⚔ بعد از مرگ پدر و برادرش در نبرد حصار بندی رود گلیون-اسکار ، بانو هالث رییس قبیله هالادین شد، و روزها با اورک ها جنگید، تا بلخره کارانتیر پسر فئانور از راه رسید و با کمک الف ها آنان اورک ها را نابود کردند.
🛡هالث که ترجیح می داد مستقل باشد، پیشنهاد کارانتیر را برای حکمرانی بر یکی از زمین هایش رد کرد، و بجایش از سایه های کوهستان دهشت گذشت تا بلخره به جنگل برثیل رسید.
⚔ تینگول گفت که فقط به یک شرط حاضر است برثیل را بعنوان قلمرویی مستقل به هالث هدیه دهد: باید که از مرزها دفاع کند و اجازه ورود هیچ اورکی را ندهد.
🛡هالث پاسخ داد: پدر و برادرم کجایند ؟ اگر که شاه از رفاقت میان هالث و آنان که خویشانش را بلعیدند بیم دارد، پس که افکار الف ها برای ادمیان عجیب و غریب است.
⚔ قوم سوم اداین به قوم هالث معروف شدند، و آنان در برثیل سکونت گزیدند، و در هنرهای جنگی جنگلی پیشی گرفتند.
🛡 بسیاری از جنگجویانشان زن بودند، و رییسشان هالث جنگجوی امازونی مشهوری بود بهمراه بادیگاردهای برگزیده زن.
⚔ تا اخر عمر ازدواج نکرد، و سرانجام برترین جنگجوی زن آدمیان در 79 سالگی از دنیا رفت.
👩🏼 | #Haleth – #Men – #Edain
📖 | #Lore – #Silmarillion
🗺 | Middle Earth
🛡هالث که ترجیح می داد مستقل باشد، پیشنهاد کارانتیر را برای حکمرانی بر یکی از زمین هایش رد کرد، و بجایش از سایه های کوهستان دهشت گذشت تا بلخره به جنگل برثیل رسید.
⚔ تینگول گفت که فقط به یک شرط حاضر است برثیل را بعنوان قلمرویی مستقل به هالث هدیه دهد: باید که از مرزها دفاع کند و اجازه ورود هیچ اورکی را ندهد.
🛡هالث پاسخ داد: پدر و برادرم کجایند ؟ اگر که شاه از رفاقت میان هالث و آنان که خویشانش را بلعیدند بیم دارد، پس که افکار الف ها برای ادمیان عجیب و غریب است.
⚔ قوم سوم اداین به قوم هالث معروف شدند، و آنان در برثیل سکونت گزیدند، و در هنرهای جنگی جنگلی پیشی گرفتند.
🛡 بسیاری از جنگجویانشان زن بودند، و رییسشان هالث جنگجوی امازونی مشهوری بود بهمراه بادیگاردهای برگزیده زن.
⚔ تا اخر عمر ازدواج نکرد، و سرانجام برترین جنگجوی زن آدمیان در 79 سالگی از دنیا رفت.
👩🏼 | #Haleth – #Men – #Edain
📖 | #Lore – #Silmarillion
🗺 | Middle Earth
❤12👏3👍2
🔸 بخشی از سخن های هورین ثابت قدم و مورگوت ارباب تاریکی
مورگوت گفت: تو میگویی، من پادشاه ارشدم: ملکور، نخستین و تواناترین همه والار، کسی که قبل از جهان بوده و آن را ساخته. و سایه هدف من برروی آردا ارامیده و هرچیزی که درونش هست قطعا و به ارامی بر زیر اراده من خم می شود.
