ExDa – Telegram
ExDa
1.02K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
داخل پرانتز یا براکت یا کروشه اینو در نظر داشته باشید که کتاب قشنگیه، وقت کردید بخونید «شیطان و دوشیزه پریم» رو.
منصفانه نیست که یه عده تعدادِ کشورهایی از دنیا که دیدن بیش‌تر از تعداد شهر هایی هستش که من دیدم.
متاسفانه چند وقت یبار یادم می‌ره که چرا فراموش کردمتون.
چیزی ندارم برای باختن.تهش یا می‌برم یا همین می‌مونم.
متاسفانه تحملِ هرچی دارم جز ناز خریدن یا تحمل آدمای کسشعری که تو رو چیزی جز وسیله ای برای گذر زمانشون نمی‌بینن‌.

گروه اول حوصله سربر هستن چون کاری که باید زود تموم بشه رو‌الکی طولانی می‌کنن و از این طولانی تر شدن و اینکه کسی نازشون رو بکشه لذت می‌برن.

گروه دوم هم که خب ارزش وقت گذاشتن ندارن، دارن؟ اینطور بنظر نمی‌رسه. اینکه ازشون خوشت بیاد یا نه بستگی به ارزشی داره که برای خودت قائلی.
خودتون رو قشنگ تر از بقیه گول می‌زنید.
Forwarded from ExDa
ولی بدترین رفتارم رها کردنه، یه دفعه با یه دلیل کوچیک دیگه چیزی برای موندن نمی‌بینم، نفس کشیدن سخت می‌شه اصلا برام و بیا اینجوری ببینش که ممکنه در حال پرت شدن از دره باشم دستامو گرفته باشی اما اون وسط یه کاری بکنی ناراحتم کنی اون موقع خودم دستت رو ول می‌کنم و مهم نیست چقدر میوفتم پایین.
کنجکاوی هامون برای شناختن نیست، برای فضولیه.
شما هم سحنرانی های امید بخش رو نگاه می‌کنید بدتون میاد؟ آخه می‌دونید غالبا هم راجب پول‌ در آوردن حرف می‌زنن. میان از شما پول می‌گیرن تا بهتون بگن شما می‌تونید پولدار بشید.

یه جای کار نمی‌لنگه؟ اصلا شاید هدف سحنذانیه پولدار شدن هم نباشه ولی میان ازتون وقت و پولتون رو می‌گیرن تا بگن شما می‌تونید. یه جاییش نمی‌لنگه؟
ExDa
@moozikestan_bot – Damahi - Divaneh
یه جاییش از این می‌گه که دیوانه چو دیوانه بیند خوشش آید و بعدش از ترسش می‌گه، از اینکه می‌ترسه یه روزی از خواب بیدار بشه و دیوانه نباشه و تو خوشت نیاد. از نظر من که قشنگه.
از awkward ترین لحظات زندگی می‌شه به این اشاره کرد که یه آدم نسبتا آشنا (دقت کنید آشنا، نه غریبه) در نزدیکیتون با صدای بلند پورن گذاشته باشه ببینه.
نمی‌دونم کدوم ور رو نگاه کنم یا مشغول چی نشون بدم خودم رو.
همیشه تقصیراونی نیست که رفتارش رو عوض می‌کنه. گاهی برگردید عقبتر رو نگاه کنید ببینید چه گندی زدید که رفتار طرف مقابل عوض شده.
یکی از چیزایی که داشتم بهش فکر می‌کردم این بود که من الان دوستایی دارم که یا توی دانشگاه یا حالا از هر طریقی باهاشون دوست شدم، بعد در حالت عاد ممکنه اگه شخص دیگه ای بخواد بیاد باهاشون حرف بزنه اصلا محل نذارن به طرف. که چی؟که هیچی، فکر می‌کنم مثلا اگه الان این دانشگاه نبودم چند تا از این آدم ها که یجورایی بهترین دوست هامم هستن رو هیچوقت باهاشون آشنا نمی‌شدم. خودمم شاید یه جا هایی همین شکلی باشم. حالا باز که چی؟ هیچی، مثلا اگر بقیه وقتی میومدن حرف بزنیم، شاید اگر بهتر حرف می‌زدم و به چشم ِ صرفا یه غریبه نگاهش نمی‌کردم یکی به بهترین دوست هام اضافه می‌شد.
خواستم بگم فرصت شناختن دوستای خوب رو بعضی وقتا از خودمون می‌گیریم.
ExDa
یکی از چیزایی که داشتم بهش فکر می‌کردم این بود که من الان دوستایی دارم که یا توی دانشگاه یا حالا از هر طریقی باهاشون دوست شدم، بعد در حالت عاد ممکنه اگه شخص دیگه ای بخواد بیاد باهاشون حرف بزنه اصلا محل نذارن به طرف. که چی؟که هیچی، فکر می‌کنم مثلا اگه الان…
حالا هرکی رو دیدید احساس صمیمیت نکنید همون لحظه اول. صمیمی شدن یه سری مراحل داره (حالا نه که مشخص باشه و اسم داشته باشه و من حفظ باشمشون، منظورم اینه که یه اتفاقات پشت سر هم میوفتن و باعث می‌شه یه آدم به یه آدم دیگه احساس صمیمیت و نزدیکی داشته باشه). وقتی بدون طی شدن اون مراحل صمیمی می‌شید، در بهترین حالت حس ناامنی به طرف مقابل دست می‌ده.
شاید یکی از دلایلی که آدم دوست داره تنها بمونه اینه که وقتی پیشش هستید هم باز احساس تنهایی می‌کنه با کمی سر و صدای مزاحم.
که از تنهایی درآوردن کسی هم، بلد بودن می‌خواد.
«می‌گفت دگرباره به خوابم بینی، پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست»