کتابخانه مهندسی Basu✨️ – Telegram
کتابخانه مهندسی Basu✨️
581 subscribers
156 photos
3 videos
13 files
109 links
📗📙📕 کتابخانه دانشکده مهندسی
Download Telegram
📝غزل ۲۵۵ جناب حافظ | شماره پنجم

یوسفِ گم گشته بازآید به کنعان، غم مخور
کلبهٔ احزان شَوَد روزی گلستان، غم مخور
ای دل غمدیده، حالت بِه شود، دل بَد مکن
وین سرِ شوریده باز آید به سامان غم مخور
گر بهارِ عمر باشد باز بر تختِ چمن
چتر گل در سر کَشی، ای مرغِ خوشخوان غم مخور
دورِ گردون گر دو روزی بر مرادِ ما نرفت
دائماً یکسان نباشد حالِ دوران غم مخور
هان مَشو نومید چون واقِف نِه‌ای از سِرِّ غیب
باشد اندر پرده بازی‌هایِ پنهان غم مخور
ای دل اَر سیلِ فنا بنیادِ هستی بَرکَنَد
چون تو را نوح است کشتیبان، ز طوفان غم مخور
در بیابان گر به شوقِ کعبه خواهی زد قدم
سرزنش‌ها گر کُنَد خارِ مُغیلان غم مخور
گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کآن را نیست پایان، غم مخور
حال ما در فُرقت جانان و اِبرامِ رقیب
جمله می‌داند خدایِ حالْ‌گردان غم مخور
حافظا در کُنجِ فقر و خلوتِ شب‌هایِ تار
تا بُوَد وِردَت دعا و درس قرآن غم مخور

✍🏻 غزل انتخابی از بیتا
#پنج_شنبه_دلنواز
#دلنوشته_دانشجویی
#شعر_و_موسیقی
https://news.1rj.ru/str/+iwEwERUIQGRkM2Fk
📚🔺 اطلاعیه | به‌وقت کتاب
🔸 جلسات کتابخوانی تا پایان امتحانات موقتاً برگزار نخواهد شد.
🌟 با آرزوی موفقیت و آرامش برای همه‌ی شما عزیزان
📚💫 به امید دیدار دوباره با انرژی تازه

#به_وقت_کتاب
https://news.1rj.ru/str/+iwEwERUIQGRkM2Fk
📝 یادی از جناب فردوسی ارجمند | شماره ششم

فردوسی، ستون زبان و روح فرهنگ ایرانی

به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد


فردوسی بزرگ با شاهنامه‌ی جاویدانش نه‌تنها حماسه‌های پهلوانی را زنده کرد، بلکه ستون زبان فارسی را برپا داشت؛ زبانی که امروز ما به آن می‌اندیشیم، می‌آموزیم و می‌نویسیم.
یاد و نام او، همواره چراغی‌ست برای فرهنگ و هویت ایرانی.

"همه نیک و بد ز آموزگار گرفتند
ز دانشمند سخن دانش آموختند
"

"مراست که شاهنامه بنگاریستم
ز گنجینهٔ پارسی به یادگار بستم
"

"به پارسی سرودم این پهلوانان را
که از ایشان آموزند هر فرزانهٔ جهان را
"

"ز بهرِ نام و ننگ و دین و میهن
که جاویدان بماند یاد کهن
"

✍🏻 لیزا
#سه_شنبه_دلنواز
#دلنوشته_دانشجویی
#شعر_و_موسیقی
🔗 https://news.1rj.ru/str/+iwEwERUIQGRkM2Fk
📝  معرفی کتاب به مناسبت بزرگداشت ابوریحان بیرونی نابغه شهیر ایران

کتاب ابوریحان بیرونی| محمود برآبادی
ابوریحان محمد بن احمد بیرونی (۳۵۲–۴۲۷ خورشیدی)، دانشمند، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس، تاریخ‌نگار و فیلسوف ایرانی بود. او از برجسته‌ترین دانشمندان مسلمان و فارسی‌زبان است و لقب «پدر انسان‌شناسی و هندشناسی» به او داده‌اند.

بیرونی بیشتر زندگی خود را به تحقیق، مطالعه و کشف جهان پیرامون اختصاص داد و به زبان‌های مختلفی مانند یونانی و باستانی مسلط بود. آثار او همچنان برای جهان الهام‌بخش است
.

نویسنده: محمود برآبادی | انتشارات مدرسه

#ابوریحان_بیرونی #دانشمندان_ایرانی #علم_و_دانش #کتابخانه
https://news.1rj.ru/str/+iwEwERUIQGRkM2Fk
📝  ادای احترام  به شیوه ی دانشجویی از نسل زد به جناب فردوسی ارجمند | شماره هفتم

به نام از خود گذشتگان، آنان که حیات و دارایی‌شان را فدا کردند تا از خود اندیشه‌ای جاوید به ارمغان بگذارند؛ اندیشه‌ای که جلا بخش و تکامل دهنده روح آدمی باشد. آنان که ایثار را در حق آرمان‌هایشان به اوج خود رسانده‌اند.