ولی هورین پاسخ داد: ایا یادت رفته با چه کسی سخن میگویی؟ همچین چیزهایی را مدت ها پیش به پدرانمان گفتی ، ولی ما از سایه ات گریختیم. و ما از تو اگاهیم اکنون زیرا که بر روی انانی نگاه انداخته ایم که روشنایی را دیده اند و صدای انانی را شنیده ایم که با مانوه سخن گفته اند. قبل از آردا تو وجود داشتی، ولی بقیه نیز وجود داشتند. و تو آن را خلق نکردی. تو تواناترین هم نیستی، زیرا که قدرتت را بر روی خودت خرج کرده ای و در پوچی خودت تلفش کرده ای. حالا چیزی بیش از زندانی فرار کرده والار نیستی، و زنجیرهای آن ها هنوز هم در انتظارت است.
✏️ | #Quote
💬 | #Dialogue
🗺 | Middle Earth
مورگوت گفت: تو میگویی، من پادشاه ارشدم: ملکور، نخستین و تواناترین همه والار، کسی که قبل از جهان بوده و آن را ساخته. و سایه هدف من برروی آردا ارامیده و هرچیزی که درونش هست قطعا و به ارامی بر زیر اراده من خم می شود.
ولی هورین پاسخ داد: ایا یادت رفته با چه کسی سخن میگویی؟ همچین چیزهایی را مدت ها پیش به پدرانمان گفتی ، ولی ما از سایه ات گریختیم. و ما از تو اگاهیم اکنون زیرا که بر روی انانی نگاه انداخته ایم که روشنایی را دیده اند و صدای انانی را شنیده ایم که با مانوه سخن گفته اند. قبل از آردا تو وجود داشتی، ولی بقیه نیز وجود داشتند. و تو آن را خلق نکردی. تو تواناترین هم نیستی، زیرا که قدرتت را بر روی خودت خرج کرده ای و در پوچی خودت تلفش کرده ای. حالا چیزی بیش از زندانی فرار کرده والار نیستی، و زنجیرهای آن ها هنوز هم در انتظارت است.
✏️ | #Quote
💬 | #Dialogue
🗺 | Middle Earth
🔥21👍6👏2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
موزیک ویدیو "آخرین وداع" تیتراژ پایانی هابیت: نبرد پنج سپاه، توسط بیلی بوید بازیگر نقش پرهگرین توک در سه گانه لوتر❤️🔥
🎧 | #Music
🗺 | Middle Earth
🎧 | #Music
🗺 | Middle Earth
❤14🤩5🔥2👍1
«زیرا که الف ها تا ابد دلاوری انسان ها را به یاد خواهند داشت همانا که روزگاران به درازا کشد، در حیرت این که انسان ها زندگی خود را سخاوتمندانه فدا کردند، زندگیی که از آن فقط سهم کوچیکی روی زمین داشتند. ولی تنها برای دلاوریت نیست که تو را میفرستم، بلکه تا به دنیا بیاوری امیدی فراسوی قدرت بیناییت، و یک روشنایی که به تاریکی رسوخ خواهد کرد.» — سخنان اولمو به تور پسر هور
✏️ | #Quote
💬 | #Dialogue
🗺 | Middle Earth
✏️ | #Quote
💬 | #Dialogue
🗺 | Middle Earth
👍17🤔4🔥3
مهم ترین وقایع نیمه اول دوران دوم
🗓 سال 1
بنیانگذاری بندرگاه های خاکستری و لیندون. در لیندون در جنوب خلیج لون کلبورن و گالادریل برای مدتی اقامت داشتند. در لیندون در شمال خلیج لون گیل گالاد اخرین پادشاه برین الف های نولدور اقامت داشت. دست راست او الروند نیم-الف بود.
🗓 سال 32
الروس برادر الروند، ستاره پدرش ائارندیل را دنبال کرد و به نومه نور رسید و شکوهمندترین پادشاهی در شرق سرزمین های نامیرا را بنیانگذاری کرد.
🗓 سال 442
مرگ الروس تار-مینیاتور
🗓 سال 500
سائرون دوباره به درون پلیدی سقوط کرد و شروع به جنبش کرد. بزودی الف ها جنبش اهریمن بی نام را دریافتند.
