میدونستین تو انگلیسی باید تو هر موقعیتی از واژههای درست همون موقعیت استفاده کنین؟ بعضی موقعیتها کاملاً رسمی(Formal) هستن و بعضی موقعیتها خودمونی و غیررسمی(Informal). حالا بریم چند تا کلمه رو که تو هر موقعیت باید استفاده کنیم یاد بگیریم:
Okay(informal)
Acceptable(formal)
And(informal)
Additionally(formal)
Funny(informal)
Amusing(formal)
Party(informal)
Celebration(formal)
Finish(informal)
Complete(formal)
Hard(informal)
Complex(formal)
Okay(informal)
Acceptable(formal)
And(informal)
Additionally(formal)
Funny(informal)
Amusing(formal)
Party(informal)
Celebration(formal)
Finish(informal)
Complete(formal)
Hard(informal)
Complex(formal)
❤6👍6🍓2
به جای گفتن جمله تکراری Thank you, اینجوری تشکر کن:
You are great.
You're a dear.
I owe you one.
I appreciate it.
You're an angel.
You're too kind.
Thanks a bunch.
I'm in your debt.
You're a life server.
You are great.
You're a dear.
I owe you one.
I appreciate it.
You're an angel.
You're too kind.
Thanks a bunch.
I'm in your debt.
You're a life server.
❤11
کُل ساختارهای گرامری در ۳۰ ثانیه:
انجام میدم= I do
دارم انجام میدم = I am doing
داشتم انجام میدادم = I was doing
انجام دادهام = I have done
انجام داده بودم = I had done
مدتیه دارم انجام میدم = I have been doing
مدتی بود داشتم انجام میدادم = I had been doing
انجام خواهم داد = I will do
قراره انجام بدم = I will be doing
تا هفتهی دیگه انجام دادم = I will have done by next week
تا فردا میشه دو هفته که دارم انجام میدم = I will have been doing for two weeks by tomorrow
+ همین جملهبندیها رو با دیگر افعال بسازید و تمرین کنید.
انجام میدم= I do
دارم انجام میدم = I am doing
داشتم انجام میدادم = I was doing
انجام دادهام = I have done
انجام داده بودم = I had done
مدتیه دارم انجام میدم = I have been doing
مدتی بود داشتم انجام میدادم = I had been doing
انجام خواهم داد = I will do
قراره انجام بدم = I will be doing
تا هفتهی دیگه انجام دادم = I will have done by next week
تا فردا میشه دو هفته که دارم انجام میدم = I will have been doing for two weeks by tomorrow
+ همین جملهبندیها رو با دیگر افعال بسازید و تمرین کنید.
❤18👍1👌1
یکی از بهترین سایتها برای خودآموزی گرامر و واژگان انگلیسی همراه با عکس و پوسترهای مختلف:
http://OysterEnglish.com
http://OysterEnglish.com
Oyster English
Oyster English – With English, the World is your Oyster
Learn English vocabulary words, idioms and even grammar while reading, watching and listening to interesting articles, music and videos!
❤9
بریم چند تا جمله کاربردی رو داشته باشیم:
I don't mean it: منظورم اون نیست
I apologize: معذرت میخوام
I agree: موافقم
I disagree: مخالفم
I'll handle it: من حلش میکنم
It really takes time: واقعاً زمانبره
Do your best: تلاشت رو بکن
I don't mean it: منظورم اون نیست
I apologize: معذرت میخوام
I agree: موافقم
I disagree: مخالفم
I'll handle it: من حلش میکنم
It really takes time: واقعاً زمانبره
Do your best: تلاشت رو بکن
🔥12☃1
در زبان انگلیسی، یک سری از اسامی هستن که وقتی میخوان به حالت جمع بیان، در انتهاشون s نمیگیرن. که در واقع بیقاعده هستن. به این صورت که ساختار کلمه تغییر میکنه و یا حتی در مواردی اصلاً تغییری نمیکنه. اینجا یه لیست از رایجترین اسامی جمع بیقاعده رو آماده کردم:
Man - Men مرد - مردها
Woman - Women زن - زنها
Tooth - Teeth دندان - دندانها
Child - Children بچه - بچهها
Foot - Feet پا - پاها
Leaf - Leaves برگ - برگها
Knife - Knives چاقو - چاقوها
Mouse - Mice موش - موشها
Person - People فرد - افراد
Fish - Fish ماهی - ماهیها
Sheep - Sheep گوسفند - گوسفندها
Deer - Deer آهو - آهوها
Man - Men مرد - مردها
Woman - Women زن - زنها
Tooth - Teeth دندان - دندانها
Child - Children بچه - بچهها
Foot - Feet پا - پاها
Leaf - Leaves برگ - برگها
Knife - Knives چاقو - چاقوها
Mouse - Mice موش - موشها
Person - People فرد - افراد
Fish - Fish ماهی - ماهیها
Sheep - Sheep گوسفند - گوسفندها
Deer - Deer آهو - آهوها
❤14
7 نوع مختلف "دیدن" در انگلیسی:
See: دیدن
Look: نگاه کردن
Watch: تماشا کردن
Stare: خیره شدن
Peep: زیرچشمی نگاه کردن
Scan: دقیق نگاه کردن
Glance: نگاه مختصر
See: دیدن
Look: نگاه کردن
Watch: تماشا کردن
Stare: خیره شدن
Peep: زیرچشمی نگاه کردن
Scan: دقیق نگاه کردن
Glance: نگاه مختصر
❤16👍1
بچهها سلام. امیدوارم که عالی باشین. تدریس گرامر حال استمراری رو براتون گذاشتم. یه گرامر خیلی مهم و کاربردی.✨
❤10🔥1
رنگها و احساسات در انگلیسی. بعضی از رنگها در انگلیسی جدا از رنگشون معنی دیگه هم دارن.
