ExDa – Telegram
ExDa
1.02K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
ّببینید عزیزان من در حالت عادی می‌تونم یه ساعت دیگه از خواب بیدار بشم برم‌سر کار اما الان شرایط فرق داره و پلک روی پلک‌نمی‌شه گذاشت. چرا که کنترل کولر گم شده، نمی‌شه خاموشش کرد و هوا بس ناجوانمردانه سرد است.
دارم هیزم جمع می‌کنم. تا الان جاکفشی و تخت رو انداختم وسط خونه آتیش بزنم. هم یه سیب زمینی کبابی بخوریم هم هوا گرم بشه.
عزیزان من، دنیا زیباست. شما زشتید.
[من فعلا دارم خودمو قاطی اونایی که زشت نیستن می‌کنم. اگر نفهمیدن که ادامه می‌دم]
کسی برای راه خونه ندونستن هست؟
Makoto aida Azemichi (a path between the fielsa), 1991
منتقد است. عینکش گرد است. مخالف همه و نتوان یافت موافق چه کسی. توییت هایش تیز است اما بی بازخورد، استوریشان می‌کند. سیاسی نیست، مردم را امر و نهی می‌کند.

گوسفندی که از گله رها شد و فکر کرد چوپان است.
دوستی رو توصیه کردیم با ترس هات زندگی کن. صبحش دیدم ارتفاع داره براش چایی دم می‌کنه، تاریکی داره پرده های اتاق رو عوض می‌کنه. خواستم برم سمت اتاق خواب که بهم گفت بهتره نری اونجا. هیچوقت نذاشت بفهمیم ترس دیگه‌ش چی بوده.
چی رو باختیم که ارزش بردن داشته باشه؟ هیچ. غصه نخورید.
گربه مُربه چخبر؟
زندگی هنوز قشنگی های خودش رو داره.
[تازه در آینه خودش را دیده است]
Forwarded from Shit I like (kim)
من هر روز صبح كه از خواب پا ميشم:
اين ديگه چه كسشعرى بود كه من بجاى خواب ديدم :))))
پادکست خوب و کانال خوب اگر می‌شناسید معرفی کنید. تصمیم گرفتم یه مقداری بهتر بخونم، بهتر بشنوم. مرسی پیشاپیش.
@idkwia
Forwarded from سَبيدو
هر شب که ماه بالا میاد، عده‌ای گرگ میشن، بعضی خون‌آشام، من هم پشیمون
مثل کسی که شنا کردن بلد نیست و زده به دل دریا. ولی می‌دونید؟ اینجا دیگه مردن وجود نداره، چون آبی نیست.
فقط حس خفگی رو حمل می‌کنی‌.
که از زندگی درگیر این باشی که چطوری سکسی تری؟چطوری سیگار بشکی قشنگ تره اینکه وقتی داری کام رو تو می‌دی سرت پایین باشه و موهات ریخته باشه توی صورتت و وقتی می‌خوای دود رو پس بدی بیرون سرت رو بیاری بالا، مو از روی صورتت بره کنار و مغرورانه نگاه کنی، مثل اون سربازی که جنگشون از ظهر شروع شده، بعد ساعت ها جنگیدن و عرق ریختن، چشیدن سوزش های زخم شمشیر روی تنش، جنگیدن تمام شب، آفتاب بالا میاد و می‌بینه تنها سرباز زنده توی میدون نبرده. برندست؟
نه آقا. شما وقتی برنده ای که چیزی برای بردن داشته باشی. یا نکنه که کوشیدی تا زیبایی در نگاه تو باشید ناتانائیلِ کوچک من؟ دیوار ها رنگی، آهنگ ها بی سر و ته از من و دوستانم؟ یا که نه چشمانت از زیبایی فقط غذای داخل کافه رو دید؟ یا که نه زیبایی در شخصیت تو بود؟ شخصیتی با ادکلن تلخ، باشگاه بریم برای شخصیت بهتر.

اصلا این صحبت ها چیه؟ یه لیوان چایی بریزید بیارید بشینیم بخوریم بخندیم.

دروغ گفتم، نخندیم.
دیروز که از ته دل خوشحال شدم حس کردم دلم تنگ است. هجوم زیبایی و یادت را دیدم. مگر می‌توان زیبایی ای را دید و یاد تو نبود.

اما من آنقدر هول بودم برای ابرازش که فقط آمدم و گفتم دلم برات تنگ شده. و چه زیادند آدم هایی که حواشی را بیش‌تر می‌پسندن.
به سمت بیابان می‌روند و مقصد در ذهنشان جنگل است.
خواب با چشمانم بیگانه نیست. دوست های بدی نیستن. اما اخیرا این ضرب المثل رو شنیدن که می‌گن دوری و دوستی.
دارن از دور به دوستیشون ادامه می‌دن.

گوش شنوا هم ندارن. خواستم گوش هام رو بهشون قرض بدم اما نگاه کردم دیدم کو گوشِ شنوا که بدم بهشون؟ سعی کردم با زبون اشاره بفهممونم بهشون. اما چشمام بستن خودشون رو. می‌گفتن خواب منتظرمونه. ما خیانت نمی‌کنیم.

دو چشم و یک خواب. خدا بدهد شانس به این خواب.
ExDa
دیروز که از ته دل خوشحال شدم حس کردم دلم تنگ است. هجوم زیبایی و یادت را دیدم. مگر می‌توان زیبایی ای را دید و یاد تو نبود. اما من آنقدر هول بودم برای ابرازش که فقط آمدم و گفتم دلم برات تنگ شده. و چه زیادند آدم هایی که حواشی را بیش‌تر می‌پسندن.
پنجره را که می‌بستم چشمم به موج های دریای طوفانی خورد. زیبا بود. من را یاد مو های صاف و اتو کشیده‌ت انداخت. دریای طوفانی یادآور مو هایت نبود. آن دریا نشان دهنده قلب من بود وقتی مو های زیبایت را می‌دیدم.

اما محبوب من، ما در خانه کوچکمان نه دریا داریم و نه پنجره ای رو به دریا.
رساله مموسیاه
احسان عبدی پور
هر ماجرای مهم و هیجان‌آوری هم که برایش تعریف میکردی، تهش مکث می‌کرد و توی چشم‌هایت نگاه می‌کرد و می‌گفت: «ارزششِ نداره!»

کلا عقیده‌اش این بود که ارزش ندارد!

«هیچ تلاش و تقلایی در زندگی ارزش نتیجه‌ای که می‌دهد را ندارد.»

@abitpsycho