خواب با چشمانم بیگانه نیست. دوست های بدی نیستن. اما اخیرا این ضرب المثل رو شنیدن که میگن دوری و دوستی.
دارن از دور به دوستیشون ادامه میدن.
گوش شنوا هم ندارن. خواستم گوش هام رو بهشون قرض بدم اما نگاه کردم دیدم کو گوشِ شنوا که بدم بهشون؟ سعی کردم با زبون اشاره بفهممونم بهشون. اما چشمام بستن خودشون رو. میگفتن خواب منتظرمونه. ما خیانت نمیکنیم.
دو چشم و یک خواب. خدا بدهد شانس به این خواب.
دارن از دور به دوستیشون ادامه میدن.
گوش شنوا هم ندارن. خواستم گوش هام رو بهشون قرض بدم اما نگاه کردم دیدم کو گوشِ شنوا که بدم بهشون؟ سعی کردم با زبون اشاره بفهممونم بهشون. اما چشمام بستن خودشون رو. میگفتن خواب منتظرمونه. ما خیانت نمیکنیم.
دو چشم و یک خواب. خدا بدهد شانس به این خواب.
ExDa
دیروز که از ته دل خوشحال شدم حس کردم دلم تنگ است. هجوم زیبایی و یادت را دیدم. مگر میتوان زیبایی ای را دید و یاد تو نبود. اما من آنقدر هول بودم برای ابرازش که فقط آمدم و گفتم دلم برات تنگ شده. و چه زیادند آدم هایی که حواشی را بیشتر میپسندن.
پنجره را که میبستم چشمم به موج های دریای طوفانی خورد. زیبا بود. من را یاد مو های صاف و اتو کشیدهت انداخت. دریای طوفانی یادآور مو هایت نبود. آن دریا نشان دهنده قلب من بود وقتی مو های زیبایت را میدیدم.
اما محبوب من، ما در خانه کوچکمان نه دریا داریم و نه پنجره ای رو به دریا.
اما محبوب من، ما در خانه کوچکمان نه دریا داریم و نه پنجره ای رو به دریا.
رساله مموسیاه
احسان عبدی پور
هر ماجرای مهم و هیجانآوری هم که برایش تعریف میکردی، تهش مکث میکرد و توی چشمهایت نگاه میکرد و میگفت: «ارزششِ نداره!»
کلا عقیدهاش این بود که ارزش ندارد!
«هیچ تلاش و تقلایی در زندگی ارزش نتیجهای که میدهد را ندارد.»
@abitpsycho
کلا عقیدهاش این بود که ارزش ندارد!
«هیچ تلاش و تقلایی در زندگی ارزش نتیجهای که میدهد را ندارد.»
@abitpsycho
دوست داشتن هم مقوله عجیبیه. فکر کن یکی بیاد که از خودت مهم تر بشه برات.
از بیرون ترسناکه ولی گویا از درون ماجرا یطور دیگه دیده میشه و وقتی برای خودت پیش میاد حس میکنی قشنگه.
همونطور که عرض کردم خدمتتون، دوست داشتن ترسناکه.
از بیرون ترسناکه ولی گویا از درون ماجرا یطور دیگه دیده میشه و وقتی برای خودت پیش میاد حس میکنی قشنگه.
همونطور که عرض کردم خدمتتون، دوست داشتن ترسناکه.
قبلا روز اول کلاس میپرسیدن استاد ۹.۵ رو ۱۰ نمیدید؟ اما نسل جدید نیاز به نحوه عمل متفاوتی داره خب. الان استندآپ کمدین شدن و توی جشن های دانشگاه اجرا می کنن و یه شوخی ریز با اینکه یه دختری رو دیدن توی زمان دانشگاه که خوب بوده و بلافاصله نگاهی به روحانی حاضر در مجلس (شما هر جهتی رو بنگری همیشه یکی هست) میگن حاج آقا قصدمون ازدواج بود.
رفته باشی تمام دار و ندارت رو جمع کنی بریزی توی یه جعبه و یه ربان قرمز بزنی روش و هدیه کنی بهش ولی موقع جمع کردنش ببینی در حال دزدین یه هزارتومنی از جیبته. آدم میشکنه. نه بخاطر دزدی، بخاطر خودش.
غیر مستقیم صحبت نکنید. یکبار یکی غیر مستقیم با من صحبت کرد و من پنج سال ناپدید شدم چرا که داشتم توی جنگل های آفریقا و حومه دنبال نخودِ سیاه میگشتم که پیدا نشد که نشد. البته تونستم یه چندتایی نخود بنفش پیدا کنم که پر های همه ریخته بود و باعث شد دیگه نتونن پرواز کنن و متاسفانه بعد از هبوط آدم از بهشت به زمین این دومین شکست بزرگ انسان ها بود و از اون روز بود که انسان ها توان پرواز کردن خودشون رو از دست دادن.
پس شل کنید و اگر این سیب رو میبینید سیب رو بندازید دور و حرفتون رو بزنید.
پس شل کنید و اگر این سیب رو میبینید سیب رو بندازید دور و حرفتون رو بزنید.
تمام چیزی که میخوام به هیبت دماوند و تو خالی بودن پنبه هستش.
همه چیز میخوام و هیچ چیز نمیخوام.
همه چیز میخوام و هیچ چیز نمیخوام.
Forwarded from توییتر فارسی - دیتاماینر
توئیتهای حاوی مضامین ناامیدی لزوما به معنی لوزربودن فرد نیست. استانداردها مهمان. اون چیزی که برای تو موفقیت حساب میشه برای من شکست یا درجازدنه.
فاقبلند [👤] [➕]
@Twitter_Farsi
فاقبلند [👤] [➕]
@Twitter_Farsi
شما رو دیدم، زندگی رو دیدم، خودم رو دیدم، سایه کثافت روی این زندگی رو دیدم، و تنها چیزی که به ذهنم میرسه اینه که:
بیرون باید کشید از این ورطه رخت خویش.
بیرون باید کشید از این ورطه رخت خویش.
نمیشناسم. حس میکنم هیچکس رو دیگه نمیشناسم. هیچکس رو نمیفهمم.
نمیدونم، حس میکنم هیچ چیز رو نمیدونم.
آدمی که توی تاریکی دستمال از روی چشماش برداره باز هم نمیتونه ببینه. انگار که از یه خواب بیدار شدی و توی خواب دیگه ای هستی.
نمیدونم، حس میکنم هیچ چیز رو نمیدونم.
آدمی که توی تاریکی دستمال از روی چشماش برداره باز هم نمیتونه ببینه. انگار که از یه خواب بیدار شدی و توی خواب دیگه ای هستی.