لباس الروند شانه هایش به شکل بال هستند. این اشاره ای هست به مادرش الوینگ که تبدیل به پرنده شد.
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
👍8❤7🔥1
پشت سر الروند می تونیم نهال درخت مالورن رو ببینیم. ولی توی کتاب در موریا مالورن وجود نداشت. و درواقع این درخت را که منشأش به باغهای لورین در والینور برمیگردد، در اکثر جاهای دنیا نمیشد پرورشش داد.
مثل اینکه توی سریال الف ها دارن سعی میکنند کشف کنند کجاها درخت مالورن قابل کاشته شدن است.
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
مثل اینکه توی سریال الف ها دارن سعی میکنند کشف کنند کجاها درخت مالورن قابل کاشته شدن است.
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
👍9❤4👌1💯1
❓ ظاهر سائرون در کتاب ها چگونه بود؟
💡سائرون یکی از آینور بود، نژاد قدسیان، از شاخه مایار. یک روح که ظاهر راستینش ظاهر فیزیکیش نیست. اما وقتی مایل به پوشاندن خود است کالبد یک مرد را بر خود می گیرد، زیرا تفاوت خلق و خوی از همان آغاز با نژاد آینور بوده است، و در گزینش هر یک متجلی شده است و گزیدنی نیست، چنان که در میان ما مرد بودن و زن بودن را می توان با جامه نشان داد ولی به موجب جامه، کسی زن یا مرد نمی شود. اما کالبدی که قدسیان خود را به آن می آرایند، همیشه شبیه کالبد شاهان و شهبانوان الف ها و انسان ها نیست؛ زیرا گهگاه جامه اندیشه خود را در بر می کنند و در کالبد شکوه و بیم هویدا می شوند.
🔸سائرون قدرتمندترین در تغییر ظاهر بود، میان دشمنین، در دوران اول خورشیدی و دوران دوم. او میتوانست خود را به کالبد های گوناگونی به آراید، و حتی خود را چنین زیبا و اشرافی نشان دهد که همه را فریب دهد، مگر آنان که محتاط ترینند.
🔹در کتاب سروده های بلریاند اینگونه ظاهر سائرون در زمان اقامتش در جزیره گرگینه ها توصیف شده است: او چشمان آتشین وحشتناکی داشت که میتوانستند دور دست ها را ببینند، دهشت چشمان شعله ور سائرون بسی شدید بود. چند تا از شکل هایی که به آن ها تغییر ظاهر داد در این کتاب شامل؛ شکل گرگینه، ظاهر هیولایی، کالبد یک مار، تجسمی ومپایر مانند، و فرم جنی خودش بودند.
🔸در کتاب داستان های ناتمام و حدیث حلقه های قدرت، سائرون خود را به زیباترین و اغوا کننده ترین شکلی که میتوانست آراست و به سراغ فریب دادن الف ها رفت.
🔹در نامه های تالکین آماده است که در دوران سوم "سائرون را باید بسیار وحشتناک تصور کرد. شکلی که او به خود گرفت، شکل مردی دارای فراتر از قامت انسانی بود، اما نه غول پیکر."
ولی در دوران دوم، قبل از سقوط نومه نور، "او قادر بود قدرت خود را پنهان کند (همانسان که گاندالف انجام داد) و می توانست به عنوان یک شخصیت مقتدرانه با قدرت بدنی عالی و فوق العاده و رفتار و صورت شاهوارانهی اعلی ظاهر شود."
🔸در کتاب راهه گمگشته، توصیف ظاهر سائرون در نومه نور اینگونه است: بالای کشتی مردی بود، یا کسی دارای ظاهر یک مرد، ولی حتی بزرگ تر از همه نومه نوریان در قد و قامت. و سائرون برای انسان ها بزرگوار و عالی بود، اگرچه از نور چشمانش می ترسیدند. نزد بسیاری او زیبا بنظر میرسید، نزد بقیه مخوف و هولناک، ولی نزد برخی شریرانه.
🔹بعد از سقوط نومه نور، دیگر نمیتوانست زیبا و نیکو خود را کالبد دهد. چهره ای مبدل از برای خود آراست، تصویری از خباثت و کینه که مرئی گشته باشد؛ و چشمان سائرون مخوف را اندک کسانی تاب دیدن داشتند.
