ExDa – Telegram
ExDa
1.01K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
یه افسانه ای هست در مورد فرشته ای نفرین شده که احساسی نداشته باشه. تنها راهی که بتونه حس کنه از طریق لمس اشک های آدم هاست. وقت غم ها و شادی های آدم، اشک هایی که از چشم های آدم ها می‌ریزه رو جمع می‌کنه می‌بره به آسمون توی خونه‌ش.

با لمس هر قطره اشک، درد و خوشحالی آدم هارو توی اون لحظه هست می‌کنه. وقتایی که اشک کسی رو لمس می‌کنه که شدت ناراحتیش اونقدره که نمی‌تونه تحمل کنه، تمام اون اشک هارو توی آسمون رها می‌کنه و بارون می‌باره.
ExDa
یه افسانه ای هست در مورد فرشته ای نفرین شده که احساسی نداشته باشه. تنها راهی که بتونه حس کنه از طریق لمس اشک های آدم هاست. وقت غم ها و شادی های آدم، اشک هایی که از چشم های آدم ها می‌ریزه رو جمع می‌کنه می‌بره به آسمون توی خونه‌ش. با لمس هر قطره اشک، درد و…
راستش این افسانه هیچ جایی جز تو خونه ما رواج نداره.
دیدم لاک پشتی که سیگار بکشه ندارم گفتم افسانه خونگی و جیبی خودمو که می‌تونم داشته باشم.

حالا من می‌گم افسانه خونگی و جیبی، شما می‌گید پس حقوق زنان چی می‌شه.
Forwarded from ExDa
برام موزیک بفرستید. آهنگی رو بفرستید که بجایی از زندگی نقش پررنگی داشته.

لطفاً بیش‌تر از ۱ آهنگ نفرستید نفری، می‌خوام تمام چیزایی که می‌گیرم گوش بدم.


@idkwia
Melody Noir
Patrick Watson
برای زیبا های توی خونه.
سلام، دوستان کسی اگه قصد خرید لپتاپ داره، یا کسی رو می‌شناسه لپتاپ می‌خواد بگیره، من قصد فروش لپتاپم رو دارم.
شهر هم، تهران منطقا. حتی اگه شما اطمینان می کنید از شهر دیگه از من بگیرید، من اطمینان نمی‌کنم لپتاپم رو بفرستم شهر دیگه.
MSI gs65 8RF
GPU: 1070
Cpu: i7 8750
Ram: 16
وزن: 1.7 کیلو.

قیمت: ۴۳ میلیون‌.

@idkwia
از آدم های قدرنشناس بدم میاد. خستگی و ناامیدی آدم رو دوبرابر می‌کنن.
👍2
یه توپ دارم قلقلی نیست. هر بار یادم می‌رم این کارش چیز دیگست. می‌زنم زمین هیچ جایی نمی‌ره.
راستش من از خودم گذشتم تا به خودم برسم.

تهش هم نرسیدم شاید.
رفتم توی کوچه. زیبا بود. کا امروز از خدا چیز دیگه ای خواسته بودم. حقیقتا سگ پر نمی‌زد توی کوچه و خیابون. هوا سرد، لامپ ها نمی‌دونم چرا اما کم فروغ تر. باد سرد میومد. نه از این بادا که سردت می‌شن. بادی که می‌زنن توی چشمات و اشک توی چشمات جمع می‌کنه. نمی‌ذاره درست نگاه کنی. سیگار که شاید تنها گرمای اون لحظه باشه.

شب زیبایی بود.
از کوزه شکسته آب می‌خوره چون یادگار لیلی‌ه نه چون‌ کوزه‌گره.
فکر می‌کردم فقط منم. ولی نگاه کردم دیدم همه همینن. انگار زندگی یه حلقه تکراری از اتفاقاته توی لوکیشن های مختلف و مایی که حتی اگه یاد بگیریم هم از یادمون می‌ره.

آدمی که حتی خودش رو از یادش رفته شاید توقع بیجایی باشه که یادش مونده باشه این زندگی کوتاهه.
انگار که خونت آتیش گرفته اما در اتاقت رو ببندی تا آتیش تو نیاد.
به هرچی نگاه می‌کنم چیزی جز چند تا حجم نمی‌بینم.
ExDa
فکر می‌کردم فقط منم. ولی نگاه کردم دیدم همه همینن. انگار زندگی یه حلقه تکراری از اتفاقاته توی لوکیشن های مختلف و مایی که حتی اگه یاد بگیریم هم از یادمون می‌ره. آدمی که حتی خودش رو از یادش رفته شاید توقع بیجایی باشه که یادش مونده باشه این زندگی کوتاهه.
یکی این پست رو جایی فرستاده. دیدم زیرش چندتایی کامنت هست. خواستم ببینم چیه.

