جواب «خوبی؟» مرسی نیست. یکی داره اهمیت میده حالت رو میپرسه ولی به هیچ جاییت نگیری و بگی مرسی رو بقیه نمیدونم نظرشون چیه ولی من بی احترامی به خودم که حالت رو پرسیدم میدونم. کسی برات یه گونی سیب زمینی جابجا کرد بهش بگو مرسی نه وقتی حالت رو میپرسه.
اگر یه شخصیت تکراری و نخ نما و در عین حال منتقد به اوضاع جامعه داشتم و کاریکاتوریست بودم احتمالا اولین طرحم این بود که یه عکس از مونالیزا میذاشتم و بالاش مینوشتم past و یه عکس دیگه از مونالیزا میذاشتم کنارش در حالیکه ادیتش کردم و کلی آرایش بهش اضافه کردم و مینوشتم now و لبخند رضایت روی لب هام مینشست از انتقاد ظریفی که به آرایش های عجیب کردم.
شما برای من مثل آرامشِ نیمه های شب کنار آتیشِ لب ساحل میمونی.
آخ که داشت یادم میرفت بگم. من از شب های لب ساحل متنفرم.
آخ که داشت یادم میرفت بگم. من از شب های لب ساحل متنفرم.
در رو باز میکنید میاید تو زندگی آدم، موقع رفتن در رو باز نذارید. اذیت کننده تر از باز گذاشتن در اتاقه.
🍓1
شما پاشو یه شاخه زیتون از روی درخت بِکَن پاشو برو پیش هرکی که حس میکنی بی دلیل باهم بد شدید سعی کن درستش کنی. میبینی که در وهله اول اصلا کسی یادش نمیاد زیتون نماد چیه، فکر میکنن کسخلی چیزی هستی و در وهله دوم پس از کمی صحبت کردن اصلا میبینی چقدر دلیل وجود داره که همین الان اون شاخه زیتون رو خشک کنی بکنی تو چشم طرف مقابلت.
پس چی؟ هیچی، به طبیعت آسیب نرسونیم و شاخه هیچ درختی رو نشکونیم.
پس چی؟ هیچی، به طبیعت آسیب نرسونیم و شاخه هیچ درختی رو نشکونیم.
که تنها کسی که شاید بشه ازش توقع داشته باشه آدم خودشه. از بقیه چیزی جز ناامیدی پیدا نمیشه.
بقیه میدونید چیه دیگه؟ یعنی همه جز خودت.
بقیه میدونید چیه دیگه؟ یعنی همه جز خودت.
این توانایی رسوندن منظور نمیدونم چطوری کار میکنه. یعنی انتخاب لغت باقی نمومده اصلا. فکر کن میخوای به کسی بگی دلم برات تنگ شده بود، برمیگیردی میگی راستی شنیدی میگن عنبرالنسا رو سیگارش رو هم درست کردن؟
بله میدونم. شرایطِ خوبی نیست. تصمیم های درستی نگرفتم. اتفاقا حرف های خوبی هم نزدم ولی چیکار کنم؟ نه که بخوام بگم هرکاری کردم کار خوبی بوده. نه قطعا انقدرا با خودم حال نمیکنم و از قضا خیلی هم کمتر از این حرفاست. صرفا اینکه گذشته، اینکه من نمیتونم تغییر بدم. من خسته شدم از تلاش برای تغییر گذشته ای که زورم بهش نمیرسه.
این فرارِ رو به جلو که میگن همونه که هی ایراد های بقیه رو میگیری و هی سعی کنی همه رو تغییر بدی جز خودت و یادت بره خودت چه گوهی هستی؟
ExDa
من اگه اسمم میترا بود هیچوقت خاله نمیشدم.
اگرم اسمم آرش بود که چشمامو از چشمای مادرزنم میدزدیدم.
ExDa
اگرم اسمم آرش بود که چشمامو از چشمای مادرزنم میدزدیدم.
من؟ نه فقط میرم کامنت هارو میخونم. خیلی باحالن.
ما یه فامیل داشتیم دوتا چشم داشت افسردگی گرفته بود. آخرشم از سرطان مرد. دوتا چشم نداشته باشید، یکیش رو کور کنید که ضرر داره.
(نحوه نتیجه گیری یه سری آدم. نمیرن ببینن چرا اونطور شد، صرفا دوتا fact رو میذارن کنار هم و نتیجه میگیرن)
(نحوه نتیجه گیری یه سری آدم. نمیرن ببینن چرا اونطور شد، صرفا دوتا fact رو میذارن کنار هم و نتیجه میگیرن)
خب حقیقت اینه که من توی مودِ خوبی نیستم چند وقته. ولی همینو هم به یه خوشحالی الکی ترجیح میدم.