♨️ خلق جسم دورفها توسط آئوله خدای صنعت⚒️ (پارت دوم)
🔹 آنگاه آئوله پتکی بزرگ برداشت تا دورف ها را درهم کوبد؛ و گریست. اما ایلوواتار بر آئوله و شور و شوقش، به سبب فروتنی او رحمت آورد؛ و دورف ها، خود را از پتک فراهم گرفته و بیمناک بودند، و کرنش کنان بخشش می طلبیدند. و صدای ایلوواتار به آئوله گفت: «هدیه تو را همان گاه که ساختی شان پذیرفتم. نمیبینی که این موجودات اکنون برای خود جان دارند، و با صدای خود سخن می گویند؟ اگر چنین نبود از ضربه تو، و نیز از هیچ فرمان اراده ات بر خود نمیلرزیدند.»
آنگاه آئوله پتک خویش را بر زمین انداخت و شادمان بود و ایلوواتار را سپاس گزارد و گفت: «ارو کار مرا متبرک و نقیصه هاش را برطرف گرداناد!»
🔸 اما ایلوواتار به سخن در آمد و گفت: «همچنان که اندیشههای آینور را در آغاز جهان هستی بخشیدم، اینک آرزوی تو را زیر بال خویش گرفته و جایگاهی به آن دادهام؛ اما به هیچ روی در پی حک و اصلاح ساخته دست تو نیستم، و آنان همان گونه خواهند بود که تو ساختی شان.
اما من برنمیتابم که اینان پیش از نخست زادگان طرح من پای بر عرصه بگذارند، و نیز ناشکیبایی تو پاداش را نمیسزد. اکنون ایشان در تاریکی زیر سنگ خواهند آرمید و تا به گاه چشم گشودن نخست زادگان بر روی زمین، از نهانگاه بدر نخواهند شد؛ و تا آن هنگام تو و آنان صبر پیشه کنید، اگرچه طولانی بنماید. اما هرگاه که زمانش فرا برسد، ایشان را بیدار خواهم کرد، و آنان برای تو به سان فرزندان خواهند بود؛ و گاه و بیگاه، کشمکشی در میان فرزندان تو و من درخواهد گرفت، میان فرزندخواندگان من و فرزندان برگزیده من.»
🔹 آنگاه آئوله آبای هفتگانه دورف را برداشت و آنان را در نقاطی بسیار دور از هم گذاشت؛ و به والینور بازگشت، و همچنان که سالیان طولانی به درازا می کشید، به انتظار باقی ماند.
از آنجا که دورف ها میبایست در روزگار قدرت ملکور پای بر عرصه می گذاشتند، آئوله ایشان را چنان ساخت که تاب پایداری داشته باشند. از این روی چون سنگ سخت اند، سرسخت، در دوستی و دشمنی استوار، و رنج بیگاری و گرسنگی و زخمهای تن را بیش از دیگر مردم ناطق تاب می آورند؛ و عمر ایشان دراز است، بیش از عمر آدمیان، اما نه تا ابد. در روزگاران کهن الفهای سرزمین میانه بر این باور بودند که دورفها پس از مرگ به همان خاک سنگی باز می گردند که از آن ساخته شدهاند؛ اما این باور خود ایشان نیست. زیرا خود می گویند آئوله صانع، که در زبان ایشان ماهال نام دارد، حامی شان است، و آنان را در تالارهایی جداگانه در ماندوس گرد می آورد؛ و نیز او به پدران کهن ایشان گفته است که ایلوواتار متبرک شان خواهد کرد و سرانجام جایی در میان فرزندان به ایشان عنایت خواهد فرمود.
🔸 آنگاه پیشه دورف ها خدمت به آئوله و یاری کردن او در بازساختن آردا پس از نبرد بازپسین خواهد بود. نیز می گویند که آباء هفتگانه دورف از نو به زندگی در میان خویشاوندان، باز می گردند و همان نامهای کهن را بر خود می نهند؛ و از میان ایشان دورین در روزگار پسین شهره تر بود، پدر آن تیره ای که با الفها بیش از دیگران دوستی داشت، و مسکن ایشان در خزد-دوم بود.
