Something that is hard to bear ,difficulty
کدینگ:
بدنه این "کشتی" رو تا اومدیم بشکنیم و دوباره از نو بسازیم چه "سختی و
مشقتی" کشیدیم
معنی:
سختی، مشقت، گرفتاري
مثال:
Mohsen was able to overcome one hardship after another
محسن قادر بود یکی پس از دیگري بر مشکلات فائق آید
کدینگ:
بدنه این "کشتی" رو تا اومدیم بشکنیم و دوباره از نو بسازیم چه "سختی و
مشقتی" کشیدیم
معنی:
سختی، مشقت، گرفتاري
مثال:
Mohsen was able to overcome one hardship after another
محسن قادر بود یکی پس از دیگري بر مشکلات فائق آید
Brave, showing respect for women
کدینگ:
والا با این وضع بنزین خیلی باید "شجاع" باشی که سوار ماشین
میتسوبیشی "گالانت" بشی
معنی:
شجاع، مودب(خصوصا نسبت به زنان)
مثال:
Mohsen swore a gallant oath to save Masoud
محسن سوگند دلیرانه اي براي نجات مسعود خورد.
کدینگ:
والا با این وضع بنزین خیلی باید "شجاع" باشی که سوار ماشین
میتسوبیشی "گالانت" بشی
معنی:
شجاع، مودب(خصوصا نسبت به زنان)
مثال:
Mohsen swore a gallant oath to save Masoud
محسن سوگند دلیرانه اي براي نجات مسعود خورد.
❤2
Hardship
Anonymous Poll
4%
ترککردن، رهاکردن
3%
تدبیر
4%
تیز، زیرک
0%
خالی
3%
غیرعادی
88%
بینوایی
👍2
Gallant
Anonymous Poll
2%
تدبیر
0%
اطلاعت، داده ها
0%
ترک کردن، رها کردن
3%
قسم، سوگندخوردن
4%
بینوایی
92%
شجاع
❤2
Gallant
Anonymous Poll
1%
ترککردن ، رها کردن
2%
مرد مجرد
0%
واجدشرایطشدن
4%
خالی
90%
شجاع
4%
قسم سوگند
504 واژه ضروری
(درس اول)
4 لغت سوم
009
Data
اطلاعات ، داده ها
010
Unaccustomed
غیر عادی
011
Bachelor
مرد مجرد
012
Qualify
واجد شرایط شدن
@English504Coding
(درس اول)
4 لغت سوم
009
Data
اطلاعات ، داده ها
010
Unaccustomed
غیر عادی
011
Bachelor
مرد مجرد
012
Qualify
واجد شرایط شدن
@English504Coding
درس 1
لغات 001 تا 012 از مجموعه 504 لغت اساسی انگلیسی
4 لغت سوم، از درس اول
Data. Unaccustomed. Bachelor. Qualify.
جهت شروع به تستزدن، ابتدا این دوازده لغت از درس اول رو فقط چند دور بخونید و یاد بگیرید، سپس در نظرسنجی ها شرکت کنید. برای بالا بردن آمار و دقیقترشدن جواب، نظرسنجیها رو در دیگر گروههایتان هم به اشتراک بگذارید.
001
Abandon
ترک کردن ، رها کردن
002
Keen
تیز ، زیرک
003
Jealous
حسود
004
Tact
تدبیر
005
Oath
قسم ، سوگند خوردن
006
Vacant
خالی
007
Hardship
بی نوایی
008
Gallant
شجاع
009
Data
اطلاعات ، داده ها
010
Unaccustomed
غیر عادی
011
Bachelor
مرد مجرد
012
Qualify
واجد شرایط شدن
@English504Coding
لغات 001 تا 012 از مجموعه 504 لغت اساسی انگلیسی
4 لغت سوم، از درس اول
Data. Unaccustomed. Bachelor. Qualify.
جهت شروع به تستزدن، ابتدا این دوازده لغت از درس اول رو فقط چند دور بخونید و یاد بگیرید، سپس در نظرسنجی ها شرکت کنید. برای بالا بردن آمار و دقیقترشدن جواب، نظرسنجیها رو در دیگر گروههایتان هم به اشتراک بگذارید.
001
Abandon
ترک کردن ، رها کردن
002
Keen
تیز ، زیرک
003
Jealous
حسود
004
Tact
تدبیر
005
Oath
قسم ، سوگند خوردن
006
Vacant
خالی
007
Hardship
بی نوایی
008
Gallant
شجاع
009
Data
اطلاعات ، داده ها
010
Unaccustomed
غیر عادی
011
Bachelor
مرد مجرد
012
Qualify
واجد شرایط شدن
@English504Coding
Facts, information
معنی:
اطلاعات، داده ها، حقایق
مثال:
The data about the bank robbery were given to the F.B.I
اطلاعات مربوط به سرقت بانک در اختیار اف بی آي قرار گرفت.
@English504Coding
معنی:
اطلاعات، داده ها، حقایق
مثال:
The data about the bank robbery were given to the F.B.I
اطلاعات مربوط به سرقت بانک در اختیار اف بی آي قرار گرفت.
@English504Coding
Not used to something
کدینگ:
من به این Custumer هاي شما "عادت ندارم". و همشون براي من غیر
عادي هستن.
معنی:
عادت نداشتن، غیر عادي
مثال:
The king was unaccustomed to having people disobey him.
پادشاه عادت نداشت مردم از او نافرمانی کنند
@English504Coding
کدینگ:
من به این Custumer هاي شما "عادت ندارم". و همشون براي من غیر
عادي هستن.
معنی:
عادت نداشتن، غیر عادي
مثال:
The king was unaccustomed to having people disobey him.
پادشاه عادت نداشت مردم از او نافرمانی کنند
@English504Coding