«فردوسی»
گمان نمی‌کنم که تابحال کسی برای فردوسی از پیشوند فداکار استفاده کرده باشد، شاید این کلمه در برابر کسی که سی سال عمر و همه دارایی خود را فدای اندیشه اش کرده باشد بسیار کوچک‌ بنماید؛ کسی که بخش بزرگی از عمر خود و همه دارایی اش را فدا کرد تا زبان ایران زمین را جانی دوباره بخشد؛ زبانی که نه تنها چند حرف و کلمه که منظره فرهنگ این دیار و مردمش است.
این روزها اما شوربختانه می‌بینیم که این شخصیت فرهنگی نیز دستخوش شوخی هایی نه چندان خوشایند قرار گرفته است، آنچنان که عده‌ای خواستار بدترین مجازات ها برای فرد مورد نظر هستند.
اما من با خود که می‌اندیشم و به اندیشه فردوسی و بزرگان که می‌نگرم؛ کسی که اینچنین عمر خود را بدون هیچ چشم داشتی فدای اندیشه و آرمان خویش کرده است و همواره آموزگار راه راستی بوده است آیا به تقابل با یک شخص و محاکمه اش تنها به جرم سخنوری، حتی به اشتباه رضایت می‌دهد؟!
و من در ذهن خود نه تنها آن شخص را محکوم نمی‌کنم؛ که بچشم تلنگری می‌بینم، تلنگری اول به خودم و بعد به آنان که خونشان از این اتفاق به جوش آمده است؛ که در عصری که همگی گرفتار زندگی ماشینی و فراموشکاری ها شده ایم؛ برای زنده نگه داشتن اندیشه و یاد بزرگانمان و ادامه راه آنان که بر درستی شان باور داریم چند گام برداشته ایم و چه ها کرده ایم؟!
در نگاه من، ای کاش قبل از محکوم کردن ها و داد و فریاد ها برای محاکمه بقیه خود را محاکمه کنیم؛ که راه آنان که باور داریم را گم کرده ایم و اندیشه شان را به دست فراموشی سپرده ایم.
و با دلی غمگین به خود میگویم ای کاش هزاران نفر دیگر مانند آن دختر پیدا شوند و با هر آنچه که ما فراموش کرده ایم شوخی های نابه‌جا بکنند تا شاید آنها را دوباره به یاد بیاوریم.
«شوخی های اشتباه و ناسزا ها هیچوقت نمی‌توانند اندیشه ای را خاموش کنند، بلکه اندیشه ها و شکوه انسان ها زمانی می‌میرد که مردم آنها را فراموش می‌کنند.»
✍🏻 علی
#پنج_شنبه_دلنواز
#دلنوشته_دانشجویی
#شعر_و_موسیقی
🔗 https://news.1rj.ru/str/+iwEwERUIQGRkM2Fk
📝 دلنوشته_دانشجویی | شماره هشتم

پشت مهندسی هم را دیدیم. همدیگر را نمیشناختیم اما تو از دغدغه‌هایت گفتی و من هم درد و دلی کردم‌. سرت را پایین انداختی و به شوخی گفتی:
مهندسیه دیگه!
من رفتم سر کلاس و تو هم رفتی سر کار خودت. دیگر شاید هم را ندیدیم.

چند روز بعدش اما، یک دوست دیگر را در تریا دیدم و هم صحبت شدیم. عمو حسن هر پنج دقیقه یک بار میگفت: "آقا سوسیس املت".
دوست جدیدم گفت که خیلی خسته است و دیشب تا صبح بیدار بوده تا پروژه تحویل دهد. چشم هایش گود افتاده بود و جان حرف زدن نداشت. چایی کیسه‌ای دبش‌اش را توی لیوان آبجوش بالا پایین میکرد و قوز کرده بود. گفت از دانشگاه خسته شده و دلش میخواهد زودتر تمام شود. بعد از چند دقیقه صحبت رفت سر کارش و من رفتم سر کارم.

بعد از کلاس دینامیک وقتی توی حیاط های نواری پشت مهندسی نشسته بودم و کتاب میخواندم پرنده ای آمد و روبه رویم نشست. او هم داستانی داشت و روی زمین بین برگ های زرد ریخته شده پاییز دنبال لقمه‌ای نان بود. او هم بعد چند ثانیه پرید و رفت.

صبح زود رفتیم کارگاه تراشکاری و استادش دیر آمد. خیلی سرد بود و تصمیم گرفتیم دیگر نرویم سر کلاس. هفت هشت نفری بودیم. یکی از بچه ها سریع چند تا چوب از بین آت و آشغال هایی که پشت کارگاه بود، پیدا کرد‌. همه هم خداروشکر فندک داشتند و آتش را روشن کردیم. هر کس چند دقیقه دور آتش بود و گرم شدیم و برایمان خیلی سخت بود که استاد مارا در آن سرمای زمستان، آن هم هشت صبح، پشت کارگاه معطل کرده بود. بعد از چند دقیقه آتش را جمع کردیم و برگشتیم سر کارمان.