🔸در کتاب یاران حلقه آمده است که بعد از سقوط نومه نور سائرون پوستش سیه شد و در جنگ با گیل گالاد با دست شعله ورش گیل گالاد را به اتش و مرگ کشاند. در کتاب دو برج، گالوم میگوید: 'فقط چهار تا انگشت روی دست سیاه است'
گویا سائرون هیچگاه نتوانست انگشتی که در پایان دوران دوم ایسیلدور با نارسیل آن را قطع کرد را دوباره از نو رشد دهد.
🔹وقتی حلقه نابود شد سائرون برای همیشه قدرت کالبد گیری خود را از دست داد و قدرت روحش به پوچی رسید.
🧛♂️ | #Sauron
📚 | #Lore
🗺 | Middle Earth
💡سائرون یکی از آینور بود، نژاد قدسیان، از شاخه مایار. یک روح که ظاهر راستینش ظاهر فیزیکیش نیست. اما وقتی مایل به پوشاندن خود است کالبد یک مرد را بر خود می گیرد، زیرا تفاوت خلق و خوی از همان آغاز با نژاد آینور بوده است، و در گزینش هر یک متجلی شده است و گزیدنی نیست، چنان که در میان ما مرد بودن و زن بودن را می توان با جامه نشان داد ولی به موجب جامه، کسی زن یا مرد نمی شود. اما کالبدی که قدسیان خود را به آن می آرایند، همیشه شبیه کالبد شاهان و شهبانوان الف ها و انسان ها نیست؛ زیرا گهگاه جامه اندیشه خود را در بر می کنند و در کالبد شکوه و بیم هویدا می شوند.
🔸سائرون قدرتمندترین در تغییر ظاهر بود، میان دشمنین، در دوران اول خورشیدی و دوران دوم. او میتوانست خود را به کالبد های گوناگونی به آراید، و حتی خود را چنین زیبا و اشرافی نشان دهد که همه را فریب دهد، مگر آنان که محتاط ترینند.
🔹در کتاب سروده های بلریاند اینگونه ظاهر سائرون در زمان اقامتش در جزیره گرگینه ها توصیف شده است: او چشمان آتشین وحشتناکی داشت که میتوانستند دور دست ها را ببینند، دهشت چشمان شعله ور سائرون بسی شدید بود. چند تا از شکل هایی که به آن ها تغییر ظاهر داد در این کتاب شامل؛ شکل گرگینه، ظاهر هیولایی، کالبد یک مار، تجسمی ومپایر مانند، و فرم جنی خودش بودند.
🔸در کتاب داستان های ناتمام و حدیث حلقه های قدرت، سائرون خود را به زیباترین و اغوا کننده ترین شکلی که میتوانست آراست و به سراغ فریب دادن الف ها رفت.
🔹در نامه های تالکین آماده است که در دوران سوم "سائرون را باید بسیار وحشتناک تصور کرد. شکلی که او به خود گرفت، شکل مردی دارای فراتر از قامت انسانی بود، اما نه غول پیکر."
ولی در دوران دوم، قبل از سقوط نومه نور، "او قادر بود قدرت خود را پنهان کند (همانسان که گاندالف انجام داد) و می توانست به عنوان یک شخصیت مقتدرانه با قدرت بدنی عالی و فوق العاده و رفتار و صورت شاهوارانهی اعلی ظاهر شود."
🔸در کتاب راهه گمگشته، توصیف ظاهر سائرون در نومه نور اینگونه است: بالای کشتی مردی بود، یا کسی دارای ظاهر یک مرد، ولی حتی بزرگ تر از همه نومه نوریان در قد و قامت. و سائرون برای انسان ها بزرگوار و عالی بود، اگرچه از نور چشمانش می ترسیدند. نزد بسیاری او زیبا بنظر میرسید، نزد بقیه مخوف و هولناک، ولی نزد برخی شریرانه.
🔹بعد از سقوط نومه نور، دیگر نمیتوانست زیبا و نیکو خود را کالبد دهد. چهره ای مبدل از برای خود آراست، تصویری از خباثت و کینه که مرئی گشته باشد؛ و چشمان سائرون مخوف را اندک کسانی تاب دیدن داشتند.
