به دنبال الگوهایی مانند شباهت، تقارن و مجاورت برای شناسایی و اولویت بندی اطلاعات است.
۲- توجه: ما به سمت محصولاتی میرویم که هدف و نیاز ماست و توجه انتخابی ما در محدوده مرکزی بصری است، جایی که ۱٪ از تصاویر واضح هستند و هرچیز دیگر غیرقابل تشخیص از لحاظ رنگ و شکل است و این محیط نسبت به محرکها، تضادها بسیار حساس بوده و توجه را پرت میکند.
۳-حافظه: براساس قانون میلر ظرفیت حافظه کوتاه مدت بین ۵ تا ۹ مورد است. وقتی روی کاری تمرکز میکنیم و حواس پرت شود اطلاعات جدید سریعا فراموش میشود. همچنین در بهیادآوردن اطلاعات از حافظه به کمک اطلاعات و دادههای مشابه بهتر عمل میکنیم.
۴- زبان: تحقیقات نشان داده که از ۷۹٪ اسکن محتوا فقط ۲۸٪ از کلمات خوانده شده. وقتی بهدنبال چیزی هستیم فقط یک سری کلمات خاص و انتظارات درباره چگونگی پیدا کردن آن مورد مدنظر ماست.
۵-یادگیری: همه ما یکسری مدلهای ذهنی، عقاید و انتظارات داریم که به زاویه دید ما کمک میکند، همچنین انسان نسبت به تغییرات مقاوم است و سعی میکند اطلاعات جدید را با اطلاعات موجود ادغام کند بنابراین هرچقدر اطلاعات جدید نزدیک اطلاعات موجود باشد سازگاری و احساس راحتی بیشتر میشود در نتیجه احتمال جستوجو و کاوش در سایت و اعتماد به برند بیشتر میشود.
۶-تصمیمگیری: هرچه تعداد انتخاب بیشتر باشد مدت زمان تصمیمگیری بیشتر میشود زیرا اطلاعات بیشتری برای پردازش وجود دارد. همچنین با توجه به اثر ابهام و تحقیقات انجام شده، اعتماد نیز عامل مهمی در تصمیمگیریها است.
۷-احساسات: انسانها براساس سوگیری منفی که دارند، ناراحتی و احساس از یک تجربه منفی و بد بسیار بیشتر و تاثیرگذارتر از تجربه مثبت است.
در این مقاله علاوه بر معرفی هر مورد نکاتی برای رعایت آنها نیز در طراحی گفته شده است که میتوانید در لینک زیر مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn888
نویسنده: فروزان فاضلی
(زمان حدودی مطالعه: ۹ دقیقه)
#روانشناسی_شناختی #علم_شناختی #طراحی
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Tips to design for how people think and feel
Human sciences play a vital role in designing great experiences.
❤5👍1
چگونه ناوبری نوار کناری را دوستانه طراحی کنیم؟
نوار کناری (سایدبار) بخشی فوق العاده، کارآمد و مهم از طراحی ناوبری وبسایتهاست. به عنوان یک قاعده، سایدبار جزئیست که دارای تایپوگرافی، سایهگذاری یا نمادها است که در کنار محتوای اصلی نشان داده میشود - بسته به طراحی و شکلگیری سایت، در سمت چپ یا راست محتوای اصلی قرار میگیرد.
در وبسایتهایی با زبان چپ به راست، معمولا به دلیل تمایلات بصری و رفتار کابران، سایدبارهایی که در سمت چپ صفحه قرار دارند بیشتر مورد توجه قرار میگیرند. در صورتی که سایدبارهای سمت راست (مقابل) که به عنوان ستون کناری کمکی استفاده میشوند، میتوانند محتوای ارزشمندتری را نمایش دهند.
مزایای ناوبری نوار کناری:
هنگامی که برنامه شما نیاز به نمایش یک ناوبری سراسری در سمت چپ صفحه دارد، توصیه می شود که از ناوبری عمودی استفاده کنید. اگرچه منوهای پیمایش عمودی عموما فضای بیشتری را نسبت به منوهای افقی اشغال می کنند، اما با عریض شدن اندازه نمایشگرها، این نوع منوها محبوبیت بیشتری پیدا کردهاند.
۱. میتوانید آیتمهای منوی متعددی را اضافه کنید
سعی کنید که تمام تاکید را روی قسمت بالایی صفحه نگذارید. با منوهای بازشونده میتوانید تمام مواردی را که در منو نیاز دارید در صفحه قرار دهید.
۲. صفحه با طول خاص بهتر به نظر می رسد
منوهای چند سطحی بهترین انتخاب برای حالتی هستند که صفحه دارای اصطلاحاتی است که از نظر تعداد و اندازه قابل قیاس هستند. در منوهای عمودی این مشکل کمتر به چشم میآید و این منوها برای حالتهایی که آیتمهای منو مدام در حال نوسان هستند انتخاب مناسبی است.
۳. مقیاس و تغییر دادن آنها دشوار نیست
میتوانید آیتمهای دیگری را به منوی بازشونده خود اضافه کنید بدون اینکه بخواهید به این فکر کنید که آیا مناسب منوی شما هستند یا اینکه نیاز دارید که طرح سایت را عوض کنید. در واقع به جای فکر کردن به اینکه آیا آیتمهای جدیدی که در آینده میخواهید به منو اضافه کنید مناسب آن هستند یا نه، میتوانید روی استفاده از منوهای بازشونده فکر کنید.
۴. تمام المان قابل توجه است
منوهای عمودی به شما این امکان را میدهند که کل آیتمهای منو را به کاربر نشان دهید. در صورتی که در منوهای چند سطحی تعداد زیادی از آیتمهای منو به واسطه استفاده از منوهای بازشونده از دید کاربر پنهان هستند. این امر منوهای عمودی را برای مسیردهی به قسمتهای مختلف سایت سادهتر میکند و انتخاب مناسبی برای سایتهای بلند و تک صفحه است.
۵. آنها با تمام اندازههای صفحه نمایش تنظیم میشوند
منوی بازشونده با عرض و ارتفاع مشابه باز میشوند و توجه کمی به جایی که مشتری به آن میرسد دارند. میتوانید یک منوی بازشونده را استفاده کنید و مطمئن باشید که سایت شما در هر نوع صفحهای فوقالعاده به نظر میرسد.
https://bit.ly/dxgn889
نویسنده: ثمره شاملو
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
#منو #طراحی_منو
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
نوار کناری (سایدبار) بخشی فوق العاده، کارآمد و مهم از طراحی ناوبری وبسایتهاست. به عنوان یک قاعده، سایدبار جزئیست که دارای تایپوگرافی، سایهگذاری یا نمادها است که در کنار محتوای اصلی نشان داده میشود - بسته به طراحی و شکلگیری سایت، در سمت چپ یا راست محتوای اصلی قرار میگیرد.
در وبسایتهایی با زبان چپ به راست، معمولا به دلیل تمایلات بصری و رفتار کابران، سایدبارهایی که در سمت چپ صفحه قرار دارند بیشتر مورد توجه قرار میگیرند. در صورتی که سایدبارهای سمت راست (مقابل) که به عنوان ستون کناری کمکی استفاده میشوند، میتوانند محتوای ارزشمندتری را نمایش دهند.
مزایای ناوبری نوار کناری:
هنگامی که برنامه شما نیاز به نمایش یک ناوبری سراسری در سمت چپ صفحه دارد، توصیه می شود که از ناوبری عمودی استفاده کنید. اگرچه منوهای پیمایش عمودی عموما فضای بیشتری را نسبت به منوهای افقی اشغال می کنند، اما با عریض شدن اندازه نمایشگرها، این نوع منوها محبوبیت بیشتری پیدا کردهاند.
۱. میتوانید آیتمهای منوی متعددی را اضافه کنید
سعی کنید که تمام تاکید را روی قسمت بالایی صفحه نگذارید. با منوهای بازشونده میتوانید تمام مواردی را که در منو نیاز دارید در صفحه قرار دهید.
۲. صفحه با طول خاص بهتر به نظر می رسد
منوهای چند سطحی بهترین انتخاب برای حالتی هستند که صفحه دارای اصطلاحاتی است که از نظر تعداد و اندازه قابل قیاس هستند. در منوهای عمودی این مشکل کمتر به چشم میآید و این منوها برای حالتهایی که آیتمهای منو مدام در حال نوسان هستند انتخاب مناسبی است.
۳. مقیاس و تغییر دادن آنها دشوار نیست
میتوانید آیتمهای دیگری را به منوی بازشونده خود اضافه کنید بدون اینکه بخواهید به این فکر کنید که آیا مناسب منوی شما هستند یا اینکه نیاز دارید که طرح سایت را عوض کنید. در واقع به جای فکر کردن به اینکه آیا آیتمهای جدیدی که در آینده میخواهید به منو اضافه کنید مناسب آن هستند یا نه، میتوانید روی استفاده از منوهای بازشونده فکر کنید.
۴. تمام المان قابل توجه است
منوهای عمودی به شما این امکان را میدهند که کل آیتمهای منو را به کاربر نشان دهید. در صورتی که در منوهای چند سطحی تعداد زیادی از آیتمهای منو به واسطه استفاده از منوهای بازشونده از دید کاربر پنهان هستند. این امر منوهای عمودی را برای مسیردهی به قسمتهای مختلف سایت سادهتر میکند و انتخاب مناسبی برای سایتهای بلند و تک صفحه است.
۵. آنها با تمام اندازههای صفحه نمایش تنظیم میشوند
منوی بازشونده با عرض و ارتفاع مشابه باز میشوند و توجه کمی به جایی که مشتری به آن میرسد دارند. میتوانید یک منوی بازشونده را استفاده کنید و مطمئن باشید که سایت شما در هر نوع صفحهای فوقالعاده به نظر میرسد.
https://bit.ly/dxgn889
نویسنده: ثمره شاملو
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
#منو #طراحی_منو
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
How to design friendly sidebar navigation?
Let’s check out some interesting steps of sidebar navigation.
❤3🔥1
چگونه برای پورتفولیو، موردپژوهی (Case Study) بنویسیم؟
در روند ساخت یک پورتفولیو، یکی از قسمتهای سخت، دیزاین و نوشتن موردپژوهیِ پروژههاست.
برای انجام این مهم، لازم است که شما با نیاز بازار امروز منطبق باشید. و اینکه شما یا استودیو، چه ارزشی به عنوان متخصصان دیزاین به ارمغان آوردهایید.
اگر به صورت کلی به ساختار یک موردپژوهی بپردازیم:
میتوانیم از مسئله شروع کرده، به نقش خودمان در آن پرداخته، راهحلهای ارائه شده را بررسی کرده و به اینکه چه رویکردی داشتهاییم و چه چیزهایی در آن پروژه یادگرفتهاییم؛ برسیم.
در ۲ مقالهی زیر بسیار خوب و خلاصه به جزئیات هر بخش از موارد گفته شده میپردازد. همچنین میتوانید در آنها، نکاتی را پیدا کنید که case study شما را از بقیه درخشانتر میکند.
https://bit.ly/dxgn890-1
https://bit.ly/dxgn890-2
(زمان حدودی مطالعه
مقالهاول: ۵ دقیقه
و مقاله دوم: ۹ دقیقه)
نویسنده: حسین میرزاده
#پورتفولیو #موردپژوهی #کیس_استادی #طراحی_محصول
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
در روند ساخت یک پورتفولیو، یکی از قسمتهای سخت، دیزاین و نوشتن موردپژوهیِ پروژههاست.
برای انجام این مهم، لازم است که شما با نیاز بازار امروز منطبق باشید. و اینکه شما یا استودیو، چه ارزشی به عنوان متخصصان دیزاین به ارمغان آوردهایید.
اگر به صورت کلی به ساختار یک موردپژوهی بپردازیم:
میتوانیم از مسئله شروع کرده، به نقش خودمان در آن پرداخته، راهحلهای ارائه شده را بررسی کرده و به اینکه چه رویکردی داشتهاییم و چه چیزهایی در آن پروژه یادگرفتهاییم؛ برسیم.
در ۲ مقالهی زیر بسیار خوب و خلاصه به جزئیات هر بخش از موارد گفته شده میپردازد. همچنین میتوانید در آنها، نکاتی را پیدا کنید که case study شما را از بقیه درخشانتر میکند.
https://bit.ly/dxgn890-1
https://bit.ly/dxgn890-2
(زمان حدودی مطالعه
مقالهاول: ۵ دقیقه
و مقاله دوم: ۹ دقیقه)
نویسنده: حسین میرزاده
#پورتفولیو #موردپژوهی #کیس_استادی #طراحی_محصول
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
4 Tips for Structuring Design Case Studies
Your guide to creating a 🔥 design portfolio
🔥5❤2👍2
۵ مسیر شغلی متداول در طراحی تجربه کاربری
ما به طور سنتی مسیر شغلی را مثل یک «نردبان» میبینیم که نشان از یک صعود مداوم رو به بالا است؛ در حالی که واقعیت، آشفتهتر از این حرفهاست. به همین خاطر شاید استعارهی «باشگاه جنگلی*» استعاره بهتری باشد. همراه با فرصتهایی برای تغییر مسیر، حرکات جانبی و در برخی موارد، شروع کامل از اول!
* باشگاه جنگلی یا jungle gym چارچوبهای به هم پیوستهی فلزیاند که در پارکها بچهها از آن بالا میروند.
دربارهی انتخاب مسیر شغلی، معیارهای مهمی وجود دارد که انتخابهای شما را تحت تاثیر قرار میدهد. مواردی مثل کاری که از آن لذت میبرید، سبک زندگیای که دوست دارید داشته باشید، ملاحظات مالی و غیره. این مقاله ۵ مسیر شغلی متداول طراحان تجربه کاربری را به شرح زیر بیان کرده است:
١. مسیر شغلی «مدیریت»
وقتی به پیشرفت شغلی فکر میکنیم، مسیر شغلی مدیریت احتمالاً آشناترین مسیر است. با کسب تجربه بیشتر به عنوان یک طراح UX، معمولا فرصتهایی برای مدیریت پروژهها و تیمها و در نهایت تبدیل شدن به یک مدیر رسمی وجود دارد. مدیریت معمولاً به معنای بر عهده گرفتن مسئولیتهایی مانند استخدام، ارزیابی عملکرد، حمایت از توسعه شغلی و اغلب به معنای مدیریت بودجه و جدول زمانی است. با گذشت زمان، ادامه مسیر مدیریت میتواند به طور بالقوه به نقشهای اجرایی و عناوینی مانند مدیر ارشد طراحی منجر شود.
٢. مسیر شغلی «مشارکتکننده فردی»
مسیر شغلی مشارکتکننده فردی مسیری است که شما همچنان در نقش خود، بدون اینکه مسئولیتهای مدیریت افراد را بر عهده بگیرید ادامه دهید. این یک مسیر محبوب برای طراحانی است که میخواهند به تعمیق کار خود ادامه دهند و در انجام کارهای طراحی، تمرینگرا باقی بمانند. این مسیر شغلی بر روی تبدیل شدن به یک طراح UX خبره تمرکز دارد و گاهی اوقات شامل مسئولیتهایی مانند راهنمایی طراحان کمتجربه میشود.
٣. مسیر شغلی «فریلنسری»
طراحان گاهی پس از ایجاد تجربه و شبکهسازی، به مسیر شغلی فریلنسری یا مشاور انفرادی (Solo consultant) میرسند. کار فریلنس UX اغلب مبتنی بر پروژه است و به داشتن شبکهای قوی از مشتریان و مشتریان بالقوه متکیست. فریلنسرها اغلب تمایل به کارهای اجرایی مانند وایرفریم و نمونهسازی اولیه دارند. این مسیر شغلی برای کسانی مناسب است که از رئیس خود بودن و انتخاب پروژههای خود لذت میبرند.