(خوندن پارت اول)
🔨 | #Dwarves
📖 | #Lore — Silmarillion
👤 | #Dialogue — #Aule & #Iluvatar
🗺 | Middle Earth
🔹 آنگاه آئوله پتکی بزرگ برداشت تا دورف ها را درهم کوبد؛ و گریست. اما ایلوواتار بر آئوله و شور و شوقش، به سبب فروتنی او رحمت آورد؛ و دورف ها، خود را از پتک فراهم گرفته و بیمناک بودند، و کرنش کنان بخشش می طلبیدند. و صدای ایلوواتار به آئوله گفت: «هدیه تو را همان گاه که ساختی شان پذیرفتم. نمیبینی که این موجودات اکنون برای خود جان دارند، و با صدای خود سخن می گویند؟ اگر چنین نبود از ضربه تو، و نیز از هیچ فرمان اراده ات بر خود نمیلرزیدند.»
آنگاه آئوله پتک خویش را بر زمین انداخت و شادمان بود و ایلوواتار را سپاس گزارد و گفت: «ارو کار مرا متبرک و نقیصه هاش را برطرف گرداناد!»
🔸 اما ایلوواتار به سخن در آمد و گفت: «همچنان که اندیشههای آینور را در آغاز جهان هستی بخشیدم، اینک آرزوی تو را زیر بال خویش گرفته و جایگاهی به آن دادهام؛ اما به هیچ روی در پی حک و اصلاح ساخته دست تو نیستم، و آنان همان گونه خواهند بود که تو ساختی شان.
اما من برنمیتابم که اینان پیش از نخست زادگان طرح من پای بر عرصه بگذارند، و نیز ناشکیبایی تو پاداش را نمیسزد. اکنون ایشان در تاریکی زیر سنگ خواهند آرمید و تا به گاه چشم گشودن نخست زادگان بر روی زمین، از نهانگاه بدر نخواهند شد؛ و تا آن هنگام تو و آنان صبر پیشه کنید، اگرچه طولانی بنماید. اما هرگاه که زمانش فرا برسد، ایشان را بیدار خواهم کرد، و آنان برای تو به سان فرزندان خواهند بود؛ و گاه و بیگاه، کشمکشی در میان فرزندان تو و من درخواهد گرفت، میان فرزندخواندگان من و فرزندان برگزیده من.»
🔹 آنگاه آئوله آبای هفتگانه دورف را برداشت و آنان را در نقاطی بسیار دور از هم گذاشت؛ و به والینور بازگشت، و همچنان که سالیان طولانی به درازا می کشید، به انتظار باقی ماند.
از آنجا که دورف ها میبایست در روزگار قدرت ملکور پای بر عرصه می گذاشتند، آئوله ایشان را چنان ساخت که تاب پایداری داشته باشند. از این روی چون سنگ سخت اند، سرسخت، در دوستی و دشمنی استوار، و رنج بیگاری و گرسنگی و زخمهای تن را بیش از دیگر مردم ناطق تاب می آورند؛ و عمر ایشان دراز است، بیش از عمر آدمیان، اما نه تا ابد. در روزگاران کهن الفهای سرزمین میانه بر این باور بودند که دورفها پس از مرگ به همان خاک سنگی باز می گردند که از آن ساخته شدهاند؛ اما این باور خود ایشان نیست. زیرا خود می گویند آئوله صانع، که در زبان ایشان ماهال نام دارد، حامی شان است، و آنان را در تالارهایی جداگانه در ماندوس گرد می آورد؛ و نیز او به پدران کهن ایشان گفته است که ایلوواتار متبرک شان خواهد کرد و سرانجام جایی در میان فرزندان به ایشان عنایت خواهد فرمود.
