ExDa – Telegram
ExDa
1.01K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
حالا به ازای هر‌ ده باری که مقصر نبودید شاید یک بار رو مقصر بودید. کمی کوتاه بیاید.
درسته که گاهی وقتا یادم می‌ره اما معمولا برنامم این بوده که مراقب باشم نرینم تو زندگی خودم، اصلاح کردن بقیه باشه پیشکشم.
هی کوزه هارو می‌ذارم سر راه لیلی ولی خب با دقت راه می‌ره متاسفانه.
تنها چیزی که می‌تونه آرومم کنه ۳ کیلو و ۴۲۷ گرم ماریجواناست.
مثل آتیشِ شبونه وسط‌ زمستونی. نزدیک بهت آدم می‌سوزه و دور ازت یخ می‌کنه.
ما دیت سوم تازه از هم اجازه می‌گیریم همدیگه رو با اسم کوچیک صدا کنیم.
کاش خوشحالی رو‌ می‌شد یه گوشه تو یخچال گذاشتش و خراب نشه. آدم هر موقع دلش می‌خواست می‌رفت یه تیکه ازش برمی‌داشت.
«روحِ همه کار های اشتباهمی».
دوست داشتم تو تمام چیزی باشی که باید می‌داشتم و ندارم ولی خب متاسفانه لیست نداشته هام بلندبالاتر از این صحبت هان.
دلم قدم زدن کنار یه مزرعه دو هکتاری ماریجوانا که آتیش گرفته می‌خواد.
خدا هیچ بنده ای رو شرمنده رویاهاش نکنه.
نمی‌دونم و کاش هیچوقت هم ندونم.
پاک کردن صورت مسئله شاید از سر اشتباه بودن مسئله باشه. همیشه هم بد نیست.
جواب «خوبی؟» مرسی نیست. یکی داره اهمیت می‌ده حالت رو می‌پرسه ولی به هیچ جاییت نگیری و بگی مرسی رو بقیه نمی‌دونم نظرشون چیه ولی من بی احترامی به خودم که حالت رو پرسیدم می‌دونم. کسی برات یه گونی سیب زمینی جابجا کرد بهش بگو مرسی نه وقتی حالت رو می‌پرسه.
اگر یه شخصیت تکراری و نخ نما و در عین حال منتقد به اوضاع جامعه داشتم و کاریکاتوریست بودم احتمالا اولین طرحم این بود که یه عکس از مونالیزا می‌ذاشتم و بالاش می‌نوشتم past و یه عکس دیگه از مونالیزا می‌ذاشتم کنارش در حالیکه ادیتش کردم و کلی آرایش بهش اضافه کردم و می‌نوشتم now و لبخند رضایت روی لب هام می‌نشست از انتقاد ظریفی که به آرایش های عجیب کردم.
شما برای من مثل آرامشِ نیمه های شب کنار آتیشِ لب ساحل می‌مونی.

آخ که داشت یادم می‌رفت بگم. من از شب های لب ساحل متنفرم.
در رو‌ باز می‌کنید میاید تو زندگی آدم، موقع رفتن در رو باز نذارید. اذیت کننده تر از باز گذاشتن در اتاقه.
🍓1
دیوار که ریخت رو سرمون‌ یه آجر هم شما پرت کنی تفاوتی ایجاد نمی‌کنه‌.
🍓2
شما پاشو یه شاخه زیتون از روی درخت بِکَن پاشو برو پیش هرکی که حس می‌کنی بی دلیل باهم بد شدید سعی کن درستش کنی. می‌بینی که در وهله اول اصلا کسی یادش نمیاد زیتون نماد چیه، فکر می‌کنن کسخلی چیزی هستی و در وهله دوم پس از کمی صحبت کردن اصلا می‌بینی چقدر دلیل وجود داره که همین الان اون شاخه زیتون رو خشک کنی بکنی تو چشم طرف مقابلت.
پس چی؟ هیچی، به طبیعت آسیب نرسونیم و شاخه هیچ درختی رو نشکونیم.
که تنها کسی که شاید بشه ازش توقع داشته باشه آدم خودشه. از بقیه چیزی جز ناامیدی پیدا نمی‌شه.

بقیه می‌دونید چیه دیگه؟ یعنی همه جز خودت.
همیشه حق با اون صدایی نیست که بیش‌تر می‌شنویم. صرفا اون صدا برامون آشنا تره.