🔸در کتاب یاران حلقه آمده است که بعد از سقوط نومه نور سائرون پوستش سیه شد و در جنگ با گیل گالاد با دست شعله ورش گیل گالاد را به اتش و مرگ کشاند. در کتاب دو برج، گالوم میگوید: 'فقط چهار تا انگشت روی دست سیاه است'
گویا سائرون هیچگاه نتوانست انگشتی که در پایان دوران دوم ایسیلدور با نارسیل آن را قطع کرد را دوباره از نو رشد دهد.
🔹وقتی حلقه نابود شد سائرون برای همیشه قدرت کالبد گیری خود را از دست داد و قدرت روحش به پوچی رسید.
🧛♂️ | #Sauron
📚 | #Lore
🗺 | Middle Earth
Telegram
Middle-Earth | ارباب حلقهها
سرزمین میانه، مرجعی برای هواداران ارباب حلقهها
راه ارتباطی: @Amir_H103
Archive Channel: @MiddleEarth_Archive
Group: @MiddleEarthGp
GOT Channel: @Se7enKingdoms
Instagram: instagram.com/MiddleEarthGateway
YouTube: youtube.com/@Legendarium.Persian
راه ارتباطی: @Amir_H103
Archive Channel: @MiddleEarth_Archive
Group: @MiddleEarthGp
GOT Channel: @Se7enKingdoms
Instagram: instagram.com/MiddleEarthGateway
YouTube: youtube.com/@Legendarium.Persian
👍31❤7❤🔥2🙏2👏1😭1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ جدیدی که در برنامه لیت شوو استفن کولبرت پخش شد، با کیفیت بهتر.
گالادریل: این اورک ها با قدرت های جهان غیب مداخله می کردند: برخی از جادوهای تاریک کهن. اما هدف آنها چه بوده؟
الف: مطمئناً اکنون سالهاست که از بین رفته است. هر اتفاقی که اینجا افتاد خیلی وقت پیش بوده.
گالادریل: آب!
گالادریل: حتی سنگ هم نمی تواند رد کسی را که دستش شعله خاموش نشدنی است پنهان کند.
گالادریل: او اینجا بوده. سائرون اینجا بوده. به بقیه بگو تا جایی که می توانند استراحت کنند.
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
گالادریل: این اورک ها با قدرت های جهان غیب مداخله می کردند: برخی از جادوهای تاریک کهن. اما هدف آنها چه بوده؟
الف: مطمئناً اکنون سالهاست که از بین رفته است. هر اتفاقی که اینجا افتاد خیلی وقت پیش بوده.
گالادریل: آب!
گالادریل: حتی سنگ هم نمی تواند رد کسی را که دستش شعله خاموش نشدنی است پنهان کند.
گالادریل: او اینجا بوده. سائرون اینجا بوده. به بقیه بگو تا جایی که می توانند استراحت کنند.
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
👍17
Audio
The Song of Eärendil - Complete Edition - Clamavi De Profundis
ترانه ائارندیل نیم الف، پدر الروند و الروس، برترین دریانورد, ناجی سرزمین میانه در دوران اول، و درخشان ترین ستاره.
🎶 | #Music
🗺 | Middle Earth
ترانه ائارندیل نیم الف، پدر الروند و الروس، برترین دریانورد, ناجی سرزمین میانه در دوران اول، و درخشان ترین ستاره.
🎶 | #Music
🗺 | Middle Earth
❤13👍4
ائارندیل یک دریانورد بود
پسر تور و ایدریل کلبریندال بود
که در دریای بلهگائر سرگردان
در زیر ماه و زیر ستارگان
دوردست ها از کرانه های شمال
درحال پرسه به سوی راهی محال
حیرت زده در مسیرهای جادوگرانه
در سفر بود فراسوی روزگار سرزمین میانه.
از سایش اسیاب تنگه یخ زده
جایی که سایه افکنده شده بر تپه های یخ زده
از گرمایش زیرین و ویرانه های سوزان
او شتابان چرخید و هنوز سرگردان
روی آبهای بی ستاره دوردست ها از راه گمراه
بلخره آمد به شب پوچ گاه
و گذشت و منظرهای را ندید،
از کرانهای درخشان و نه نور را جویید.
بادهای خشم آمدند برای کوباندن او
روی کف دریا برای عقب نشاندن او
کورکورانه فرار کرد، ناقاصد شده و بی ماموریت
به سوی خانه از غرب به شرق شتافت در مغلوبیت.