۴. مسیر شغلی «حوزههای مرتبط»
بسیاری از طراحان انتخاب میکنند که در زمینه خاصی از UX تخصص داشته باشند یا به یک زمینه مرتبط منتقل شوند. دانش و مهارتهایی که طراحان UX دارند به خوبی میتواند آنها را به نقشهای دیگر منتقل کند. امکانات در این مسیر شغلی تقریباً بیپایان است، با این حال برخی از نمونههای رایج عبارتند از: تبدیل شدن به یک UX researcher، حرکت به سمت مدیریت محصول، یا حتی تدریس در دانشگاه. طراحان ممکن است متوجه شوند که جنبههای روانشناسی و رفتاری طراحی را دوست دارند یا شاید عاشق راهنمایی و آموزش دیگر طراحان هستند و استاد طراحی تمام وقت میشوند.
۵. مسیر شغلی «کارآفرینی»
طراحان معمولا در صورتی جذب این مسیر شغلی میشوند که راههای بهتری برای انجام کارها ببینند، یا ایدهای برای یک محصول دیجیتال یا نرمافزاری داشته باشند که میخواهند به بازار بیاورند. طراحان UX مهارتهای مفیدی برای راهاندازی یک کسبوکار دارند، زیرا میدانند چگونه محصولاتی را ایجاد کنند که مردم دوست دارند. علاوه بر این، یک کارآفرین موفق نیاز به مهارتهای زیادی مانند مهارتهای مدیریت و بازاریابی دارد.
در این مقاله همچنین نقاط مثبت و منفی هر یک از این مسیرهای شغلی گفته شده است که میتوانید از لینک زیر آن را مطالعه کنید:
https://adobe.ly/3gRk4T0
(زمان حدودی مطالعه: ٨ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#مسیر_شغلی #طراحی_تجربه_کاربری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
ما به طور سنتی مسیر شغلی را مثل یک «نردبان» میبینیم که نشان از یک صعود مداوم رو به بالا است؛ در حالی که واقعیت، آشفتهتر از این حرفهاست. به همین خاطر شاید استعارهی «باشگاه جنگلی*» استعاره بهتری باشد. همراه با فرصتهایی برای تغییر مسیر، حرکات جانبی و در برخی موارد، شروع کامل از اول!
* باشگاه جنگلی یا jungle gym چارچوبهای به هم پیوستهی فلزیاند که در پارکها بچهها از آن بالا میروند.
دربارهی انتخاب مسیر شغلی، معیارهای مهمی وجود دارد که انتخابهای شما را تحت تاثیر قرار میدهد. مواردی مثل کاری که از آن لذت میبرید، سبک زندگیای که دوست دارید داشته باشید، ملاحظات مالی و غیره. این مقاله ۵ مسیر شغلی متداول طراحان تجربه کاربری را به شرح زیر بیان کرده است:
١. مسیر شغلی «مدیریت»
وقتی به پیشرفت شغلی فکر میکنیم، مسیر شغلی مدیریت احتمالاً آشناترین مسیر است. با کسب تجربه بیشتر به عنوان یک طراح UX، معمولا فرصتهایی برای مدیریت پروژهها و تیمها و در نهایت تبدیل شدن به یک مدیر رسمی وجود دارد. مدیریت معمولاً به معنای بر عهده گرفتن مسئولیتهایی مانند استخدام، ارزیابی عملکرد، حمایت از توسعه شغلی و اغلب به معنای مدیریت بودجه و جدول زمانی است. با گذشت زمان، ادامه مسیر مدیریت میتواند به طور بالقوه به نقشهای اجرایی و عناوینی مانند مدیر ارشد طراحی منجر شود.
٢. مسیر شغلی «مشارکتکننده فردی»
مسیر شغلی مشارکتکننده فردی مسیری است که شما همچنان در نقش خود، بدون اینکه مسئولیتهای مدیریت افراد را بر عهده بگیرید ادامه دهید. این یک مسیر محبوب برای طراحانی است که میخواهند به تعمیق کار خود ادامه دهند و در انجام کارهای طراحی، تمرینگرا باقی بمانند. این مسیر شغلی بر روی تبدیل شدن به یک طراح UX خبره تمرکز دارد و گاهی اوقات شامل مسئولیتهایی مانند راهنمایی طراحان کمتجربه میشود.
٣. مسیر شغلی «فریلنسری»
طراحان گاهی پس از ایجاد تجربه و شبکهسازی، به مسیر شغلی فریلنسری یا مشاور انفرادی (Solo consultant) میرسند. کار فریلنس UX اغلب مبتنی بر پروژه است و به داشتن شبکهای قوی از مشتریان و مشتریان بالقوه متکیست. فریلنسرها اغلب تمایل به کارهای اجرایی مانند وایرفریم و نمونهسازی اولیه دارند. این مسیر شغلی برای کسانی مناسب است که از رئیس خود بودن و انتخاب پروژههای خود لذت میبرند.
۴. مسیر شغلی «حوزههای مرتبط»
بسیاری از طراحان انتخاب میکنند که در زمینه خاصی از UX تخصص داشته باشند یا به یک زمینه مرتبط منتقل شوند. دانش و مهارتهایی که طراحان UX دارند به خوبی میتواند آنها را به نقشهای دیگر منتقل کند. امکانات در این مسیر شغلی تقریباً بیپایان است، با این حال برخی از نمونههای رایج عبارتند از: تبدیل شدن به یک UX researcher، حرکت به سمت مدیریت محصول، یا حتی تدریس در دانشگاه. طراحان ممکن است متوجه شوند که جنبههای روانشناسی و رفتاری طراحی را دوست دارند یا شاید عاشق راهنمایی و آموزش دیگر طراحان هستند و استاد طراحی تمام وقت میشوند.
۵. مسیر شغلی «کارآفرینی»
طراحان معمولا در صورتی جذب این مسیر شغلی میشوند که راههای بهتری برای انجام کارها ببینند، یا ایدهای برای یک محصول دیجیتال یا نرمافزاری داشته باشند که میخواهند به بازار بیاورند. طراحان UX مهارتهای مفیدی برای راهاندازی یک کسبوکار دارند، زیرا میدانند چگونه محصولاتی را ایجاد کنند که مردم دوست دارند. علاوه بر این، یک کارآفرین موفق نیاز به مهارتهای زیادی مانند مهارتهای مدیریت و بازاریابی دارد.
در این مقاله همچنین نقاط مثبت و منفی هر یک از این مسیرهای شغلی گفته شده است که میتوانید از لینک زیر آن را مطالعه کنید:
https://adobe.ly/3gRk4T0
(زمان حدودی مطالعه: ٨ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#مسیر_شغلی #طراحی_تجربه_کاربری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Ideas
5 Common Career Paths in UX Design | Adobe XD Ideas
Learn about 5 common career paths in UX design along with their pros and cons, and potential for earning and discover which path is best for you.
🔥9👍7❤3
۷ نکته برای بهبود مهارت تایپوگرافی در طراحی
امروزه بيشتر محتوایی که در وب میبینیم مبتنی بر نوشته است، بنابراین درک تایپوگرافی به ما در جلب توجه خواننده، تقویت معنای نوشته و تجربه کاربری بهتر کمک میکند. این مقاله به نکاتی برای بهتر شدن تایپوگرافی در طراحیها پرداخته است.
۱- برای بهبود تعادل بصری عنوانها، فاصله حروف را کاهش دهید:
به دلیل اینکه سایز عنوانها بسیار بزرگتر و سنگینتر از دیگر نوشتهها هستند، فاصله حروف ممکن است بزرگتر به نظر برسد به همین دلیل بهتر است که فاصله حروف فقط در عنوانها کم شود.
۲- سرفصل ها و نوشته متن، به صورت عمودی هماهنگی داشته باشند.
برای دستیابی به هماهنگی و سلسله مراتب بین عناصر متن، باید به مارجینها توجه شود. طرحهای زیادی وجود دارد که در آن مارجین بالا و پایین در عناوين برابر هستند و ارتباط با متن زیر آنها حذف شده است.
۳- فقط در حالتی تمام حروف عنوان را بزرگ بنویسید، که عنوان خیلی کوتاه باشد.
۴- عنوانها را کوتاه و مختصر نگه دارید.
۵- تایپفیسی را انتخاب کنید که دارای وزنها و سبکهای مختلفی باشد.
۶- تایپفیسی را انتخاب کنید که لحن طراحی را به درستی نشان دهد.
۷- انتخاب درست طول نوشته متن، به خوانایی بيشتر محتوا کمک میکند:
در نوشتههایی با یک ستون، ۴۵- ۷۵ كاراکتر (به همراه فاصله بین كلمات) در هر خط مطلوب است.
در این مقاله برای هر مورد راهنمایی و توضيحات بيشتر نوشته شده است که میتوانید مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn892
نویسنده: فروزان فاضلی
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
#تایپوگرافی #انتخاب_فونت #طراحی #خوانایی_نوشته
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
امروزه بيشتر محتوایی که در وب میبینیم مبتنی بر نوشته است، بنابراین درک تایپوگرافی به ما در جلب توجه خواننده، تقویت معنای نوشته و تجربه کاربری بهتر کمک میکند. این مقاله به نکاتی برای بهتر شدن تایپوگرافی در طراحیها پرداخته است.
۱- برای بهبود تعادل بصری عنوانها، فاصله حروف را کاهش دهید:
به دلیل اینکه سایز عنوانها بسیار بزرگتر و سنگینتر از دیگر نوشتهها هستند، فاصله حروف ممکن است بزرگتر به نظر برسد به همین دلیل بهتر است که فاصله حروف فقط در عنوانها کم شود.
۲- سرفصل ها و نوشته متن، به صورت عمودی هماهنگی داشته باشند.
برای دستیابی به هماهنگی و سلسله مراتب بین عناصر متن، باید به مارجینها توجه شود. طرحهای زیادی وجود دارد که در آن مارجین بالا و پایین در عناوين برابر هستند و ارتباط با متن زیر آنها حذف شده است.
۳- فقط در حالتی تمام حروف عنوان را بزرگ بنویسید، که عنوان خیلی کوتاه باشد.
۴- عنوانها را کوتاه و مختصر نگه دارید.
۵- تایپفیسی را انتخاب کنید که دارای وزنها و سبکهای مختلفی باشد.
۶- تایپفیسی را انتخاب کنید که لحن طراحی را به درستی نشان دهد.
۷- انتخاب درست طول نوشته متن، به خوانایی بيشتر محتوا کمک میکند:
در نوشتههایی با یک ستون، ۴۵- ۷۵ كاراکتر (به همراه فاصله بین كلمات) در هر خط مطلوب است.
در این مقاله برای هر مورد راهنمایی و توضيحات بيشتر نوشته شده است که میتوانید مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn892
نویسنده: فروزان فاضلی
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
#تایپوگرافی #انتخاب_فونت #طراحی #خوانایی_نوشته
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
7 powerful tips to help improve your Typography skills (Updated)
Small, and easy to put into practice tips to help improve your typography
👍4🔥2❤1👏1
۲۰ پلاگین فیگما که هر دیزاینری باید داشته باشد.
1. Auto flow
این پلاگین بهترین و ساده ترین ابزار برای رسم یوزرفلو است.
2. Batch Styler
این پلاگین به شما امکان میدهد که تعداد زیادی رنگ و فونت را در یک مرحله تغییر دهید.
3. Blush
این پلاگین یک کتابخانه بسیار غنی از ایلاستریشنهاست. نکته مهم این است که این پلاگین نیازی به نسخه پرمیوم ندارد.
4. Chart
این پلاگین اطلاعات واقعی رندوم را برای ساختن نمودار فراهم میکند. در این پلاگین امکان استفاده از کپی-پیست از فایلهایی مثل اکسل وجود دارد.
5. Content Reel
در این پلاگین که توسط مایکروسافت ساخته شده، به معنای واقعی کلمه هرچیزی که بخواهید پیدا میشود! عکس، متن، آیکن، آواتار و ...
6. Dark Mode Magic
این پلاگین طرحهای لایت مود شما را به دارک تبدیل میکند. البته نیاز به مقداری تغییر رنگ توسط خودتان وجود دارد ولی باعث صرفه جویی زیادی در زمان میشود.
7. Feather Icon
این پلاگین آیکنهای اصلی را ارایه میدهد.
8. Figma to HTML, CSS, React & more!
با استفاده از این پلاگین فوق العاده میتوانید هر وبسایتی را به فیگما تبدیل کنید!
9. Figmoji
این پلاگین تعداد زیادی ایموجی دارد که به راحتی SVG آن را در اختیار شما قرار میدهد.
10. Icon Resizer
تغییر سایز چند آیکن به صورت دستی زمان زیادی از شما میگیرد. با این پلاگین میتوانید با یک کلیک همه آیکنها را تغییر سایز بدهید.
11. Iconify
این پلاگین بزرگترین منبع آیکن در بین پلاگینهای فیگماست که بیشتر از 100،000 آیکن در اختیار شما قرار میدهد.
12. Breakpoints
با این پلاگین میتوانید طراحیهای ریسپانسیوتان را در فریم مشاهده کنید. نکته جالب در مورد این پلاگین این است که همتیمیهای شما بدون نصب کردن آن میتوانند اندازه فریم را تغییر دهند.
13. Isometric
این پلاگین به شما کمک میکند بدون اینکه به صورت دستی تغییری در طرحتان بدهید، آن را ایزومتریک کنید.
14. Draw Connector
این پلاگین به شما این امکان را میدهد که به لایهها لیبل بدهید و آنها را به هم وصل کنید. برای ساخت یوزرفلو میتوانید از این پلاگین استفاده کنید.
15. Lottie Files
با استفاده از این پلاگین میتوانید فایلهای انیمیشن را به فیگما وارد کنید. همچنین بیش از 1000 فایل انیمیشن رایگان در آن وجود دارد.
16. Mapsicle
وقتی در طرحتان به نقشه نیاز دارید، با این پلاگین میتوانید به سادگی از نقشههای واقعی استفاده کنید.
17. Remove BG
با یک کلیک میتوانید بک گراند تصویر موردنظرتان را پاک کنید!
18. UI Gradients
برای ساخت گرادینتهای جذاب تنها با یک کلیک میتوانید از این پلاگین استفاده کنید.
19. Unsplash
این پلاگین معروف برای ایمپورت کردن تصاویر به کار میرود.
20. Typescale
از این ابزار برای ایجاد سایزبندی فونت برای ساخت استایل تایپوگرافی استفاده کنید.
در این مقاله، میتوانید توضیحات بیشتری در مورد هر پلاگین و لینک دانلود آن را ببینید. امیدوارم پلاگینهای معرفی شده برای شما مفید باشد.
https://bit.ly/dxgn893
(زمان حدودی مطالعه مقاله: ۶ دقیقه)
نویسنده: عاطفه صفری
#فیگما #تجربه_کاربری #پلاگین #طراحی_محصول
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
1. Auto flow
این پلاگین بهترین و ساده ترین ابزار برای رسم یوزرفلو است.
2. Batch Styler
این پلاگین به شما امکان میدهد که تعداد زیادی رنگ و فونت را در یک مرحله تغییر دهید.
3. Blush
این پلاگین یک کتابخانه بسیار غنی از ایلاستریشنهاست. نکته مهم این است که این پلاگین نیازی به نسخه پرمیوم ندارد.
