خشت روی خشت – Telegram
خشت روی خشت
216 subscribers
12 photos
4 videos
112 links
رباعیات
محمد رمضانی فرخانی

ویراست رباعی‌هایی که در سال‌های ۹۱ تا ۹۷ در مشهد نوشته‌ام و نیز رباعی‌هایی که پس از آن گه‌گاه در تهران نوشته‌ام یا می‌نویسم

.
Download Telegram
۱)
جز خنجر ابروش، رگِ تیزی نیست
با ناوک او، محال پرهیزی نیست
گفتم یارا! همه جهان در خون است
فرمود: قیامت است این، چیزی نیست

۲)
در این شب ژنده ، دست‌آویزی نیست
امید به صبح دل برانگیزی نیست
فرمود که معجزه‌است: از آن همه مهر
می‌جویم و هیچ در دلت چیزی نیست

۳)
با هیچ بتی، جام سحرخیزی نیست
چشمان خمار ِ نرگس ِ تیزی نیست
بنگر که بر این دکان معنی، همه کس
مولانایند و شمس تبریزی نیست

هفتم شهریور ۱۴۰۴ خورشیدی
#شعر_فارسی #رباعی #شعر_ایران
#شاعران_ایرانشهر #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی

https://news.1rj.ru/str/DoBeytKashi
12
۱)
گیرم بالی در آسمان باز کنم
آزادی و شادمانی ابراز کنم
بی مطرب و می، چه نغمه‌ای ساز کنم؟
تو می‌خواهی چقدر پرواز کنم؟

۲)
گفتی به تو عاشقم؛ ز خود ترسیدم
گفتم که ز عشق درگذر! تهدیدم
دیدی دلکم! نگفتمت کار تو نیست
گفتی به تو دل سپردم و من دیدم

۳)
گفتا که قدم به چشم‌هایم بگذار
گفتم تو به قدر خویش گامی بردار
بیش از تو طمع در تو نبستیم، تو نیز
بیش از فَرَج، انتظار از یار مدار

#شعر_فارسی #رباعی #شعر_ایران
#شاعران_ایرانشهر #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی

https://news.1rj.ru/str/DoBeytKashi
13
لوح دل عاشقان، قلم نشناسد
چون ساز دلی که زیر و بم نشناسد
آمیخته با تو آنچنانم که کسی
پاییز و بهار را ز هم نشناسد

۲۵ مهر ۱۴۰۴ خورشیدی

#شعر_فارسی #رباعی #شعر_ایران
#شاعران_ایرانشهر #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی
14
لیلی‌وش من به محملم ننشیند
ماه است و شبی مقابلم ننشیند
گفتم چه کنی با غم من در دل خود؟
فرمود: غم تو در دلم ننشیند

۲۶ مهر ۱۴۰۴ خورشیدی

#شعر_فارسی #رباعی #شعر_ایران
#شاعران_ایرانشهر #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی

https://news.1rj.ru/str/DoBeytKashi
10👍2
۱)
این میکده‌‌ی خراب را با تو چه‌کار؟
این بخت همیشه خواب را با تو چه کار؟
با آن دو پیاله‌‌ی عسل در چشمت
شیرین مَنا! شراب را با تو چه‌کار؟

۸ آبان ۱۴۰۴ خورشیدی | مشهد عزیز

۲)
جز مهرِ جریحه‌دارِ تقدیم به هم
از مرهم و زخم، ما کدامیم به هم؟
فرمود: به یک نظر حلالیم به تو
بیش از آن، ماه من! حرامیم به هم

۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۳ خورشیدی | تهران
ویراست ۸ آبان ۱۴۰۴ خورشیدی | مشهد عزیز

#رباعی #شعر_فارسی #شعر_ایرانشهر #شاعران_ایران #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی

https://news.1rj.ru/str/+Dk1xJOcVG9gzMjVk
11👍1
۱)
گفتم که: قرار بر هم‌آغوشی نیست؟
گفتا که: خموش! وقت چاووشی نیست
زین پیکر بی طرب چه خواهی؟ گفتم:
مقصود، لباسی که تو می‌پوشی نیست

۲)
دلسرد چه می‌کنی مرا زان آغوش؟
زین باده‌ی تلخ، جرعه‌ای شاد بنوش
من با تو خوشم: همچو خداوند به خود
از آینه‌ی خودت بتا! چشم مپوش

ویراست:
۱۷ آبان ۱۴۰۴ خورشیدی | مشهد عزیز

#رباعی #شعر_فارسی #شعر_ایرانشهر #شاعران_ایران #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی

https://news.1rj.ru/str/DoBeytKashi
12
Forwarded from جمهوری شهریاری هوشنگ (محمد)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزل‌خوانی محمد رمضانی فرخانی

انجمن هوشنگ | در کوه‌های جنوب مشهد عزیز
شنبه‌شب ۲۴ آبان ۱۴۰۴ خورشیدی

ویدیو: رضا ابراهیم‌زاده 🪴
13👏1
Forwarded from جمهوری شهریاری هوشنگ (محمد)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نیمایی‌خوانی محمد رمضانی فرخانی

انجمن هوشنگ | در کوه‌های جنوب مشهد عزیز
دوشنبه‌شب ۲۶ آبان ۱۴۰۴ خورشیدی
ویدیو: فریدون نوربخش 🪴
8
Forwarded from جمهوری شهریاری هوشنگ (محمد)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غرلخوانی محمد رمضانی فرخانی