آمد آنجا همسرش الوینگ پروازکنان
و او را تاج گذاری کرد با سیلماریل درخشان
سپس او بی باک با پیشانی فروزان
سر قایقش را چرخاند به سمت جزیره خدایان
از دنیای برون فراسوی دریای جدایی افکنان
ناگهان با قدرت سرخود برخاست یک طوفان
باد نیرومند تارمنل از بالا از آسمان
قایقش را برد با نفس های گزنده روی دریاهای پریشان
امیدوارنه ادامه داد، ازنو قاصد شده و در ماموریت
به سوی والینور از شرق به غرب شتافت در غالبیت.
از میان همیشه-شب حمل نموده شد
روی موج های سیاه و غران برده شد
تا بلخره آن سرگردان گریخته ز شب سیاه
پا گذاشت به آمان، گذشت از بندرگاه
گذشت از تپه ها و قصرهای الف ها
اما هیچکس را نیافت هرجا انداخت نگاه
پس راه برگشت به ساحل را پیش گرفت
ناگه ائنووه چاوش مانووه را دید که بانگ برگرفت:
”درود بر تو ائارندیل، پر اوازه ترین دریانوردان!
ای شکوه فرزندان، ای درخشان!
ای که ما آمدنت را ارزومند فراسوی امید!
درود ای آورنده روشنایی پیش از ماه و خورشید!“
و به دعوت چاووش والار، وارد شد به تالارهای بی زمان
زانو زد جلوی آن اربابان و شهبانوان
و آن قاصد هر دو نژاد، آن نیم الف نیم انسان
با دعایش ترحم و یاری والار را اورد به ارمغان.
کشتی نویی برای او ساختند
و خود الهه ستارگان آمد
و او را تقدیس داد
و بر روی او عاقبتی نامیرا نهاد
که تا ابد آسمان های بی کرانه را بپیماید
و هیچگاه دگر قادر نبود به روی زمین راهی بیابد
ائارندیل با کشتی پرنده و سیلماریل روی پیشانی
به فراز آسمان صعود کرد در آن روزگار ظلمانی
نور او به سایه ارباب تاریکی رسوخ کرد
نور او یاس را در دل الف ها منسوخ کرد
بهمراه سپاهیان والار خاتمه داد به سلطه تاریکی
درهم شکست برج های ارباب ناپاکی
الروس با دنبال کردن ستاره پدرش به جزیره نومه نور رسید
الروند با پوشیدن ویلیا ستاره پدرش رویش بطور نورانی ترین تابید
ولی هرگز پدرشان را از نزدیک ندیدند
زیرا والار بر روی او سرنوشتی توانا افکندند
که تا وقتی که ماه شکست خورد، یک ستاره باشد در کرانه های آسمانی
که تا پایان دنیا، پا نگذارد به کرانه های اینطرفی
تا ابد هنوز قاصدی است در ماموریت
در وظیفهای که در آن نیست استراحت
تا ابد در دوردستها او است درخشانترين
تا ابد در دوردستها یک نشانه، ستاره امید برین.
⭐ | #Earendil
✍️ | #Poem
🗺 | Middle Earth
پسر تور و ایدریل کلبریندال بود
که در دریای بلهگائر سرگردان
در زیر ماه و زیر ستارگان
دوردست ها از کرانه های شمال
درحال پرسه به سوی راهی محال
حیرت زده در مسیرهای جادوگرانه
در سفر بود فراسوی روزگار سرزمین میانه.
از سایش اسیاب تنگه یخ زده
جایی که سایه افکنده شده بر تپه های یخ زده
از گرمایش زیرین و ویرانه های سوزان
او شتابان چرخید و هنوز سرگردان
روی آبهای بی ستاره دوردست ها از راه گمراه
بلخره آمد به شب پوچ گاه
و گذشت و منظرهای را ندید،
از کرانهای درخشان و نه نور را جویید.
بادهای خشم آمدند برای کوباندن او
روی کف دریا برای عقب نشاندن او
کورکورانه فرار کرد، ناقاصد شده و بی ماموریت
به سوی خانه از غرب به شرق شتافت در مغلوبیت.