4. Chart
این پلاگین اطلاعات واقعی رندوم را برای ساختن نمودار فراهم میکند. در این پلاگین امکان استفاده از کپی-پیست از فایلهایی مثل اکسل وجود دارد.
5. Content Reel
در این پلاگین که توسط مایکروسافت ساخته شده، به معنای واقعی کلمه هرچیزی که بخواهید پیدا میشود! عکس، متن، آیکن، آواتار و ...
6. Dark Mode Magic
این پلاگین طرحهای لایت مود شما را به دارک تبدیل میکند. البته نیاز به مقداری تغییر رنگ توسط خودتان وجود دارد ولی باعث صرفه جویی زیادی در زمان میشود.
7. Feather Icon
این پلاگین آیکنهای اصلی را ارایه میدهد.
8. Figma to HTML, CSS, React & more!
با استفاده از این پلاگین فوق العاده میتوانید هر وبسایتی را به فیگما تبدیل کنید!
9. Figmoji
این پلاگین تعداد زیادی ایموجی دارد که به راحتی SVG آن را در اختیار شما قرار میدهد.
10. Icon Resizer
تغییر سایز چند آیکن به صورت دستی زمان زیادی از شما میگیرد. با این پلاگین میتوانید با یک کلیک همه آیکنها را تغییر سایز بدهید.
11. Iconify
این پلاگین بزرگترین منبع آیکن در بین پلاگینهای فیگماست که بیشتر از 100،000 آیکن در اختیار شما قرار میدهد.
12. Breakpoints
با این پلاگین میتوانید طراحیهای ریسپانسیوتان را در فریم مشاهده کنید. نکته جالب در مورد این پلاگین این است که همتیمیهای شما بدون نصب کردن آن میتوانند اندازه فریم را تغییر دهند.
13. Isometric
این پلاگین به شما کمک میکند بدون اینکه به صورت دستی تغییری در طرحتان بدهید، آن را ایزومتریک کنید.
14. Draw Connector
این پلاگین به شما این امکان را میدهد که به لایهها لیبل بدهید و آنها را به هم وصل کنید. برای ساخت یوزرفلو میتوانید از این پلاگین استفاده کنید.
15. Lottie Files
با استفاده از این پلاگین میتوانید فایلهای انیمیشن را به فیگما وارد کنید. همچنین بیش از 1000 فایل انیمیشن رایگان در آن وجود دارد.
16. Mapsicle
وقتی در طرحتان به نقشه نیاز دارید، با این پلاگین میتوانید به سادگی از نقشههای واقعی استفاده کنید.
17. Remove BG
با یک کلیک میتوانید بک گراند تصویر موردنظرتان را پاک کنید!
18. UI Gradients
برای ساخت گرادینتهای جذاب تنها با یک کلیک میتوانید از این پلاگین استفاده کنید.
19. Unsplash
این پلاگین معروف برای ایمپورت کردن تصاویر به کار میرود.
20. Typescale
از این ابزار برای ایجاد سایزبندی فونت برای ساخت استایل تایپوگرافی استفاده کنید.
در این مقاله، میتوانید توضیحات بیشتری در مورد هر پلاگین و لینک دانلود آن را ببینید. امیدوارم پلاگینهای معرفی شده برای شما مفید باشد.
https://bit.ly/dxgn893
(زمان حدودی مطالعه مقاله: ۶ دقیقه)
نویسنده: عاطفه صفری
#فیگما #تجربه_کاربری #پلاگین #طراحی_محصول
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
20 Figma plugins every designer must have
My favorite 20 plugins, which are important and necessary for every designer.
👍10🔥6
۱۰ الگوی رفتاری برای طراحی تجربهی کاربری
اگر محصولی را طراحی کنیم و به محصولات متداول در بازار، مسائل روانشناختی کاربر و فرهنگ کاربرهای خود دقت نکنیم اجازه میدهیم تا محصول برای کاربر گیچکننده و خستهکننده شود.
۱. گشت و گذار مطمئن
بر خلاف دنیای واقعی در محصولات دیجیتالی این امکان برای کاربر فراهم میشود که اشتباهات خود را تصحیح کنند. مانند دکمه بازگشت و یا تاریخچه ذخیرهها و دکمه خنثی کردن کاری که انجام شده.
۲. خوشحالیهای آنی
در دنیای سریع دیجیتالی امروز که دائما در حال حرکت است کاربرها نیاز دارند تا سریعا پاسخهای مثبتی دریافت کنند.
۳. رضایتبخش بودن
کاربرها نیاز دارند تا در زمانی سریع نتیجهی خوب را کسب کنند نه اینکه بهترین نتیجه را بگیرند زیرا نتیجه عالی برای آنها زمان و تلاش بیشتری میخواهد. کاری کنید تا اسکن کردن و برررسی سریع برای کاربر امکان پذیر باشد.
۴. به تعویق انداختن انتخابها
کاربران باید امکان رد کردن مراحل برای سریع به نتیجه رسیدن را داشته باشند. به طور مثال بتوانند بعدا ویرایشهایی را در پروفایل خود انجام دهند.
۵. عادتهای مخاطب
استانداردهای مشخصی در محصولات دیجیتالی وجود دارد که اگر از آنها گذر کنیم برای مخاطب گیج کننده خواهد بود. به طور مثال کاربران عادت دارند با پایین کشیدن صفحه آن را بارگذاری مجدد کنند و اگر اینطور نباشد باعث میشود عادتهای ذهنی مخاطب بهم بریزد و گیج شود.
۶. حافظه اختصاصی
بهتر است به مخاطب این امکان را بدهیم تا بتواند نحوهی چیدمان در محصول را خودش تغییر دهد و انتخاب کند.
۷. تایید اجتماعی
برای اینکه کاربر احساس تنهایی نکند و به راحتی با محصول ما درگیر شود نیاز است تا از طریق نظرات و مابقی امکانات تایید اجتماعی متوجه شود که دیگران نیز این کار را انجام میدهند.
۸. ساده کردن تکرارها
در طراحی محصول باید کاری انجام دهیم تا مخاطب مواردی که نیاز به تکرار دارد را راحتتر انجام دهد. به طور مثال هنگامی که با شروع تایپ کردن در فیلد جستجو کلماتی را به مخاطب پیشنهاد کنیم.
۹. حافظه مربوط به آینده
گاهی اوقات مخاطب نیاز دارد تا کاری را در آینده انجام دهد اما نمیخواهد دائما آن را ببیند. به طور مثال نشان کردن یک وبسایت برای دسترسی به آن در آینده.
۱۰. استراحتهای کوتاه
گاهی اوقات مخاطب در زمانهای کوتاهی کاری برای انجام دادن ندارد و نیاز به یک استراحت ۲ دقیقهای دارد. محصول باید طوری طراحی شود تا مخاطب را در همین زمان نیز درگیر کند. مانند اسکرول کردن در اینستاگرام یا چک کردن اخبار یا پاسخ به پیامها و موراد مشابه که مخاطب را در زمان کوتاه نیز درگیر میکند.
در لینک زیر میتوانید توضیحات کاملتری را مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn894
(زمان حدودی مطالعه: ۱۰ دقیقه)
نویسنده: محمدرضا عباسی
#تجربه_کاربری #UX #روانشناسی #الگوهای_رفتاری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
اگر محصولی را طراحی کنیم و به محصولات متداول در بازار، مسائل روانشناختی کاربر و فرهنگ کاربرهای خود دقت نکنیم اجازه میدهیم تا محصول برای کاربر گیچکننده و خستهکننده شود.
۱. گشت و گذار مطمئن
بر خلاف دنیای واقعی در محصولات دیجیتالی این امکان برای کاربر فراهم میشود که اشتباهات خود را تصحیح کنند. مانند دکمه بازگشت و یا تاریخچه ذخیرهها و دکمه خنثی کردن کاری که انجام شده.
۲. خوشحالیهای آنی
در دنیای سریع دیجیتالی امروز که دائما در حال حرکت است کاربرها نیاز دارند تا سریعا پاسخهای مثبتی دریافت کنند.
۳. رضایتبخش بودن
کاربرها نیاز دارند تا در زمانی سریع نتیجهی خوب را کسب کنند نه اینکه بهترین نتیجه را بگیرند زیرا نتیجه عالی برای آنها زمان و تلاش بیشتری میخواهد. کاری کنید تا اسکن کردن و برررسی سریع برای کاربر امکان پذیر باشد.
۴. به تعویق انداختن انتخابها
کاربران باید امکان رد کردن مراحل برای سریع به نتیجه رسیدن را داشته باشند. به طور مثال بتوانند بعدا ویرایشهایی را در پروفایل خود انجام دهند.
۵. عادتهای مخاطب
استانداردهای مشخصی در محصولات دیجیتالی وجود دارد که اگر از آنها گذر کنیم برای مخاطب گیج کننده خواهد بود. به طور مثال کاربران عادت دارند با پایین کشیدن صفحه آن را بارگذاری مجدد کنند و اگر اینطور نباشد باعث میشود عادتهای ذهنی مخاطب بهم بریزد و گیج شود.
۶. حافظه اختصاصی
بهتر است به مخاطب این امکان را بدهیم تا بتواند نحوهی چیدمان در محصول را خودش تغییر دهد و انتخاب کند.
۷. تایید اجتماعی
برای اینکه کاربر احساس تنهایی نکند و به راحتی با محصول ما درگیر شود نیاز است تا از طریق نظرات و مابقی امکانات تایید اجتماعی متوجه شود که دیگران نیز این کار را انجام میدهند.
۸. ساده کردن تکرارها
در طراحی محصول باید کاری انجام دهیم تا مخاطب مواردی که نیاز به تکرار دارد را راحتتر انجام دهد. به طور مثال هنگامی که با شروع تایپ کردن در فیلد جستجو کلماتی را به مخاطب پیشنهاد کنیم.
۹. حافظه مربوط به آینده
گاهی اوقات مخاطب نیاز دارد تا کاری را در آینده انجام دهد اما نمیخواهد دائما آن را ببیند. به طور مثال نشان کردن یک وبسایت برای دسترسی به آن در آینده.
۱۰. استراحتهای کوتاه
گاهی اوقات مخاطب در زمانهای کوتاهی کاری برای انجام دادن ندارد و نیاز به یک استراحت ۲ دقیقهای دارد. محصول باید طوری طراحی شود تا مخاطب را در همین زمان نیز درگیر کند. مانند اسکرول کردن در اینستاگرام یا چک کردن اخبار یا پاسخ به پیامها و موراد مشابه که مخاطب را در زمان کوتاه نیز درگیر میکند.
در لینک زیر میتوانید توضیحات کاملتری را مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn894
(زمان حدودی مطالعه: ۱۰ دقیقه)
نویسنده: محمدرضا عباسی
#تجربه_کاربری #UX #روانشناسی #الگوهای_رفتاری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
10 Behavior Patterns for UX Design
A few of the most common behaviors as they relate to product design
👍7
سه قانون UX برای مصورسازی بهتر دادهها
طراحی UX برای مصورسازی دادهها بسیار مهم است؛ زیرا امروزه داشبوردهای اطلاعاتی فراتر از استفادهی متخصصان هوش تجاری یا دانشمندان علم داده است و نیاز همه افراد اعم از فنی و غیرفنی را به صورت روزانه تامین میکند. به عنوان مثال، وقتی برنامه تناسب اندام خود را باز میکنید، داشبوردهایی وجود دارد که تمرینات شما را در طول زمان با استفاده از دادههای مصور نشان میدهند. طبیعتاً اینها باید به نحوی باشند که در عرض چند ثانیه به ما بگویند دقیقاً چه چیزی مهم است.
قانون اول: ساده و احمقانه نگهشدار!
تجربه کاربری خوب به این معنی نیست که تمام جلوههای بصری زیبا را در کنار هم قرار دهید. به نظر شگفتانگیز است، اما این کار توجه کاربر را در همه جای صفحه پراکنده میکند. همچنین ایجاد نمودارهای پیچیده، نشاندهندهی این نیست که آنها چقدر علمی و حرفهایاند و در واقع فقط مردم را میترسانند. به این ترتیب، بهتر است بر اساس این اصل از استفادهی برخی نمودارها اجتناب کنیم، بیش از ۵ رنگ در یک داشبورد استفاده نکنیم، برچسبها و عناوین را خلاصه و gridline ها را حذف کنیم.
قانون دوم: فرم نمودار تابع عملکرد آن است.
توجه کنید که هر نموداری را بهر کاری ساختند. برای مثال نمودار میلهای مقدار دادههای دستهبندی شده را مقایسه میکند و نمودار هیستوگرام بسیار شبیه به نمودار میلهای است با این تفاوت که دادههای عددی را بازهبندی و فراوانی دادهها را در هر بازه نشان میدهد. مهمترین نکته این است که همیشه کاربران و هدف مصورسازی را در ذهن داشته باشید. فرقی نمیکند که فرم نمودار چقدر شیک باشد اگر عملکردی نداشته باشد.
قانون سوم: از مزیت سلسله مراتبها غافل نشوید.
سه فاکتور رنگ، اندازه و موقعیت میتوانند تعیین کنندهی این باشند که کاربر ابتدا به کجا نگاه کند. این قاعده فراتر از متنها است و در نشان دادن شکلها و نمودارها نیز باید رعایت شود. برای مثال معمولاً رنگهای روشن برجستهترند و رنگهای کمرنگ در پسزمینه آورده میشوند. یا اینکه جهت توجه ما از بالا به پایین است پس اطلاعات مهم باید بالاتر قرار گیرند.
اگر به این موضوع علاقهمندید، نویسندهی این مقاله مطالعهی کتاب «داستانپردازی با دادهها» (Story Telling with Data) را به شما پیشنهاد میدهد.
منبع:
https://medium.com/analytics-vidhya/3-ux-design-principles-for-better-data-visualization-70548630ff28
(زمان حدودی مقاله: ۶ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#مصورسازی #تجربه_کاربری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
طراحی UX برای مصورسازی دادهها بسیار مهم است؛ زیرا امروزه داشبوردهای اطلاعاتی فراتر از استفادهی متخصصان هوش تجاری یا دانشمندان علم داده است و نیاز همه افراد اعم از فنی و غیرفنی را به صورت روزانه تامین میکند. به عنوان مثال، وقتی برنامه تناسب اندام خود را باز میکنید، داشبوردهایی وجود دارد که تمرینات شما را در طول زمان با استفاده از دادههای مصور نشان میدهند. طبیعتاً اینها باید به نحوی باشند که در عرض چند ثانیه به ما بگویند دقیقاً چه چیزی مهم است.
قانون اول: ساده و احمقانه نگهشدار!
تجربه کاربری خوب به این معنی نیست که تمام جلوههای بصری زیبا را در کنار هم قرار دهید. به نظر شگفتانگیز است، اما این کار توجه کاربر را در همه جای صفحه پراکنده میکند. همچنین ایجاد نمودارهای پیچیده، نشاندهندهی این نیست که آنها چقدر علمی و حرفهایاند و در واقع فقط مردم را میترسانند. به این ترتیب، بهتر است بر اساس این اصل از استفادهی برخی نمودارها اجتناب کنیم، بیش از ۵ رنگ در یک داشبورد استفاده نکنیم، برچسبها و عناوین را خلاصه و gridline ها را حذف کنیم.
قانون دوم: فرم نمودار تابع عملکرد آن است.
