نوشتن... مهم نیست که چی و برای چی مینویسم تنها اجازه میدهم تا حالم به واژه بدل گردد. حال، همین حال که زندگیست، لحظهلحظههایی که زندگیست و همزمان مردگی! میآیند و میروند... چقدر از این حالها که آمده و رفتهاند. آیا شایسته است که بازگردم و به پشت سرم بنگریم؟ چه بر من گذشته است؟ چه اهمیتی دارد؟ این گونه... یا آن گونه... گذشته است! ناچار به گذشتنْ در نهایت میگذشت، چون اکنون که در گذر است. از زمانی که آغاز به نوشتن کردهام چندین حال است که گذشته است. آیا باید بازگردم و آنچه را که نوشتهام مرور کنم؟ آیا اگر چنین کنم آنچه را که رفته است بازمیگردانم؟ نه... این کار ناشدنیست، عمر رفته بازنمیگردد و بهوارونه، در زمان مرور این سطور، در حال مرور خاطرات حالهای دیگری است که میگذرد. زمان لحظهای منتظر نمیماند، درنگ نمیکند تا تو به ایستگاهاش برسی و سپس در راه شود. زمان آسودن نمیداند. اما من... من به توقف نیاز دارم. نمیتوانم یکسره در راه باشم. پاهایم را یاریگر نمییابم. گوشهایم سکوت میخواهند، چشمهایم تاریکی. آری در من زندگیست، لیکن مرگ هم سهمی از آن میخواهد و آنرا شبانگاهان در بستر خواب مییابد.
هیچ سرزنشی در کار نیست اگر لحظههایی را به پیش نمیتازم. اصلا این پیش کجاست؟ باید بسوی چه چیزی شتاب کنم؟ زمان در حال رفتن است و منتظر من نمیماند، آری، اما مگر زمان به کجا میرود؟ مقصود وی چیست؟ مقصد زندگی کجاست؟ نه مگر تا چشمها میتوانند بنگرند مرگ است که در افق به انتظار مانده؟ همان مرگی را که هر شب در ایستگاه خوابهای شبانهام به اشتیاق میجویم. اگر مرگ تا این اندازه نزدیک است، اگر مرگ سکوتِ بینِ دو هجاست، اگر مرگ خود را در ریتم زندگی تنیده است پس چرا باید بسویش شتاب کنم؟
آنجا مرگ است و اینجا، و زندگی، زندگی آگاه شدن در این وقفهها. میخواهم زندگی را زندگی کنم و مرگ را مُردگی، روز را روزی کنم و شب را شبی! میخواهم سخن بگویم و سکوت کنم، تکینه باشم با خود و همزمان تنیده با دیگری. میخواهم گرفتهْ رها کنم، داشته باشم بیآنکه تملک کنم. میخواهم بخواهم که نخواهم! جایی در میانِ رودِ روان و زمان، لحظههایِ هستیمندی را دریابم و درگذرم. ماندنی در کار نیست، لیکن رفتن هم وهمی بیش نیست. هر چیز همانقدر که ارزشمند، بیارزش است. و آزادی، رایحهٔ در گذرِ شکوفهایست که بر پیچکِ هیچبودگیِ حضورْ میهستد. حالی را، دمی را که بههشیاری در آمدن و در گذشتناش مییابی، همان آن، آزادی. آیا تا به این اندازه آگاهی؟
هان ای هموطن، ای همتن آیا میدانی آزادی؟ میدانی که آزادی، این گوهری که به طلب میخوانی، تنها دمی آنرا مییابی؟ دمی که با خویشتنی، و خویشتنی که همان دمی. باش بیدار، حتی در رویاهایت بیدارْ که آزادی بهدست نامده زدست میگریزد. آزادی را نه حتی هر روز، هر دم باید یاد. جهان در بازدم تو مییابد رهایی را باز.
