Wager
Anonymous Poll
4%
غمگین
2%
اطلاعات ، داده ها
3%
تیز ، زیرک
91%
شرط بندی
0%
تکیه کردن
1%
ساکن شدن
🍌1
Shriek
Anonymous Poll
3%
واجد شرایط شدن
0%
قسم ، سوگند خوردن
3%
تیز ، زیرک
7%
غمگین
3%
شرط بندی
84%
جیغ کشیدن
Sinister
Anonymous Poll
3%
حسود
1%
غمگین
2%
واجد شرایط شدن
0%
مرد مجرد
94%
شیطانی
0%
اطلاعات ، داده ها
504 واژه ضروری
( درس سوم )
025
Typical
نمونه ، معمولی
026
Minimum
حداقل
027
Scarce
کمیاب
028
Annual
سالی یکبار، سالانه
029
Persuade
متقاعد کردن
030
Essential
ضروری
031
Blend
مخلوط کردن
032
Visible
آشکار
033
Expensive
گران
034
Talent
استعداد
035
Device
طراحی کردن ، اختراع کردن
036
Wholesale
عمده فروشی
@English504Coding
( درس سوم )
025
Typical
نمونه ، معمولی
026
Minimum
حداقل
027
Scarce
کمیاب
028
Annual
سالی یکبار، سالانه
029
Persuade
متقاعد کردن
030
Essential
ضروری
031
Blend
مخلوط کردن
032
Visible
آشکار
033
Expensive
گران
034
Talent
استعداد
035
Device
طراحی کردن ، اختراع کردن
036
Wholesale
عمده فروشی
@English504Coding
504 واژه ضروری
( درس سوم )
چهار لغت اول
025
Typical
نمونه ، معمولی
026
Minimum
حداقل
027
Scarce
کمیاب
028
Annual
سالی یکبار، سالانه
@English504Coding
( درس سوم )
چهار لغت اول
025
Typical
نمونه ، معمولی
026
Minimum
حداقل
027
Scarce
کمیاب
028
Annual
سالی یکبار، سالانه
@English504Coding
Usual, of a kind
کدینگ:
"تیپش" خیلی "عادي و معمولی" بود
معنی:
عادي، معمولی، خاص
مثال:
It was typical of the latecomer to conceal the real cause of his lateness
براي کسی که دیر می کرد عادي بود که دلیل واقعی تاخیرش را پنهان کند
@English504Coding
کدینگ:
"تیپش" خیلی "عادي و معمولی" بود
معنی:
عادي، معمولی، خاص
مثال:
It was typical of the latecomer to conceal the real cause of his lateness
براي کسی که دیر می کرد عادي بود که دلیل واقعی تاخیرش را پنهان کند
@English504Coding