باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد
که مادران سیاه پوش،
داغداران زیباترین فرزندان افتاب و باد
هنوز از سجاده ها سر برنگرفته اند..
که مادران سیاه پوش،
داغداران زیباترین فرزندان افتاب و باد
هنوز از سجاده ها سر برنگرفته اند..
Forwarded from . humint
بعد از وصل شدن اینترنت، دو کانال شکل گرفت:
نامها را بخاطر بسپار و نامشان را صدا بزن.
امروز کانال اول بیش از هفتاد و پنچ هزار عضو دارد، اما کانال دوم هنوز به چهارده هزار نفر هم نرسیده. این اختلاف، یک واقعیت تلخ و تکاندهنده را نشان میدهد.
جاویدنامهای ما بینهایت عزیزند، ارزشمندند و یادشان همیشه با ماست. ما داغدارشان هستیم و خشم و اندوهمان از ظلمی که به آنها شد، خاموش نمیشود.
اما در کنار این سوگ، یک مسئولیت فوری و حیاتی داریم: زندگان.
کسانی که ربوده شدهاند، کسانی که زیر شکنجهاند، کسانی که هر لحظه در خطر اعداماند. اگر امروز صدای آنها نباشیم، فردا فقط به جمع جاویدنامها اضافه میشوند.
در این مقطع، پرداختن مداوم به زندهها اهمیت حیاتی دارد. اینکه هر روز، هر بار، چندبار نامشان تکرار شود، دیده شوند، فراموش نشوند. این تفاوت توجه میان کشتهشدگان و ربودهشدگان واقعاً آزاردهنده است.
من هر دو کانال را اینجا به اشتراک گذاشتم، اما نمیشود از اهمیت کانال «نامشان را صدا بزن» گذشت. این کانال صدای زندههاست؛ صدای کسانی که هنوز میشود نجاتشان داد.
نامها را بخاطر بسپار و نامشان را صدا بزن.
امروز کانال اول بیش از هفتاد و پنچ هزار عضو دارد، اما کانال دوم هنوز به چهارده هزار نفر هم نرسیده. این اختلاف، یک واقعیت تلخ و تکاندهنده را نشان میدهد.
جاویدنامهای ما بینهایت عزیزند، ارزشمندند و یادشان همیشه با ماست. ما داغدارشان هستیم و خشم و اندوهمان از ظلمی که به آنها شد، خاموش نمیشود.
اما در کنار این سوگ، یک مسئولیت فوری و حیاتی داریم: زندگان.
کسانی که ربوده شدهاند، کسانی که زیر شکنجهاند، کسانی که هر لحظه در خطر اعداماند. اگر امروز صدای آنها نباشیم، فردا فقط به جمع جاویدنامها اضافه میشوند.
در این مقطع، پرداختن مداوم به زندهها اهمیت حیاتی دارد. اینکه هر روز، هر بار، چندبار نامشان تکرار شود، دیده شوند، فراموش نشوند. این تفاوت توجه میان کشتهشدگان و ربودهشدگان واقعاً آزاردهنده است.
من هر دو کانال را اینجا به اشتراک گذاشتم، اما نمیشود از اهمیت کانال «نامشان را صدا بزن» گذشت. این کانال صدای زندههاست؛ صدای کسانی که هنوز میشود نجاتشان داد.
تو قسمتی از کتاب اسلاونکا دراکولیچ میگه:
آنها آدم ها را جوری بار می آورند که خیال کنی تغییر، غیر ممکن است. جوری بارت می آورند تا از تغییر بترسی و همیشه به آن بد گمان باشی. چون در مغزت فرو کرده اند که هر تغییری، فقط وضع را بدتر می کند. اما با تمام آن استبداد و آن کشتار و آن همه ناامیدی که حتی بیشتر از اکسیژن در هوا بود، آنها رفتند، ما ماندیم و حتی خندیدیم.
آنها آدم ها را جوری بار می آورند که خیال کنی تغییر، غیر ممکن است. جوری بارت می آورند تا از تغییر بترسی و همیشه به آن بد گمان باشی. چون در مغزت فرو کرده اند که هر تغییری، فقط وضع را بدتر می کند. اما با تمام آن استبداد و آن کشتار و آن همه ناامیدی که حتی بیشتر از اکسیژن در هوا بود، آنها رفتند، ما ماندیم و حتی خندیدیم.