واقعا نیاز دارم که شروع کنم به یه چیزی. حتی اگه کس موش چال کردن باشه.
الان 3 ماهه تقریبا جواب هیچ انسانی رو ندادم.
الان 3 ماهه تقریبا جواب هیچ انسانی رو ندادم.
کاش میشد خودمو اهدا کنم به یه ندار.
خسته شدم. روح سرگردان نمیشناسید دنبال جسم باشه؟
خسته شدم. روح سرگردان نمیشناسید دنبال جسم باشه؟
اگه خدایی باشه، تنها سوالی که بهش حق میدم با ناراحتی و طلبکار ازم بپرسه اینه که:
تو مثلا اشرف مخلوقات بودی؟
تو مثلا اشرف مخلوقات بودی؟
ExDa
حال خوبی ندارم. حس می کنم وقتی خوابم؛ خوابایی که می بینم, ناخودآگاهمه که داره زجه می زنه کمکش کنم و یکاری کنم.
از خود این ساعت تا الان هیچ کدوم از احساساتم دست خودم نبوده. گریه کردم با صدای خفه شده تو گلوم بعد بلند بلند قهقهه زدم. گم شدم بین شادی ها و غم ها.
همش هم این تیکه آهنگ مسافری از هند میاد تو ذهنم که میگه: دلخوش به فانوسم مکن، اینجا مگر خورشید نیست.
همش هم این تیکه آهنگ مسافری از هند میاد تو ذهنم که میگه: دلخوش به فانوسم مکن، اینجا مگر خورشید نیست.
چند وقتیه همش خواب دانشگاه رو میبینم.
دلم میخواد دوباره از در دانشگاه برم تو.
دوست دارم دوباره بشه اولین باری که رفتم دانشگاه تهران و اونجا گم شدم.
یاد شب اول خوابگاه میوفتم. شما ببین وضع چقدر خرابه که یاد سید میوفتم. یاد حسن.
هنوز دلم میخواد از کنار ریورساید رد بشیم و بگیم و این فنی ها چقدر جوگیر و ترسناکن.کاش جمعشون کنن از این کنار.
یاد فرشید، که اومد دانشگاه دیدم یه سری دونه دستشه گفتم اینا چیه؟ گفت هیچی آوردم بکاریم تو دانشگاه. راستش خیلی چک کردیم.هیچوقت محصولی نداد.
دلم برای خود فرشید تنگ میشه. حتی گاهی به این فکر میکنه چقدر راحت فراموش شده، برام همه چیز ترسناک میشه.
من هنوز دلم میخواد پاشیم بریم ولیعصر چاییش رو بخوریم. راستش یادم نمیاد بعد فرشید دیگه رفته باشیم چاییش رو بخوریم و سیگارش رو بکشیم.
خواب مادربزرگم رو میبینم.واقعا دوستش داشتم و دارم. هیچوقت یادم نمی ره بعد ختمش که رفتیم از توی خونه طرف برداریم.
خالی بودن خونه رو دیدم انگار تازه یادم افتاد و باورم شد مادربزرگم دیگه نیست. برای اولین بار اونجا گریه کردم نه روز ختمش.
به مادرم گفته بود اون شبآخر مهدی تا صبح پای کامپیوتر بود توی اینترنت ولی نگی بهش ها. باهام لج میکنه دیگه آخر شبا بهم آب نمیده. وقتی اینو تعریف کرد مادرم برام خیلی بچه بودم، یادمه آب شدم مردم. من دوستش داشتم، اون موقع ها اینترنت دایال آپ بود اصلا مهم نیست. گفته بودم اسم مادربزرگم طوطی بود؟ خدابیامرزتش.
مرور گذشته چیه. کیر توی گذشته و حال و آینده اگه یادمون بره برای چی زنده ایم. کی رو دوست داریم. کی دوستمون داره.
دلم میخواد دوباره از در دانشگاه برم تو.
دوست دارم دوباره بشه اولین باری که رفتم دانشگاه تهران و اونجا گم شدم.
یاد شب اول خوابگاه میوفتم. شما ببین وضع چقدر خرابه که یاد سید میوفتم. یاد حسن.
هنوز دلم میخواد از کنار ریورساید رد بشیم و بگیم و این فنی ها چقدر جوگیر و ترسناکن.کاش جمعشون کنن از این کنار.
یاد فرشید، که اومد دانشگاه دیدم یه سری دونه دستشه گفتم اینا چیه؟ گفت هیچی آوردم بکاریم تو دانشگاه. راستش خیلی چک کردیم.هیچوقت محصولی نداد.