🔸 آنگاه پیشه دورف ها خدمت به آئوله و یاری کردن او در بازساختن آردا پس از نبرد بازپسین خواهد بود. نیز می گویند که آباء هفتگانه دورف از نو به زندگی در میان خویشاوندان، باز می گردند و همان نامهای کهن را بر خود می نهند؛ و از میان ایشان دورین در روزگار پسین شهره تر بود، پدر آن تیره ای که با الفها بیش از دیگران دوستی داشت، و مسکن ایشان در خزد-دوم بود.
(خوندن پارت اول)
🔨 | #Dwarves
📖 | #Lore — Silmarillion
👤 | #Dialogue — #Aule & #Iluvatar
🗺 | Middle Earth
👍30🔥4❤3👎1🐳1
💯 ساخت غبار و دود پس از فوران اورودرین بدون پرده سبز بود!
🔹 الکس دیزنهوف، کارگردان هنری و مدیر فیلمبرداری سریال حلقههای قدرت، در مصاحبهای جدیدش گفت در این سکانسهای از جلوه CGI استفاده نشده و تصاویر صحنه بدون کروماکی است.
همه چیز در این صحنه، با کار دوربین، ایجاد جلوههای کاربردی سینما و تصحیح رنگ در پست پروداکشن خلق شد.
🔸 او در این باره میگوید:
"من در سال 2020 در یک آتشسوزی در پورتلند گیر کردم، بنابراین تصاویر ذهنی خود را از آن فوران داشتم. در آنجا اساسا رنگی تشکیل شد که من دنبال آن بودم. رنگی که من دیده بودم و برای این سکانس در ذهن داشتم، مخلوط نارنجی، قرمز و زرد بود."
🔹 پس از اینکه در قسمت ۶ سریال کوه آتشفشانی اورودرین (معرفی ارودرین)، فوران میکند، در قسمت ۷ غبار و دود و گاز ناشی از فوران آتشفشان در فضا منتشر میشود.
🔸 این اتفاق آخرالزمانی در کتابها هم وجود داشته و در اوایل دوران دوم سرزمین میانه سائورون سرزمین جنوبی را با نام موردور، به عنوان قلمرو خود برمیگزیند. (سال ۱۰۰۰ از د.د.)
🚨 | #News
🎙 | #Interview
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
🔹 الکس دیزنهوف، کارگردان هنری و مدیر فیلمبرداری سریال حلقههای قدرت، در مصاحبهای جدیدش گفت در این سکانسهای از جلوه CGI استفاده نشده و تصاویر صحنه بدون کروماکی است.
همه چیز در این صحنه، با کار دوربین، ایجاد جلوههای کاربردی سینما و تصحیح رنگ در پست پروداکشن خلق شد.
🔸 او در این باره میگوید:
"من در سال 2020 در یک آتشسوزی در پورتلند گیر کردم، بنابراین تصاویر ذهنی خود را از آن فوران داشتم. در آنجا اساسا رنگی تشکیل شد که من دنبال آن بودم. رنگی که من دیده بودم و برای این سکانس در ذهن داشتم، مخلوط نارنجی، قرمز و زرد بود."
🔹 پس از اینکه در قسمت ۶ سریال کوه آتشفشانی اورودرین (معرفی ارودرین)، فوران میکند، در قسمت ۷ غبار و دود و گاز ناشی از فوران آتشفشان در فضا منتشر میشود.
🔸 این اتفاق آخرالزمانی در کتابها هم وجود داشته و در اوایل دوران دوم سرزمین میانه سائورون سرزمین جنوبی را با نام موردور، به عنوان قلمرو خود برمیگزیند. (سال ۱۰۰۰ از د.د.)
🚨 | #News
🎙 | #Interview
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
👍64❤🔥9👏5👎2👌1🕊1
💯 موسیقی متن قسمت هفتم از فصل ۱ که "The Eye" نام داشت منتشر شد❤️🔥
🎧 شنیدن آلبوم در آمازون موزیک
فهرست ترک ها:
1. Crimson Aftermath (3:03)
2. The Grove (3:44)
3. Fire and Rock (6:31)
4. Only Grey (4:51)
5. The Apple (4:12)
6. Memories of Dancing (3:48)
7. The Vein (7:50)
8. The Extinguished Torch (4:32)
9. Infirmary (6:33)
10. A Leaf Burns (9:53)
پ.ن: از پیش مشخص شده بود بعد از هر اپیزود یک آلبوم موسیقی جداگانه منتشر میشود.
🚨 | #News
🎧 | #Music
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
🎧 شنیدن آلبوم در آمازون موزیک
فهرست ترک ها:
1. Crimson Aftermath (3:03)
2. The Grove (3:44)
3. Fire and Rock (6:31)
4. Only Grey (4:51)
5. The Apple (4:12)
6. Memories of Dancing (3:48)
7. The Vein (7:50)
8. The Extinguished Torch (4:32)
9. Infirmary (6:33)
10. A Leaf Burns (9:53)
پ.ن: از پیش مشخص شده بود بعد از هر اپیزود یک آلبوم موسیقی جداگانه منتشر میشود.
🚨 | #News
🎧 | #Music
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
👍11❤🔥5🔥3🐳3
💯 تنش های روانی گالادریل!
🔹 ثیئو:" آنها مرده اند، نه؟ آروندیر، دوستانم، مادرم."
گالادریل: "چیزی را که نمی توان دانست، ذهن را توخالی می کند. آن را با حدس و گمان پر نکن."
🔸 گالادریل این را به خوبی می داند زیرا این دقیقاً همان کاری است که او در مورد سرنوشت کلبورن انجام می داد. او میداند که این همه عدم قطعیت و حدس و گمان زدن چقدر میتواند آزاردهنده و پوچی اور باشد. این همان دلیلی است که افراد گمشده در دنیای واقعی پس از مدتی باید مرده فرض شوند زیرا خانواده آنها به نوعی حس سرانجام مصیبت نیاز دارند. بعد از یک مرحله مشخص، تمام چیزی که آنها می خواهند فقط یک خبر است، هر خبری، حتی خبری که مرگ را تأیید می کند، زیرا که می تواند بلخره به آنها حس خاتمه و سرانجام مصیبت دهد. گالادریل (ناخودآگاه) از این موضوع آگاه است، اما تاکنون از آن پنهان شده و فرار کرده است، زیرا نمیخواهد با آن درد روبرو شود و آن را پردازش کند. این ممکن است اولین بار در قرن ها باشد که او به خود اجازه می دهد تا در مورد آن فکر کند.
🔹 مورفید کلارک می گوید : "گالادریل جوریه که انگار توانایی کنار اومدن با گمشدن کلبورن را ندارد. پس او افکار متضادش را قطعه قطعه کرده و منزوی و پنهان کرده است."
📌 این یک نوع گسستگی و فروپاشی روحی روانی است، که گالادریل قرن هاست از آن رنج می برد و بلخره اولین قدم به سوی بهبود را در قسمت هفتم برداشت.
🧝🏻♀ | #Galadriel
✍ | #Analysis
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
🔹 ثیئو:" آنها مرده اند، نه؟ آروندیر، دوستانم، مادرم."
گالادریل: "چیزی را که نمی توان دانست، ذهن را توخالی می کند. آن را با حدس و گمان پر نکن."
🔸 گالادریل این را به خوبی می داند زیرا این دقیقاً همان کاری است که او در مورد سرنوشت کلبورن انجام می داد. او میداند که این همه عدم قطعیت و حدس و گمان زدن چقدر میتواند آزاردهنده و پوچی اور باشد. این همان دلیلی است که افراد گمشده در دنیای واقعی پس از مدتی باید مرده فرض شوند زیرا خانواده آنها به نوعی حس سرانجام مصیبت نیاز دارند. بعد از یک مرحله مشخص، تمام چیزی که آنها می خواهند فقط یک خبر است، هر خبری، حتی خبری که مرگ را تأیید می کند، زیرا که می تواند بلخره به آنها حس خاتمه و سرانجام مصیبت دهد. گالادریل (ناخودآگاه) از این موضوع آگاه است، اما تاکنون از آن پنهان شده و فرار کرده است، زیرا نمیخواهد با آن درد روبرو شود و آن را پردازش کند. این ممکن است اولین بار در قرن ها باشد که او به خود اجازه می دهد تا در مورد آن فکر کند.