توجه کنید که هر نموداری را بهر کاری ساختند. برای مثال نمودار میلهای مقدار دادههای دستهبندی شده را مقایسه میکند و نمودار هیستوگرام بسیار شبیه به نمودار میلهای است با این تفاوت که دادههای عددی را بازهبندی و فراوانی دادهها را در هر بازه نشان میدهد. مهمترین نکته این است که همیشه کاربران و هدف مصورسازی را در ذهن داشته باشید. فرقی نمیکند که فرم نمودار چقدر شیک باشد اگر عملکردی نداشته باشد.
قانون سوم: از مزیت سلسله مراتبها غافل نشوید.
سه فاکتور رنگ، اندازه و موقعیت میتوانند تعیین کنندهی این باشند که کاربر ابتدا به کجا نگاه کند. این قاعده فراتر از متنها است و در نشان دادن شکلها و نمودارها نیز باید رعایت شود. برای مثال معمولاً رنگهای روشن برجستهترند و رنگهای کمرنگ در پسزمینه آورده میشوند. یا اینکه جهت توجه ما از بالا به پایین است پس اطلاعات مهم باید بالاتر قرار گیرند.
اگر به این موضوع علاقهمندید، نویسندهی این مقاله مطالعهی کتاب «داستانپردازی با دادهها» (Story Telling with Data) را به شما پیشنهاد میدهد.
منبع:
https://medium.com/analytics-vidhya/3-ux-design-principles-for-better-data-visualization-70548630ff28
(زمان حدودی مقاله: ۶ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#مصورسازی #تجربه_کاربری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
3 UX Design Principles for Better Data Visualization
Create dashboards that deliver insights FAST
👍11❤1🔥1
طراحی برای افرادی با مشکل در بینایی رنگها
بعضی حقایق دربارهی کوررنگی
به طور تقریبی از هر ۱۲ مرد و از هر ۲۰۰ زن در آمریکا یک نفر دچار مشکلات بینایی در رنگها است. این مشکلات ریشههای مختلفی دارد که عمدهترین آنها را میتوان مسائل ژنتیکی دانست.
اهمیت طراحی برای افراد دارای کوررنگی
به طور مثال اگر برای یک نوشتهی اخطار در محصولات از رنگ قرمز بر روی سبز استفاده شود ممکن است باعث شود تا افراد دارای کور رنگی نتوانند آن را بخوانند و خطرآفرین باشد. مسئولیت ما به عنوان طراح تجربهی کاربری آن است که محصولات خود را به شکلی طراحی کنیم که برای حداکثر افراد قابل استفاده باشد. حداکثر افراد یعنی کسانی هم که دچار مشکلات بینایی رنگها هستند هم بتوانند به راحتی از محصول ما استفاده کنند. در ادامه به چند نکته مهم که باید به یاد داشته باشید را ذکر میکنیم.
چک لیست شخصی برای طراحان، زمانی که میخواهند برای افراد دارای کور رنگی طراحی کنند:
- آیا کنتراست رنگی المانهای بصری موجود در طرح به اندازه کافی بالا است؟
- آیا برای مشخص کردن لینکها و موارد قابل کلیک فقط از رنگ استفاده کردهایم؟
- آیا به مقدار زیاد از ترکیب رنگهای سبز و قرمز با هم استفاده کردهایم؟ هر دو رنگ در چشم افراد دارای این کاستی قهوهای به نظر میرسد.
- آیا با لیبل گذاری رنگها سعی کردهایم انتخاب را برای افراد سادهتر کنیم؟
چطور بهترین طراحی را برای این مسئله داشته باشیم؟
- از مواردی بیشتر از رنگها استفاده کنید.
بهترین کار این است که مطمئن شویم برای نشان دادن واکنشها و اخطارها و معانی فقط از رنگها استفاده نشده است. از آیکونها و المانهای دیگری نیز برای نشان دادن استفاده کنیم.
- استفاده از کنتراست بالا
همیشه مطمئن شوید که رنگ پسزمینه و المانهای موجود در صفحه از کنتراست بالایی برخوردارند.
- انتخاب با دقت رنگها میتواند به طراحی بهتر کمک کند مانند عدم انتخاب رنگ قرمز و سبز بر روی یکدیگر
- این امکان را به کاربر بدهیم تا بتواند تغییراتی را در رنگ و کنتراست ایجاد کند تا طیفهای مختلف کوررنگی نیز بتوانند از طرح ما را به بهترین شکل استفاده کنند.
برای جزئیات بیشتر میتوانید لینک پایین را مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn896
( زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه )
نویسنده: محمدرضا عباسی
#تجربه_کاربری #طراحی #کوررنگی #دسترسیپذیری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
بعضی حقایق دربارهی کوررنگی
به طور تقریبی از هر ۱۲ مرد و از هر ۲۰۰ زن در آمریکا یک نفر دچار مشکلات بینایی در رنگها است. این مشکلات ریشههای مختلفی دارد که عمدهترین آنها را میتوان مسائل ژنتیکی دانست.
اهمیت طراحی برای افراد دارای کوررنگی
به طور مثال اگر برای یک نوشتهی اخطار در محصولات از رنگ قرمز بر روی سبز استفاده شود ممکن است باعث شود تا افراد دارای کور رنگی نتوانند آن را بخوانند و خطرآفرین باشد. مسئولیت ما به عنوان طراح تجربهی کاربری آن است که محصولات خود را به شکلی طراحی کنیم که برای حداکثر افراد قابل استفاده باشد. حداکثر افراد یعنی کسانی هم که دچار مشکلات بینایی رنگها هستند هم بتوانند به راحتی از محصول ما استفاده کنند. در ادامه به چند نکته مهم که باید به یاد داشته باشید را ذکر میکنیم.
چک لیست شخصی برای طراحان، زمانی که میخواهند برای افراد دارای کور رنگی طراحی کنند:
- آیا کنتراست رنگی المانهای بصری موجود در طرح به اندازه کافی بالا است؟
- آیا برای مشخص کردن لینکها و موارد قابل کلیک فقط از رنگ استفاده کردهایم؟
- آیا به مقدار زیاد از ترکیب رنگهای سبز و قرمز با هم استفاده کردهایم؟ هر دو رنگ در چشم افراد دارای این کاستی قهوهای به نظر میرسد.
- آیا با لیبل گذاری رنگها سعی کردهایم انتخاب را برای افراد سادهتر کنیم؟
چطور بهترین طراحی را برای این مسئله داشته باشیم؟
- از مواردی بیشتر از رنگها استفاده کنید.
بهترین کار این است که مطمئن شویم برای نشان دادن واکنشها و اخطارها و معانی فقط از رنگها استفاده نشده است. از آیکونها و المانهای دیگری نیز برای نشان دادن استفاده کنیم.
- استفاده از کنتراست بالا
همیشه مطمئن شوید که رنگ پسزمینه و المانهای موجود در صفحه از کنتراست بالایی برخوردارند.
- انتخاب با دقت رنگها میتواند به طراحی بهتر کمک کند مانند عدم انتخاب رنگ قرمز و سبز بر روی یکدیگر
- این امکان را به کاربر بدهیم تا بتواند تغییراتی را در رنگ و کنتراست ایجاد کند تا طیفهای مختلف کوررنگی نیز بتوانند از طرح ما را به بهترین شکل استفاده کنند.
برای جزئیات بیشتر میتوانید لینک پایین را مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn896
( زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه )
نویسنده: محمدرضا عباسی
#تجربه_کاربری #طراحی #کوررنگی #دسترسیپذیری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Designing for color vision deficiency
Here is how to make sure your design is user friendly for color blind users.
👍4❤1
طراحی برای هوش مصنوعی
هوش مصنوعی (AI) که میتواند به ما کمک کند تا سختترین مشکلات بشریت را حل کنیم، هنوز توسط بسیاری از مردم به خوبی درک نشده است. برای برخی، هوش مصنوعی یک جعبه سیاه جادوییست که همه چیز را در مورد همه موضوعات میداند. برای عدهای دیگر، ترس از قیام هوش مصنوعی، از دست دادن کنترل انسانی و سناریوهای شبیه به ترمیناتور، توانایی آنها را برای درک ابزار فعلی محاسبات شناختی مخدوش میکند.
هنگامی که خود را در چنین قلمرویی ناآشنا مییابیم، بهترین راه برای شروع این است که هدف واقعی هر نوآوری را به خود یادآوری کنیم: بهبود کیفیت زندگی انسان.
هوش مصنوعی از ما میخواهد که دوباره به زمینههای جدید توجه کنیم. این بار، طراحان باید سیستمی را در نظر بگیرند که بتواند بفهمد، استدلال کند، بیاموزد و تعامل داشته باشد.
در نتیجه این ماهیت جدید، ملاحظات طراحی ما را تغییر میدهد، که برخی از آنها را بر اساس بیش از ۴٠ سال طراحی نرم افزار بدیهی میدانیم. اگر از تایپ در یک فیلد متنی و فشار دادن «submit» گذشته باشیم، طراحی برای تعامل انسان/ماشین به چه معناست؟
این مطلب از سایت IBM، بیان میکند که هنگام طراحی برای هوش مصنوعی، اهداف اصلی ما باید از سه دیدگاه اصلی زیر ارائه شود:
١. هدف
باید بدانیم دلیل تعامل کاربر با سیستم چیست. این دلیل میتواند با رشد کاربر و سیستم، تکامل پیدا کند.
٢. ارزش
قابلیتهای ارائهشده توسط سیستم باید به طور ملموس زندگی کاربر را بهبود بخشد.
٣. اعتماد
آیا کاربر حاضر است با سیستم پیوند عاطفی برقرار کند؟ این اعتماد بر امنیت دادههای سیستم و کیفیت نتایجی که سیستم ارائه میدهد استوار است.
از نظر فلسفی و روانی، زمانی هدف، ارزش و اعتماد به دیگران پیدا میکنیم که بتوانیم معنای مورد نظر را درک کنیم، این معنا را از دیدگاههای مختلف در نظر بگیریم و دانشی کسب کنیم تا بتوانیم بر یکدیگر تأثیر بگذاریم. اگر سیستمی توانایی درک، استدلال، یادگیری و تعامل را داشته باشد، پایه و اساس ایجاد رابطه با یک انسان را دارد.
برای طراحی روابط معنادار مبتنی بر هوش مصنوعی، ما به عنوان طراح نیاز داریم که آگاهانه خود را قبل از هر چیز دیگری درک کنیم. هرچه بیشتر خودمان را بشناسیم، بهتر میتوانیم به ماشینها آموزش دهیم که چگونه به کاربرانمان کمک کنند تا بهتر شوند.
در ادامه، این مطلب به توضیح مباحثی مثل «توسعهی روابط» پرداخته است که طراحی یک رابطه بین انسان و هوش مصنوعی مستلزم درک آن است. در صورتی که به این موضوع علاقهمندید، میتوانید از لینک زیر آن را دنبال کنید:
https://ibm.co/3htWAUz
(زمان حدودی مطالعه: ١٠ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#هوش_مصنوعی
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
هوش مصنوعی (AI) که میتواند به ما کمک کند تا سختترین مشکلات بشریت را حل کنیم، هنوز توسط بسیاری از مردم به خوبی درک نشده است. برای برخی، هوش مصنوعی یک جعبه سیاه جادوییست که همه چیز را در مورد همه موضوعات میداند. برای عدهای دیگر، ترس از قیام هوش مصنوعی، از دست دادن کنترل انسانی و سناریوهای شبیه به ترمیناتور، توانایی آنها را برای درک ابزار فعلی محاسبات شناختی مخدوش میکند.
هنگامی که خود را در چنین قلمرویی ناآشنا مییابیم، بهترین راه برای شروع این است که هدف واقعی هر نوآوری را به خود یادآوری کنیم: بهبود کیفیت زندگی انسان.
هوش مصنوعی از ما میخواهد که دوباره به زمینههای جدید توجه کنیم. این بار، طراحان باید سیستمی را در نظر بگیرند که بتواند بفهمد، استدلال کند، بیاموزد و تعامل داشته باشد.
در نتیجه این ماهیت جدید، ملاحظات طراحی ما را تغییر میدهد، که برخی از آنها را بر اساس بیش از ۴٠ سال طراحی نرم افزار بدیهی میدانیم. اگر از تایپ در یک فیلد متنی و فشار دادن «submit» گذشته باشیم، طراحی برای تعامل انسان/ماشین به چه معناست؟
این مطلب از سایت IBM، بیان میکند که هنگام طراحی برای هوش مصنوعی، اهداف اصلی ما باید از سه دیدگاه اصلی زیر ارائه شود:
١. هدف
باید بدانیم دلیل تعامل کاربر با سیستم چیست. این دلیل میتواند با رشد کاربر و سیستم، تکامل پیدا کند.
٢. ارزش
قابلیتهای ارائهشده توسط سیستم باید به طور ملموس زندگی کاربر را بهبود بخشد.
٣. اعتماد
آیا کاربر حاضر است با سیستم پیوند عاطفی برقرار کند؟ این اعتماد بر امنیت دادههای سیستم و کیفیت نتایجی که سیستم ارائه میدهد استوار است.
از نظر فلسفی و روانی، زمانی هدف، ارزش و اعتماد به دیگران پیدا میکنیم که بتوانیم معنای مورد نظر را درک کنیم، این معنا را از دیدگاههای مختلف در نظر بگیریم و دانشی کسب کنیم تا بتوانیم بر یکدیگر تأثیر بگذاریم. اگر سیستمی توانایی درک، استدلال، یادگیری و تعامل را داشته باشد، پایه و اساس ایجاد رابطه با یک انسان را دارد.
برای طراحی روابط معنادار مبتنی بر هوش مصنوعی، ما به عنوان طراح نیاز داریم که آگاهانه خود را قبل از هر چیز دیگری درک کنیم. هرچه بیشتر خودمان را بشناسیم، بهتر میتوانیم به ماشینها آموزش دهیم که چگونه به کاربرانمان کمک کنند تا بهتر شوند.
در ادامه، این مطلب به توضیح مباحثی مثل «توسعهی روابط» پرداخته است که طراحی یک رابطه بین انسان و هوش مصنوعی مستلزم درک آن است. در صورتی که به این موضوع علاقهمندید، میتوانید از لینک زیر آن را دنبال کنید:
https://ibm.co/3htWAUz
(زمان حدودی مطالعه: ١٠ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#هوش_مصنوعی
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Ibm
IBM Design for AI
Our practice is built on our Principles for the AI Era as a resource for all designers and developers. This shared collection of ethics, guidelines, and resources ensures that IBM products share a unified foundation.
👍10🔥3❤1
چگونه در طراحی محصول، برداشت اولیه خوب ایجاد کنیم؟
همه میدانیم در روابط انسانها برداشت اولیه (first impression) اهمیت فوقالعادهای دارد. اما آیا از تاثیر برداشت اولیه در طراحی محصول نیز آگاهیم؟
اهمیت برداشت اولیه از آن جهت است که میتواند روی درک کاربر از طراحی تاثیرگذار باشد.
چرا برداشت اولیه مهم است؟
از نظر علمی، "اثر تقدم" بیان میکند که تجربه ما پیش از آنکه نتیجه چیزی را ببینیم، بیش از بقیه تجربهها در یاد میماند.اگر کاربران تجربه اول خوبی نداشته باشند تا مدت زیادی این حس ناخوشایند را به یاد خواهند آورد.
چه زمانی برداشت اولیه رخ میدهد؟
قبل از استفاده از محصول! برای مثال در محصولات فیزیکی نوع بسته بندی در حسی که کاربر نسبت به آن دارد تاثیرگذار است.