انجمن هوشنگ | کوه‌های جنوب مشهد عزیز
دوشنبه‌شب ۲۶ آبان ۱۴۰۴ خورشیدی

ویدیو: استنلی توپ‌ریک 🪴
8🔥1
۱)
فرمود که وصف نرگس ناز مکن
پایان مرا ببین و آغاز مکن
جز میکده‌ای که چشم درویشان است
یادی ز من و شراب شیراز مکن

۲)
فرمود خوش آن دلی که افروختنی است
باقی همه اوست: آنچه نفروختنی است
گفتم صنما! اگرچه عشق آمدنی است
دستور زبان عشق، آموختنی است

تهران | ۳ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی

#رباعی #شعر_فارسی #شعر_ایرانشهر #شاعران_ایران #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی

https://news.1rj.ru/str/DoBeytKashi
6🔥5
نذر و نیاز برادرم رضا امیرخانی
۱)
هرچند پرندگی پریدن دارد
دل با تو گلایه‌اش شنیدن دارد:
تا مهر، امیدِ بردمیدن دارد
بازآ که جهان هنوز دیدن دارد
۲)
ما با تو قرار بر تپیدن داریم
امید به صبح بردمیدن داریم‌
با سرو بلند قامت دوست هنوز
در باغ، قرار قد کشیدن داریم

تهران | ۱۲ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی

https://news.1rj.ru/str/DoBeytKashi
15
فرمود همان‌که یار فرمود شدم
گاه ابراهیم و گاه نمرود شدم
بر مجمر سهروردی‌اش دود شدم
وز کوه یَخَش گذشتم و رود شدم

تهران | ۱۸ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی

#رباعی #شعر_فارسی #شعر_ایرانشهر #شاعران_ایران #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی

https://news.1rj.ru/str/DoBeytKashi
8🔥1💯1
ای سوخته تار و پود من از تب تو
من مُهر سکوت، نیستم بر لب تو
بگشای صنم قصه‌ی گیسویت چیست؟
فرمود: شبی بلندتر از شب تو

تهران | ویراست ۳۰ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی
عکس: منسوب به ابوسعید ابوالخیر

#رباعی #شعر_فارسی #شعر_ایرانشهر #شاعران_ایران #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی

https://news.1rj.ru/str/DoBeytKashi
8
Forwarded from جمهوری شهریاری هوشنگ (محمد)
جانا !دل مسکین من این کی پنداشت
کز وصل توام امید بر باید داشت
آسوده بدم با تو: فلک نپسندید
خوش بود مرا با تو: زمانه نگذاشت

مهستی گنجوی

🖤😭🖤😭🖤😭🖤😭🖤😭🖤😭🖤😭

شاهنامه‌ و دیباچه‌ای تازه
از سوگ سرو سرافراز ایران‌زمین‌:
اَشو بهرام بیضایی 💚🤍♥️
5
حس می‌کردم پرنده آواز من است
حس می‌کردم که ابر پرواز من است
حس می‌کردم که در تماشای وجود
سرسبزی هر درخت ابراز من است
▪️▫️▪️

گُل در این باغ، عندلیبی دارد
این باغ خودش درخت سیبی دارد
در دشت شقایقیم و بر وفق مراد
از داغ تو، هر دلی نصیبی دارد
▪️▫️▪️

در میکده شد غالیه‌مویی که مپرس
در سوگ نشست ماهرویی که مپرس
من، کینِ سیاوشم، تو، سوگند خوری؟
[هِق‌هِق زد خنجر از گلویی که مپرس]
▪️▫️▪️

این ابر اگر هوای پرواز کند
این سرو اگر اقامه‌ی ناز کند
آن خطبه‌ی خون چقدر جاری نشود؟
زخم من و تو چنانچه سر باز کند
▪️▫️▪️

ایکاش شقایقی به بار آید از او
یا سرو قدی که سر به دار آید از او
ما را نبوَد دلی که در کار آید
ما منتظریم تا چه کار آید از او
▪️▫️▪️

با ناز خود از نیاز گویم؟ هیهات
با شمع ز سوز و ساز گویم؟ هیهات
بر کُشته‌ی خود نماز گویم؟ هیهات
وان قصه دوباره باز گویم؟ هیهات
▪️▫️▪️

می‌آمد و جان عاشقانش در مشت
زرتشت و صلیب تازیانش بر پشت
هم جام می‌ام گرفت پیش از چرخشت
هم پیش رخم سیاوشانم را کشت
▪️▫️▪️

گفتا خواهم که تا کنار تو رسم
سر بردارم، فرازِ دارِ تو رسم
گفتم به کنار دار خواهی تو‌ رسید
اما نرسد مرا به کار تو رسم
▪️▫️▪️

با نرگسِِ خویش، مست پنداشت مرا
با آن لبِ لعل، باده انگاشت مرا
گفتا لبِ سرخ و باده‌ی سرخ خوش است
گفتا و به خون خویش واداشت مرا
▪️▫️▪️

گفتا که تو را چگونه تصویر کنم؟
گفتم زخمم! فقط نمک‌گیر کنم
این‌سان که مُزوِّران به تعجیل خوشند
بد نیست در انتظارشان دیر کنم
▪️▫️▪️

هر‌چند که جهد کرده‌ای بسیاری
نتوانستی مرا ز خود واداری
ای آن که تو کُشته‌ی دو صد بازاری
جز با لب یار، بر نیاید کاری

https://news.1rj.ru/str/DoBeytKashi
9