🗓 سال 750
دسته هایی بسیاری از الف ها از لیندون مهاجرت کردند و در فراسوی کوهستان ها قلمروهای نو بنیانگذاری کردند. امدیر در جنگل لورین، اروفر بهمراه پسرش تراندویل در سبز بیشه، کلبریمبور و گالادریل و کلبورن در قلمرویی که انجا را ارگیون نامیدند. نولدوره ارگیون با دورف های خازاد-دوم دوستان صمیمی شدند.
الداریون از نومه نور، انجمن ماجراجویان را بنیانگذاری کرد و کمی بعد بندرگاه وینالونده را در دهانه رود گواثلو بنا نهاد. الداریون بهترین دوست الف ها در آن روزگاران بود و با آنها اتحاد محکمی ایجاد کرد.
🗓 سال 1000
سائرون که توسط قدرت افزونگرای نومه نور مضطرب شده بود، سرزمین موردور را بعنوان سنگر خود انتخاب کرد، و ساخت باراد-دور برج تاریک را اغاز کرد.
🗓 سال 1075
تار-آنکالیمه دختر الداریون، تبدیل به اولین ملکه حکمفرمای نومه نور شد. ولی او به الف ها هیچ کمکی نرساند و سیاست انزواگرایی را به دست گرفت.
🗓 سال 1200
بلخره سائرون خود را با زیباترین ظاهری که میتوانست آراسته کرد، و به سراغ اغوا کردن الدار رفت. گیل گالاد و الروند او را نپذیرفتند و اجازه ورود به لیندون را به او ندادند. ولی سائرون شانس بهتری با نولدور ارگیون داشت، مخصوصا با کلبریمبور، که در دلش ارزومند بود که با شهرت و استعداد پدربزرگش فئانور رقابت کند. سائرون توسط کلبورن و گالادریل مورد پذیرش قرار نگرفت، ولی کلبریمبور و تقریبا همه ارگیون او را پذیرفتند و برعلیه قدرت گالادریل و کلبورن در ارگیون کودتا اجرا کردند.
🗓 سال 1500
آهنگران الفی ارگیون با معلمی سائرون به اوج استعداد خود رسیدند. آنها ساخت حلقه های قدرت را اغاز کردند.
🗓 سال 1590
کلبریمبور مخفیانه خودش تنها با اموخته هایی که از سائرون یاد گرفته بود، حلقه های سگانه الفی را تکمیل کرد.
🗓 سال 1600
سائرون مخفیانه در کوهستان آتش حلقه حکمفرما را ساخت، و وقتی آن را بدست کرد او می توانست به درون ذهن هرکه حلقه های دیگر را به دست کرده بود نفوذ کند و افکار آنان را بخواند و کنترل کند. کلبریمبور از خیانت سائرون آگاه شد، از دور شنید که سائرون شعار حلقه را می سراید. سائرون ساخت و ساز برج تاریک را تکمیل کرد. وقتی که از توبه کلبریمبور اگاه شد، خشمش جاری شد و ظاهر پنهانش سقوط کرد، و ساخت ارتشی بزرگ را اغاز کرد. والار جادوگران آبی را برای مقابله با قدرت سائرون در شرق فرستادند، و بهمراه آنها گلورفیندل برای کمک به الروند آمد.
🗓 سال 1693
جنگ الف ها و سائرون اغاز شد. حلقه های سگانه مخفی بودند. کلبریمبور آنان را به گالادریل و گیل گالاد سپرده بود.
🗓 سال 1695
سائرون به اریادور هجوم اورد، گیل گالاد سپاهی از لیندون را تحت فرمان الروند به کمک ارگیون فرستاد. گیل گالاد نومه نور را به یاری الف ها فراخواند.