در محصولات دیجیتال چه زمانی برداشت اولیه رخ میدهد؟
در محصولات دیجیتال، تاثیرگذاری اولیه از المانهایی مثل اپ آیکن و لانچ اسکرین رخ میدهد. ممکن است فکر کنید که ساختن لانچ اسکرین کار بسیار راحتی است. تنها کاری که باید بکنیم این است که آیکن را وسط یک صفحه رنگی قرار بدهیم. اما این طور نیست! باید به لانچ اسکرین مثل جلد یک کتاب نگاه کنید.
در اینجا چند نکته وجود دارد که به شما کمک میکند تا لانچ اسکرین بهتری داشته طراحی کنید.
۱. سعی کنید انتقال بین لانچ اسکرین و صفحه اصلی اپلیکیشن یکپارچه باشد.
انتقال بین این دو صفحه باید زیبا و روان باشد تا کاربر عمیقا با اپلیکیشن ارتباط برقرار کند.
۲. مدت زمان نمایش لانچ اسکرین کوتاه باشد.
نهایتا 10 ثانیه کاربر را در لانچ اسکرین نگه دارد. بعد از آن تمرکز کاربر از دست میرود.
۳. از افکتهای انیمیشن بیش از اندازه استفاده نکنید.
سعی نکنید همه خلاقیت خود را در این صفحه خرج کنید! استفاده از انیمیشن در این صفحه اشکالی ندارد تا حدی که از حوصله کاربر خارج نشود.
اما Apple’s HIG میگوید لانچ اسکرین صفحهای برای بروز هنر و خلاقیت نیست. بلکه وطیفه آن کمک به کاربر برای داشتن درک بهتر از اپلیکیشن آماده شدن سریع برای استفاده از آن است.
از این جمله میتوانیم بفهمیم که چرا در اپلیکیشنهای اپل لانچ اسکرینها بسیار ساده هستند. این صفحات میخواهند این حس را به کاربر بدهند که اپلیکیشن خیلی فوری شروع به کار خواهد کرد.
نکته بسیار مهم:
در اولین استفاده از اپلیکیشن دیدن المانهای متنوع و انیمیشن میتواند برای کاربر جذاب باشد. اما دیدن این صحنه تکراری، هربار قبل از استفاده از اپلیکیشن، احتمالا برای کاربر بسیار آزاردهنده است. پس پیشنهاد میشود دو نسخه لانچ اسکرین برای اپلیکیشنها طراحی شود. یکی برای اولین استفاده و دیگری برای استفادههای بعدی.
موارد ذکر شده در این مطلب به صورت مفصل و با تصاویر و مثالهای جذاب، در مقاله زیر توضیح داده شدهاند. اگر به فکر بهبود برداشت اولیه کاربر از دیزاینتان هستید، پیشنهاد میکنم این مقاله را مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn898
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
نویسنده: عاطفه صفری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
همه میدانیم در روابط انسانها برداشت اولیه (first impression) اهمیت فوقالعادهای دارد. اما آیا از تاثیر برداشت اولیه در طراحی محصول نیز آگاهیم؟
اهمیت برداشت اولیه از آن جهت است که میتواند روی درک کاربر از طراحی تاثیرگذار باشد.
چرا برداشت اولیه مهم است؟
از نظر علمی، "اثر تقدم" بیان میکند که تجربه ما پیش از آنکه نتیجه چیزی را ببینیم، بیش از بقیه تجربهها در یاد میماند.اگر کاربران تجربه اول خوبی نداشته باشند تا مدت زیادی این حس ناخوشایند را به یاد خواهند آورد.
چه زمانی برداشت اولیه رخ میدهد؟
قبل از استفاده از محصول! برای مثال در محصولات فیزیکی نوع بسته بندی در حسی که کاربر نسبت به آن دارد تاثیرگذار است.
در محصولات دیجیتال چه زمانی برداشت اولیه رخ میدهد؟
در محصولات دیجیتال، تاثیرگذاری اولیه از المانهایی مثل اپ آیکن و لانچ اسکرین رخ میدهد. ممکن است فکر کنید که ساختن لانچ اسکرین کار بسیار راحتی است. تنها کاری که باید بکنیم این است که آیکن را وسط یک صفحه رنگی قرار بدهیم. اما این طور نیست! باید به لانچ اسکرین مثل جلد یک کتاب نگاه کنید.
در اینجا چند نکته وجود دارد که به شما کمک میکند تا لانچ اسکرین بهتری داشته طراحی کنید.
۱. سعی کنید انتقال بین لانچ اسکرین و صفحه اصلی اپلیکیشن یکپارچه باشد.
انتقال بین این دو صفحه باید زیبا و روان باشد تا کاربر عمیقا با اپلیکیشن ارتباط برقرار کند.
۲. مدت زمان نمایش لانچ اسکرین کوتاه باشد.
نهایتا 10 ثانیه کاربر را در لانچ اسکرین نگه دارد. بعد از آن تمرکز کاربر از دست میرود.
۳. از افکتهای انیمیشن بیش از اندازه استفاده نکنید.
سعی نکنید همه خلاقیت خود را در این صفحه خرج کنید! استفاده از انیمیشن در این صفحه اشکالی ندارد تا حدی که از حوصله کاربر خارج نشود.
اما Apple’s HIG میگوید لانچ اسکرین صفحهای برای بروز هنر و خلاقیت نیست. بلکه وطیفه آن کمک به کاربر برای داشتن درک بهتر از اپلیکیشن آماده شدن سریع برای استفاده از آن است.
از این جمله میتوانیم بفهمیم که چرا در اپلیکیشنهای اپل لانچ اسکرینها بسیار ساده هستند. این صفحات میخواهند این حس را به کاربر بدهند که اپلیکیشن خیلی فوری شروع به کار خواهد کرد.
نکته بسیار مهم:
در اولین استفاده از اپلیکیشن دیدن المانهای متنوع و انیمیشن میتواند برای کاربر جذاب باشد. اما دیدن این صحنه تکراری، هربار قبل از استفاده از اپلیکیشن، احتمالا برای کاربر بسیار آزاردهنده است. پس پیشنهاد میشود دو نسخه لانچ اسکرین برای اپلیکیشنها طراحی شود. یکی برای اولین استفاده و دیگری برای استفادههای بعدی.
موارد ذکر شده در این مطلب به صورت مفصل و با تصاویر و مثالهای جذاب، در مقاله زیر توضیح داده شدهاند. اگر به فکر بهبود برداشت اولیه کاربر از دیزاینتان هستید، پیشنهاد میکنم این مقاله را مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn898
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
نویسنده: عاطفه صفری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Making a great first impression in product design
“Meet by clothes, see off by mind” is an old but wise proverb. The first impression about a person is formed based on his appearance and…
👍8❤2
تجربهی کاربری بازی worldle: بعضی اوقات یک بازی فقط حس خوبی دارد!
چطور میتوان محبوبیت بازی اینچنین سادهای را توضیح داد؟
گاهی اوقات در نسلهای مختلف چیزهای بسیار سادهای میآیند و زندگی ما را تغییر میدهند. گیرهی کاغذ، استیکی نوتها، آیپاد و بازی worlde.
شاید مورد آخر مشابه موارد قبلی نباشد اما نمیتوان معروفیت آن را نادیده گرفت. با اینکه روزهای زیادی بود که این بازی منتشر شده بود اما در عرض چند روز بسیار معروف و محبوب شد. این بازی مکانیزم جدیدی را معرفی نکرد و بسیار ساده بود اما نمونههایی از روی این بازی ساخته شد نتوانست موفق باشد. حال بیایید اصول UX که باعث شده تا این بازی فوقالعاده باشد را بررسی کنیم.
- دستورالعمل بازی بسیار ساده است
تجربهنویسی معمولا هنری است که فراموش میشود و اهمیت آن از یاد میرود. این بازی در یک توضیح ۸۵ کلمهای که در نگاه اول به مخاطب نشان میدهد هر آن چیزی که نیاز است را توضیح میدهد.
- برای شروع موانع زیادی وجود ندارد
در حوزهی اپلکیشنها موارد زیادی مانند ورود و ثبتنام و سابسکرایب کردن باعث میشود تا مخاطب سریعا نتواند وارد اپلیکیشن یا سایت شود. اما در wordle بازیکنان در سریعترین حالت ممکن میتوانند بازی را شروع کنند.
- انیمیشنها بسیار روان هستند
چیزی که این بازی را از نمونههای مشابه متفاوت میکند. طراحی تعاملهای این بازی است. انیمیشنها بسیار روان هستند و باعث میشوند مخاطب حس رضایتمندی پیدا کند.
امکان خروجی گرفتن از نتیجه بازی زمان زیادی نیست که به آن اضافه شده اما یکی از کلیدیترین معیارهای معروف شدن این بازی است. که باعث شده تا شبکههای اجتماعی پر شود از نوشته و ایموجیهای زرد و سبزی که بازیکنان از نتیجهی بازی روزانه خود منتشر میکنند.
- این بازی برای اعتیاد ساخته نشده
بر عکس بسیاری از دیگر بازیها این بازی محدودیتی را اعمال میکند که باعث میشود تا مخاطب طولانی مدت این بازی را انجام ندهد تا از آن خسته شود. در یک بازهی زمانی کوتاه یعنی یک روزه به آن باز میگردد. در نهایت پولی نشدن این بازی باعث شده تا محبوبیت آن باقی بماند.
https://bit.ly/dxgn899
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: محمدرضا عباسی
#تجربه_کاربری #UX #بازی #wordle
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
چطور میتوان محبوبیت بازی اینچنین سادهای را توضیح داد؟
گاهی اوقات در نسلهای مختلف چیزهای بسیار سادهای میآیند و زندگی ما را تغییر میدهند. گیرهی کاغذ، استیکی نوتها، آیپاد و بازی worlde.
شاید مورد آخر مشابه موارد قبلی نباشد اما نمیتوان معروفیت آن را نادیده گرفت. با اینکه روزهای زیادی بود که این بازی منتشر شده بود اما در عرض چند روز بسیار معروف و محبوب شد. این بازی مکانیزم جدیدی را معرفی نکرد و بسیار ساده بود اما نمونههایی از روی این بازی ساخته شد نتوانست موفق باشد. حال بیایید اصول UX که باعث شده تا این بازی فوقالعاده باشد را بررسی کنیم.
- دستورالعمل بازی بسیار ساده است
تجربهنویسی معمولا هنری است که فراموش میشود و اهمیت آن از یاد میرود. این بازی در یک توضیح ۸۵ کلمهای که در نگاه اول به مخاطب نشان میدهد هر آن چیزی که نیاز است را توضیح میدهد.
- برای شروع موانع زیادی وجود ندارد
در حوزهی اپلکیشنها موارد زیادی مانند ورود و ثبتنام و سابسکرایب کردن باعث میشود تا مخاطب سریعا نتواند وارد اپلیکیشن یا سایت شود. اما در wordle بازیکنان در سریعترین حالت ممکن میتوانند بازی را شروع کنند.
- انیمیشنها بسیار روان هستند
چیزی که این بازی را از نمونههای مشابه متفاوت میکند. طراحی تعاملهای این بازی است. انیمیشنها بسیار روان هستند و باعث میشوند مخاطب حس رضایتمندی پیدا کند.
امکان خروجی گرفتن از نتیجه بازی زمان زیادی نیست که به آن اضافه شده اما یکی از کلیدیترین معیارهای معروف شدن این بازی است. که باعث شده تا شبکههای اجتماعی پر شود از نوشته و ایموجیهای زرد و سبزی که بازیکنان از نتیجهی بازی روزانه خود منتشر میکنند.
- این بازی برای اعتیاد ساخته نشده
بر عکس بسیاری از دیگر بازیها این بازی محدودیتی را اعمال میکند که باعث میشود تا مخاطب طولانی مدت این بازی را انجام ندهد تا از آن خسته شود. در یک بازهی زمانی کوتاه یعنی یک روزه به آن باز میگردد. در نهایت پولی نشدن این بازی باعث شده تا محبوبیت آن باقی بماند.
https://bit.ly/dxgn899
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: محمدرضا عباسی
#تجربه_کاربری #UX #بازی #wordle
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Wordle UX: Sometimes a game just feels good
How can we explain something so simple yet so popular?
👍4🔥1
چگونه با انجام یک بررسی، محصول خود را بهبود بخشیم
تصور کنید که یک محصول عالی تولید کردهاید، که مدتی بدون مشکل برای کاربرانش کار کرده است. اما زمانی میرسد که رشد محصول راکد میشود و تعامل کاربر با محصول کاهش مییابد. و یا شرکتهایی که در طول سالها تغییرات کوچکی در محصول و سایتهای خود ایجاد کردهاند، اما متوجه میشوند که محصول، دیگر تجربه یکپارچه و منسجمی را ارائه نمیدهد، اکنون زمانی مناسب برای بررسی تجربه کاربری (UX Audit) است.
بررسی تجربه کاربری (UX Audit) به طراحان تجربه کاربر این امکان را میدهد تا با استفاده از دادههای ارزشمندِ دنیای واقعی، نقاط درد کاربر، مسائل غیرضروری که باعث حساسیت و اصطحکاک تعامل کاربر با محصول میشود و فرصتهای کسبوکار را شناسایی کنند. انجام تست در طول فرآیند طراحی برای مشاهده عملکرد یک محصول در دنیای واقعی محدود است، به خصوص اگر محصول هزاران یا میلیونها کاربر روزانه داشته باشد. برای ارزیابی کیفیت تجربه کاربر، طراحان باید تجزیه و تحلیل خود را در زمینههای مفید بودن (Usefulness)، قابلیت استفاده (Usability)، جاذبهی بصری (Visual appea)، ارزش (Value) و انگیزه (Stimulation) انجام دهند.
بررسی تجربه کاربر میتواند شامل روشها و رویکردهای مختلفی باشد. بنابراین بررسی تجربه کاربر بسته به نیازها و اهداف میتواند اشکال مختلفی داشته باشد. به لحاظ عملی، بسته به اهداف، ممکن است شامل تست کاربردپذیری، تحقيقات دسک، مصاحبه با کاربر، ارزیابی اکتشافی، مصاحبه با ذینفعان، تجزیه و تحلیل ترافیک، تجزیه و تحلیل نیاز، تجزیه و تحلیل نقشه حرارتی و انواع فعالیتهای دیگر باشد.که توضیحات مختصری درباره هرکدام در این مقاله داده شده است که برای انجام هرکدام باید مقالات ویژه هر مورد را مطالعه و بررسی کرد.
این بررسی در نهايت به یک سند و گزارش تبدیل میشود اما وجود چه مواردی در آن ضروریست؟
قابلیت استفاده (Product’s usability)، جریانهای کاربر (User flows)، زبان، شفافیت و دکمهها (Language, clarity, and CTAs)، تبدیلها (Conversion)، محتوا (Content)، معمار اطلاعات (Information architecture) و طراحی بصری (Visual design) باید در گزارش به این موارد توجه شود و مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته باشد.
در نهايت باید دقت داشت که همیشه بررسی تجربه کاربر،راه درمان نیست و طراحان نباید مسئولیتی بابت موفقیت کامل محصول داشته باشند. تجربه کاربری یک زمینه پیچیده و متنوع است. یافتهها همیشه در معرض تفسیر هستند، بهویژه زمانی که در چندین بخش و توسط افراد زیادی اجرا شوند. اما این گزارش و بررسی تاثیر قدرتمندی بر کیفیت محصول و یافتن دلیل مسائل و مشکلات محصول دارد.