✍️ #وحیدشاهرضا
هیچنیستیوهیچنیستکهنباشی
🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
هیچ سرزنشی در کار نیست اگر لحظههایی را به پیش نمیتازم. اصلا این پیش کجاست؟ باید بسوی چه چیزی شتاب کنم؟ زمان در حال رفتن است و منتظر من نمیماند، آری، اما مگر زمان به کجا میرود؟ مقصود وی چیست؟ مقصد زندگی کجاست؟ نه مگر تا چشمها میتوانند بنگرند مرگ است که در افق به انتظار مانده؟ همان مرگی را که هر شب در ایستگاه خوابهای شبانهام به اشتیاق میجویم. اگر مرگ تا این اندازه نزدیک است، اگر مرگ سکوتِ بینِ دو هجاست، اگر مرگ خود را در ریتم زندگی تنیده است پس چرا باید بسویش شتاب کنم؟
آنجا مرگ است و اینجا، و زندگی، زندگی آگاه شدن در این وقفهها. میخواهم زندگی را زندگی کنم و مرگ را مُردگی، روز را روزی کنم و شب را شبی! میخواهم سخن بگویم و سکوت کنم، تکینه باشم با خود و همزمان تنیده با دیگری. میخواهم گرفتهْ رها کنم، داشته باشم بیآنکه تملک کنم. میخواهم بخواهم که نخواهم! جایی در میانِ رودِ روان و زمان، لحظههایِ هستیمندی را دریابم و درگذرم. ماندنی در کار نیست، لیکن رفتن هم وهمی بیش نیست. هر چیز همانقدر که ارزشمند، بیارزش است. و آزادی، رایحهٔ در گذرِ شکوفهایست که بر پیچکِ هیچبودگیِ حضورْ میهستد. حالی را، دمی را که بههشیاری در آمدن و در گذشتناش مییابی، همان آن، آزادی. آیا تا به این اندازه آگاهی؟
هان ای هموطن، ای همتن آیا میدانی آزادی؟ میدانی که آزادی، این گوهری که به طلب میخوانی، تنها دمی آنرا مییابی؟ دمی که با خویشتنی، و خویشتنی که همان دمی. باش بیدار، حتی در رویاهایت بیدارْ که آزادی بهدست نامده زدست میگریزد. آزادی را نه حتی هر روز، هر دم باید یاد. جهان در بازدم تو مییابد رهایی را باز.
✍️ #وحیدشاهرضا
هیچنیستیوهیچنیستکهنباشی
🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
👍2👏1
ava max into your arms 320
javan-musics.com
🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
دوستان حداقل ری اکشن بدین به پستهایی که میذارم آدم انگیزه بگیره 😅
میدونم که اکثریت اعضای گروه بچه های قدیمی هستن و احتمالا خیلی به آموزش مدار احتیاجی ندارن و به کارشون نمیاد. برای دوستانی هم که کنکور دارند مطالبی که تو آرشیو کانال و خصوصا گروه مدار هست قطعا میتونه کمک بسیار زیادی بهشون بکنه. حتما مطالب ۲ تا ۳ سال پیش کانال و گروه رو بخونید پازلهای گمشده شما در برخی مفاهیم پیچیده مدار پیدا میشه.
میدونم که اکثریت اعضای گروه بچه های قدیمی هستن و احتمالا خیلی به آموزش مدار احتیاجی ندارن و به کارشون نمیاد. برای دوستانی هم که کنکور دارند مطالبی که تو آرشیو کانال و خصوصا گروه مدار هست قطعا میتونه کمک بسیار زیادی بهشون بکنه. حتما مطالب ۲ تا ۳ سال پیش کانال و گروه رو بخونید پازلهای گمشده شما در برخی مفاهیم پیچیده مدار پیدا میشه.
👍13👎1
☑️بیش از ۶۲۰۰ تا تصویر که اکثرا پرسش مداری و پاسخ بودند و ۶۸۰ ویس که اکثرا نکات آموزشی بوده درآرشیو گروه مدار وجود داره. حتما دوستان کنکوری استفاده کنند.
❤5👍1
☑️ اروین یالوم در ۹۰ سالگی از مهمترین آموختهاش میگوید، خلاصهی آن همه کتابی که پشت سرش قرار دارد را در یک جمله به ظاهر ساده اما مهم چنین بیان میکند: «هرکاری از دستتان برمیآید برای کمکرسانی به دیگران انجام دهید.» وقتی همین جملهی به ظاهر ساده را از زبان کسی مانند اروین یالوم میشنویم، بیشتر به اهمیت آن پی میبریم؛ یالوم همواره بر «رابطه، عشق، کمکرسانی، عدالت و نیکوکاری» تاکید میکند، زیرا زندگی کردن دشوار است، مُردن نیز. پس بهتر است تا میتوانیم دنیا را به جای بهتری برای زیستن تبدیل بکنیم، هرچقدر حال آدمهای اطرافمان بهتر باشد، حال ما هم بهتر خواهد شد، نیکی و نیکوکاری را گسترش دهیم، عشق را گسترش دهیم، حال خوب را گسترش دهیم، جهان ما نیازمند حال خوب است، به شدت نیازمند حال خوب است.
🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
👍6❤3
معنای اصلی کثافت چیست؟
سالهای دانشجویی، مدتی به فلسفه علاقه پیدا کرده بودم و برای مدت کوتاهی در کلاسهای فلسفه شرکت میکردم.
یه روز استاد وارد کلاس شد و از تک تک ما سوال کرد که معنای کثافت چیه؟
هر کدام از ما جملهای را در وصف کلمه کثافت بیان کردیم. استاد همه جوابها را رد کردند.
همگی با تعجب پرسیدیم: پس جواب چیست؟
استاد گفت: کثافت به شخص یا اشیایی اطلاق میشود که در مکانی به جز مکان اصلی خود هستند.
پرسیدیم یعنی چه؟
گفتند: مثلا شما همگی عاشق تک تک تارهای موی مادرتان هستید، ولی اگر یک تار موی مادرتان داخل غذا باشد آن را چندشآور و كثيف اطلاق میکنید.
همگی روغن ته غذا را با نان و با علاقه وافر میخوریم ولی اگر یک لکه از آن روی لباستان باشد این کثافت است.
در اجتماع هم اگر افراد سر جای خود نباشند جامعه پر از کثافت میشود...
پن: از هر جهت نگاه میکنم تو کثافت غرق شدیم!
🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
سالهای دانشجویی، مدتی به فلسفه علاقه پیدا کرده بودم و برای مدت کوتاهی در کلاسهای فلسفه شرکت میکردم.
یه روز استاد وارد کلاس شد و از تک تک ما سوال کرد که معنای کثافت چیه؟
هر کدام از ما جملهای را در وصف کلمه کثافت بیان کردیم. استاد همه جوابها را رد کردند.
همگی با تعجب پرسیدیم: پس جواب چیست؟
استاد گفت: کثافت به شخص یا اشیایی اطلاق میشود که در مکانی به جز مکان اصلی خود هستند.
پرسیدیم یعنی چه؟
گفتند: مثلا شما همگی عاشق تک تک تارهای موی مادرتان هستید، ولی اگر یک تار موی مادرتان داخل غذا باشد آن را چندشآور و كثيف اطلاق میکنید.
همگی روغن ته غذا را با نان و با علاقه وافر میخوریم ولی اگر یک لکه از آن روی لباستان باشد این کثافت است.
در اجتماع هم اگر افراد سر جای خود نباشند جامعه پر از کثافت میشود...
پن: از هر جهت نگاه میکنم تو کثافت غرق شدیم!
🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
❤4🔥2
☑️ حیوان بودن بهتر از انسان بودن است. حشره بودن بهتر از حیوان بودن است، گیاه بودن بهتر از حشره بودن است و الی آخر.
رستگاری چیست؟ هر چه که پادشاهیِ آگاهی را تقلیل دهد و استیلایش را نقض کند.
🖋امیل چوران
پن: (استیلا = چیرگی، غلبه)
🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
رستگاری چیست؟ هر چه که پادشاهیِ آگاهی را تقلیل دهد و استیلایش را نقض کند.
🖋امیل چوران
پن: (استیلا = چیرگی، غلبه)
🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
❤3👍1
همهی ما چه بیمار چه درمانگر و چه تنها در نقش یک انسان باید با مرگ نهایی، تنهاییمان در گیتی، یافتن معنا در زندگی و به رسمیت شناختن آزادیمان و پذیرش مسئولیت زندگیهایی که سرپرستیشان را بر عهده داریم، روبهرو شویم.
اگر به گسترهی آزادیمان نگاهی صادقانه بیافکنیم، میبینیم که فاقد ساختار بیرونیست. ما در جهانی بدون برنامهریزی ذاتی زندگی میکنیم که در آن آزادیم مؤلف زندگی خود باشیم.
ما مسئول دنیایی هستیم که برای خود میسازیم و نیز مسئول همهی آنچه میکنیم و نمیکنیم. چنین ارزیابیای از مسئولیت، بسیار برآشوبنده است. به تعبیر ژان پل سارتر، ما «مؤلف بیچون و چرا»ی هر چیزی هستیم که تجربه کردهایم.