🗓 سال 1697
ارگیون ویران شد. سائرون حلقه های نهگانه را در کارگاه کلبریمبور یافت. سائرون از زبان کلبریمبور جای حلقه های هفتگانه را در آورد، ولی هرچقدر او را شکنجه کرد حاضر نبود که مکان های مخفی حلقه های سگانه را افشا کند، و درنهایت سائرون او را کشت. بازماندگان ارگیون توسط دورف ها و الف های لورین نجات یافتند. الروند عقب نشینی کرد و ریوندل را بنا گذاری کرد. گالادریل و کلبورن از درون موریا به لورین عقب نشینی کردند.
🗓 سال 1699
سائرون کل اریادور را تسخیر کرد، بجز ریوندل که محاصره شده بود.
🗓 سال 1700
گیل گالاد عاجزانه داشت خلیج لون را برای دفاع از بندرگاه های خاکستری نگه میداشت، و سائرون نزدیک شده بود به پیروزی برعلیه پادشاه برین، که دقیقا سر وقت ناوگان تار-میناستیر نومه نوری، تحت فرمان دریاسالار کیریاتور، از راه رسید و سائرون بدجور شکست خورد و به عقب رانده شد. در نبرد رود گواثلو دشمن کاملا از بین رفت.
🗓 سال 1701
اریادور از دشمن پاکسازی شده بود. و در این جنگ سائرون به سختی فقط با یک بادیگارد توانست جان سالم بدر ببرد و سرانجام به موردور برگشت، و از انجا که در هم شکسته و تحقیر شده بود، قسم خورد که از نومه نور انتقام بگیرد.
نیمه دوم دوران دوم: (خوندن پست)
📖 | #Lore
🗺 | Middle Earth
🗓 سال 1
بنیانگذاری بندرگاه های خاکستری و لیندون. در لیندون در جنوب خلیج لون کلبورن و گالادریل برای مدتی اقامت داشتند. در لیندون در شمال خلیج لون گیل گالاد اخرین پادشاه برین الف های نولدور اقامت داشت. دست راست او الروند نیم-الف بود.
🗓 سال 32
الروس برادر الروند، ستاره پدرش ائارندیل را دنبال کرد و به نومه نور رسید و شکوهمندترین پادشاهی در شرق سرزمین های نامیرا را بنیانگذاری کرد.
🗓 سال 442
مرگ الروس تار-مینیاتور
🗓 سال 500
سائرون دوباره به درون پلیدی سقوط کرد و شروع به جنبش کرد. بزودی الف ها جنبش اهریمن بی نام را دریافتند.
🗓 سال 750
دسته هایی بسیاری از الف ها از لیندون مهاجرت کردند و در فراسوی کوهستان ها قلمروهای نو بنیانگذاری کردند. امدیر در جنگل لورین، اروفر بهمراه پسرش تراندویل در سبز بیشه، کلبریمبور و گالادریل و کلبورن در قلمرویی که انجا را ارگیون نامیدند. نولدوره ارگیون با دورف های خازاد-دوم دوستان صمیمی شدند.
الداریون از نومه نور، انجمن ماجراجویان را بنیانگذاری کرد و کمی بعد بندرگاه وینالونده را در دهانه رود گواثلو بنا نهاد. الداریون بهترین دوست الف ها در آن روزگاران بود و با آنها اتحاد محکمی ایجاد کرد.
🗓 سال 1000
سائرون که توسط قدرت افزونگرای نومه نور مضطرب شده بود، سرزمین موردور را بعنوان سنگر خود انتخاب کرد، و ساخت باراد-دور برج تاریک را اغاز کرد.
🗓 سال 1075
تار-آنکالیمه دختر الداریون، تبدیل به اولین ملکه حکمفرمای نومه نور شد. ولی او به الف ها هیچ کمکی نرساند و سیاست انزواگرایی را به دست گرفت.
