504 واژه ضروری
(درس اول)
4 لغت سوم
009
Data
اطلاعات ، داده ها
010
Unaccustomed
غیر عادی
011
Bachelor
مرد مجرد
012
Qualify
واجد شرایط شدن
@English504Coding
(درس اول)
4 لغت سوم
009
Data
اطلاعات ، داده ها
010
Unaccustomed
غیر عادی
011
Bachelor
مرد مجرد
012
Qualify
واجد شرایط شدن
@English504Coding
درس 1
لغات 001 تا 012 از مجموعه 504 لغت اساسی انگلیسی
4 لغت سوم، از درس اول
Data. Unaccustomed. Bachelor. Qualify.
جهت شروع به تستزدن، ابتدا این دوازده لغت از درس اول رو فقط چند دور بخونید و یاد بگیرید، سپس در نظرسنجی ها شرکت کنید. برای بالا بردن آمار و دقیقترشدن جواب، نظرسنجیها رو در دیگر گروههایتان هم به اشتراک بگذارید.
001
Abandon
ترک کردن ، رها کردن
002
Keen
تیز ، زیرک
003
Jealous
حسود
004
Tact
تدبیر
005
Oath
قسم ، سوگند خوردن
006
Vacant
خالی
007
Hardship
بی نوایی
008
Gallant
شجاع
009
Data
اطلاعات ، داده ها
010
Unaccustomed
غیر عادی
011
Bachelor
مرد مجرد
012
Qualify
واجد شرایط شدن
@English504Coding
لغات 001 تا 012 از مجموعه 504 لغت اساسی انگلیسی
4 لغت سوم، از درس اول
Data. Unaccustomed. Bachelor. Qualify.
جهت شروع به تستزدن، ابتدا این دوازده لغت از درس اول رو فقط چند دور بخونید و یاد بگیرید، سپس در نظرسنجی ها شرکت کنید. برای بالا بردن آمار و دقیقترشدن جواب، نظرسنجیها رو در دیگر گروههایتان هم به اشتراک بگذارید.
001
Abandon
ترک کردن ، رها کردن
002
Keen
تیز ، زیرک
003
Jealous
حسود
004
Tact
تدبیر
005
Oath
قسم ، سوگند خوردن
006
Vacant
خالی
007
Hardship
بی نوایی
008
Gallant
شجاع
009
Data
اطلاعات ، داده ها
010
Unaccustomed
غیر عادی
011
Bachelor
مرد مجرد
012
Qualify
واجد شرایط شدن
@English504Coding
Facts, information
معنی:
اطلاعات، داده ها، حقایق
مثال:
The data about the bank robbery were given to the F.B.I
اطلاعات مربوط به سرقت بانک در اختیار اف بی آي قرار گرفت.
@English504Coding
معنی:
اطلاعات، داده ها، حقایق
مثال:
The data about the bank robbery were given to the F.B.I
اطلاعات مربوط به سرقت بانک در اختیار اف بی آي قرار گرفت.
@English504Coding
Not used to something
کدینگ:
من به این Custumer هاي شما "عادت ندارم". و همشون براي من غیر
عادي هستن.
معنی:
عادت نداشتن، غیر عادي
مثال:
The king was unaccustomed to having people disobey him.
پادشاه عادت نداشت مردم از او نافرمانی کنند
@English504Coding
کدینگ:
من به این Custumer هاي شما "عادت ندارم". و همشون براي من غیر
عادي هستن.
معنی:
عادت نداشتن، غیر عادي
مثال:
The king was unaccustomed to having people disobey him.
پادشاه عادت نداشت مردم از او نافرمانی کنند
@English504Coding
A man who has not bachelor married
کدینگ:
بچه "لُر" اگر چه "لیسانس" داره اما همیشه "مجرد" می مونه
معنی:
لیسانس، مجرد
مثال:
My brother took an oath to remain a bachelor
برادرم قسم خورد مجرد بماند
@English504Coding
کدینگ:
بچه "لُر" اگر چه "لیسانس" داره اما همیشه "مجرد" می مونه
معنی:
لیسانس، مجرد
مثال:
My brother took an oath to remain a bachelor
برادرم قسم خورد مجرد بماند
@English504Coding
Become fit, show that you are able
کدینگ:
مردم "کالیفرنیا" شایسته تقدیر کردن هستند.
معنی:
شایسته بودن، واجد شرایط بودن
مثال:
I am trying to qualify for the job that is now vacant
در تلاشم براي شغلی که اکنون خالی هست واجد شرایط شوم
@English504Coding
کدینگ:
مردم "کالیفرنیا" شایسته تقدیر کردن هستند.
معنی:
شایسته بودن، واجد شرایط بودن
مثال:
I am trying to qualify for the job that is now vacant
در تلاشم براي شغلی که اکنون خالی هست واجد شرایط شوم
@English504Coding
اطلاعات، دادهها
Anonymous Poll
3%
Qualify
95%
Data
2%
Unaccustomed
0%
Tact
0%
نمیدونم. بعد از دیدن پاسخ، مجددا جواب میدم. 🥰
اطلاعات، دادهها
Anonymous Poll
98%
Data
2%
Jealous
0%
Bachelor
0%
Abandon
1%
نمیدونم. بعد از دیدن پاسخ، مجددا جواب میدم. 🥰
👍1
اطلاعات، دادهها
Anonymous Poll
1%
Abandon
0%
Vacant
1%
Gallant
97%
Data
2%
نمیدونم. بعد از دیدن پاسخ، مجددا جواب میدم. 🥰
🥰1
واجدشرایطشدن
Anonymous Poll
1%
Jealous
3%
Hardship
4%
Bachelor
90%
Qualify
2%
نمیدونم. بعد از دیدن پاسخ، مجددا جواب میدم. 🥰
❤1
غیرعادی
Anonymous Poll
4%
Jealous
2%
Hardship
1%
Oath
90%
Unaccustomed
3%
نمیدونم. بعد از دیدن پاسخ، مجددا جواب میدم. 🥰
🥰1