در این مقاله علاوه توضحیات بیشتر و آمارهایی از کسبوکارها بدون داشتن پژوهش و بررسی تجربه کاربر لینکهایی درباره موضوعاتی که نیاز به مطالعه بیشتر دارند قرار داده شده است که میتوانید از لینک زیر مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn900
نویسنده: فروزان فاضلی
(زمان حدودی مطالعه: ۱۱ دقيقه)
#تجربه_کاربر #بهبود_محصول #پژوهش #تحقیقات #بررسی #طراحی #کاربردپذیری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
تصور کنید که یک محصول عالی تولید کردهاید، که مدتی بدون مشکل برای کاربرانش کار کرده است. اما زمانی میرسد که رشد محصول راکد میشود و تعامل کاربر با محصول کاهش مییابد. و یا شرکتهایی که در طول سالها تغییرات کوچکی در محصول و سایتهای خود ایجاد کردهاند، اما متوجه میشوند که محصول، دیگر تجربه یکپارچه و منسجمی را ارائه نمیدهد، اکنون زمانی مناسب برای بررسی تجربه کاربری (UX Audit) است.
بررسی تجربه کاربری (UX Audit) به طراحان تجربه کاربر این امکان را میدهد تا با استفاده از دادههای ارزشمندِ دنیای واقعی، نقاط درد کاربر، مسائل غیرضروری که باعث حساسیت و اصطحکاک تعامل کاربر با محصول میشود و فرصتهای کسبوکار را شناسایی کنند. انجام تست در طول فرآیند طراحی برای مشاهده عملکرد یک محصول در دنیای واقعی محدود است، به خصوص اگر محصول هزاران یا میلیونها کاربر روزانه داشته باشد. برای ارزیابی کیفیت تجربه کاربر، طراحان باید تجزیه و تحلیل خود را در زمینههای مفید بودن (Usefulness)، قابلیت استفاده (Usability)، جاذبهی بصری (Visual appea)، ارزش (Value) و انگیزه (Stimulation) انجام دهند.
بررسی تجربه کاربر میتواند شامل روشها و رویکردهای مختلفی باشد. بنابراین بررسی تجربه کاربر بسته به نیازها و اهداف میتواند اشکال مختلفی داشته باشد. به لحاظ عملی، بسته به اهداف، ممکن است شامل تست کاربردپذیری، تحقيقات دسک، مصاحبه با کاربر، ارزیابی اکتشافی، مصاحبه با ذینفعان، تجزیه و تحلیل ترافیک، تجزیه و تحلیل نیاز، تجزیه و تحلیل نقشه حرارتی و انواع فعالیتهای دیگر باشد.که توضیحات مختصری درباره هرکدام در این مقاله داده شده است که برای انجام هرکدام باید مقالات ویژه هر مورد را مطالعه و بررسی کرد.
این بررسی در نهايت به یک سند و گزارش تبدیل میشود اما وجود چه مواردی در آن ضروریست؟
قابلیت استفاده (Product’s usability)، جریانهای کاربر (User flows)، زبان، شفافیت و دکمهها (Language, clarity, and CTAs)، تبدیلها (Conversion)، محتوا (Content)، معمار اطلاعات (Information architecture) و طراحی بصری (Visual design) باید در گزارش به این موارد توجه شود و مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته باشد.
در نهايت باید دقت داشت که همیشه بررسی تجربه کاربر،راه درمان نیست و طراحان نباید مسئولیتی بابت موفقیت کامل محصول داشته باشند. تجربه کاربری یک زمینه پیچیده و متنوع است. یافتهها همیشه در معرض تفسیر هستند، بهویژه زمانی که در چندین بخش و توسط افراد زیادی اجرا شوند. اما این گزارش و بررسی تاثیر قدرتمندی بر کیفیت محصول و یافتن دلیل مسائل و مشکلات محصول دارد.
در این مقاله علاوه توضحیات بیشتر و آمارهایی از کسبوکارها بدون داشتن پژوهش و بررسی تجربه کاربر لینکهایی درباره موضوعاتی که نیاز به مطالعه بیشتر دارند قرار داده شده است که میتوانید از لینک زیر مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn900
نویسنده: فروزان فاضلی
(زمان حدودی مطالعه: ۱۱ دقيقه)
#تجربه_کاربر #بهبود_محصول #پژوهش #تحقیقات #بررسی #طراحی #کاربردپذیری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
UX Audit: How to improve your product by doing a review
UX audit, otherwise known as UX review, is an invaluable asset to a business’s success.
❤5👍4🔥2
متاورس: آنچه طراحان و نوآوران باید بدانند
متاورس چیست؟
گفته میشود که متاورس «یک فضای مجازی پایدار و با مقیاس بی نهایت با اقتصاد و سیستم هویتی خود» است.
میتوان استدلال کرد که رسانههای اجتماعی در شکل فعلیاش، نسخهای بدوی از این موضوع هستند. همینطور فضاهای مجازی در بازیها، مکانیسمهای پرداخت در کریپتو و ظهور روند آواتار NFT، میتوانند نشان دهند که متاورس به کجا میرود و چرا برندهای بزرگ میخواهند وارد آن شوند.
در متاورس چه کار میکنند؟
به طور ساده میتوان گفت، شما در یک محیط اجتماعی در تجربه و فعالیتهای یک بازی شرکت میکنید. برای مثال، تماشای یک فیلم، شرکت در یک کنسرت یا تعامل با محتوای تولید شده توسط بازیکنان دیگر.
چرا الان این اتفاق میافتد؟
همه ما در دوران پندمی، نزدیک به دو سال را در خانههایمان سپری و انجام تقریباً همهچیز را به صورت آنلاین تسریع کردیم.
بلوغ AR و VR از عوامل مهم این اتفاق است. اگرچه این دو فناوری هنوز به شدت در حال رشد هستند.
تغییرات اقلیمی نیز افقهای فیزیکی ما را کوچک میکند و تاکید بیشتری بر در محل ماندن، استفاده مجدد و رویههای اقتصادی چرخشی دارد. همچنین تعاملات جهانی نیز به صورت آنلاین حرکت میکنند. میبینیم که در حال حاضر، NFT ها و رمزارزها بخشی از پرداختهای آنلاین را به جلو میبرند.
آیا این همه فناوری برای محیط زیست مضر نیست؟
بله و نه. با اینکه فناوریهای کارآمدتر و سبزتری در راه است، در حال حاضر فناوری بلاکچین مصرفکننده انبوه انرژی است. اما از طرف دیگر تعاملات آنلاین بیشتر، حداقل در تئوری، به معنای سفر کمتر و به نفع محیط زیست است.
متاورس برای محصولات و خدمات چه معنایی دارد؟
به طور خلاصه میتوان گفت، تجربیات ما بسیار در هم تنیدهتر و به هم مرتبطتر میشوند، کمتر توسط صفحهنمایشها محدود میشوند، و حتی خود ما را درگیر میکند. یعنی ما تبدیل میشویم به داراییهای دیجیتالمان، آواتارها، لباسها و ... .
اینها الآن به نظر میرسد که خیلی بچهگانه است. اگر ما در این صنعتها نیستیم چرا باید نگران باشیم؟ اما به قول کریس دیکسون، کارآفرین، «اتفاق بزرگ بعدی همیشه به عنوان یک «اسباب بازی» در زمان حال نادیده گرفته میشود. ما معمولاً تأثیر فناوری را در کوتاه مدت بیش از حد ارزیابی میکنیم و در بلندمدت آن را دست کم میگیریم.
بنابراین برای درک متاورس چکار کنیم؟
-آنچه را که در NFT و بازیها میگذرد دنبال کنید.
-تواناییهای AR و VR را درک کنید.
-به صنایعی که میل طبیعی به این جنبش دارند نزدیک بمانید. یعنی موسیقی، تلویزیون، فیلم، سرگرمی، مد و خرده فروشی.
-بیاموزید که ارزهای دیجیتال چگونه کار میکنند و چگونه به ایجاد اقتصاد و بازار کمک میکنند.
در صورت علاقهمندی به این موضوع، توصیههای دیگر این مقاله را میتوانید از لینک زیر دنبال کنید:
https://bit.ly/dxgn901
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#متاورس #nft
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
متاورس چیست؟
گفته میشود که متاورس «یک فضای مجازی پایدار و با مقیاس بی نهایت با اقتصاد و سیستم هویتی خود» است.
میتوان استدلال کرد که رسانههای اجتماعی در شکل فعلیاش، نسخهای بدوی از این موضوع هستند. همینطور فضاهای مجازی در بازیها، مکانیسمهای پرداخت در کریپتو و ظهور روند آواتار NFT، میتوانند نشان دهند که متاورس به کجا میرود و چرا برندهای بزرگ میخواهند وارد آن شوند.
در متاورس چه کار میکنند؟
به طور ساده میتوان گفت، شما در یک محیط اجتماعی در تجربه و فعالیتهای یک بازی شرکت میکنید. برای مثال، تماشای یک فیلم، شرکت در یک کنسرت یا تعامل با محتوای تولید شده توسط بازیکنان دیگر.
چرا الان این اتفاق میافتد؟
همه ما در دوران پندمی، نزدیک به دو سال را در خانههایمان سپری و انجام تقریباً همهچیز را به صورت آنلاین تسریع کردیم.
بلوغ AR و VR از عوامل مهم این اتفاق است. اگرچه این دو فناوری هنوز به شدت در حال رشد هستند.
تغییرات اقلیمی نیز افقهای فیزیکی ما را کوچک میکند و تاکید بیشتری بر در محل ماندن، استفاده مجدد و رویههای اقتصادی چرخشی دارد. همچنین تعاملات جهانی نیز به صورت آنلاین حرکت میکنند. میبینیم که در حال حاضر، NFT ها و رمزارزها بخشی از پرداختهای آنلاین را به جلو میبرند.
آیا این همه فناوری برای محیط زیست مضر نیست؟
بله و نه. با اینکه فناوریهای کارآمدتر و سبزتری در راه است، در حال حاضر فناوری بلاکچین مصرفکننده انبوه انرژی است. اما از طرف دیگر تعاملات آنلاین بیشتر، حداقل در تئوری، به معنای سفر کمتر و به نفع محیط زیست است.
متاورس برای محصولات و خدمات چه معنایی دارد؟
به طور خلاصه میتوان گفت، تجربیات ما بسیار در هم تنیدهتر و به هم مرتبطتر میشوند، کمتر توسط صفحهنمایشها محدود میشوند، و حتی خود ما را درگیر میکند. یعنی ما تبدیل میشویم به داراییهای دیجیتالمان، آواتارها، لباسها و ... .
اینها الآن به نظر میرسد که خیلی بچهگانه است. اگر ما در این صنعتها نیستیم چرا باید نگران باشیم؟ اما به قول کریس دیکسون، کارآفرین، «اتفاق بزرگ بعدی همیشه به عنوان یک «اسباب بازی» در زمان حال نادیده گرفته میشود. ما معمولاً تأثیر فناوری را در کوتاه مدت بیش از حد ارزیابی میکنیم و در بلندمدت آن را دست کم میگیریم.
بنابراین برای درک متاورس چکار کنیم؟
-آنچه را که در NFT و بازیها میگذرد دنبال کنید.
-تواناییهای AR و VR را درک کنید.
-به صنایعی که میل طبیعی به این جنبش دارند نزدیک بمانید. یعنی موسیقی، تلویزیون، فیلم، سرگرمی، مد و خرده فروشی.
-بیاموزید که ارزهای دیجیتال چگونه کار میکنند و چگونه به ایجاد اقتصاد و بازار کمک میکنند.
در صورت علاقهمندی به این موضوع، توصیههای دیگر این مقاله را میتوانید از لینک زیر دنبال کنید:
https://bit.ly/dxgn901
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#متاورس #nft
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
The Metaverse: what designers and innovators need to know
I’ve been taking a closer look at metaverses and what they mean for you, me and good products and services. Let’s dive in.
👍8❤3👏1
توصیههایی برای پورتفولیوی UX Design از طرف مدیرانی که استخدام میکنند.
اولین قدم مهم برای به دست آوردن شغل خوب در UX Design داشتن یک پورتفولیوی خوب است. (دومین بخش مهم، مصاحبه است.) این خبر خوبی است چون شما میتوانید روی پرتفولیو کاملا کنترل داشته باشید. این مقاله شامل نقل قولها و نظرات مدیرانی است که در دنیای واقعی کارشان استخدام کردن UX Designer است و تعداد زیادی پرتفولیو را بررسی کردهاند.
۱. پرتفولیو مهمترین بخش فرایند استخدام شماست. آن را جدی بگیرید.
متیو نزبیت: مردم از روشهای مختلفی آموزش میبینند. داشتن یک مدرک دانشگاهی در دیزاین تجربه کاربری عالی است چون نشان میدهد شما زمان گذاشتهاید تا درک تئوری عمیقی به دست بیاورید. اما پورتفولیو است که نشان میدهد شما چه کارهایی میتوانید انجام دهید.
۲. در پرتفولیو داستان سرایی کنید.
کوری چندلر: مسیری که طی کردهاید مهمترین بخش پرتفولیو است. پرتفولیو باید فرایند دیزاین شما را به صورت مختصر و مفید نمایش دهد. به جای پروژهای که از نظر ظاهری خیلی جذاب است، از یک پروژه که در عمل پیاده سازی شده استفاده کنید. واقعیت این است که کانسپت دیزاینها در معرض همان مشکلاتی قرار نمیگیرند که در یک کار عملی مجبور به حل آنها هستید. چیزی که برای من اهمیت دارد این است که طراح با چه مشکلاتی روبرو شده و چطور آنها را حل کرده است.
۳. پرتفولیوتان را طوری طراحی کنید که نقاط قوتتان را نمایش دهد.
متیو: پرتفولیو فقط برای این نیست که ما ببینیم شما کاری کردهاید. بلکه یک موقعیت عالی است برای این که خودتان را معرفی کنید. نقطه قوت شما چیست؟
آنی: وقتی من پرتفولیوی کسی را نگاه میکنم، تلاش میکنم پتانسلهای او را ببینم. این پتانسیل میتواند کدنویسی، طراحی رابط کاربری، طراحی تعاملی پیچیده یا چیزهای دیگر باشد.
۴. از زیباسازی نهایی غافل نشوید.
آنی جرویز: اولین چیزی که از خودم میپرسم این است که آیا پرتفولیو مدرن به نظر میرسد؟
متیو: از یک دوست یا شخص مورد اعتماد، در مورد پورتفولیو نظر بگیرید. مشکلات احتمالی تایپی یا گرامری، الاین بودن بخشهای مختلف و ... را مجددا بررسی کنید.
۵. اگر تازه کار هستید همه گزینهها را برای پر کردن پرتفولیوتان در نظر بگیرید.
متیو: بوت کمپها میتوانند شروع خوبی باشند اما بسیاری از آنها فقط برای درست کردن پورتفولیو طراحی شدهاند. نتیجه این است که پورتفولیوتان زیبا و تمیز اما تکراری خواهدبود. من پورتفولیوهای زیادی دیدهام که شبیه هم هستند، که باعث میشوند به عمق دانش و مهارت کارجو شک کنم. مهم است که پورتفولیوتان فقط برای شما باشد تا ما به عنوان استخدام کننده بتوانیم لایههای عمیقتری از چیزی که به نمایش گذاشته شده ببینیم.
۶. تمام تلاشتان را بکنید ولی با خودتان مهربان باشید.
