EC.Channel | کانال مدارهای الکتریکی – Telegram
EC.Channel | کانال مدارهای الکتریکی
363 subscribers
273 photos
36 videos
32 files
92 links
آموزش نکات 🔑 مدار
☎️مشاوره رایگان🔝

〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️

@E_C_Channel 💠

💠لینک گروه
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAE2SA73-YOlc9jpRcQ

ادمین کانال:
@Navid_shiva
👤 MSc student of energy systems engineering at Amirkabir University of Technology(AUT)
Download Telegram
چند نفر از اعضای کانال دارن واسه کنکور ارشد ۱۴۰۲ مطالعه میکن؟
Anonymous Poll
33%
👍
67%
👎
☑️ همانطور نشسته بود و آرنج هایش را روی زانوهایش گذاشته بود و چانه اش را با دستش گرفته بود و فکر می کرد. به نظرش می آمد که زندگی، در بهترین حالت اش، فقط زحمت و گرفتاری است. جداً دلش می خواست جای جیمی هاجز بود که در همان روزها راحت شده بود! تام فکر می کرد دراز کشیدن و تا ابد خوابیدن و خواب دیدن، درحالیکه باد از وسط درخت ها می وزد و علف ها و گل ها را روی قبر نوازش می کند و آدمی که آنجا خوابیده، دیگر هیچ غصه ای ندارد، حال خیلی خوبی دارد. آخ، اگر می شد موقتاً بمیرد!

#مارک_تواین


🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
👍1
✔️ اگر از وضعیت چیزها، راضی نیستی آنها را تغییر بده، تو یک درخت نیستی !

جیم ران


🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
👏2
جامعه‌ای که اسطوره‌اش در اندرونی کردن زن بود، اینک حماسه‌اش بر سرِ پرچم بر افراشتنِ زن است. همین ما را بس که قامتِ رعنایتان راست گشت، رویِ چو ماهتان نور بتافت و در زُلفِ مُشکین‌تان باد پیچید. ماه ما اینک کامل است. چه هراسمان باشد از سایه ها که ما قبیله نر-ماده گرگانیم و اینک زوزه آزادی می کشیم.

وحید شاهرضا

🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
4👎1
✔️ چه کارها، مطالعه‌ها، اندیشیدن‌ها و زندگی‌هایی که می‌خواستم تجربه کنم. عُمرِ آدمی هرگز به اندازه کافی نیست. جوانی به سرعت به پیری می‌پیوندد. فناناپذیری و جاودانگی وجود ندارند. بله من هم خیلی دوست داشتم اگر وجود می‌داشتند، ولی هیچ چیز اهمیتی ندارد وقتی زیر خاک می‌پوسیم. می‌خواهم بگویم که فقط توانستم شغلی متوسط داشته باشم، اما با این حال بهترینش را. برای شغل‌مان زیاد می‌جنگیم و تلاش بسیاری می‌کنیم، و در این میانه ناگهان زندگی تمام می‌شود.


#سیلویا_پلات

🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
در کودکی، در اولین سال‌هایی که خودم را در مواجهه با هستی به یاد دارم، تامل‌م در کار جهان این بود که یک تناقض آزاردهنده را فهم کنم. چرا آسمان انقدر زیباست؟ چرا آب و درختان و باد این‌چنین درهم می‌پیچیند و رایحه‌ای مست‌کننده از خود می‌تراوند؟ چرا از بازی زیر باران و برف خسته نمی‌شوم؟ چرا جوجه‌ها، لاک‌پشت‌ها، مورچه‌ها، انگور بر شاخه‌ی تابستان انقدر مسحور کننده‌اند؟ این چه شوقی است در من برای بازی بی‌وقفه با آب و آتش؟ چرا دستانم مدام باغچه را می‌کاوند تا کرم و ریشه بیابند؟ طبیعت، این واژه‌ی کل‌نگر و انتزاعی هنوز در آن زمان در ذهنِ صوری من جایی نداشت و فقط جلوه‌هایی بودند که مرا به خود می‌خواندند و دقایق را در خود، و «منِ» تازه در حالِ شکل‌گرفتن را در این دقایق غرق می‌کردند. این‌ها همه یک‌سوی معادله بودند و اگر فقط همین‌ها بود اصلا معادله‌ای و پرسشی هم در کار نبود. اما متاسفانه سوی تاریکی هم در کار بود، که نه در یک ‌سوی دیگر بلکه در لابه‌لای همه‌ی این حیرتِ من تار و پود تنیده بود.