🟡 I’m yellow → ترسو بودن
I wanted to try bungee jumping, but I was too yellow to do it.
(میخواستم بانجی جامپینگ امتحان کنم، ولی خیلی ترسو بودم.)
🔵 I feel blue → ناراحت بودن
She’s been feeling blue since her cat passed away.
(او از وقتی گربهاش مرده، غمگین بوده.)
🔴 I’m in the red → بدهکار بودن
After paying all my bills, I’m in the red again this month.
(بعد از پرداخت همهی قبضهام، این ماه باز توی بدهی هستم.)
🟢 I’m green → بیتجربه بودن
He’s still green in this job, so he makes a lot of mistakes.
(او هنوز در این کار تازهکار است، برای همین خیلی اشتباه میکند.)
🟡 I’m yellow → ترسو بودن
I wanted to try bungee jumping, but I was too yellow to do it.
(میخواستم بانجی جامپینگ امتحان کنم، ولی خیلی ترسو بودم.)
🔵 I feel blue → ناراحت بودن
She’s been feeling blue since her cat passed away.
(او از وقتی گربهاش مرده، غمگین بوده.)
🔴 I’m in the red → بدهکار بودن
After paying all my bills, I’m in the red again this month.
(بعد از پرداخت همهی قبضهام، این ماه باز توی بدهی هستم.)
🟢 I’m green → بیتجربه بودن
He’s still green in this job, so he makes a lot of mistakes.
(او هنوز در این کار تازهکار است، برای همین خیلی اشتباه میکند.)
❤13
اگه میخوای زبان رو شروع کنی، امروز همون شنبه معروفه. تعلل نکن و استارت بزن.
🔥14🕊2👍1
تا میتونی فیلم انگلیسی تکراری ببین. اجازه بده ذهنت توی یه بستر داستانی اصطلاحات زبان انگلیسی رو یاد بگیره.
-Samira
-Samira
💯9❤2🔥2👍1
بریم چند تا اصطلاح یاد بگیریم:
1. Break the ice
یعنی یخ رو بشکنیم؛ یعنی اولش یه چیزی بگیم تا جو صمیمیتر بشه.
2. Bite the bullet
یعنی دندون روی جگر بذاریم و با یه کار سخت روبرو بشیم.
3. Burn the midnight oil
یعنی تا دیروقت بیدار بمونیم و کار کنیم یا درس بخونیم.
4. Hit the nail on the head
یعنی دقیقاً به درستیش اشاره کردی؛ درست گفتی.
5. Let the cat out of the bag
یعنی یه رازی رو ناخواسته لو بدی.
6. Cost an arm and a leg
یعنی خیلی گرونه؛ کلی پول میخواد.
7. Under the weather
یعنی حالم خوب نیست؛ یه کم مریضم.
8. The ball is in your court
یعنی حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری یا کاری کنی.
1. Break the ice
یعنی یخ رو بشکنیم؛ یعنی اولش یه چیزی بگیم تا جو صمیمیتر بشه.
2. Bite the bullet
یعنی دندون روی جگر بذاریم و با یه کار سخت روبرو بشیم.
3. Burn the midnight oil
یعنی تا دیروقت بیدار بمونیم و کار کنیم یا درس بخونیم.
4. Hit the nail on the head
یعنی دقیقاً به درستیش اشاره کردی؛ درست گفتی.
5. Let the cat out of the bag
یعنی یه رازی رو ناخواسته لو بدی.
6. Cost an arm and a leg
یعنی خیلی گرونه؛ کلی پول میخواد.
7. Under the weather
یعنی حالم خوب نیست؛ یه کم مریضم.
8. The ball is in your court
یعنی حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری یا کاری کنی.
❤11
نکته آموزشی: ماضی استمراری (Past Continuous)
ماضی استمراری برای بیان اقداماتی استفاده میشه که در یک زمان مشخص در گذشته در حال انجام بودن. ساختارش به این شکله:
was/were + verb + ing
مثال:
• I was reading a book when she called.
• They were playing football at 3 PM yesterday.
نکته:
از ماضی استمراری میشه برای نشون دادن دو عمل همزمان تو گذشته هم استفاده کرد:
• While I was cooking, my brother was watching TV.
این زمان به ما کمک میکنه تا تصویر واضحتری از وقایع گذشته ارائه بدیم.
ماضی استمراری برای بیان اقداماتی استفاده میشه که در یک زمان مشخص در گذشته در حال انجام بودن. ساختارش به این شکله:
was/were + verb + ing
مثال:
• I was reading a book when she called.
• They were playing football at 3 PM yesterday.
نکته:
از ماضی استمراری میشه برای نشون دادن دو عمل همزمان تو گذشته هم استفاده کرد:
• While I was cooking, my brother was watching TV.
این زمان به ما کمک میکنه تا تصویر واضحتری از وقایع گذشته ارائه بدیم.
❤7