نکته آخر در مورد پورتفولیو نیست، بلکه درمورد خود شماست. داشتن یک پورتفولیو عالی، شانس شما را برای گرفتن یک شغل خوب افزایش میدهد اما تنها بخشی از این فرایند است. شرکتهای مختلف فرایندهای متفاوتی برای استخدام دارند. اگر نتوانستید یک شغل را به دست آورید به خودتان سخت نگیرید. اگر در آغاز موفق نشدید، ناامید نشوید و ادامه دهید. مطمئنا شغل مورد نظرتان را پیدا خواهید کرد.
اگر در آغاز راه هستید، مطالعه این مقاله را از دست ندهید. در مقاله اصلی، برای هرکدام از موارد مثالها و نقلقولهای زیادی از مدیران مطرح آورده شده است.
https://bit.ly/dxgn902
(زمان حدودی برای مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: عاطفه صفری
#شغل #طراح_تجربه_کاربری #پورتفولیو #UX_Designer
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
اولین قدم مهم برای به دست آوردن شغل خوب در UX Design داشتن یک پورتفولیوی خوب است. (دومین بخش مهم، مصاحبه است.) این خبر خوبی است چون شما میتوانید روی پرتفولیو کاملا کنترل داشته باشید. این مقاله شامل نقل قولها و نظرات مدیرانی است که در دنیای واقعی کارشان استخدام کردن UX Designer است و تعداد زیادی پرتفولیو را بررسی کردهاند.
۱. پرتفولیو مهمترین بخش فرایند استخدام شماست. آن را جدی بگیرید.
متیو نزبیت: مردم از روشهای مختلفی آموزش میبینند. داشتن یک مدرک دانشگاهی در دیزاین تجربه کاربری عالی است چون نشان میدهد شما زمان گذاشتهاید تا درک تئوری عمیقی به دست بیاورید. اما پورتفولیو است که نشان میدهد شما چه کارهایی میتوانید انجام دهید.
۲. در پرتفولیو داستان سرایی کنید.
کوری چندلر: مسیری که طی کردهاید مهمترین بخش پرتفولیو است. پرتفولیو باید فرایند دیزاین شما را به صورت مختصر و مفید نمایش دهد. به جای پروژهای که از نظر ظاهری خیلی جذاب است، از یک پروژه که در عمل پیاده سازی شده استفاده کنید. واقعیت این است که کانسپت دیزاینها در معرض همان مشکلاتی قرار نمیگیرند که در یک کار عملی مجبور به حل آنها هستید. چیزی که برای من اهمیت دارد این است که طراح با چه مشکلاتی روبرو شده و چطور آنها را حل کرده است.
۳. پرتفولیوتان را طوری طراحی کنید که نقاط قوتتان را نمایش دهد.
متیو: پرتفولیو فقط برای این نیست که ما ببینیم شما کاری کردهاید. بلکه یک موقعیت عالی است برای این که خودتان را معرفی کنید. نقطه قوت شما چیست؟
آنی: وقتی من پرتفولیوی کسی را نگاه میکنم، تلاش میکنم پتانسلهای او را ببینم. این پتانسیل میتواند کدنویسی، طراحی رابط کاربری، طراحی تعاملی پیچیده یا چیزهای دیگر باشد.
۴. از زیباسازی نهایی غافل نشوید.
آنی جرویز: اولین چیزی که از خودم میپرسم این است که آیا پرتفولیو مدرن به نظر میرسد؟
متیو: از یک دوست یا شخص مورد اعتماد، در مورد پورتفولیو نظر بگیرید. مشکلات احتمالی تایپی یا گرامری، الاین بودن بخشهای مختلف و ... را مجددا بررسی کنید.
۵. اگر تازه کار هستید همه گزینهها را برای پر کردن پرتفولیوتان در نظر بگیرید.
متیو: بوت کمپها میتوانند شروع خوبی باشند اما بسیاری از آنها فقط برای درست کردن پورتفولیو طراحی شدهاند. نتیجه این است که پورتفولیوتان زیبا و تمیز اما تکراری خواهدبود. من پورتفولیوهای زیادی دیدهام که شبیه هم هستند، که باعث میشوند به عمق دانش و مهارت کارجو شک کنم. مهم است که پورتفولیوتان فقط برای شما باشد تا ما به عنوان استخدام کننده بتوانیم لایههای عمیقتری از چیزی که به نمایش گذاشته شده ببینیم.
۶. تمام تلاشتان را بکنید ولی با خودتان مهربان باشید.
نکته آخر در مورد پورتفولیو نیست، بلکه درمورد خود شماست. داشتن یک پورتفولیو عالی، شانس شما را برای گرفتن یک شغل خوب افزایش میدهد اما تنها بخشی از این فرایند است. شرکتهای مختلف فرایندهای متفاوتی برای استخدام دارند. اگر نتوانستید یک شغل را به دست آورید به خودتان سخت نگیرید. اگر در آغاز موفق نشدید، ناامید نشوید و ادامه دهید. مطمئنا شغل مورد نظرتان را پیدا خواهید کرد.
اگر در آغاز راه هستید، مطالعه این مقاله را از دست ندهید. در مقاله اصلی، برای هرکدام از موارد مثالها و نقلقولهای زیادی از مدیران مطرح آورده شده است.
https://bit.ly/dxgn902
(زمان حدودی برای مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: عاطفه صفری
#شغل #طراح_تجربه_کاربری #پورتفولیو #UX_Designer
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
UX Design Portfolio Advice from Hiring Managers
Six leaders on what they look for and how to present yourself in the best light.
👍9
لمس فضای مجازی
مدتی قبل ویدیویی از پروتوتایپ HoloLens 2 ساخته شرکت مایکروسافت در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشد و توجهها را به خود جلب کرده بود. در این ویدیو مکعبی هولوگرامی را در دست یک کاربر میشد دید، این مکعب با حرکت دست کاربر رفتاری شبیه به یک شی واقعی را بروز میداد و تکان میخورد. این حد از تعامل بیواسطه و نزدیک به واقعیت برای هر بینندهای شگفتآور بود، اما مایکروسافت چطور این محصول را ساخته و چه آیندهای را میتوان برای آن تصور کرد؟
ریشههای چنین پروژهای را میتوان در فضای بازیهای ویدیویی جستجو کرد. زمانی که شما نه با یک بازیکن دیگر بلکه با هوش مصنوعی دستگاه خود بازی میکنید، موتور فیزیکی (Physics engine) بازی براساس رفتارها و انتخابهای شما عمل کرده و سناریوهایی غیرقابل پیشبینی و با پایانی باز ارائه میکند. مایکروسافت با پروژه HoloLens 2 خود یک قدم از این مرحله پیشتر رفته و تعامل را کاملا خارج از فضای مجازی و در واقعیت به نمایش میگذارد.
پایهایترین مسالهای که در این پروژه طراحی به آن پرداخته میشود، همان قانون سوم نیوتن است که همه با آن آشنایی داریم؛ در مقابل هر عملی عکسالعملی وجود دارد. پس قدم اول مشخص کردن عملهای کاربران برای تعریف عکسالعملهای محصول ما میباشد. با مراجعه دوباره به فیزیک و قوانین طبیعت میبینیم که تمام اعمالی که میتوانیم با اعضای بدن خود انجام بدهیم از چهار قانون پایهای تبعیت میکنند؛ تکانه (جنبش)، برخورد، اصطکاک و جاذبه. برای داشتن یک تعامل نزدیک به واقعیت نیز باید این قوانین را در نظر بگیریم.
ویژگی مهم دیگر در فضای واقعی این است که هر تعاملی (شامل عمل و عکسالعمل) حداقل از دو شی تشکیل میشود، برای مثال در اینجا دست و مکعب. اما اگر لمسی در واقعیت اتفاق نمیافتد و درواقع یکی از این اشیا وجود خارجی ندارد چطور تعاملهای غیرقابل پیشبینی را تعریف کنیم؟ بیایید برگردیم به مثال بازیهای ویدیویی، درست است که مکعب اینجا نیست ولی اگر دست ما میتوانست وارد فضای مجازی شده و در آنجا مکعب هولوگرامی را لمس کند چه؟! این دقیقا همانکاری است که مایکروسافت در پروژه HoloLens 2 انجام داد. با استفاده از سیستمهای تشخیص حرکت (Hand tracking) یک کپی از دست شما در فضای مجازی ساخته شده و مکعب را لمس میکند، موتور فیزیکی حرکات دست شما را آنالیز کرده و خروجی آنها را با توجه به قوانین پایهای فیزیک به مکعب داده و شما میبینید که مکعب جنبش دست شما را از طریق برخورد جذب کرده، به بالا پرت میشود، اصطکاک هوا از سرعت آن کم کرده تا وقتی که میایستد و بهوسیله جاذبه به زمین میافتد!
به روزی فکر کنید که میتوانید مثل همین مکعب، پتویی را از لیست محصولات یک فروشگاه آنلاین بیرون بکشید و روی تختتان بیندازید یا پالتویی را که در شبکههای مجازی پیدا کردهاید بپوشید و آن را با لباسهای دیگرتان ست کنید. روزی که بتوانید دنیای اشیای غیر واقعی را لمس کرده و بشناسید.
نحوه کار و پیشرفت قدمبهقدم HoloLens 2 را در این لینک بخوانید و بیشتر با سیستم عملکردی و آینده این محصول آشنا شوید.
https://bit.ly/dxgn903
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده : ریحانه خدایی
#دیزاین #محصول #مجازی #هولوگرام #مایکروسافت
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
مدتی قبل ویدیویی از پروتوتایپ HoloLens 2 ساخته شرکت مایکروسافت در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشد و توجهها را به خود جلب کرده بود. در این ویدیو مکعبی هولوگرامی را در دست یک کاربر میشد دید، این مکعب با حرکت دست کاربر رفتاری شبیه به یک شی واقعی را بروز میداد و تکان میخورد. این حد از تعامل بیواسطه و نزدیک به واقعیت برای هر بینندهای شگفتآور بود، اما مایکروسافت چطور این محصول را ساخته و چه آیندهای را میتوان برای آن تصور کرد؟
ریشههای چنین پروژهای را میتوان در فضای بازیهای ویدیویی جستجو کرد. زمانی که شما نه با یک بازیکن دیگر بلکه با هوش مصنوعی دستگاه خود بازی میکنید، موتور فیزیکی (Physics engine) بازی براساس رفتارها و انتخابهای شما عمل کرده و سناریوهایی غیرقابل پیشبینی و با پایانی باز ارائه میکند. مایکروسافت با پروژه HoloLens 2 خود یک قدم از این مرحله پیشتر رفته و تعامل را کاملا خارج از فضای مجازی و در واقعیت به نمایش میگذارد.
پایهایترین مسالهای که در این پروژه طراحی به آن پرداخته میشود، همان قانون سوم نیوتن است که همه با آن آشنایی داریم؛ در مقابل هر عملی عکسالعملی وجود دارد. پس قدم اول مشخص کردن عملهای کاربران برای تعریف عکسالعملهای محصول ما میباشد. با مراجعه دوباره به فیزیک و قوانین طبیعت میبینیم که تمام اعمالی که میتوانیم با اعضای بدن خود انجام بدهیم از چهار قانون پایهای تبعیت میکنند؛ تکانه (جنبش)، برخورد، اصطکاک و جاذبه. برای داشتن یک تعامل نزدیک به واقعیت نیز باید این قوانین را در نظر بگیریم.
ویژگی مهم دیگر در فضای واقعی این است که هر تعاملی (شامل عمل و عکسالعمل) حداقل از دو شی تشکیل میشود، برای مثال در اینجا دست و مکعب. اما اگر لمسی در واقعیت اتفاق نمیافتد و درواقع یکی از این اشیا وجود خارجی ندارد چطور تعاملهای غیرقابل پیشبینی را تعریف کنیم؟ بیایید برگردیم به مثال بازیهای ویدیویی، درست است که مکعب اینجا نیست ولی اگر دست ما میتوانست وارد فضای مجازی شده و در آنجا مکعب هولوگرامی را لمس کند چه؟! این دقیقا همانکاری است که مایکروسافت در پروژه HoloLens 2 انجام داد. با استفاده از سیستمهای تشخیص حرکت (Hand tracking) یک کپی از دست شما در فضای مجازی ساخته شده و مکعب را لمس میکند، موتور فیزیکی حرکات دست شما را آنالیز کرده و خروجی آنها را با توجه به قوانین پایهای فیزیک به مکعب داده و شما میبینید که مکعب جنبش دست شما را از طریق برخورد جذب کرده، به بالا پرت میشود، اصطکاک هوا از سرعت آن کم کرده تا وقتی که میایستد و بهوسیله جاذبه به زمین میافتد!
به روزی فکر کنید که میتوانید مثل همین مکعب، پتویی را از لیست محصولات یک فروشگاه آنلاین بیرون بکشید و روی تختتان بیندازید یا پالتویی را که در شبکههای مجازی پیدا کردهاید بپوشید و آن را با لباسهای دیگرتان ست کنید. روزی که بتوانید دنیای اشیای غیر واقعی را لمس کرده و بشناسید.
نحوه کار و پیشرفت قدمبهقدم HoloLens 2 را در این لینک بخوانید و بیشتر با سیستم عملکردی و آینده این محصول آشنا شوید.
https://bit.ly/dxgn903
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده : ریحانه خدایی
#دیزاین #محصول #مجازی #هولوگرام #مایکروسافت
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Touching Holograms
How the Microsoft Mixed Reality Studios explored more immersive interactions
👍2
چطور برای مواقعی که اینترنت متصل نیست یا کند است، طراحی کنیم ؟
وقتی یک اپلیکیشن جدید طراحی میکنیم به ندرت پیش میآید به مواقعی فکر کنیم که اینترنت قطع میشود یا سرعت آن کم است. در این زمانها بهتر است به مواردی بیشتر از یک خطای ساده فکر کنیم. این مسئله تاثیر زیادی بر روی تجربهی کاربری مخاطب دارد. در ادامه به ۵ نکته پیشنهادی اشاره خواهد شد.
۱. محتواهای مهم و کاربردی را در زمان آفلاین بودن قابل استفاده کنید
سعی کنید اپلیکیشن شما در زمانی که کاربر شما آنلاین است اطلاعاتی که ممکن است استفاده کند را ذخیره کنید تا در زمان قطع شدن بتواند از آنها استفاده کند. اگر اپلیکیشن شما همیشه باید آنلاین باشد مانند شبکههای اجتماعی میتوانید از دانلود خودکار محتوا یا ذخیره خودکار محتوا استفاده کنید.
اجازه دهید کاربر بتواند محتواهایی که نیاز دارد را دانلود کند و در زمان قطع بودن اینترنت استفاده کند.
۲. وضعیت کاربران را به آنها اطلاع دهید
اگر اپلیکیشن شما فقط زمانی کار میکند که اینترنت وصل باشد باید به کاربر وضعیت قطع بودن اینترنت کاربر را به آن نشان دهیم.
۳. نشان دادن وضعیت در حال پیشرفت به کاربر
به طور مثال در اپلکیشکن تلگرام کاربر در حالی که پیام خود را مینویسد و ارسال میکند اگر اینترنت متصل نباشد وضعیت پیام به حالت در حال ارسال در میآید و به مخاطب نشان میدهد که پیام در حال ارسال است و به محض اتصال اینترنت ارسال خواهد شد.
۴. استفاده از حالت skeleton screen
با استفاده از این حالت به جای یک صفحه خالی و حالت بینهایت «انتظار» مخاطب میفهمد که محتوا در حال بارگزاری است. همچنین این مورد کمک میکند تا مخاطب متوجه شود محتوایی که در این صفحه مشاهده خواهد کرد چه ساختار و چه شکل کلی دارد.
