Inclination
/ˌinkləˈnāSH(ə)n/
[noun]
🧩clean + nation (ملیت)
🧩 بعضی ملیتها خونه رو مرتب و clean نگه میدارن که به اون ملیتها "تمایل" داره
📚Example:
Compared to other medical specialists, surgeons usually have a stronger inclination to recommend surgery as the first line of treatment.
💡synonyms: liking, disposition
📊 سه بار تکرار در کنکور ارشد وزارت بهداشت.
✅Test
عصر جمعه 91-92
عصر پنج شنبه 95-96
عصر جمعه 96-97
Inclined: مایل
عصر پنج شنبه 94-95
/ˌinkləˈnāSH(ə)n/
[noun]
🧩clean + nation (ملیت)
🧩 بعضی ملیتها خونه رو مرتب و clean نگه میدارن که به اون ملیتها "تمایل" داره
📚Example:
Compared to other medical specialists, surgeons usually have a stronger inclination to recommend surgery as the first line of treatment.
💡synonyms: liking, disposition
📊 سه بار تکرار در کنکور ارشد وزارت بهداشت.
✅Test
عصر جمعه 91-92
عصر پنج شنبه 95-96
عصر جمعه 96-97
Inclined: مایل
عصر پنج شنبه 94-95
❤6👍3🙏2
Stooped
/stuːpt/
[adj]
🧩stupid
🧩این آدم گیج (stupid) به حالت “قوز کرده” راه میره.
📚Example:
She is small and slightly stooped.
💡Synonyms: bend
📊 یک بار تکرار در کنکور ارشد وزارت بهداشت.
✅Test
عصر پنجشنبه 88-89
/stuːpt/
[adj]
🧩stupid
🧩این آدم گیج (stupid) به حالت “قوز کرده” راه میره.
📚Example:
She is small and slightly stooped.
💡Synonyms: bend
📊 یک بار تکرار در کنکور ارشد وزارت بهداشت.
✅Test
عصر پنجشنبه 88-89
❤4👍4🤩1
Exposition
/ɛkspəˈzɪʃ(ə)n/
[noun]
🧩Explain + position
🧩شرح مفصل از موقعیتش رو توضیح میده.
📚Example:
It purports to be an exposition of Catholic social teaching.
💡Synonyms: explanation
📊 یک بار تکرار در کنکور ارشد وزارت بهداشت.
✅Test
عصر پنج شنبه 92-93
/ɛkspəˈzɪʃ(ə)n/
[noun]
🧩Explain + position
🧩شرح مفصل از موقعیتش رو توضیح میده.
📚Example:
It purports to be an exposition of Catholic social teaching.
💡Synonyms: explanation
📊 یک بار تکرار در کنکور ارشد وزارت بهداشت.
✅Test
عصر پنج شنبه 92-93
👍6❤2🙏1
plausible
/ˈplɔːzəbəl/
[adj]
🧩Possible
🧩آیا امکان پذیر و باورکردنی است که سنجاب ها نمیتوانند رنگ قرمز را ببینند؟
📚Example:
His story certainly sounds plausible.
💡Synonyms:believable, Possible, probable
✅Test:
صبح جمعه 91-92
/ˈplɔːzəbəl/
[adj]
🧩Possible
🧩آیا امکان پذیر و باورکردنی است که سنجاب ها نمیتوانند رنگ قرمز را ببینند؟
📚Example:
His story certainly sounds plausible.
💡Synonyms:believable, Possible, probable
✅Test:
صبح جمعه 91-92
❤5👍2🙏1
enervating
/ˈɛnəveɪtɪŋ/
[adj]
🧩Energy + wating
🧩صبر کردن باعث از دست دادن انرژی میشه و “ناتوان کننده” است.
📚Example: I find this heat
very enervating.
💡Synonyms:
✅Test:
Enervation
صبح جمعه 93-94
/ˈɛnəveɪtɪŋ/
[adj]
🧩Energy + wating
🧩صبر کردن باعث از دست دادن انرژی میشه و “ناتوان کننده” است.
📚Example: I find this heat
very enervating.
💡Synonyms:
✅Test:
Enervation
صبح جمعه 93-94
👍4❤3🙏1
Deception
/dɪˈsɛpʃ(ə)n/
[noun]
🧩reception
🧩 مسئول پذیرش با ظاهری فریبنده (deceptive) باعث “فریب” مراجعین شد.
📚Example:
He was found guilty of obtaining money by deception.
💡Synonyms: deceit
📊 دو بار تکرار در کنکور ارشد وزارت بهداشت.
✅Test
عصر چهارشنبه 94-95
عصر جمعه 94-95
Deceptively: فریبنده
صبح پنج شنبه 95-96
/dɪˈsɛpʃ(ə)n/
[noun]
🧩reception
🧩 مسئول پذیرش با ظاهری فریبنده (deceptive) باعث “فریب” مراجعین شد.
📚Example:
He was found guilty of obtaining money by deception.
💡Synonyms: deceit
📊 دو بار تکرار در کنکور ارشد وزارت بهداشت.
✅Test
عصر چهارشنبه 94-95
عصر جمعه 94-95
Deceptively: فریبنده
صبح پنج شنبه 95-96
❤2👍2🙏1
pragmatic
/praɡˈmatɪk/
[adjective]
🧩 پر رنگ + ماتیک
🧩 یه "عملگرا" که ماتیکش خیلی پر رنگ شده، به جای فقط فکر کردن به مشکل خودش دست بکار میشه و مشکل رو حل میکنه🛠
📚Example:
In business, the pragmatic approach to problems is often more successful than an idealistic one.
💡Synonyms: practical
📊 یک بار تکرار در کنکور ارشد وزارت بهداشت.
✅Test
صبح پنج شنبه 85-86
/praɡˈmatɪk/
[adjective]
🧩 پر رنگ + ماتیک
🧩 یه "عملگرا" که ماتیکش خیلی پر رنگ شده، به جای فقط فکر کردن به مشکل خودش دست بکار میشه و مشکل رو حل میکنه🛠
📚Example:
In business, the pragmatic approach to problems is often more successful than an idealistic one.
💡Synonyms: practical
📊 یک بار تکرار در کنکور ارشد وزارت بهداشت.
✅Test
صبح پنج شنبه 85-86
👍4❤3
convalescence
/ˌkɒnvəˈlɛsns/
[Noun]
🧩 کاموا + less
🧩 بعد از عمل جراحیش باید "دورهی نقاهت" رو بگذرونه و به کاموای کمتری احتیاج داره چون لازمه استراحت کنه🧶
📚Example:
Convalescence usually takes a lot of time.
💡Synonyms: recovery
📊 سه بار تکرار در کنکور ارشد وزارت بهداشت.
✅Test
صبح پنج شنبه 87-88
عصر جمعه 91-92
عصر جمعه 98-99
/ˌkɒnvəˈlɛsns/
[Noun]
🧩 کاموا + less
🧩 بعد از عمل جراحیش باید "دورهی نقاهت" رو بگذرونه و به کاموای کمتری احتیاج داره چون لازمه استراحت کنه🧶
📚Example:
Convalescence usually takes a lot of time.
💡Synonyms: recovery
📊 سه بار تکرار در کنکور ارشد وزارت بهداشت.
✅Test
صبح پنج شنبه 87-88
عصر جمعه 91-92
عصر جمعه 98-99
👍4❤3🙏2