🗓 سال 1200
بلخره سائرون خود را با زیباترین ظاهری که میتوانست آراسته کرد، و به سراغ اغوا کردن الدار رفت. گیل گالاد و الروند او را نپذیرفتند و اجازه ورود به لیندون را به او ندادند. ولی سائرون شانس بهتری با نولدور ارگیون داشت، مخصوصا با کلبریمبور، که در دلش ارزومند بود که با شهرت و استعداد پدربزرگش فئانور رقابت کند. سائرون توسط کلبورن و گالادریل مورد پذیرش قرار نگرفت، ولی کلبریمبور و تقریبا همه ارگیون او را پذیرفتند و برعلیه قدرت گالادریل و کلبورن در ارگیون کودتا اجرا کردند.
🗓 سال 1500
آهنگران الفی ارگیون با معلمی سائرون به اوج استعداد خود رسیدند. آنها ساخت حلقه های قدرت را اغاز کردند.
🗓 سال 1590
کلبریمبور مخفیانه خودش تنها با اموخته هایی که از سائرون یاد گرفته بود، حلقه های سگانه الفی را تکمیل کرد.
🗓 سال 1600
سائرون مخفیانه در کوهستان آتش حلقه حکمفرما را ساخت، و وقتی آن را بدست کرد او می توانست به درون ذهن هرکه حلقه های دیگر را به دست کرده بود نفوذ کند و افکار آنان را بخواند و کنترل کند. کلبریمبور از خیانت سائرون آگاه شد، از دور شنید که سائرون شعار حلقه را می سراید. سائرون ساخت و ساز برج تاریک را تکمیل کرد. وقتی که از توبه کلبریمبور اگاه شد، خشمش جاری شد و ظاهر پنهانش سقوط کرد، و ساخت ارتشی بزرگ را اغاز کرد. والار جادوگران آبی را برای مقابله با قدرت سائرون در شرق فرستادند، و بهمراه آنها گلورفیندل برای کمک به الروند آمد.
🗓 سال 1693
جنگ الف ها و سائرون اغاز شد. حلقه های سگانه مخفی بودند. کلبریمبور آنان را به گالادریل و گیل گالاد سپرده بود.
🗓 سال 1695
سائرون به اریادور هجوم اورد، گیل گالاد سپاهی از لیندون را تحت فرمان الروند به کمک ارگیون فرستاد. گیل گالاد نومه نور را به یاری الف ها فراخواند.
🗓 سال 1697
ارگیون ویران شد. سائرون حلقه های نهگانه را در کارگاه کلبریمبور یافت. سائرون از زبان کلبریمبور جای حلقه های هفتگانه را در آورد، ولی هرچقدر او را شکنجه کرد حاضر نبود که مکان های مخفی حلقه های سگانه را افشا کند، و درنهایت سائرون او را کشت. بازماندگان ارگیون توسط دورف ها و الف های لورین نجات یافتند. الروند عقب نشینی کرد و ریوندل را بنا گذاری کرد. گالادریل و کلبورن از درون موریا به لورین عقب نشینی کردند.
🗓 سال 1699
سائرون کل اریادور را تسخیر کرد، بجز ریوندل که محاصره شده بود.
🗓 سال 1700
گیل گالاد عاجزانه داشت خلیج لون را برای دفاع از بندرگاه های خاکستری نگه میداشت، و سائرون نزدیک شده بود به پیروزی برعلیه پادشاه برین، که دقیقا سر وقت ناوگان تار-میناستیر نومه نوری، تحت فرمان دریاسالار کیریاتور، از راه رسید و سائرون بدجور شکست خورد و به عقب رانده شد. در نبرد رود گواثلو دشمن کاملا از بین رفت.
🗓 سال 1701
اریادور از دشمن پاکسازی شده بود. و در این جنگ سائرون به سختی فقط با یک بادیگارد توانست جان سالم بدر ببرد و سرانجام به موردور برگشت، و از انجا که در هم شکسته و تحقیر شده بود، قسم خورد که از نومه نور انتقام بگیرد.
