زمستون ها تنها لب ساحل رفتی؟ هیچکس نیست اونجا، هوا انقدر سرده که صورتت سرخ میشه از سرما، یه بارون نم نم و کوچیک که بباره، باد جوری اون قطره بارون رو توی هوای میرقصونه و میکوبه به صورتت که حس میکنی یه نفر محکم داره میزنه تو گوشت. صدای موج های دریا دیگه آرامش بخش نیست، یه آشفتگی خاصی توشونه که دیگه خیلی بخواد خوب باشه یادآور دلهره و آشوبه.
حالا همونجا رو دو نفره نگاهش کن، نمیخوام درگیر تعریف کردن جزییاتی بشم که هزار نفر خیلی بهتر از من گفتنش، خودت خوندی دیگه، همون هایی که آز آتیش جلوی روت حرف میزنن، پتو دو نفره روی دستاتون، همونی صورتتون چسبیده به همدیگه و خنده های همدیگه رو نمیبینید ولی با پوست صورتتون لمسش میکنید. اونا بهتر از من تعریف کردن، فقط خواستم بگم همین تصویر رو ببر تو شب زمستونیه، که بارون میشه سیل محکمی برای فرار ازش همدیگه رو دارید، صدای دلهره آور موجی که برای فرار ازش آرامش دست های بغلتون رو دارید.
حالا همونجا رو دو نفره نگاهش کن، نمیخوام درگیر تعریف کردن جزییاتی بشم که هزار نفر خیلی بهتر از من گفتنش، خودت خوندی دیگه، همون هایی که آز آتیش جلوی روت حرف میزنن، پتو دو نفره روی دستاتون، همونی صورتتون چسبیده به همدیگه و خنده های همدیگه رو نمیبینید ولی با پوست صورتتون لمسش میکنید. اونا بهتر از من تعریف کردن، فقط خواستم بگم همین تصویر رو ببر تو شب زمستونیه، که بارون میشه سیل محکمی برای فرار ازش همدیگه رو دارید، صدای دلهره آور موجی که برای فرار ازش آرامش دست های بغلتون رو دارید.
میگه اگه میدونی ایرادات چین که چرا پس اینجوری ای؟ میگم که کاش آدم وقتی میدونست یه کار اشتباهه انجامش نمیداد! ولی مگه میشه اصلا از همون اول عادتمون دادن با اون سیل خوردنشون.
ولی بدترین رفتارم رها کردنه، یه دفعه با یه دلیل کوچیک دیگه چیزی برای موندن نمیبینم، نفس کشیدن سخت میشه اصلا برام و بیا اینجوری ببینش که ممکنه در حال پرت شدن از دره باشم دستامو گرفته باشی اما اون وسط یه کاری بکنی ناراحتم کنی اون موقع خودم دستت رو ول میکنم و مهم نیست چقدر میوفتم پایین.
شاکی بود از اینکه تمام همکلاسی هاش تا ماه اول دانشگاه باهم رابطه دارن دانشجویی که تو زندگیش با جنس مخالفی حرف نزده.
رک باشید، حرفتون رو که پشت چهارتا حرف دیگه قایم میکنید تا به ما برسه اصلا ممکنه منظورتون عوض شه و ما هم مجبور شیم حرفامون رو رو بذاریم قاطی چهارتا حرف دیگه. مثلا میخوایم از تنفرمون نسبت به همدیگه حرف بزنیم ولی مکالمه هامون راجب خوشمزه تر بودن سیب ترش یا شیرین میشه.
دوستم یهویی بعد چند وقت برام sms فرستاده که میدونم دلت برام تنگ شده.
آدم گاها حرف هاش رو میذاره تو دهن فرد مقابل.
آدم گاها حرف هاش رو میذاره تو دهن فرد مقابل.
Forwarded from Shower Thoughts 🚿
You can flirt so easily for fun with someone, but once it’s with someone you’re actually attracted to, in your mind it seems like the most balsy thing you can do
when something is important enough you do it even if the odds are not in your favor.
به این جمله به چشم گوه خوری نگاه نکنید، کسی که گفتتش کارایی کرده که خیلی ها میگفتن احمقانه و نشدنیه.
به این جمله به چشم گوه خوری نگاه نکنید، کسی که گفتتش کارایی کرده که خیلی ها میگفتن احمقانه و نشدنیه.
ExDa
یه بار دیگه راجب چنل من احمد مرتضی مینویسم و قول میدم آخریش باشه.
این اواخر یبار نوشته بود که یادم بندازید راجب day game هم بنویسم.