🔹 مورفید کلارک می گوید : "گالادریل جوریه که انگار توانایی کنار اومدن با گمشدن کلبورن را ندارد. پس او افکار متضادش را قطعه قطعه کرده و منزوی و پنهان کرده است."
📌 این یک نوع گسستگی و فروپاشی روحی روانی است، که گالادریل قرن هاست از آن رنج می برد و بلخره اولین قدم به سوی بهبود را در قسمت هفتم برداشت.
🧝🏻♀ | #Galadriel
✍ | #Analysis
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
❤🔥20👎9👏9👍8🕊1
💢 دنده عقب گرفتن گالادریل از عقایدش!
🔻 ثیئو: چندتا اورک کشتی؟
گالادریل: بسیاری.
ثیئو: خوبه
گالادریل: من چنین الفاظی را به کار نمی برم... دل را سیاه می کند که کارهای سیاه را «خوب» بنامیم. جایی برای رشد شر در درون ما می دهد. هر جنگی هم در بیرون و هم در درون انجام می شود. هر سربازی باید از آن آگاه باشد.
🔶 جالب است که این یک چرخش 180 درجه ای است از چیزی است که او به آدار در مورد کشتن تک تک اورک ها گفته بود. او این حرفها را زمانی میگفت که برای سرنخ گیر اوردن درباره سائرون عاجز بود و آدار بهترین و تنها سرنخ او در آن لحظه بود. اما پس از فوران کوه و دیدن عواقب آن، سرانجام منطق او بر انگیزه های او غالب شد و متوجه شد که همیشه هم نتیجه نهایی خوب راه و روش بد و معیوب را توجیه نمیکند: در تعقیب سائرون، او بسیاری از مردم را مورد سواستفاده، دستکاری و فریب قرار داد و در نهایت منجر به مرگ بسیاری از نومه نوری ها شد که به او اعتماد داشتند، و سرانجام همه اینها هیچ نتیجه ای نداشت. توجیه اعمال تاریک به عنوان یک چیز "خوب" می تواند منجر به شر و اهریمن واقعی شود، که آدار به درستی او را درباره اش مورد خطاب قرار داد. او هنوز هم ممکن است فکر کند که کشتن اورک ها ممکن است گاهی اوقات ضروری باشد، اما او دیگر آن را "خوب" نمی خواند. این تمایز مهم است.
🔸 گالادریل همچنین متوجه می شود که مهمترین مبارزه او با خودش است و با شمشیر نمی توان آن را پیروز شد. به همین دلیل است که در دوران سوم او دیگر از شمشیر استفاده نمی کند، بلکه از آینه استفاده می کند: آینه گالادریل. این یک یادآوری برای او است که همیشه به درون خودش نگاه کند و با خودش و تمام خواسته ها، ترس ها، انگیزه ها و آسیب ها و تراماهایش روبرو شود.
🔷 گالادریل سرانجام به توصیه های الروند توجه کرد و شمشیر خود را به صورت مجازی و تحت اللفظی کنار گذاشت و آن را به ثیئو داد. و برای تئو، او یک شمشیر شیطانی را از دست داد و یک شمشیر الفی-نومه نوری به دست آورد.
🧝🏻♀ | #Galadriel
✍ | #Analysis
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
🔻 ثیئو: چندتا اورک کشتی؟
گالادریل: بسیاری.
ثیئو: خوبه
گالادریل: من چنین الفاظی را به کار نمی برم... دل را سیاه می کند که کارهای سیاه را «خوب» بنامیم. جایی برای رشد شر در درون ما می دهد. هر جنگی هم در بیرون و هم در درون انجام می شود. هر سربازی باید از آن آگاه باشد.
🔶 جالب است که این یک چرخش 180 درجه ای است از چیزی است که او به آدار در مورد کشتن تک تک اورک ها گفته بود. او این حرفها را زمانی میگفت که برای سرنخ گیر اوردن درباره سائرون عاجز بود و آدار بهترین و تنها سرنخ او در آن لحظه بود. اما پس از فوران کوه و دیدن عواقب آن، سرانجام منطق او بر انگیزه های او غالب شد و متوجه شد که همیشه هم نتیجه نهایی خوب راه و روش بد و معیوب را توجیه نمیکند: در تعقیب سائرون، او بسیاری از مردم را مورد سواستفاده، دستکاری و فریب قرار داد و در نهایت منجر به مرگ بسیاری از نومه نوری ها شد که به او اعتماد داشتند، و سرانجام همه اینها هیچ نتیجه ای نداشت. توجیه اعمال تاریک به عنوان یک چیز "خوب" می تواند منجر به شر و اهریمن واقعی شود، که آدار به درستی او را درباره اش مورد خطاب قرار داد. او هنوز هم ممکن است فکر کند که کشتن اورک ها ممکن است گاهی اوقات ضروری باشد، اما او دیگر آن را "خوب" نمی خواند. این تمایز مهم است.
🔸 گالادریل همچنین متوجه می شود که مهمترین مبارزه او با خودش است و با شمشیر نمی توان آن را پیروز شد. به همین دلیل است که در دوران سوم او دیگر از شمشیر استفاده نمی کند، بلکه از آینه استفاده می کند: آینه گالادریل. این یک یادآوری برای او است که همیشه به درون خودش نگاه کند و با خودش و تمام خواسته ها، ترس ها، انگیزه ها و آسیب ها و تراماهایش روبرو شود.
🔷 گالادریل سرانجام به توصیه های الروند توجه کرد و شمشیر خود را به صورت مجازی و تحت اللفظی کنار گذاشت و آن را به ثیئو داد. و برای تئو، او یک شمشیر شیطانی را از دست داد و یک شمشیر الفی-نومه نوری به دست آورد.
🧝🏻♀ | #Galadriel
✍ | #Analysis
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
👏34👍19❤🔥5👎5💋2
♨️ تاثیر یک پسر نوجوان بر گالادریل!
ثیئو: ایا تا به حال شخص نزدیکی را از دست داده ای؟ بخاطر اونا؟ منظورم خویشاوند است.
گالادریل: ...همسرم. کلبورن نام او بود.
⭕️ احتمالا قرن ها بود که کسی از گالادریل چنین سوال هایی نپرسیده بود و با او چنین درددل نکرده بود (شاید که فکر میکردند این باعث شود درد و رنج گالادریل را بیشتر کند و او را به بیشتر تکانشی شدن و انتقام جویی شدیدتر ببرد). اما حالا یک بچه انسان خیلی رک و روراست اینکار را کرد.
💢 مورفید کلارک میگوید: این صراحت و معصومیت نادر و غیرمنتظره از کودکی که به سختی می شناخت، گالادریل را کاملا "خلع سلاح" کرد. و این کلید بعیدی بود که بالاخره قفل ذهن و قلب او را که خودش کلید آن را گم کرده بود باز کرد.
🧝🏻♀ | #Galadriel
✍ | #Analysis
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
ثیئو: ایا تا به حال شخص نزدیکی را از دست داده ای؟ بخاطر اونا؟ منظورم خویشاوند است.
گالادریل: ...همسرم. کلبورن نام او بود.
⭕️ احتمالا قرن ها بود که کسی از گالادریل چنین سوال هایی نپرسیده بود و با او چنین درددل نکرده بود (شاید که فکر میکردند این باعث شود درد و رنج گالادریل را بیشتر کند و او را به بیشتر تکانشی شدن و انتقام جویی شدیدتر ببرد). اما حالا یک بچه انسان خیلی رک و روراست اینکار را کرد.
💢 مورفید کلارک میگوید: این صراحت و معصومیت نادر و غیرمنتظره از کودکی که به سختی می شناخت، گالادریل را کاملا "خلع سلاح" کرد. و این کلید بعیدی بود که بالاخره قفل ذهن و قلب او را که خودش کلید آن را گم کرده بود باز کرد.