یک روز در دانشگاه با وجودی سراسر از غم برگشتم خانه.
یک روز به گونه‌ای برگشتم که انگار داشتم همه چیز را خواب میدیدم.
یک روز با چشمانی خواب آلود یک روز با خوشحالی زیاد، یک روز با شوق دیدن دوستانم و یک روز هم با وجودی سرشار از امید برگشتم‌.

نمیدانم چند بار دیگر تورا دیدم. نمیدانم ان دوست داخل تریا را دوباره دیدم یا نه.  نمیدانم آن پرنده هنوزم دنبال غذاست یا خیر. نمیدانم قرار است آیا باز هم افراد دور آن آتش کوچک ساعت هشت صبح را ببینم یا خیر.
یک چیز را ولی خوب میدانم، اینکه این چند روز هر وقت آمدم دانشگاه یک مشت خاطره کوبیده شد به صورتم. من هنوز دانشجو‌یم اما خدا می‌داند با تمام حس های بد و خوبی که دارم چقدر قرار است دلم برای اینجا تنگ شود.

✍🏻 م. سجاد عصاریها

#سه_شنبه_دلنواز
#دلنوشته_دانشجویی
https://news.1rj.ru/str/+iwEwERUIQGRkM2Fk
⚠️به آرشیو کانال منتقل شد‌.📝 دلنوشته_دانشجویی | شماره دهم.

✍🏻م. سجاد عصاریها

#سه_شنبه_دلنواز
#دلنوشته_دانشجویی
#آرشیو
https://news.1rj.ru/str/+3K3HoxuEqqk2MzE0
دوستان عزیز و‌دانشجویان گرانقدر، 
آغاز ترم جدید مبارک! برایتان روزهای پربار و سرشار از یادگیری آرزو می‌کنیم. 
🎒📘🌟
⚠️به آرشیو کانال منتقل شد‌.
اطلاعیه🚀📚

از امروز شنبه ۱۴۰۴/۰۶/۲۹ هم‌زمان با آغاز ترم، به همت آقای سجاد عصاری‌ها در کتابخانه مهندسی یک اتفاق تازه شروع شد:
«تابلو بنویس، بخوانیم» 🎉
🌱 بیایید با هم، هر روز کتابخانه را پر کنیم از واژه‌های تازه و حال خوب.
📍 کتابخانه مهندسی
#کتابخانه_مهندسی #تابلو_بنویس_بخوانیم #آغاز_ترم
#آرشیو
https://news.1rj.ru/str/+3K3HoxuEqqk2MzE0
این تابلو ها  = نتیجه‌ی مشارکت فوق‌العاده‌ی شما دانشجوهای عزیز 🙏
ممنونیم که همیشه کنار کتابخانه مهندسی هستید
🌹#بنویس_بخوانیم #کتابخانه_مهندسی
https://news.1rj.ru/str/+3K3HoxuEqqk2MzE0
کتابخانه مهندسی Basu✨️ pinned «⚠️به آرشیو کانال منتقل شد‌. 📝 دلنوشته_دانشجویی | شماره یازدهم ✍🏽ژاله #پنج_شنبه_دلنواز #دلنوشته_دانشجویی #آرشیو https://news.1rj.ru/str/+3K3HoxuEqqk2MzE0»
⚠️تصاویر به آرشیو کانال منتقل شد.
تبریک آغاز سال تحصیلی جدید مبارک! 📚
#آرشیو
https://news.1rj.ru/str/+3K3HoxuEqqk2MzE0
⚠️به آرشیو کتابخانه منتقل شد.
📝 دلنوشته_دانشجویی | شماره دوازدهم
✍️ خاموشی
#سه_شنبه_دلنواز
#دلنوشته_دانشجویی
#آرشیو
https://news.1rj.ru/str/+3K3HoxuEqqk2MzE0
سلام به همراهان عزیز کتابخانه مهندسی 🌹
خوشحالیم به اطلاع برسانیم که امروز ۲۱ عنوان کتاب تازه غیر درسی برای شما عزیزان تهیه شد 📚
تصویر این کتاب‌ها به پیوست تقدیم حضورتان است تا پیش از دسترسی حضوری، نگاهی به آن‌ها داشته باشید.
🔸 لازم به یادآوری است که این کتاب‌ها صرفاً با ثبت دفتری قابل امانت هستند و در سامانه ثبت سیستمی نخواهند شد.
به امید لحظه‌هایی پربار در کنار کتاب و کتابخوانی 🌿
#کتب_اهدایی_جدید
https://news.1rj.ru/str/+iwEwERUIQGRkM2Fk