ما انسانها به دلیل هراس از آزادی غاییمان، دفاعهای فراوانی برافراشتهایم که برخی از آنها به ناهنجاری روانی میانجامد.
تنهایی ما در گیتی گرچه هنگام ارتباط با سایر انسانها، تسکین مییابد و آرام میگیرد، ولی همچنان باقیست. تنها به دنیا میآییم و تنها از دنیا میرویم و در طول زندگی هم مدام باید تنش میان آرزویمان برای ارتباط با دیگران و آگاهی از تنها بودن خویش را مدیریت کنیم.
تنهایی (Aloneness) با تنها بودن (Loneliness) تفاوت دارد. تنها بودن حاصل عوامل اجتماعی، جغرافیایی و فرهنگیایست که به فروپاشی صمیمیت میانجامد. یا فرد مهارتهای اجتماعی کافی ندارد یا ویژگیهای شخصیتیاش با صمیمیت در تقابل است. ولی تنهایی (به مفهوم اگزیستانسیال) موضوعی بسیار ژرفتر است. تنهایی مفهومی بسیار اساسیتر و متمرکز بر هستیست و به مغاکی میان خود و دیگران اشاره دارد که نمیتوان بر آن پل زد.
تمامی انسانها باید معنایی در زندگی بیابند با این که هیچ معنایی مطلق نیست و هیچ معنایی هم برایمان تعیین نشده است. ما خود، جهان خویش را میسازیم و خود، باید پاسخگو باشیم که چرا زندگی میکنیم و چطور باید زندگی کنیم.
از دید یالوم، برنامهریزی انسانها برای هدف زندگی، اهمیتی بیشتر و ژرفتر مییابد اگر بهچیزی یا کسی بیرون از خودشان معطوف شود: عشق به یک آرمان، فرآیند هنری، عشق به دیگران یا ذات الهی.
آگاهی از مرگ و نابودی ناگزیر، دردناکترین و دشوارترین کار است. میکوشیم در متن تنهایی اگزیستانسیالمان معنایی بیابیم و مسئولیت آنچه براساس آزادی انتخابمان برگزیدهایم، برعهده بگیریم و با همهی اینها روزی فرا میرسد که دیگر نخواهیم بود. و زندگی میکنیم در حالیکه این آگاهی را پنهان میکنیم و در سایه نگه میداریم.
یالوم میگوید: «ساده نیست هر لحظهی زندگی را با آگاهی کامل از مرگ بگذرانیم. مانند این است که بکوشیم به چهرهی خورشید خیره شویم: فقط تا جایی میتوانی تاب آوری. از آنجا که نمیتوانیم با انجماد از ترس زندگی کنیم، شیوه هایی برای کاستن وحشت از مرگ میآفرینیم. با افکندن خویش به آینده از طریق تولید مثل، با تلاش در کسب ثروت و شهرت، با دچار شدن به رفتارهای وسواسی-جبری یا در سر پروراندن باوری رسوخناپذیر به وجود نجاتدهندهی غایی، این ترس را فرو مینشانیم.»
یالوم ناپایداری و بیثباتی زندگی را پذیرفته است، جهان بینیاش به چیزی فراتر از این نیاز ندارد. اگر فرد احساس کند تا آخرین لحظهی حیات، برای بالفعل کردن توان بالقوهاش کوشیده، دیگر نیازی به ترس از مرگ ندارد. برای اصیل زیستن هیچوقت دیر نیست.
#روتلن_جاسلسن، برگرفته از کتاب اروین یالوم: رواندرمانگر قصهگو
🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
اگر به گسترهی آزادیمان نگاهی صادقانه بیافکنیم، میبینیم که فاقد ساختار بیرونیست. ما در جهانی بدون برنامهریزی ذاتی زندگی میکنیم که در آن آزادیم مؤلف زندگی خود باشیم.
ما مسئول دنیایی هستیم که برای خود میسازیم و نیز مسئول همهی آنچه میکنیم و نمیکنیم. چنین ارزیابیای از مسئولیت، بسیار برآشوبنده است. به تعبیر ژان پل سارتر، ما «مؤلف بیچون و چرا»ی هر چیزی هستیم که تجربه کردهایم.
ما انسانها به دلیل هراس از آزادی غاییمان، دفاعهای فراوانی برافراشتهایم که برخی از آنها به ناهنجاری روانی میانجامد.