🧝🏻♀ | #Galadriel
✍ | #Analysis
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
👍29👎5❤🔥3👏1🍓1
💯 باز اندیشی گالادریل در اعمال خود!
📌 ثیئو: من به دشمن قدرت دادم. بنابراین من مقصر و مسئول هستم.
گالادریل: برخی می گویند این طریقه و رسم چیزها است. اما من معتقدم که خردمندان به آنچه در قلب ماست نیز نگاه می کنند... بار و سنگینی این روز را بر دوش خود مگیر ثیئو. ممکن است برایت دشوار باشد که دوباره آن را زمین بگذاری.
🔺 این بر اهمیت آنچه در درون خود است، و اهمیت تفکیک آنچه که کسی میتواند سعی کند کنترل کند (قلبش) و آنچه که اغلب نمیتواند کنترل کند (پیامدهای بیرونی بزرگ و سرنوشت) تأکید میکند.
🔺 در اینجا گالادریل به وضوح خود را در ثیئو می بیند. او بارهای زیادی را حمل می کرد و نمی توانست آنها را زمین بگذارد و رهایشان کند. او سعی کرد خنجر فینرود و سوگند او را حمل کند، او تلاش کرد تا پویش برای یافتن سائرون را انجام دهد، اما این فقط روح او را سنگین کرد. او خیلی چیزها را به گردن سائرون انداخت، اما بخشی از او خودش را هم مقصر دانست. با هشدار دادن به ثیئو در مورد خطر این مسیر، او بلخره به ردپای خود نگاه می کند و به اصلاح مسیر فکر می کند.
🧝🏻♀ | #Galadriel
✍ | #Analysis
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
📌 ثیئو: من به دشمن قدرت دادم. بنابراین من مقصر و مسئول هستم.
گالادریل: برخی می گویند این طریقه و رسم چیزها است. اما من معتقدم که خردمندان به آنچه در قلب ماست نیز نگاه می کنند... بار و سنگینی این روز را بر دوش خود مگیر ثیئو. ممکن است برایت دشوار باشد که دوباره آن را زمین بگذاری.
🔺 این بر اهمیت آنچه در درون خود است، و اهمیت تفکیک آنچه که کسی میتواند سعی کند کنترل کند (قلبش) و آنچه که اغلب نمیتواند کنترل کند (پیامدهای بیرونی بزرگ و سرنوشت) تأکید میکند.
🔺 در اینجا گالادریل به وضوح خود را در ثیئو می بیند. او بارهای زیادی را حمل می کرد و نمی توانست آنها را زمین بگذارد و رهایشان کند. او سعی کرد خنجر فینرود و سوگند او را حمل کند، او تلاش کرد تا پویش برای یافتن سائرون را انجام دهد، اما این فقط روح او را سنگین کرد. او خیلی چیزها را به گردن سائرون انداخت، اما بخشی از او خودش را هم مقصر دانست. با هشدار دادن به ثیئو در مورد خطر این مسیر، او بلخره به ردپای خود نگاه می کند و به اصلاح مسیر فکر می کند.
🧝🏻♀ | #Galadriel
✍ | #Analysis
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
👍27👎5❤🔥3🍾2
❤🔥26👍3👎3😢3👌1🍾1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌 پست جدید صفحه رسمی سریال ارباب حلقهها: حلقههای قدرت:
♨️ «این جمعه، اهریمن خود را آشکار میکند.»
پ.ن: شایعه شده بود که در این قسمت سائورون ظهور میکند و میفهمیم هویت اصلی هالبرند سائورون بود! آیا این نظریه درست از آب در میآید؟!👀
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
♨️ «این جمعه، اهریمن خود را آشکار میکند.»
پ.ن: شایعه شده بود که در این قسمت سائورون ظهور میکند و میفهمیم هویت اصلی هالبرند سائورون بود! آیا این نظریه درست از آب در میآید؟!👀
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
👍51👎13😈9🍾5🤔1