آمد آنجا همسرش الوینگ پروازکنان
و او را تاج گذاری کرد با سیلماریل درخشان
سپس او بی باک با پیشانی فروزان
سر قایقش را چرخاند به سمت جزیره خدایان
از دنیای برون فراسوی دریای جدایی افکنان
ناگهان با قدرت سرخود برخاست یک طوفان
باد نیرومند تارمنل از بالا از آسمان
قایقش را برد با نفس های گزنده روی دریاهای پریشان
امیدوارنه ادامه داد، ازنو قاصد شده و در ماموریت
به سوی والینور از شرق به غرب شتافت در غالبیت.
از میان همیشه-شب حمل نموده شد
روی موج های سیاه و غران برده شد
تا بلخره آن سرگردان گریخته ز شب سیاه
پا گذاشت به آمان، گذشت از بندرگاه
گذشت از تپه ها و قصرهای الف ها
اما هیچکس را نیافت هرجا انداخت نگاه
پس راه برگشت به ساحل را پیش گرفت
ناگه ائنووه چاوش مانووه را دید که بانگ برگرفت:
”درود بر تو ائارندیل، پر اوازه ترین دریانوردان!
ای شکوه فرزندان، ای درخشان!
ای که ما آمدنت را ارزومند فراسوی امید!
درود ای آورنده روشنایی پیش از ماه و خورشید!“
و به دعوت چاووش والار، وارد شد به تالارهای بی زمان
زانو زد جلوی آن اربابان و شهبانوان
و آن قاصد هر دو نژاد، آن نیم الف نیم انسان
با دعایش ترحم و یاری والار را اورد به ارمغان.
کشتی نویی برای او ساختند
و خود الهه ستارگان آمد
و او را تقدیس داد
و بر روی او عاقبتی نامیرا نهاد
که تا ابد آسمان های بی کرانه را بپیماید
و هیچگاه دگر قادر نبود به روی زمین راهی بیابد
ائارندیل با کشتی پرنده و سیلماریل روی پیشانی
به فراز آسمان صعود کرد در آن روزگار ظلمانی
نور او به سایه ارباب تاریکی رسوخ کرد
نور او یاس را در دل الف ها منسوخ کرد
بهمراه سپاهیان والار خاتمه داد به سلطه تاریکی
درهم شکست برج های ارباب ناپاکی
الروس با دنبال کردن ستاره پدرش به جزیره نومه نور رسید
الروند با پوشیدن ویلیا ستاره پدرش رویش بطور نورانی ترین تابید
ولی هرگز پدرشان را از نزدیک ندیدند
زیرا والار بر روی او سرنوشتی توانا افکندند
که تا وقتی که ماه شکست خورد، یک ستاره باشد در کرانه های آسمانی
که تا پایان دنیا، پا نگذارد به کرانه های اینطرفی
تا ابد هنوز قاصدی است در ماموریت
در وظیفهای که در آن نیست استراحت
تا ابد در دوردستها او است درخشانترين
تا ابد در دوردستها یک نشانه، ستاره امید برین.
⭐ | #Earendil
✍️ | #Poem
🗺 | Middle Earth
👍17🔥6👏2❤1😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💯 الروند و آرون در لوتلورین🌱
در فیلم ارباب حلقه ها: یاران حلقه الروند به همراه آرون به لوتلورین میرود و با کلهبورن و گالادریل صحبت میکند:
"اگر به توانایی انسان ها اعتماد نداریم یعنی به پیروزی سائورون اعتماد داریم!"
این سکانس در نسخه اصلی و اکستندد فیلم موجود نیست و با تصمیم پیتر جکسون از فیلم حذف شد.
🎞 | #DeletedScenes
🗺 | Middle Earth
در فیلم ارباب حلقه ها: یاران حلقه الروند به همراه آرون به لوتلورین میرود و با کلهبورن و گالادریل صحبت میکند:
"اگر به توانایی انسان ها اعتماد نداریم یعنی به پیروزی سائورون اعتماد داریم!"
این سکانس در نسخه اصلی و اکستندد فیلم موجود نیست و با تصمیم پیتر جکسون از فیلم حذف شد.
🎞 | #DeletedScenes
🗺 | Middle Earth
👍15👎2🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💯 اعتبار نامه های مراسم Comic Con Experience در برزیل با استفاده از تصاویر بازیگران سریال حلقه های قدرت🔥
🆕 | #News
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
🆕 | #News
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
🔥5👍2