🩸 خویشاوندکشی دوم 🩸
💎 دیور حاضر نشد که سیلماریل را به پسران فئانور واگذار کند. کله گورم برادران را تحریک کرد که برای بازستاندن سیلماریل دست به اقدام کنند. زیرا تا وقتی لوتین زنده بود فئانوری ها برای بازپس گرفتن جواهر جرات حمله به بانوی سیندار را نداشتند. اما حالا که آن دست پسرش دیور بود، به یغما بردنش ممکن بنظر میرسید.
'چه باشد دوست چه دشمن، یا که موجود شیطانی
چه باشد از مورگوث، الف، یا فرزند فانی
یا هرکه مسکون باشد اینجا بر روی کره زمین
نه قانون، نه عشق، نه لیگ جهنمین
نه نیروی خدایان، نه طلسم دربند دراورنده
او را حفاظت نیست از چنگ نفرت برنده
از نفرت پسران فئانور بر آنکه بگیرد یا بدزدد
یا که پیدا کند نگه دارد
یا که ندهد به ما تحویل
میراث ما را، یک جواهر قدسی سیلماریل.
تنها ما برحق اینان را مدعی هستیم برای مالکیت،
سه جواهری را که الهه ستارگان افسون بخشیده برای ابدیت.'
⚔️ بدین ترتیب دومین نبرد کشتار الف به دست الف اغاز گشت، ثمره سوگند وحشتناک. پسران فئانور با تمام ارتششان غافلگیرانه در زمستان به سوی نبرد آمدند. دیور الوخیل در مرزهای شرقی دوریاث با پسران فئانور جنگید، و کشته شد. آنجا کله گورم هم سقوط کرد (به دست دیور). الرود و الورین، دوقلوهای خردسال دیور توسط پسران فئانور به قتل رسیدند. کوروفین و کارانثیر نیز در نبرد از پای درآمدند. دوریاث نابود شد، و دیگر هرگز ازنو احیا نشد.
🏵 اما الوینگ، دختر سه ساله دیور، توسط الف های وفادار نجات پیدا کرد. و پسران فئانور آنچه در پویشش بودند را نیافتند، زیرا که کلبورن و گالادریل و تراندویل و بقیه بازماندگان دوریاث از جلویشان گریختند، و با خود الوینگ را بهمراه سیلماریل و گردنبند به دهانه رود سیریون بردند، و مایدروس نتوانست پیداش کند.
🗡 | #Kinslaying | #BattlesOfMiddleEarth
📚 | #Lore — History of Middle-earth & Unfinished Tales & Silmarillion
✍️ | #Poem
🗺️ | Middle Earth
💎 دیور حاضر نشد که سیلماریل را به پسران فئانور واگذار کند. کله گورم برادران را تحریک کرد که برای بازستاندن سیلماریل دست به اقدام کنند. زیرا تا وقتی لوتین زنده بود فئانوری ها برای بازپس گرفتن جواهر جرات حمله به بانوی سیندار را نداشتند. اما حالا که آن دست پسرش دیور بود، به یغما بردنش ممکن بنظر میرسید.
'چه باشد دوست چه دشمن، یا که موجود شیطانی
چه باشد از مورگوث، الف، یا فرزند فانی
یا هرکه مسکون باشد اینجا بر روی کره زمین
نه قانون، نه عشق، نه لیگ جهنمین
نه نیروی خدایان، نه طلسم دربند دراورنده
او را حفاظت نیست از چنگ نفرت برنده
از نفرت پسران فئانور بر آنکه بگیرد یا بدزدد
یا که پیدا کند نگه دارد
یا که ندهد به ما تحویل
میراث ما را، یک جواهر قدسی سیلماریل.
تنها ما برحق اینان را مدعی هستیم برای مالکیت،
سه جواهری را که الهه ستارگان افسون بخشیده برای ابدیت.'
⚔️ بدین ترتیب دومین نبرد کشتار الف به دست الف اغاز گشت، ثمره سوگند وحشتناک. پسران فئانور با تمام ارتششان غافلگیرانه در زمستان به سوی نبرد آمدند. دیور الوخیل در مرزهای شرقی دوریاث با پسران فئانور جنگید، و کشته شد. آنجا کله گورم هم سقوط کرد (به دست دیور). الرود و الورین، دوقلوهای خردسال دیور توسط پسران فئانور به قتل رسیدند. کوروفین و کارانثیر نیز در نبرد از پای درآمدند. دوریاث نابود شد، و دیگر هرگز ازنو احیا نشد.
🏵 اما الوینگ، دختر سه ساله دیور، توسط الف های وفادار نجات پیدا کرد. و پسران فئانور آنچه در پویشش بودند را نیافتند، زیرا که کلبورن و گالادریل و تراندویل و بقیه بازماندگان دوریاث از جلویشان گریختند، و با خود الوینگ را بهمراه سیلماریل و گردنبند به دهانه رود سیریون بردند، و مایدروس نتوانست پیداش کند.