دلم برای خود فرشید تنگ میشه. حتی گاهی به این فکر میکنه چقدر راحت فراموش شده، برام همه چیز ترسناک میشه.
من هنوز دلم میخواد پاشیم بریم ولیعصر چاییش رو بخوریم. راستش یادم نمیاد بعد فرشید دیگه رفته باشیم چاییش رو بخوریم و سیگارش رو بکشیم.
خواب مادربزرگم رو میبینم.واقعا دوستش داشتم و دارم. هیچوقت یادم نمی ره بعد ختمش که رفتیم از توی خونه طرف برداریم.
خالی بودن خونه رو دیدم انگار تازه یادم افتاد و باورم شد مادربزرگم دیگه نیست. برای اولین بار اونجا گریه کردم نه روز ختمش.
به مادرم گفته بود اون شبآخر مهدی تا صبح پای کامپیوتر بود توی اینترنت ولی نگی بهش ها. باهام لج میکنه دیگه آخر شبا بهم آب نمیده. وقتی اینو تعریف کرد مادرم برام خیلی بچه بودم، یادمه آب شدم مردم. من دوستش داشتم، اون موقع ها اینترنت دایال آپ بود اصلا مهم نیست. گفته بودم اسم مادربزرگم طوطی بود؟ خدابیامرزتش.
مرور گذشته چیه. کیر توی گذشته و حال و آینده اگه یادمون بره برای چی زنده ایم. کی رو دوست داریم. کی دوستمون داره.
🍌6
همه چیز داره خراب میشه و نه تنها میلی به مقاومت ندارم که سنگی هم خودم برمیدارم تا زودتر خراب شه همه چیز.
🍌4
ExDa
یکیتون که شماله منو دعوت کنه خونش. مرسی.
اگه این موز ها به نشونه دعوته بگید لینک بذارم اسم شهر بدید :))
🍌19
امروز یکی بهم گفت بهتر شو. می خواستم بگم آره هرکسی تو زندگیش به یه جرقه نیاز داره الان اون جرقه من تو بودی که بهم گفتی بهتر شو. دیگه الان تغییر کردم. آخه چاقال.
🍌9
بخاطر شرایط اقتصادی این اموجی موز رو عوض کنیم و از پرتقالی چیزی که ارزون تره استفاده کنیم. به شخصه کلی آدم می شناسم که موز برای استفاده شخصیشون ندارن چه برسه به خوردن. دلشون می خواد.
🍌8
از موزای سر کوچه احمدینژاد نداریم؟
وقتی رییس جمهور بود بهش گفتن سیب زمینی گرونه. گفت بیاید از سرکوچه ما بخرید ارزونه.
وقتی رییس جمهور بود بهش گفتن سیب زمینی گرونه. گفت بیاید از سرکوچه ما بخرید ارزونه.
🍌4
به ازای هر نودی که بدید امشب یه برده کمتر شلاق می زنم. آخر شب هم به قید قرعه یکیشون رو آزاد می کنم به ازای هر 100 امتیاز. هر نود 1% امتیاز.
🍌7
فکر کن دیروز بردهه تو روم وایساده بود میگفت اینترنت آزاد میخوام که بیام تلگرام.
همین مونده بتونن وصل بشن به این لیبرال ها. حیف که قول داده بودم برده در ملا عام آتیش نزنم. ولی دیشب خونهمون گرم بود.
همین مونده بتونن وصل بشن به این لیبرال ها. حیف که قول داده بودم برده در ملا عام آتیش نزنم. ولی دیشب خونهمون گرم بود.
بین برده ها، مایکل جکسون بی ارزش ترین بود. نمیفهمم محبوبیتش رو. سرتاسر زدگی بود و رنگ خوردگی داشت.
پیدا نکردن وسایل پایستگی داره. یعنی به حالت دیگه تغییر میده ولی از بین نمیره.
بذارید بیشتر توضیح بدم:
قبلا اینطور بود که مامان این اسپیکر من کجای خونهست، بعد از مستقل شدن زنگ میزنی به دوست دخترت میگی اسپیکر من کجاست. و جالب اینه که واقعا هم میدونه :))
بذارید بیشتر توضیح بدم:
قبلا اینطور بود که مامان این اسپیکر من کجای خونهست، بعد از مستقل شدن زنگ میزنی به دوست دخترت میگی اسپیکر من کجاست. و جالب اینه که واقعا هم میدونه :))
🍌5