آموزش 504 با رضا ارشنیا – Telegram
آموزش 504 با رضا ارشنیا
6.1K subscribers
634 photos
3.18K videos
154 files
3.63K links
کانال رسمی آموزش زبان استاد آرش نیا

اینستا گرام
https://www.instagram.com/rezaarashnia.club
دوره مکالمه و گرامر
👇
https://news.1rj.ru/str/RezaArashniaConversation/1675


مشاوره تلفنی و واتس اپ👇
0912 088 2098

مشاور ثبت نام👇
http://T.me/Reza_Arashnia_admin
Download Telegram
طراحی کردن، اختراع کردن
Anonymous Poll
3%
Dismal
2%
Sinister
3%
Peril
91%
Device
عمده فروشی
Anonymous Poll
1%
Keen
2%
Numb
95%
Wholesale
2%
Minimum
👍2
استعداد
Anonymous Poll
1%
Peril
9%
Gallant
91%
Talent
0%
Numb
👍2
✔️سرور اختصاصی V2Ray 🚀
✔️بدون قطعی  🔓
✔️سازگاری با تمام اپراتورها💯
✔️رضایت بالای مشتریان
✔️همراه اول و ایرانسل پرسرعت و عالی

🔥 قیمت نامحدود
⭐️    تک کاربره یک‌ماهه 120هزارتومان
⭐️ دوکاربره یکماهه 200  هزارتومان
@V2RAY_admin_poshtiban
@V2RAY_admin_poshtiban
@V2RAY_admin_poshtiban
504 واژه ضروری
( درس چهارم )

037
Vapor
بخار

038
Eliminate
حذف کردن

039
Villain
آدم شرور، مجرم

040
Dense
فشرده ، انبوه

041
Utilize
به کار بردن

042
Humid
مرطوب

043
Theory
تئوری ، نظریه

044
Descend
فرود آمدن

045
Circulate
گشتن ، دور زدن

046
Enormous
عظیم ، بزرگ

047
Predict
پیش‌بینی کردن

048
Vanish
ناپدید شدن
@English504Coding
👍1
Moisture in the air that can be seen, fog, mist

کدینگ:
"وا" چرا اینجا "پره" "بخار"ه؟؟

معنی:
بخار ، مه

مثال:
He has gathered data on the amount of vapor rising from the swamp
او اطلاعاتی در مورد میزان بخاري که از باتلاق متصاعد می گردد، گردآوري کرده است
@English504Coding
👍1
Get rid of, remove

کدینگ:
"الی" در یک " Minute " همه چیزو از تو سیستمش "حذف کرده"

معنی:
حذف کردن، برطرف کردن، از بین بردن

مثال:
When the railroad tracks are raised, the danger of crossing will be eliminate
زمانی که خطوط آهن بالا کشیده شوند، خطر عبور از آنها از بین خواهد رفت
@English504Coding
A very wicked person

کدینگ:
اون آدم "شرور" رفته شمال "ویلا" گرفته

معنی:
آدم شرور، جنایتکار، شخصیت منفی(فیلم و داستان)

مثال:
The villain concealed the corpse in the cellar
جنایتکار جسد را در زیر زمین مخفی کرد.
@English504Coding
Closely packed together, thick

کدینگ:
در جاهاي "متراکم نمیشه " dance " کرد.

معنی:
متراکم، غلیظ، فشرده

مثال:
The dense leaves on the trees let in a minimum of sunlight
برگهاي متراکم درختان باعث می شوند، کمترین حد نور خورشید از آنها عبور کند
@English504Coding
👍1
039
Villain
آدم شرور، مجرم
@English504Coding
👍1