🗡 | #Kinslaying | #BattlesOfMiddleEarth
📚 | #Lore — History of Middle-earth & Unfinished Tales & Silmarillion
✍️ | #Poem
🗺️ | Middle Earth
👍21😱3
🌊 خویشاوندکشی سوم 🌊
💎 سرانجام فئانوری ها دریافتند که یک سیلماریل در پناهگاه سیریون مشتعل است، و درخواست کردند که به آنان بازگردانده شود. اما مردم سیریون حاضر نبودند جواهری را واگذار کنند که برن از تاج آهنین ستانده بود و لوتین پوشیده بود و دیور بخاطرش کشته شده بود. بعلاوه، نیروی پناهگاهشان را سیلماریل تامین میکرد.
⚔️ بدین سان به سر رسید سیاه ترین ثمره سوگند ملعون؛ پسران فئانور برعلیه تبعیدیان دوریاث، گاندولین و نارگوثراند آمدند و آنان را قتل عام کردند. برخی کنار کشیدند، برخی برضد فرمانده های خود شورش کردند. امبروسا کشته شد. اما مایدروس و ماگلور، اخرین بازماندگان پسران فئانور، روز را پیروز شدند.
⚓️ خیلی دیر کیردان با کشتی هایش به کمک آمد. سپس آن دسته اندک که از بین نرفته بودند بهمراه گیل گالاد به کیردان در جزیره بالار پیوستند، و گفتند که الروند و الروس، پسران دوقلوی الوینگ، اسیر شده اند. و الوینگ برای نجات دادن سیلماریل از دست فئانوری ها خود را به دریا افکنده است.
💔 ماگلور دلش به حال الروند و الروس سوخت، و آنان را به فرزندخواندگی قبول کرد.
🗡 | #Kinslaying
📚 | #Lore — HoME & Silmarillion
🗺️ | Middle Earth
💎 سرانجام فئانوری ها دریافتند که یک سیلماریل در پناهگاه سیریون مشتعل است، و درخواست کردند که به آنان بازگردانده شود. اما مردم سیریون حاضر نبودند جواهری را واگذار کنند که برن از تاج آهنین ستانده بود و لوتین پوشیده بود و دیور بخاطرش کشته شده بود. بعلاوه، نیروی پناهگاهشان را سیلماریل تامین میکرد.
⚔️ بدین سان به سر رسید سیاه ترین ثمره سوگند ملعون؛ پسران فئانور برعلیه تبعیدیان دوریاث، گاندولین و نارگوثراند آمدند و آنان را قتل عام کردند. برخی کنار کشیدند، برخی برضد فرمانده های خود شورش کردند. امبروسا کشته شد. اما مایدروس و ماگلور، اخرین بازماندگان پسران فئانور، روز را پیروز شدند.
⚓️ خیلی دیر کیردان با کشتی هایش به کمک آمد. سپس آن دسته اندک که از بین نرفته بودند بهمراه گیل گالاد به کیردان در جزیره بالار پیوستند، و گفتند که الروند و الروس، پسران دوقلوی الوینگ، اسیر شده اند. و الوینگ برای نجات دادن سیلماریل از دست فئانوری ها خود را به دریا افکنده است.
💔 ماگلور دلش به حال الروند و الروس سوخت، و آنان را به فرزندخواندگی قبول کرد.
🗡 | #Kinslaying
📚 | #Lore — HoME & Silmarillion
🗺️ | Middle Earth
👍27❤🔥7💔4👌3
🔥 حکایت سقوط مورگوث در جنگ خشم، بزرگترین جنگ دوران خورشیدی، و پایان روزگاران کهن.
🗡 | #WarOfWrath
⚔ | #BattlesOfMiddleEarth
📚 | #Lore — HoME & Silmarillion
🗺️ | Middle Earth
🗡 | #WarOfWrath
⚔ | #BattlesOfMiddleEarth
📚 | #Lore — HoME & Silmarillion
🗺️ | Middle Earth
⚡41🔥16👍10❤🔥6❤3👏1👌1🌭1💯1
Samwise the Brave
Howard Shore
(همزمان با پخش آهنگ متن رو بخونید)
+ من نمیتونم اینکار رو انجام بدم سم.
