ExDa – Telegram
ExDa
1.01K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
خواستم بگم نظرم به نظر سعدی نزدیکه که «که گفت در رخ زیبا نظر خطا باشد، خطا بود که نبینند روی زیبا را».
چند وقته دارم به این فکر می‌کنم تهش که چی؟ دلم می‌خواد تهش رو همون اولا داشته باشم.

گفته بودم دنبال طنابی برای چنگ زدنم؟ آره مطمئنم همین یکی دو روز پیش بود که گفتم.

انگار که چیزی معنی نداره، یعنی تلاش می‌کنی، بدست میاری می‌بینی نه تنها کافی نبوده، بلکه اصلا چیزی نبوده که می‌خواستی.


دارم از زمان می‌ترسم، برای هر بدست آوردنی زمان نیاز داری و با گذشتن زمان به از دست دادن همه چی، نزدیک تر می‌شی. تف بهش. گاهی حس می‌کنم اصلا چیزی ارزش هزینه کردن زمان رو داره؟

«خرق عادت» عادت بود اسمش دیگه؟ معنیش رو یادم نمیاد. بنظرم کار خفنیه. باید صبح تو صبح بذارم تو برنامم، روزی ۱۰ دقیقه خرق عادت بکنم قبل صبحونه.
دوتا از اینا که همه رفته بودن هاشون رو می‌ذارن برای پاییز می‌خوام.‌ الان زمستونه، هوا سرده دارن برمی‌گردن اینا.
«اگه تو مرا نبینی من کیستم که ببینم؟»
هر روزی که می‌گذره بیش‌تر به ناتوانیم توی فهمیدن پِی می‌برم.


موضوع این نیست که بفهمیم نمی‌دونیم. موضوع اینه که هیچوقت هم قرار نیست بدونیم.
داره آزارم می‌ده، تمام حس تمامیت خواهی و کمال گراییم رو به سخره گرفته.
اگر انتهاش رو خالی بودن، تنها بودن، ندونستن و درماندگی برای فهمیدن در نظر بگیریم، حس می‌کنم جایی که هستم نزدیک ترین زمان به انتها هستش.
ExDa
اگر انتهاش رو خالی بودن، تنها بودن، ندونستن و درماندگی برای فهمیدن در نظر بگیریم، حس می‌کنم جایی که هستم نزدیک ترین زمان به انتها هستش.
غم، انگیزۀ بزرگیه پسرم.
کلا انگیزه داشتن در جمیع موارد خوبه مگه اینکه با این سوال بنیادی مواجه بشی که انگیزه رو برای چه چیزی نیاز داری اصلا.
من از جام پا نمی‌شم.
مادر تمام مشکلات زندگیم همینه.
پدرش هم خودمم.
راستش هرچیزی یه هزینه ای داره (حالا چه پول، چه زمان چه انرژی، اعتبار و..).

نمی‌دونم چی شد اینو یاد گرفتم، اما آدم هارو لزوما کاری که می‌کنن تعریف نمی‌کنه. بلکه هزینه ای که برای کارشون حاضرن بدن تعریف می‌کنه.

داشتنت زیباست، اما من چیزی رو ناقص نمی‌خوام.
اگر شد که شد. نشد هم که کاشکی می‌شد.
نفری دو تا کیمیا اگه بیارید، تا آخر ماه 4 هزارتا کیمیا داریم.
خوباش رو صادر می‌کنیم، معمولی هاش رو هم می‌ریزیم تو بازار.

نونمون تو روغنه.

راستی ما سکسیست نیستیم. به وقتش درخواست آرمان هم می‌کنیم.
Forwarded from ExDa
یه افسانه ای هست در مورد فرشته ای نفرین شده که احساسی نداشته باشه. تنها راهی که بتونه حس کنه از طریق لمس اشک های آدم هاست. وقت غم ها و شادی های آدم، اشک هایی که از چشم های آدم ها می‌ریزه رو جمع می‌کنه می‌بره به آسمون توی خونه‌ش.

با لمس هر قطره اشک، درد و خوشحالی آدم هارو توی اون لحظه هست می‌کنه. وقتایی که اشک کسی رو لمس می‌کنه که شدت ناراحتیش اونقدره که نمی‌تونه تحمل کنه، تمام اون اشک هارو توی آسمون رها می‌کنه و بارون می‌باره.
ExDa
یه افسانه ای هست در مورد فرشته ای نفرین شده که احساسی نداشته باشه. تنها راهی که بتونه حس کنه از طریق لمس اشک های آدم هاست. وقت غم ها و شادی های آدم، اشک هایی که از چشم های آدم ها می‌ریزه رو جمع می‌کنه می‌بره به آسمون توی خونه‌ش. با لمس هر قطره اشک، درد و…
راستش این افسانه هیچ جایی جز تو خونه ما رواج نداره.
دیدم لاک پشتی که سیگار بکشه ندارم گفتم افسانه خونگی و جیبی خودمو که می‌تونم داشته باشم.

حالا من می‌گم افسانه خونگی و جیبی، شما می‌گید پس حقوق زنان چی می‌شه.
Forwarded from ExDa
برام موزیک بفرستید. آهنگی رو بفرستید که بجایی از زندگی نقش پررنگی داشته.

لطفاً بیش‌تر از ۱ آهنگ نفرستید نفری، می‌خوام تمام چیزایی که می‌گیرم گوش بدم.


@idkwia
Melody Noir
Patrick Watson
برای زیبا های توی خونه.
سلام، دوستان کسی اگه قصد خرید لپتاپ داره، یا کسی رو می‌شناسه لپتاپ می‌خواد بگیره، من قصد فروش لپتاپم رو دارم.
شهر هم، تهران منطقا. حتی اگه شما اطمینان می کنید از شهر دیگه از من بگیرید، من اطمینان نمی‌کنم لپتاپم رو بفرستم شهر دیگه.
MSI gs65 8RF
GPU: 1070
Cpu: i7 8750
Ram: 16
وزن: 1.7 کیلو.

قیمت: ۴۳ میلیون‌.

@idkwia
از آدم های قدرنشناس بدم میاد. خستگی و ناامیدی آدم رو دوبرابر می‌کنن.
👍2
یه توپ دارم قلقلی نیست. هر بار یادم می‌رم این کارش چیز دیگست. می‌زنم زمین هیچ جایی نمی‌ره.
راستش من از خودم گذشتم تا به خودم برسم.

تهش هم نرسیدم شاید.
رفتم توی کوچه. زیبا بود. کا امروز از خدا چیز دیگه ای خواسته بودم. حقیقتا سگ پر نمی‌زد توی کوچه و خیابون. هوا سرد، لامپ ها نمی‌دونم چرا اما کم فروغ تر. باد سرد میومد. نه از این بادا که سردت می‌شن. بادی که می‌زنن توی چشمات و اشک توی چشمات جمع می‌کنه. نمی‌ذاره درست نگاه کنی. سیگار که شاید تنها گرمای اون لحظه باشه.

شب زیبایی بود.