۵. یک صفحه خالی برای حالت آفلاین طراحی کنید
یک صفحه که نشان دهد وضعیت اینترنت آفلاین است به مخاطب کمک میکند تا حس بهتری داشته باشد. همچنین توضیح این که مخاطب دقیقا در چه وضعیتی قرار دارد میتواند مفید باشد. اضافه کردن دکمهی بارگذاری مجدد نیز کمک کننده است اما تا زمانی که اپلیکیشن به صورت خودکار بارگذاری را انجام میدهد این دکمه صورت تزئینی دارد، هرچند به مخاطب حس کنترل و تسلط بر اوضاع را میدهد.
این مقاله به شما کمک میکند تا مواردی که ممکن است به طور معمول به آنها در طراحی دقت نکنید را مورد توجه قرار دهید همچنین در مقالهی اصلی نکات به صورت جزئیتر توضیح داده شده است:
https://bit.ly/dxgn904
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه )
نویسنده: محمدرضا عباسی
#تجربه_کاربری #ux #تجربه_نویسی #آفلاین
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
وقتی یک اپلیکیشن جدید طراحی میکنیم به ندرت پیش میآید به مواقعی فکر کنیم که اینترنت قطع میشود یا سرعت آن کم است. در این زمانها بهتر است به مواردی بیشتر از یک خطای ساده فکر کنیم. این مسئله تاثیر زیادی بر روی تجربهی کاربری مخاطب دارد. در ادامه به ۵ نکته پیشنهادی اشاره خواهد شد.
۱. محتواهای مهم و کاربردی را در زمان آفلاین بودن قابل استفاده کنید
سعی کنید اپلیکیشن شما در زمانی که کاربر شما آنلاین است اطلاعاتی که ممکن است استفاده کند را ذخیره کنید تا در زمان قطع شدن بتواند از آنها استفاده کند. اگر اپلیکیشن شما همیشه باید آنلاین باشد مانند شبکههای اجتماعی میتوانید از دانلود خودکار محتوا یا ذخیره خودکار محتوا استفاده کنید.
اجازه دهید کاربر بتواند محتواهایی که نیاز دارد را دانلود کند و در زمان قطع بودن اینترنت استفاده کند.
۲. وضعیت کاربران را به آنها اطلاع دهید
اگر اپلیکیشن شما فقط زمانی کار میکند که اینترنت وصل باشد باید به کاربر وضعیت قطع بودن اینترنت کاربر را به آن نشان دهیم.
۳. نشان دادن وضعیت در حال پیشرفت به کاربر
به طور مثال در اپلکیشکن تلگرام کاربر در حالی که پیام خود را مینویسد و ارسال میکند اگر اینترنت متصل نباشد وضعیت پیام به حالت در حال ارسال در میآید و به مخاطب نشان میدهد که پیام در حال ارسال است و به محض اتصال اینترنت ارسال خواهد شد.
۴. استفاده از حالت skeleton screen
با استفاده از این حالت به جای یک صفحه خالی و حالت بینهایت «انتظار» مخاطب میفهمد که محتوا در حال بارگزاری است. همچنین این مورد کمک میکند تا مخاطب متوجه شود محتوایی که در این صفحه مشاهده خواهد کرد چه ساختار و چه شکل کلی دارد.
۵. یک صفحه خالی برای حالت آفلاین طراحی کنید
یک صفحه که نشان دهد وضعیت اینترنت آفلاین است به مخاطب کمک میکند تا حس بهتری داشته باشد. همچنین توضیح این که مخاطب دقیقا در چه وضعیتی قرار دارد میتواند مفید باشد. اضافه کردن دکمهی بارگذاری مجدد نیز کمک کننده است اما تا زمانی که اپلیکیشن به صورت خودکار بارگذاری را انجام میدهد این دکمه صورت تزئینی دارد، هرچند به مخاطب حس کنترل و تسلط بر اوضاع را میدهد.
این مقاله به شما کمک میکند تا مواردی که ممکن است به طور معمول به آنها در طراحی دقت نکنید را مورد توجه قرار دهید همچنین در مقالهی اصلی نکات به صورت جزئیتر توضیح داده شده است:
https://bit.ly/dxgn904
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه )
نویسنده: محمدرضا عباسی
#تجربه_کاربری #ux #تجربه_نویسی #آفلاین
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
How to design for slow networks and offline
When designing a new app, we rarely think about what happens when the connection is slow or lost. A connection issue seems like a…
👍9👏2
آزادی عمل یا خودمختاری ، ارتباط و شایستگی ۳ نیاز اساسی روانشناختی در طراحی UX
کدام یک را میپسندید: مردم به این دلیل که مجبورند از محصول شما استفاده کنند یا به دلیل اینکه مایلند؟
نظریه خودتعیینگری برای همه انسانها سه نیاز روانشناختی اساسی تعریف کرده است. این نیازها باعث میشوند افراد از زمان و انرژی خود استفاده کنند و با برآورده شدن این نیازها از رفاه روانی بیشتری برخوردار شوند این سه نیاز به این صورت تعریف میشوند:
۱- نیاز به خودمختاری: همه انسانها میل به استقلال و خودمختاری دارند آنها دوست دارند که انتخابهایی داشته باشند تا با اولویتها و ارزشهایشان هماهنگ باشد، نه اینکه مجبور شوند کارها را به روشهایی که دیگران دیکته میکنند انجام دهند. وجود این استقلال در محصولات اغلب باعث میشود که بهدلیل سرمایهگذاری افراد در زمان و انرژی خود، ارزش شخصی بیشتری برایشان داشته باشد.
۲- نیاز به ارتباط: ما ذاتا موجوداتی اجتماعی هستیم، به این معنی که چه درونگرا باشیم، چه برونگرا یا چیزی در این بین، زمانی که به طور معناداری با دیگران تعامل داشته باشیم، پیشرفت میکنیم. افراد وقتی احساس میکنند که دیگران دیدگاه و یا موقعیت مشابه دارند، خوشحال میشوند. کشف اینکه کاربران در مقاطع زمانی مختلف چه احساسی دارند و چگونه میتوان محصولاتی برای ارتباط با آنها ایجاد کرد، یک چالش دشوار است.
۳-نیاز به شایستگی: مردم احساس بیکفایتی را دوست ندارند. شایستگی به این معناست که وقتی درگیر یک کار هستیم، می توانیم به طور موثر موفق شویم برای مثال کسی که برای اولین بار به اسکی میرود، با وسایلش مشکل دارد، بارها زمین میخورد و وقتی اسکیبازان باتجربه را در اطراف خود تماشا میکند، احساس ناامیدی میکند، ما به عنوان طراح، هیجان زده هستیم که تا حد امکان ویژگیها و خدمات مفید را در محصولات خود ایجاد کنیم. در حالی که وظیفه ما ایجاد طرحهایی است که کاربر در آن موفق به انجام کارخود شود، تا حد امکان کاربر را در موقعیتی که نمیداند چه کار باید انجام دهد، قرار ندهیم و یا از طراحی ویژگیهایی که بدون استفاده باقی میمانند جلوگیری کنیم.
طراحی با توجه به این ۳ نیاز اساسی، میتواند محصول را در جایگاه انتخابی افراد قرار دهد. این طرحها، هم خوشایند و هم برای استفاده آسان خواهند بود.
این مقاله علاوه بر پیشنهاد راهحل برای هر یک از سه نیاز، به تحلیل چند طرح پرداخته که آیا آنها هر یک از سه خواسته را برآورده میکنند یا خیر.
https://bit.ly/dxgn905
نویسنده: فروزان فاضلی
(زمان حدودی مطالعه: ۹ دقيقه)
#روانشناسی_شناختی #طراحی
#UI #UX
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
کدام یک را میپسندید: مردم به این دلیل که مجبورند از محصول شما استفاده کنند یا به دلیل اینکه مایلند؟
نظریه خودتعیینگری برای همه انسانها سه نیاز روانشناختی اساسی تعریف کرده است. این نیازها باعث میشوند افراد از زمان و انرژی خود استفاده کنند و با برآورده شدن این نیازها از رفاه روانی بیشتری برخوردار شوند این سه نیاز به این صورت تعریف میشوند:
۱- نیاز به خودمختاری: همه انسانها میل به استقلال و خودمختاری دارند آنها دوست دارند که انتخابهایی داشته باشند تا با اولویتها و ارزشهایشان هماهنگ باشد، نه اینکه مجبور شوند کارها را به روشهایی که دیگران دیکته میکنند انجام دهند. وجود این استقلال در محصولات اغلب باعث میشود که بهدلیل سرمایهگذاری افراد در زمان و انرژی خود، ارزش شخصی بیشتری برایشان داشته باشد.
۲- نیاز به ارتباط: ما ذاتا موجوداتی اجتماعی هستیم، به این معنی که چه درونگرا باشیم، چه برونگرا یا چیزی در این بین، زمانی که به طور معناداری با دیگران تعامل داشته باشیم، پیشرفت میکنیم. افراد وقتی احساس میکنند که دیگران دیدگاه و یا موقعیت مشابه دارند، خوشحال میشوند. کشف اینکه کاربران در مقاطع زمانی مختلف چه احساسی دارند و چگونه میتوان محصولاتی برای ارتباط با آنها ایجاد کرد، یک چالش دشوار است.
۳-نیاز به شایستگی: مردم احساس بیکفایتی را دوست ندارند. شایستگی به این معناست که وقتی درگیر یک کار هستیم، می توانیم به طور موثر موفق شویم برای مثال کسی که برای اولین بار به اسکی میرود، با وسایلش مشکل دارد، بارها زمین میخورد و وقتی اسکیبازان باتجربه را در اطراف خود تماشا میکند، احساس ناامیدی میکند، ما به عنوان طراح، هیجان زده هستیم که تا حد امکان ویژگیها و خدمات مفید را در محصولات خود ایجاد کنیم. در حالی که وظیفه ما ایجاد طرحهایی است که کاربر در آن موفق به انجام کارخود شود، تا حد امکان کاربر را در موقعیتی که نمیداند چه کار باید انجام دهد، قرار ندهیم و یا از طراحی ویژگیهایی که بدون استفاده باقی میمانند جلوگیری کنیم.
طراحی با توجه به این ۳ نیاز اساسی، میتواند محصول را در جایگاه انتخابی افراد قرار دهد. این طرحها، هم خوشایند و هم برای استفاده آسان خواهند بود.
این مقاله علاوه بر پیشنهاد راهحل برای هر یک از سه نیاز، به تحلیل چند طرح پرداخته که آیا آنها هر یک از سه خواسته را برآورده میکنند یا خیر.
https://bit.ly/dxgn905
نویسنده: فروزان فاضلی
(زمان حدودی مطالعه: ۹ دقيقه)
#روانشناسی_شناختی #طراحی
#UI #UX
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Nielsen Norman Group
Autonomy, Relatedness, and Competence in UX Design
Addressing these 3 fundamental psychological needs in our products increases user motivation and well-being. Users will be more engaged and more likely to use our designs.
👍5
اصول روانشناسی برای طراحان محصول
فرض کنید ساعتی که دوست دارید ۵۰۰ هزار تومان است، و بلافاصله در جایی دیگر همان ساعت را با قیمت ۴۵۰ هزار تومان میبینید، این قیمت برای شما معقولتر است و دیگر قیمتها را براساس قیمت اوليه که مشاهده کردهاید، خواهید سنجید.
زندگی افراد موفق را دوره کنید، اولین چیزهایی که به ذهن میرسد موفقیتهایشان است و نتیجه میگیریم که اگر آنها توانستند پس ما هم میتوانیم اما یک اشتباه بزرگ از سمت ذهن ما رخ داده که باعث نتیجهگیری اشتباهی میشود ما شکستها و داستان واقعی را نادیده گرفتهایم!
محصولی را در دو سايز کوچک با قیمت ۲هزار تومن و بزرگ ۶ هزار تومن در نظر بگیرید حال گزینه سوم با سايز متوسط و قیمت ۵ هزار تومن به انتخابهای شما اضافه میشود تصميم شما برای خرید قدام است؟ طی تحقيقات انجام شده درصد زیادی محصول سايز بزرگ را خریداری کردهاند که از ابتدا هدف اصلی بیزینس بود!
تابهحال با دوستی درباره فردی که هردو میشناسید صحبت کردهاید که شما آن فرد را بخاطر نیاورید؟ و دوست شما شروع به توصیف آن فرد کرده است و شما همچنان بخاطر نیاوردید ولی به محض نشان دادن تصویر فرد، سریعا او را به یاد آورده باشید.
این مثالها و هزاران مثال دیگر در زندگی، کار و طراحی محصول وجود دارد که تمامی از سوگیریها و مقاومتهای ذهنی ما در برابر مسائل اتفاق نشات میگیرند. آگاهی از مقاومتهای ذهنی و جلوگیری از رخ دادن آنها برای ما طرحان بسيار حیاتی است و تاثیر چشمگیری بر کسبوکار خواهد داشت.
این مقاله به بررسی ۵ مورد از سوگیریهای ذهنی ما و تاثیر آنها در طراحی و کسبوکارها پرداخته است که میتوانید از لینک زیر مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn906
نویسنده: فروزان فاضلی
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
#طراحی #روانشناسی #ذهن #تجربه_کاربر
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
فرض کنید ساعتی که دوست دارید ۵۰۰ هزار تومان است، و بلافاصله در جایی دیگر همان ساعت را با قیمت ۴۵۰ هزار تومان میبینید، این قیمت برای شما معقولتر است و دیگر قیمتها را براساس قیمت اوليه که مشاهده کردهاید، خواهید سنجید.
زندگی افراد موفق را دوره کنید، اولین چیزهایی که به ذهن میرسد موفقیتهایشان است و نتیجه میگیریم که اگر آنها توانستند پس ما هم میتوانیم اما یک اشتباه بزرگ از سمت ذهن ما رخ داده که باعث نتیجهگیری اشتباهی میشود ما شکستها و داستان واقعی را نادیده گرفتهایم!
محصولی را در دو سايز کوچک با قیمت ۲هزار تومن و بزرگ ۶ هزار تومن در نظر بگیرید حال گزینه سوم با سايز متوسط و قیمت ۵ هزار تومن به انتخابهای شما اضافه میشود تصميم شما برای خرید قدام است؟ طی تحقيقات انجام شده درصد زیادی محصول سايز بزرگ را خریداری کردهاند که از ابتدا هدف اصلی بیزینس بود!
تابهحال با دوستی درباره فردی که هردو میشناسید صحبت کردهاید که شما آن فرد را بخاطر نیاورید؟ و دوست شما شروع به توصیف آن فرد کرده است و شما همچنان بخاطر نیاوردید ولی به محض نشان دادن تصویر فرد، سریعا او را به یاد آورده باشید.
این مثالها و هزاران مثال دیگر در زندگی، کار و طراحی محصول وجود دارد که تمامی از سوگیریها و مقاومتهای ذهنی ما در برابر مسائل اتفاق نشات میگیرند. آگاهی از مقاومتهای ذهنی و جلوگیری از رخ دادن آنها برای ما طرحان بسيار حیاتی است و تاثیر چشمگیری بر کسبوکار خواهد داشت.
این مقاله به بررسی ۵ مورد از سوگیریهای ذهنی ما و تاثیر آنها در طراحی و کسبوکارها پرداخته است که میتوانید از لینک زیر مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn906
نویسنده: فروزان فاضلی
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
#طراحی #روانشناسی #ذهن #تجربه_کاربر
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Psychological principles for every product designer
Psychology is a crucial element in designing the right kind of systems, interfaces and experiences for your users/customers.
❤3👍1