کلا خیلی از حرفاش راجب game هستش و خب میدونید گیم چیه؟ گیم به نحوه زدن مخ دختر و کردنش میگن. نه که مثلا با کلمات رکیک بیانش کرده باشم، دقیقا یه چیزی شبیه همینه. برید توی اینترنت سرچ کنید pick up artist یه سری سایت و انجمن میاد که خب نسبتا زیادم هستن و یه سری آدم راجب همین گیم و چیزای مشابهش برای بلند کردن یه دختر استفاده میکنن. مثلا چهمیدونم کلی حرف برای شروع مکالمه گذاشتن و خب خیلی چیزای دیگه. حالا این بده؟ نمیگم بده ولی خب هرکسی با یه چیزی حال میکنه. حقیقتا که من دوست ندارم همه چیز مثل یه بازی بوده باشه. دوست ندارم همه چیز با صرفا قشنگ حرف زدن یا امثالهم پیش بره. دوست ندارم یه سری حرف و حرکت بوده باشن که هرکسی دگه ای جای من بود هم اگه اون کار هارو میکرد میتونست باشه با طرف مقابل.
پس چجوری؟ نظر من توی جواب این سوال به سعدی نزدیکه که گفت «آن را که خبر شد خبری باز نیامد».
حالا مگه چیزایی که میگه بده؟ نه، قشنگ هم مینویسه اتفاقا و قطعا نیازی به تایید یا رد من نداره ولی خب من با حرفاش اوکی نیستم.
کلا خیلی از حرفاش راجب game هستش و خب میدونید گیم چیه؟ گیم به نحوه زدن مخ دختر و کردنش میگن. نه که مثلا با کلمات رکیک بیانش کرده باشم، دقیقا یه چیزی شبیه همینه. برید توی اینترنت سرچ کنید pick up artist یه سری سایت و انجمن میاد که خب نسبتا زیادم هستن و یه سری آدم راجب همین گیم و چیزای مشابهش برای بلند کردن یه دختر استفاده میکنن. مثلا چهمیدونم کلی حرف برای شروع مکالمه گذاشتن و خب خیلی چیزای دیگه. حالا این بده؟ نمیگم بده ولی خب هرکسی با یه چیزی حال میکنه. حقیقتا که من دوست ندارم همه چیز مثل یه بازی بوده باشه. دوست ندارم همه چیز با صرفا قشنگ حرف زدن یا امثالهم پیش بره. دوست ندارم یه سری حرف و حرکت بوده باشن که هرکسی دگه ای جای من بود هم اگه اون کار هارو میکرد میتونست باشه با طرف مقابل.
پس چجوری؟ نظر من توی جواب این سوال به سعدی نزدیکه که گفت «آن را که خبر شد خبری باز نیامد».
حالا مگه چیزایی که میگه بده؟ نه، قشنگ هم مینویسه اتفاقا و قطعا نیازی به تایید یا رد من نداره ولی خب من با حرفاش اوکی نیستم.
ExDa
رضا براهنی - @antelectory – از هوش می روم
«من دست های تو را در چینه دانم مخفی نگاه داشته ام
.
.
.
من چشم های تو را هم در چینه دانم مخفی نگاه داشته ام
.
.
.
آواز من از سینهام که برمیخزد از چینه دانم قوت میگیرد»
.
.
.
من چشم های تو را هم در چینه دانم مخفی نگاه داشته ام
.
.
.
آواز من از سینهام که برمیخزد از چینه دانم قوت میگیرد»
والا بنظر من آدمی جالبه که رفته دنبال علاقش، رفته دنبال چیزی که از ته دل بهش اعتقاد داره. چه تو چیزای بزرگ و چه تو چیزای کوچیک، اونیکه گوشیش یه نوکیا سادهست که جز زنگ خوردن و اساماس دادن هیچ کاری نمیکنه ولی معتقده هر گوشی دیگه ای از زندگی دورش میکنه، معتقده گوشیش دسترسی به اینترنت داشته باشه باعث میشه تو مهمونی ها گوشی دستش باشه جای حرف زدن.
اونی که از تک تک نخ های سیگاری که میکشه لذت میبره، میتونه برات داستان بگه راجب سیگارش.
چه میدونم، اونی که دلیل پشت موسیقی ای که گوش میده هست و .... .
همین. توان باز کردنش رو ندارم.
اونی که از تک تک نخ های سیگاری که میکشه لذت میبره، میتونه برات داستان بگه راجب سیگارش.
چه میدونم، اونی که دلیل پشت موسیقی ای که گوش میده هست و .... .
همین. توان باز کردنش رو ندارم.