آدم‌ها! چرا آدم‌ها انقدر با جوجه‌‌ها و قورباغه‌ها فرق می‌کنند؟ آن‌وقت هنوز نمی‌توانستم این تمایز را انتزاع کنم، ولی حالا می‌توانم بپرسم که چرا آدم‌ها طبیعی نبودند؟ چرا ساختمان‌ها ایستاده‌اند و درختان هم، ولی درخت‌ها نفس می‌کشند و در باد می‌رقصند اما سیمان و آجر و آهن بو نمی‌دهند، که حتی بدتر بویِ گندِ مسموم‌کننده‌ی ماشین‌های دیزلی عظیم و بدقواره‌ای را می‌دهند که این مصالح را می‌آورند. اصلا چرا خیابان دود می‌کند؟ چرا روندگی رود انقدر بی‌تکرار است ولی ماشین‌ها همه به صف و در یک خط می‌روند؟ انگار همواره در حال تکرار ملال‌آور خویش‌اند. شهر پدیده‌ی متناقض‌نمایی بود، آسمان داشت که زیبا بود و ساختمان‌های خاکستریِ زشت، جوی و رود داشت که ملودی و سمفونی می‌نواختند و خیابان که بو‌ی گندی داشت و صدای مزخرفی. چطور می‌توانست معده‌ی کوچک هفت-هشت ساله‌ام این آش درهم جوش را هضم کند؟
.
با این حال صنعت‌گری آدمیزاد یک وجه شگفت‌انگیز هم داشت، آدم‌ها یک کاری از دست‌شان ساخته بود که هم‌پای تمام جلوه‌گری‌های طبیعت، این زن زیبا، دل می‌ربود. و آن چه بود؟ موسیقی. نه شعر، نه ترانه، خودِ موسیقی، فُرم ناب‌اش. نه چُس‌ناله‌های عشقم رفت و نه ذوق‌مرگی‌های عشقم آمد! در آن روزها هنوز چند گوهر در صداو سیما از زمان پهلوی باقی بودند که در لابه‌لای برنامه‌های اندک آن دو شبکه موسیقی الکترونیک پخش می‌کردند: ونجلیس، ژان میشل ژار، تنجرین دریم، شولتز، حتی پینک فلوید. و من چه اندازه خوشبخت بودم که آن‌ها بودند و برای گوش‌های تشنه‌ی من خوراک تهیه می‌دیدند. در این میان یک تجربه ورای همه‌ی این‌ها بود، برنامه‌ی دیدنی‌ها با قطعه‌ی «گلِ عشق» از آهنگساز فرانسوی «ژوئل فاژرمن» و اجرای بی‌نظیر جلال مقامی با آن وقارش، طنین صدای مردانه و همزمان آرام و لطیفِ زنانه‌اش. من هر شب منتظر دیدنی‌ها می‌ماندم تا در تیتراژش غرق شوم، درست همان‌طور که در باغچه و یا به هنگام نگریستن به رودی که می‌گذرد غرق می‌شدم.

امروز که این ویدئو را دیدم از خودم پرسیدم که وحید چرا انقدر برای #زن_زندگی_آزادی مشتاقی و از وجود می‌گذاری؟ شاید در ژرف‌ترین لایه برایت نوید رومانتیکی برای بازگشتن به کودکی است، به لطافت زن که هنوز انقدر مرد نشده که کودکی را از یاد برده باشد، به زندگی، به نفسِ طبیعت و باز تعریف صنعت‌گری، نه اینچنین که در حال تخریب محیط زیست باشد، بلکه ملهم از آن و هم‌ساز و هم‌آواز با آن باشد. و آزادی، رهایی از این افسارهایی که خود به دست و پای‌مان بستیم و نامش را هم تمدن! گذاشته‌ایم. آزادی برای رقصیدن با خاک و باد، آب و آتش.

من در این ویدئو نه دختری که درختی را می‌بینم، نه که تار موهایش که شاخسارش را به اعتراض می‌چیند و به عبورِ بی‌خبرِ ماشین‌ها نشان می‌دهد تا مگر بیدار شوند. نمی‌شود زن-زندگی-آزادی را تنها به این منظر تقلیل داد، اما من امیدوارم که ورای همه‌ی برای‌هایِ ضروری‌اش، آغاز بازگشتن به ضروری‌ترین، به زندگی باشد.

وحید شاهرضا


🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
2👍1👎1
جان من آشوب است. اصلا چطور می‌تواند باشد؟ در من همه‌چیز هست؛ بجویید تا دریابید. من سنگواره‌ای هستم به تاریخ آغاز جهان؛ هنوز تمام اجزای من کاملا متبلور نشده و آشوب آغازین را می‌توان در من دید. به‌تمامی تناقصم، نهایت جمع اضداد، تاری در نهایت کشیدگی. در من هر چیزی ممکن است، چون من همانم که، در آن لحظه‌ی متعالی، رودرروی هیچی مطلق، خواهم خندید.


