Forwarded from ژوزفین
من؟ مجموعهی متناقضی از «نیاز به معاشرت با آدمها» و «از همه متنفرم».
🍌1
ExDa
تولدمه. صحبت کنیم.
این قضیه در نطفه کنسل شد و خوابم برد. بذارید در فرصت مناسب دوباره صحبت میکنیم.
چند روز پیش یکی رو دیدم گفت من بدم نمیاد زنم یه پسر بیاره باهم بکنیمش.
کاری با کانسپت ندارم، اینکه گفت «بکنیمش» یجوری نیست؟ مثلاً میشد بگه سکس کنیم، بخوابیم یا هرچی.
کاری با کانسپت ندارم، اینکه گفت «بکنیمش» یجوری نیست؟ مثلاً میشد بگه سکس کنیم، بخوابیم یا هرچی.
🍌1
ExDa
شما اگه فروشنده باشی؛ ممه رو کیلویی حساب میکنی یا دونه ای؟
شما اگه فروشنده باشی ممه سمت چپ رو همقیمت راست میفروشی؟ یا تفاوت قیمت دارن؟
منطقه اعیان نشین اونجا، کجا میشه؟
منطقه اعیان نشین اونجا، کجا میشه؟
به خانواده گفتم دارید میاید خونهم، کتاب هام رو هم با خودتون بیارید.
برام نهجالبلاغه آوردن.
برام نهجالبلاغه آوردن.
به شرکت گفتم اکانت chatGPTم تموم شده، نمیتونم درست کار کنم.
توقع برخورد های بد داشتم، اما رفتن برام gpt خریدن.
توقع برخورد های بد داشتم، اما رفتن برام gpt خریدن.
من امسال هیچ کادو تولدی نگرفتم.
در عین حال هیچ تولدی هم نگرفتم.
یجوری بود. همین میشه آدم به خودش میاد میبینه یهو شده n سالش.
انگار تولد برای شادی نیست، برای اینه که حواست به عدد سنت باشه.
در عین حال هیچ تولدی هم نگرفتم.
یجوری بود. همین میشه آدم به خودش میاد میبینه یهو شده n سالش.
انگار تولد برای شادی نیست، برای اینه که حواست به عدد سنت باشه.
دو سه تا اسلایس پیتزا گذاشته بودم کنار که امروز صبح از خواب بیدار شدم بخورم.
صبح خوشحال و خرامان به شکلی که خورشید رو در دست راستم قرار میدن و ماه رو در دست چپم، بازم دنیا برام مهم نبود به سمت جعبه پیتزا رفتم.
بازش کردم بخورم دیدم کلی مورچه ریز دارن اون تو حرکت میکنن.
تا اطلاع ثانوی این زندگی دیگه فایده ای نداره.
صبح خوشحال و خرامان به شکلی که خورشید رو در دست راستم قرار میدن و ماه رو در دست چپم، بازم دنیا برام مهم نبود به سمت جعبه پیتزا رفتم.
بازش کردم بخورم دیدم کلی مورچه ریز دارن اون تو حرکت میکنن.
تا اطلاع ثانوی این زندگی دیگه فایده ای نداره.