نیمه دوم دوران دوم: (خوندن پست)
📖 | #Lore
🗺 | Middle Earth
👍22❤3👏1🕊1
👑 فرزندان ارودرث، فیندویلاس و ارتانارو رودنور که بعدا گیل گالاد نامیده شد، بودند. مادرشان بانوی سینداری شمالی بود.
❤️🔥 او پسرش را گیل گالاد نامید. رودنور گیل گالاد از سقوط نارگوتروند جان سالم بدر برد و سرانجام آمد به دهانه سیریون و آنجا پادشاه نولدور شد.
🏰 پس از نابودی بلریاند در نبرد خشم، او قلمرو پادشاهی خود را در لیندون در شمال غربی سرزمین میانه تاسیس کرد. بین کوهستان های آبی و دریای بزرگ. در آنجا او و مردمش پیشرفت های بسیاری کردند تا زمانی که سائرون بازگشت و جنگ های زیادی میان او و الف ها درگرفت.
📸 | #Shot
📌 | #Pic
🖼 | #Profile
🗺 | Middle Earth
❤️🔥 او پسرش را گیل گالاد نامید. رودنور گیل گالاد از سقوط نارگوتروند جان سالم بدر برد و سرانجام آمد به دهانه سیریون و آنجا پادشاه نولدور شد.
🏰 پس از نابودی بلریاند در نبرد خشم، او قلمرو پادشاهی خود را در لیندون در شمال غربی سرزمین میانه تاسیس کرد. بین کوهستان های آبی و دریای بزرگ. در آنجا او و مردمش پیشرفت های بسیاری کردند تا زمانی که سائرون بازگشت و جنگ های زیادی میان او و الف ها درگرفت.
📸 | #Shot
📌 | #Pic
🖼 | #Profile
🗺 | Middle Earth
❤15👍7
👍15🔥4👏2
Clamavi De Profundis
The Battle Of Sauron And Finrod Felagund
سائرون قهقه زد: 'صبور باشید! زیاد دوام نخواهد اورد. ولی نخست ترانه ای برایتان خواهم خواند. برای گوش های مصمم.'
موزیک نبرد فینرود فلاگوند و سائرون مایا در ترانه های قدرت.
او ترانه ای جادویی سرود
درباره نفوذ، بازگشایی، درباره بی وفایی
افشاگری، برملایی، خیانت.
سپس، ناگهان فلاگوند آنجا تاب خوران
در پاسخ ترانه ای درباره مقاومت اورد به زبان
طاقت فرسایی، مبارزه برعلیه سلطه
درباره رازنگهداری، نیرو چو یک برج و قلعه
و اعتماد ناگسستنی، ازادی, رهایی،
درباره تغییر و دگرگونی ظاهر
درباره دام های اجتناب شده، تله های شکسته شده
بازشدن زندان و زنجیری که میشکند.
🎶 | #Music
🗺 | Middle Earth
موزیک نبرد فینرود فلاگوند و سائرون مایا در ترانه های قدرت.
او ترانه ای جادویی سرود
درباره نفوذ، بازگشایی، درباره بی وفایی
افشاگری، برملایی، خیانت.
سپس، ناگهان فلاگوند آنجا تاب خوران
در پاسخ ترانه ای درباره مقاومت اورد به زبان
طاقت فرسایی، مبارزه برعلیه سلطه
درباره رازنگهداری، نیرو چو یک برج و قلعه
و اعتماد ناگسستنی، ازادی, رهایی،
درباره تغییر و دگرگونی ظاهر
درباره دام های اجتناب شده، تله های شکسته شده
بازشدن زندان و زنجیری که میشکند.