تنهایی ما در گیتی گرچه هنگام ارتباط با سایر انسانها، تسکین مییابد و آرام میگیرد، ولی همچنان باقیست. تنها به دنیا میآییم و تنها از دنیا میرویم و در طول زندگی هم مدام باید تنش میان آرزویمان برای ارتباط با دیگران و آگاهی از تنها بودن خویش را مدیریت کنیم.
تنهایی (Aloneness) با تنها بودن (Loneliness) تفاوت دارد. تنها بودن حاصل عوامل اجتماعی، جغرافیایی و فرهنگیایست که به فروپاشی صمیمیت میانجامد. یا فرد مهارتهای اجتماعی کافی ندارد یا ویژگیهای شخصیتیاش با صمیمیت در تقابل است. ولی تنهایی (به مفهوم اگزیستانسیال) موضوعی بسیار ژرفتر است. تنهایی مفهومی بسیار اساسیتر و متمرکز بر هستیست و به مغاکی میان خود و دیگران اشاره دارد که نمیتوان بر آن پل زد.
تمامی انسانها باید معنایی در زندگی بیابند با این که هیچ معنایی مطلق نیست و هیچ معنایی هم برایمان تعیین نشده است. ما خود، جهان خویش را میسازیم و خود، باید پاسخگو باشیم که چرا زندگی میکنیم و چطور باید زندگی کنیم.
از دید یالوم، برنامهریزی انسانها برای هدف زندگی، اهمیتی بیشتر و ژرفتر مییابد اگر بهچیزی یا کسی بیرون از خودشان معطوف شود: عشق به یک آرمان، فرآیند هنری، عشق به دیگران یا ذات الهی.
آگاهی از مرگ و نابودی ناگزیر، دردناکترین و دشوارترین کار است. میکوشیم در متن تنهایی اگزیستانسیالمان معنایی بیابیم و مسئولیت آنچه براساس آزادی انتخابمان برگزیدهایم، برعهده بگیریم و با همهی اینها روزی فرا میرسد که دیگر نخواهیم بود. و زندگی میکنیم در حالیکه این آگاهی را پنهان میکنیم و در سایه نگه میداریم.
یالوم میگوید: «ساده نیست هر لحظهی زندگی را با آگاهی کامل از مرگ بگذرانیم. مانند این است که بکوشیم به چهرهی خورشید خیره شویم: فقط تا جایی میتوانی تاب آوری. از آنجا که نمیتوانیم با انجماد از ترس زندگی کنیم، شیوه هایی برای کاستن وحشت از مرگ میآفرینیم. با افکندن خویش به آینده از طریق تولید مثل، با تلاش در کسب ثروت و شهرت، با دچار شدن به رفتارهای وسواسی-جبری یا در سر پروراندن باوری رسوخناپذیر به وجود نجاتدهندهی غایی، این ترس را فرو مینشانیم.»
یالوم ناپایداری و بیثباتی زندگی را پذیرفته است، جهان بینیاش به چیزی فراتر از این نیاز ندارد. اگر فرد احساس کند تا آخرین لحظهی حیات، برای بالفعل کردن توان بالقوهاش کوشیده، دیگر نیازی به ترس از مرگ ندارد. برای اصیل زیستن هیچوقت دیر نیست.
#روتلن_جاسلسن، برگرفته از کتاب اروین یالوم: رواندرمانگر قصهگو
🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
👍1👏1
☑️میکوشم بخشی از زندگیام را ببخشم، تلاشی بیهوده، زندگی فقط مال خودش است، پشیزی نمیارزد... میگفت زندگی فقط همین نیست، اما بود، هنوز هم هست، همانند سابق، هنوز در درونش هستم، همانند سابق، بر سرش صورتهایی میگذارم، نامهایی، جاهایی، همه را بههم میآمیزم...
ساموئل بکت
🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
ساموئل بکت
🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
👍2
☑️ بیآنكه بدانی حرف زدهای، بیآنكه بدانی زنده بودهای. بیآنكه بدانی مُردهای. ساعت را بپرس كمكت میكند. از هوا حرف بزن كمكت میكند
نامِ مادرت را به یاد بیاور. شكل و تصویرِ كسی را، سریع! از چیزِ كوچكی آغاز كن. مثلاً رنگها، مثلاً رنگِ زرد، سبز، اسمِ چند نوع درخت، به مغزی كه نیست فشار بیاور ،فصلها را ، مثلاً برف، سریع باش، سریع.. چیزی برای بودنت پیدا كُن، دُور بردار، ممكن است بقیه چیزها یادت بیاید. سریع! وگرنه واقعاً به مرگت عادت كردهای...