- میدونم همه اینها اشتباهه… راستش ما اصلا نباید اینجا باشیم؛ ولی هستیم…
درست مثل حکایات بزرگه آقای فرودو اونایی که واقعا مهم بودن… پر از تاریکی و خطر… و بعضی وقتا دلت نمیخواست آخرشون رو بدونی… چون چهطور میتونست پایان خوشی داشته باشن؟
چهطور دنیا میتونست برگرده به قبل، وقتی که اینهمه اتفاقات بد افتاده؟
اما در آخر این فقط یک چیز گذراست… این سایه، حتی تاریکی باید بگذره… یک روز جدید خواهد اومد و وقتی خورشید میدرخشه، از همیشه درخشانتر خواهد درخشید.
اینها داستانهایی بودند که باهات موندن.
اونا معنیای داشتن حتی اگه اونقدر کوچیک بودی که بفهمی چرا؛ ولی من فکر میکنم اقای فرودو، میفهمم، من الان میفهمم…
مردمی که تو اون داستان ها بودند کلی فرصت داشتن که برگردند (تسلیم بشن) ولی اونا اینکار رو نکردن… اونا به حرکت ادامه دادن… چون اونا به یه چیزی تکیه کرده بودن.
+ ما به چی تکیه کردیم سم؟
- اینکه توی این دنیا هنوز مقداری خوبی هست اقای فرودو… و ارزش جنگیدن براش رو داره.
🖤 | #For_Freedom
🎵 | #Music
✏️ | #Quote — #Samwise, LOTR By Peter Jackson
🗣 | #Dialogue
🗺 | Middle-Earth
+ من نمیتونم اینکار رو انجام بدم سم.
- میدونم همه اینها اشتباهه… راستش ما اصلا نباید اینجا باشیم؛ ولی هستیم…
درست مثل حکایات بزرگه آقای فرودو اونایی که واقعا مهم بودن… پر از تاریکی و خطر… و بعضی وقتا دلت نمیخواست آخرشون رو بدونی… چون چهطور میتونست پایان خوشی داشته باشن؟
چهطور دنیا میتونست برگرده به قبل، وقتی که اینهمه اتفاقات بد افتاده؟
اما در آخر این فقط یک چیز گذراست… این سایه، حتی تاریکی باید بگذره… یک روز جدید خواهد اومد و وقتی خورشید میدرخشه، از همیشه درخشانتر خواهد درخشید.
اینها داستانهایی بودند که باهات موندن.
اونا معنیای داشتن حتی اگه اونقدر کوچیک بودی که بفهمی چرا؛ ولی من فکر میکنم اقای فرودو، میفهمم، من الان میفهمم…
مردمی که تو اون داستان ها بودند کلی فرصت داشتن که برگردند (تسلیم بشن) ولی اونا اینکار رو نکردن… اونا به حرکت ادامه دادن… چون اونا به یه چیزی تکیه کرده بودن.
+ ما به چی تکیه کردیم سم؟
- اینکه توی این دنیا هنوز مقداری خوبی هست اقای فرودو… و ارزش جنگیدن براش رو داره.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥47👍12🕊9👌2🌚2💔2🔥1
Howard Shore - In Dreams
Howard Shore
When the cold of winter comes,
Starless night will cover day
In the veiling of the sun,
We will walk in bitter rain.
But in dreams,
I can hear your name.
And in dreams,
We will meet again.
When the seas and mountains fall
And we come to end of days,
In the dark I hear a call
Calling me there
I will go there
And back again.
هنگامی سوز زمستان فرا میرسد،
شب بیستاره روز را در حجاب خورشید، خواهد پوشاند.
در بارانی بس تلخ قدم خواهیم زد.
اما در رویاها،
نامت را توانم شنید.
و در رویاها،
دوباره یکدیگر را دیدار خواهیم کرد.
هنگامی که دریاها و کوهها فروپاشند
و ما به پایان روز رسیدیم،
در میان تاریکی ندایی را شنیدم،
مرا به آنجا میخواند.
من به آنجا میروم و دوباره باز میگردم.
🖤 | #For_Freedom
🎶 | #Music
◼️ | Middle Earth
Starless night will cover day
In the veiling of the sun,
We will walk in bitter rain.
But in dreams,
I can hear your name.
And in dreams,
We will meet again.
When the seas and mountains fall
And we come to end of days,
In the dark I hear a call
Calling me there
I will go there
And back again.
هنگامی سوز زمستان فرا میرسد،
شب بیستاره روز را در حجاب خورشید، خواهد پوشاند.
در بارانی بس تلخ قدم خواهیم زد.
اما در رویاها،
نامت را توانم شنید.
و در رویاها،
دوباره یکدیگر را دیدار خواهیم کرد.
هنگامی که دریاها و کوهها فروپاشند
و ما به پایان روز رسیدیم،
در میان تاریکی ندایی را شنیدم،
مرا به آنجا میخواند.
من به آنجا میروم و دوباره باز میگردم.
🖤 | #For_Freedom
🎶 | #Music
◼️ | Middle Earth
🕊31🔥10👍8❤3🐳3