#امیل_چوران

🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
👏1
☑️ با شتابی اميدوار كفن خود را دوخته ام، گور خود را كنده ام! اما من هيچ كدام از اين‌ها را نخواهم گفت! لام تا كام حرفی نخواهم زد. می‌گذارم هنوز چون نسيمی سبک از سر بازمانده عمرم بگذرم و بر همه چيز بايستم و در همه چيز تأمل كنم، رسوخ كنم. همه چيز را دنبال خود بكشم و زير پرده زيتونی رنگ پنهان كنم. همه حوادث و ماجراها را، عشق‌ها را و رنج‌ها را مثل رازی مثل سِری پشت اين پرده ضخيم به چاهی بی‌انتها بريزم، نابودشان كنم و از آن همه لام تا كام با كسی حرف نزنم. بگذار كسی نداند كه چگونه من به جای نوازش شدن، بوسیده شدن، گزیده شده‌ام! بگذار هيچ كس نداند، هيچ كس! و از ميان همه خدايان، خدایی جز فراموشی بر اين همه رنج آگاه نگردد.

#احمد_شاملو

🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
👎1👏1
Forwarded from Kalantar Economy
📚نکته آموزشی:

✔️ ببینید دوستان، علم اقتصاد مثل علوم مهندسی نیست. به راحتی مدل سازی نمیشه، پارامترهای بسیار زیادی در اون دخیل هست که میشه گفت این پارامترها بی نهایت هست پس نمیشه اونو مثل علوم پزشکی، مهندسی و ... مدل کرد. اما با درنظرگرفتن مهم ترین پارامترها میتونیم شرایط اقتصاد رو تخمین بزنیم. اما هیچ قطعیتی در اقتصاد وجود نداره.
علم اقتصاد بر اساس رفتار انسان ها شکل گرفته. تمامی انسانها به دنبال منفعت خودشون هستند. ما در جهانی زندگی میکنیم که منابع محدودی در اون هست پس طبیعیه که این منابع قیمت و ارزش پیدا کنند. وقتی محصولی زیاد در اختیار ما باشه، طبیعیه که قیمت اون کم باشه چون در دسترسه. وقتی هم یک فلز مثل طلا یا الماس که کمیاب‌ترین فلز رو زمین هستن رو درنظربگیریم قیمت اون بسیار زیاد خواهد بود.
بر اساس خواسته‌ها، نیاز، حرص و طمع و بطور کل رفتار انسان هاست که دقیقا نمودار عرضه و تقاضا به این صورت ایجاد شده !

#آموزشی
#عرضه‌تقاضا

🌐@kalantar_economy
Forwarded from Kalantar Economy
Kalantar Economy
📚نکته آموزشی: ✔️ ببینید دوستان، علم اقتصاد مثل علوم مهندسی نیست. به راحتی مدل سازی نمیشه، پارامترهای بسیار زیادی در اون دخیل هست که میشه گفت این پارامترها بی نهایت هست پس نمیشه اونو مثل علوم پزشکی، مهندسی و ... مدل کرد. اما با درنظرگرفتن مهم ترین پارامترها…
☑️ رفتار انسان ها به ما میگه وقتی قیمت یک کالا کم بشه (محور عمودی) تقاضا برای اون افزایش پیدا میکنه و مقدار بیشتری از اون کالا رو تهیه میکنه. (چون انسان ذاتاً حریص هست و فرصت طلب)

☑️ از طرفی فرض کنید شما یک تولید کننده هستید پس هرچه قیمت محصول شما بیشتر بشه(محور عمودی) ، تعداد محصولات بیشتری به فروش می رسانید(محور افقی)

☑️ حالا بر اساس میزان تقاضایی که از طرف مصرف کنندگان و میزان عرضه هایی که از طرف تولیدکنندگان وجود دارد بصورت خودکار به یک نقطه بهینه می رسیم که اون نقطه تعادل هست. دقیقا تو اون نقطه خریدار و فروشنده توافق به انجام یک معامله میکنند.