🎶 | #Music
🗺 | Middle Earth
🤯7🔥5👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎶 ناماریه؛ مرثیه گالادریل به زبان الفی کوئنیا - سرایش توسط خود جی آر آر تالکین
«آه! برگ درختان همچون طلا در باد فرو میریزد، سالیان دراز بیرون از شمار همچون بال و پر درختان! سالهای دراز همچون جرعههای شراب شیرین عسل در تالارهای رفیع آن سوی غرب، در زیر گنبدهای نیلی واردا گذشته است، در زیر گنبدی که ستارههایش به آهنگ صدای او، مقدس و شهبانووار میلرزند. کیست که اکنون جام را از نو برایم پر کند؟ چرا که اکنون او، درخشانترین، واردا، شهبانوی ستارگان، از کوه همیشه سفید دستانش را مثل ابرها بالا برده است، و همهی جادهها به ژرفی در سایهها غرق شدهاند؛ و بیرون از سرزمینی خاکستری، تاریکی بر روی موجهای کفآلود میان ما آرمیده است و مه تا ابد تمام جواهرهای کالاکریا را میپوشاند. اکنون گم گشته است، گم گشته است والیمار برای آنها که از شرق هستند! بدرود! بادا که والیمار را بیابی! بادا که تو آنجا را بیابی! بدرود!»
"Ai! laurië lantar lassi súrinen,
yéni únótimë ve rámar aldaron!
Yéni ve lintë yuldar avánier
mi oromardi lisse-miruvóreva
Andúnë pella, Vardo tellumar
nu luini yassen tintilar i eleni
ómaryo airetári-lírinen.
Sí man i yulma nin enquantuva?
An sí Tintallë Varda Oiolossëo
ve fanyar máryat Elentári ortanë,
ar ilyë tier undulávë lumbulë;
ar sindanóriello caita mornië
i falmalinnar imbë met, ar hísië
untúpa Calaciryo míri oialë.
Sí vanwa ná, Rómello vanwa, Valimar!
Namárië! Nai hiruvalyë Valimar.
Nai elyë hiruva. Namárië!"
🎶 | #Poem
🗺 | Middle Earth
«آه! برگ درختان همچون طلا در باد فرو میریزد، سالیان دراز بیرون از شمار همچون بال و پر درختان! سالهای دراز همچون جرعههای شراب شیرین عسل در تالارهای رفیع آن سوی غرب، در زیر گنبدهای نیلی واردا گذشته است، در زیر گنبدی که ستارههایش به آهنگ صدای او، مقدس و شهبانووار میلرزند. کیست که اکنون جام را از نو برایم پر کند؟ چرا که اکنون او، درخشانترین، واردا، شهبانوی ستارگان، از کوه همیشه سفید دستانش را مثل ابرها بالا برده است، و همهی جادهها به ژرفی در سایهها غرق شدهاند؛ و بیرون از سرزمینی خاکستری، تاریکی بر روی موجهای کفآلود میان ما آرمیده است و مه تا ابد تمام جواهرهای کالاکریا را میپوشاند. اکنون گم گشته است، گم گشته است والیمار برای آنها که از شرق هستند! بدرود! بادا که والیمار را بیابی! بادا که تو آنجا را بیابی! بدرود!»
"Ai! laurië lantar lassi súrinen,
yéni únótimë ve rámar aldaron!
Yéni ve lintë yuldar avánier
mi oromardi lisse-miruvóreva
Andúnë pella, Vardo tellumar
nu luini yassen tintilar i eleni
ómaryo airetári-lírinen.
Sí man i yulma nin enquantuva?
An sí Tintallë Varda Oiolossëo
ve fanyar máryat Elentári ortanë,
ar ilyë tier undulávë lumbulë;
ar sindanóriello caita mornië
i falmalinnar imbë met, ar hísië
untúpa Calaciryo míri oialë.
Sí vanwa ná, Rómello vanwa, Valimar!
Namárië! Nai hiruvalyë Valimar.
Nai elyë hiruva. Namárië!"
🎶 | #Poem
🗺 | Middle Earth
❤9👍3