مرا در شخصِ دیگری جستوجو خواهی کرد،
اما نخواهی یافت؛
نه به این خاطر که دیگران بد هستند یا من بینقص بودم، نه؛
بلکه چون هر قلبی فقط یکبار خانهی واقعیاش را پیدا میکند.
تو میگردی میان نگاهها، لبخندها، حتی بوسهها،
دنبالِ چیزی که فقط در من بود؛
آن درکِ بیقیدوشرط،
آن صبوریِ خسته،
آن عشقی که خودم را در آن فراموش کرده بودم.
و روزی،
میانِ یک گفتوگوی بیاهمیت با کسی دیگر،
ناگهان ساکت میشوی
و یادم میافتی؛
نه با نفرت، نه با خشم،
با حسرتی عمیق
که فقط کسانی میفهمندش
که عشقِ واقعی را از دست دادهاند…
اما نخواهی یافت؛
نه به این خاطر که دیگران بد هستند یا من بینقص بودم، نه؛
بلکه چون هر قلبی فقط یکبار خانهی واقعیاش را پیدا میکند.
تو میگردی میان نگاهها، لبخندها، حتی بوسهها،
دنبالِ چیزی که فقط در من بود؛
آن درکِ بیقیدوشرط،
آن صبوریِ خسته،
آن عشقی که خودم را در آن فراموش کرده بودم.
و روزی،
میانِ یک گفتوگوی بیاهمیت با کسی دیگر،
ناگهان ساکت میشوی
و یادم میافتی؛
نه با نفرت، نه با خشم،
با حسرتی عمیق
که فقط کسانی میفهمندش
که عشقِ واقعی را از دست دادهاند…
خیال میکردم تمام آن خاطراتِ غمانگیز را برای همیشه در کنجِ ذهنم دفن کردهام.
خیال میکردم گذرِ زمان، مرا از شرِّ یادآوریِ دوبارهی آنها خلاص میکند.
خیال میکردم روزی فراموشی سهمِ من هم میشود؛
نمیدانستم رنج، زوالناپذیر است.
خیال میکردم گذرِ زمان، مرا از شرِّ یادآوریِ دوبارهی آنها خلاص میکند.
خیال میکردم روزی فراموشی سهمِ من هم میشود؛
نمیدانستم رنج، زوالناپذیر است.
همیشه از غمِ کسانی حرف میزنند
که میمانند و میسازند؛
اما هیچوقت به غمِ آنهایی که میگذارند و میروند
فکر کردهای؟
که میمانند و میسازند؛
اما هیچوقت به غمِ آنهایی که میگذارند و میروند
فکر کردهای؟
من متاسفم که همیشه بهت فکر میکنم، متاسفم که همیشه دلم واست تنگ میشه، متاسفم که دوست داشتن بیش از حد تو باعث شده از خودم فاصله بگیرم، متاسفم که همیشه نگران خوب بودن حالتم، متاسفم همیشه باعث میشی با کوچیک ترین رفتار بدت حال خوب من بهم بریزه، متاسفم که همیشه تو اولویت اول من بودی و متاسفم که تو لیاقت حس من نسبت به خودت رو نداشتی.
اگر روزی غمگین روبهروی تو ایستادم،
فکر نکن که چهقدر ضعیف و کمتوانم؛
به این فکر کن که تو را امن دیدم
و روی تو حساب کردم،
که روی غمگینم را نشانت دادم.
فکر نکن که چهقدر ضعیف و کمتوانم؛
به این فکر کن که تو را امن دیدم
و روی تو حساب کردم،
که روی غمگینم را نشانت دادم.
حال ندارم برات توضیح بدم ، قضاوتم کن بره..!
I don't feel like explaining to you, so judge me..!
I don't feel like explaining to you, so judge me..!
چقد دلم گرفته و چقد هیچکسو ندارم باهاش حرف بزنم…
دوسدارم باکسی ک نمیشناسمش راجب موضوعی ک نمیدونم چیه و ناراحتم کرده صحبت کنم… (:
دوسدارم باکسی ک نمیشناسمش راجب موضوعی ک نمیدونم چیه و ناراحتم کرده صحبت کنم… (:
امیدوارم روزی اینجا بنویسم اوضاع طوری آرام است که جهنم را فراموش کردهایم.🤍
گمان مـےکردم وقتے نبـاشـم
دلت مـے گیــرد. . .
امــا دیــدم نہ
بــدون مـن شــادتــرے ،
شـلوغ تـرے ،
صـدای قهقـه خـنده هـایـت
تا اینجـا هم شنیـده مــے شـود
گـویــــا مــــــــــن
سـدّ راهـت بـوده ام؛)
💔😔😔😔😭😭🥀✌️
دلت مـے گیــرد. . .
امــا دیــدم نہ
بــدون مـن شــادتــرے ،
شـلوغ تـرے ،
صـدای قهقـه خـنده هـایـت
تا اینجـا هم شنیـده مــے شـود
گـویــــا مــــــــــن
سـدّ راهـت بـوده ام؛)
💔😔😔😔😭😭🥀✌️
ﮐﻨـﺞ ﺗﻨـــــــــﻬﺎﯾﯽ ﻣﻦ
هزار شـــــرف داره به
ﺑـﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﮐــــــﺴﯽ ڪه
ﻫﺮ ﺑـﺎﺭ ﺩلـﺶ ﺑﻪ ﻫـﻮﺍﯼ ﺩﯾﮕــﺮﯼ
پـــــرﻣﯿــزند..
💔💔💔
هزار شـــــرف داره به
ﺑـﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﮐــــــﺴﯽ ڪه
ﻫﺮ ﺑـﺎﺭ ﺩلـﺶ ﺑﻪ ﻫـﻮﺍﯼ ﺩﯾﮕــﺮﯼ
پـــــرﻣﯿــزند..
💔💔💔