شهرام شیدایی
🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
نامِ مادرت را به یاد بیاور. شكل و تصویرِ كسی را، سریع! از چیزِ كوچكی آغاز كن. مثلاً رنگها، مثلاً رنگِ زرد، سبز، اسمِ چند نوع درخت، به مغزی كه نیست فشار بیاور ،فصلها را ، مثلاً برف، سریع باش، سریع.. چیزی برای بودنت پیدا كُن، دُور بردار، ممكن است بقیه چیزها یادت بیاید. سریع! وگرنه واقعاً به مرگت عادت كردهای...
شهرام شیدایی
🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
👍2
🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
Forwarded from Kalantar Economy (Navid Shiva)
📊 کاهش نرخ رشد GDP آمریکا چه معنایی دارد؟
Anonymous Quiz
34%
تقویت دلار و افزایش سرعت رشد تولید
36%
تضعیف دلار و کاهش رشد تولید
14%
تقویت دلار و کاهش سرعت رشد تولید
16%
تضعیف دلار و افزایش رشد تولید
👍2
Kalantar Economy
📊 کاهش نرخ رشد GDP آمریکا چه معنایی دارد؟
دوستان علاقه مند به مباحث اقتصاد کلان جهان عضو این کانال بشن. 🌺☑️
Forwarded from Kalantar Economy (Navid Shiva)
📈 کاهش مدعیان بیکاری بطور کل خبر خوبی برای اقتصاد یک کشور است. در واقع افرادی که به اداره کار برای دریافت بیمه بیکاری مراجعه میکنند کاهش پیدا کرده و به نوعی بیکاری به نسبت کمتر شده. همچنین مدعیان بیکاری تداوم یافته هم کاهش یافته. اما کاهش نرخ رشد تولید ناخالص داخلی فصلی ، این به معنای افزایش DXY هست چون به هرحال نرخ رشد مثبت بوده ! اما فقط سرعت رشد کم شده نسبت به گذشته.
🌐@kalantar_economy
🌐@kalantar_economy
👍1👎1
غمانگیز است، غمانگیز! زندگی را نمیگویم، منظورم زمان است! زندگی یعنی ما، و ما یعنی هیچ. اما زمان! زمان یعنی همه چیز.
آدم به سرعت پیر میشود، آن هم بدون اینکه بازگشتی در کار باشد.
وقتی بدون اراده، به بدبختی آن عادت کردی و حتی دوستش داشتی، آنوقت متوجه قضیه میشوی.
طبیعت از تو قویتر است. تو را در قالبی امتحان میکند و آنوقت دیگر نمیتوانی از آن بیرون بیایی. نقشت و سرنوشتت را بدون اینکه بفهمی، کم کم جدی میگیری و بعد وقتی سر برمیگردانی، میبینی که دیگر برای تغییر وقتی نیست. سر تا پا دلشوره شدهای و برای همیشه به همین شکل ثابت ماندهای. این حقیقت را وقتی میفهمی که دیگر کار از کار گذشته!
سلین
🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
آدم به سرعت پیر میشود، آن هم بدون اینکه بازگشتی در کار باشد.
وقتی بدون اراده، به بدبختی آن عادت کردی و حتی دوستش داشتی، آنوقت متوجه قضیه میشوی.
طبیعت از تو قویتر است. تو را در قالبی امتحان میکند و آنوقت دیگر نمیتوانی از آن بیرون بیایی. نقشت و سرنوشتت را بدون اینکه بفهمی، کم کم جدی میگیری و بعد وقتی سر برمیگردانی، میبینی که دیگر برای تغییر وقتی نیست. سر تا پا دلشوره شدهای و برای همیشه به همین شکل ثابت ماندهای. این حقیقت را وقتی میفهمی که دیگر کار از کار گذشته!
سلین
🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
❤2👍2
ghomeyshi01 (37).MP3
5.4 MB
🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
La bohème
Charles Aznavour - سایت جویا موزیک
🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی
Didare Molana o Shams - NasleMusic.Com
Homayoun Shajarian - NasleMusic.Com
🌐@E_C_Channel | کانال مدارهای الکتریکی