🌐@kalantar_economy
Kalantar Economy
📚نکته آموزشی: ✔️ ببینید دوستان، علم اقتصاد مثل علوم مهندسی نیست. به راحتی مدل سازی نمیشه، پارامترهای بسیار زیادی در اون دخیل هست که میشه گفت این پارامترها بی نهایت هست پس نمیشه اونو مثل علوم پزشکی، مهندسی و ... مدل کرد. اما با درنظرگرفتن مهم ترین پارامترها…
دوستان اگر مایل بودید عضو این کانال بشید
ادمینش خودم هستم و مباحث اقتصادی ایران و جهان رو باهم تحلیل میکنیم. شاخص های مهم اقتصاد کلان رو آموزش میدم و سعی میکنم با بیان ساده مفهوم رو انتقال بدم. فکر میکنم وقتش رسیده در کنار هر شغل دیگری که داریم مباحث اقتصادی رو یاد بگیریم چون ضروریه
در کشوری زندگی میکنیم که هر سال تورم های شدید رو تجربه میکنیم و اگر کمی اقتصاد بلد می بودیم میتونستیم چطور و در کدوم بازارها سرمایه گذاری کنیم تا سرمایمون رو در برابر تورم حفظ کنیم. ایران جزو معدود کشورهای جهانه که هنوز چاپ پول میکنه و تورم پولی داریم. پس لازمه که همگی سواد اقتصادی پیدا کنیم.
☑️آیا هرگز با خودت نگفته‌ای که وقتی خوابی کسانی هستند که در خوابشان می‌میرند؟ آیا هرگز وقتی دندان‌هایت را مسواک می‌زنی فکر نکرده‌ای که: ایناهاش، این آخرین روزم است؟ آیا هرگز احساس نکرده‌ای که باید تند بروی، تند، تند... و مَجال کم است؟ آیا به گمان‌ات نامیرنده‌ای؟ نیمی از سرِ چالش‌جویی، نیمی بی‌اختیار پاسخ می‌دادم: «همین است: به گمان‌ام نامیرنده‌ام.» هیچی دروغ‌تر از این نبود.


#ژان_پل_سارتر


🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مکانیزم های دفاعی، شیوه هایی ست که انسان و به تبع آن، جامعه ای رشد نیافته، آنها را بکار می بندد تا از مواجهه با واقعیات تلخ، سرد و صلبی که با آن روبرو می شود، بگریزد.
دروغ هایی که به وسیله آنها، واقعیت را به پای ناتوانی، کمبود و ظرفیت پایین خود، ذبح می نماید.
در برابر این دفاع ها، هر چه سند و مدرک و آمار ارائه کنیم باز هم شعله های انکار بصورت غیرقابل تصوری زبانه می کشد.
انکار حقایق دردناکی، که در صورت پذیرش آنها، به جای فریاد و شعار، باید سکوتی طولانی را تجربه نموده و شکست غم انگیز توهمات چند ده ساله را تجربه کرد.
پس از انکار، فرافکنی را میتوان از جمله شاخص ترین روش ها، برای گریز از حقیقت دانست.
آنجا که جامعه، تمامی نقصان ها و سوء مدیریت های درونی خود را به بیرون از خود پرتاب می کند. چرا که تحمل این میزان از افول و ناتوانی، قابل تحمل و پذیرش نخواهد بود.



🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
👍2
"تنها در یک صورت به تو ایرادی گرفته نمی‌شود:
هیچ کاری نکن، هیچ‌چیزی نگو و هیچ‌چیزی نباش!"


👤ارسطو


🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
👍4
☑️ همین دم را که زنده‌ایم، این دم گذرنده که به یک چشم به هم زدن در گذشته فرومی‌رود، همین دم را دریابیم و خوش باشیم. این دم که رفت دیگر چیزی در دست ما نمی‌ماند، ولی اگر بدانیم که دم را چگونه بگذرانیم!


#ترانه‌های_خیام 
#صادق_هدایت


🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
1
سلام دوستان.
اگر فامیل یا آشنایی مورد اعتماد در خارج از ایران دارید که دارای پاسپورت یا آی دی کارت همون کشور هست لطفاً پی‌وی پیام بدید.


@navid_shiva
☑️ شما خیال کردید کتاب‌های مرا سانسور کنید می‌آیند کتاب‌های شما را می‌خوانند؟ نه؛ ملتی که به سانسور عادت کند نه کتاب شما را می‌خواند، نه کتابِ من را. این حاصلِ زحماتِ شماست، جوان‌ها این‌جور بار آمدند، بی‌مطالعه، بی‌هویت. بی‌هویتی یعنی همین.


#علی_اشرف_درویشیان


🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
👍1👏1
☑️ زنده ماندن اغلب بستگی به تمرکز بر یک چیز خاص دارد: یک رابطه، یک باور، یا یک امید که تعادل خویش را بر لبهٔ امکان حفظ کرده است. یا چیزی زودگذرتر: آن‌طور که آفتاب از شیشهٔ سخت و به ظاهر نفوذناپذیر پنجره‌ای می‌گذرد و پتو را گرم می‌کند، یا باد، که نامرئی است امّا هنگام عبور چنان پرسروصدا است که حتی از دیوارهای عایق‌بندی‌شدهٔ خانه هم به گوش می‌رسد

✍🏽الیزابت_تووا_بایلی


🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
1