گفته بودن «چسناله؟». خندم گرفت.
اگه فکر کردن به زندگی ای که می‌کنی، چسناله‌ست، چرا زندگی می‌کنی؟

زندگی همیشه برنامه کنیم بریم بیرون، بگردیم نیست. اینکه اون دختره چقدر دافه، این پسره چقدر سکسیه، اون چقدر سگه، ماشین بعدیم چی باشه، تلاش برای رسیدن های کوتاه نیست. گاهی اوقات زندگی اینه که فکر کنی چرخش این دوستی ها و آدم ها و گردش ها یه کجا رسید.

اینه که فکر کنی من توی این ۲۵ سال تا کجا اومدم و چطور . تصمیم بگیری ۲۵ سال بعدی چه شکلی باشه. زیبا زندگی کوتاهه. زمان هایی که تلف می‌شن از معدود دارایی هایین که کاملا برای خودمون.


بوس بهتون که انقدر زیبایید.
👍2
برای یه کاری نیاز به دو نفر دیگه داشتم. دیدید می‌شینید حاصل زندگیتون رو می‌دارید بتونید برای کاری نقشه بریزید تا انجام بشه؟ وقتی همه چیز باید شروع می‌شد، دو نفر دیگه جوابم رو ندادن.


راستش این پروژه باید انجام بشه، نه که پولش یا بقیه‌ش مهم باشه. مهم اینه که این حاصل تمام وقتاییه که کار کردم.

امروز داشتم قدم می‌زدم ناخودآگاه زیر لب گفتم فکر کنم آخرش قراره خودم باشم و خودم و باز جواب خودم رو دادم که مگه قراره جز این باشه؟

کسی تعهد نداده، حتی اگه کسی تعهد داده باشه هم آدم متعهد کم داریم.
نمی‌خوامش نه چون نیست، نه چون ندارمش، نه چون سخته، چون بی معناست.
هربار جمله «تازه داشتم می‌فهمیدم که فهم کن چقدر کمه، اتم تو دنیای خودش حریف صدتا رستمه» حسین پناهی یادم میاد، صدای خودش رو کامل می‌شنوم توی ذهنم.، حس حقارت می‌کنم و یادم میاد حتی قابل شمارش نیست.

اشرف مخلوقاتی که چشماش رو باز کنه میبینه تمام عمر و زورش رو هم اگه بذاره شاید هم نمی‌تونه حتی این زمین رو داشته باشه چه برسه به اینکه چشم باز کنی ببینی زمینتتو کل این دنیا حتی نقطه هم نیست ولی بازم تمام زندگیت دنبال تسلط روی بقیه باشی.

بگذریم. من خوابم میاد پس برم کار کنم.
کاش محتویات یخچال از پیش تعیین شده نبود. الان در یخچال رو باز می‌کردم و پیتزا داشتم ولی خب تعیین شدست و بجاش شیر فاسد دارم.
من این چند وقته نشستم فکراامو کردم و تصمیم خودمو گرفتم. خیلی جنبه های زیادی داشت و باید بهش فکر می‌کردم.

من نَوِه می‌خوام. پسر و دختر و زن نمی‌خوام. فقط یه نوه.
👍1
ExDa
من این چند وقته نشستم فکراامو کردم و تصمیم خودمو گرفتم. خیلی جنبه های زیادی داشت و باید بهش فکر می‌کردم. من نَوِه می‌خوام. پسر و دختر و زن نمی‌خوام. فقط یه نوه.
پدر بابک خرمدین هم احتمالا هم‌چنین نظری داشته. فقط راه رسیدنش به پسر نداشتن خشونت آمیز بوده. بزرگوار گزینه بدنیا نیاوردن نداشته.
یک کتاب زرد می‌خوام بنویسم به نام آرامش یعنی و در هر صفحه‌ش یک جمله بنویسم. اولیش اینه:
«آرامش یعنی وقتی خوابت میاد، هیچ کاری جز خوابیدن نداشته باشی.»

البته که اینجور مخاطب کافی جذب نمی‌شه. صفحه اول می‌نویسم «آرامش یعنی، تو...» که با معناش دل عشاق رو ببرم و با سه تا نقطه‌ش دل تینیجر ها و دوستدارانِ غمگین و نوظهور ادبیات.
صفحه دوم معنا رو برسونم و حرف خودمو بگم


پسر من واقعا دارم حیف می‌شم.
فرار مغز ها آشنا ندارید؟
👍1