روان‌درمانی اگزیستانسیال – Telegram
روان‌درمانی اگزیستانسیال
4.6K subscribers
342 photos
19 videos
15 files
443 links
روان درمانی، فهم شیوه‌های بودن در جهان است.
جهت گرفتنِ وقتِ روان‌درمانی در کلینیک اگزیستنس از راه‌های زیر اقدام فرمایید

◻️. @Existenceclinic

◻️. 09017363344

◻️. existenceclinic.com

◻️. INSTAGRAM.com/existence.clinic
Download Telegram
برای مشاهده پروفایل درمانگران کلینیک اگزیستانس به این لینک و برای گرفتن وقت روان‌درمانی نیز می توانید به این لینک مراجعه نمایید

هر سوالی که دارید، از پشتیبان ما در تلگرام بپرسید.
@Existenceclinic
آنچه فروید ناخودآگاه می‌نامید، در واقع همان جنبه‌هایی از «بودن-در-جهانِ» ماست که هنوز به حیطهٔ «گشودگی» کامل در نیامده و به شیوه‌ای صریح و روشن برای خودمان آشکار نشده‌اند(مدارد باس ، روان کاوی و دازاین کاوی).
#کلینیک_اگزیستانس
#دازاین_کاوی
#مدار_ـباس
اضطرابِ خودِ نازیسته : تحلیل اگزیستانسیالِ بی‌قراریِ انسانِ ناتمام
🔹گاهی در میانه‌ی روزمرگی، ناگهان احساس می‌کنیم چیزی درون‌مان ناآرام است؛ نه اندوه است، نه خشم، بلکه حسی از بی‌جایی، از «نه‌بودن». این لحظه، بیداریِ بخشی از وجود است که تاکنون مجال زیستن نیافته. اضطرابِ خود نازیسته، صدای خویشتنی‌ست که از اعماق تاریکی می‌گوید: “من هنوز زندگی نشده‌ام.”
🔹کی‌یرکگور یأس را بیماریِ «خودنازیستگی» می‌دانست: آدمی می‌کوشد کسی باشد که نیست تا از مسئولیتِ بودنِ خود بگریزد. هایدگر نیز هشدار می‌دهد که انسان در نقش‌ها و معیارهای دیگران فرو می‌غلتد و از آزادی خود فرار می‌کند. هر دو بیان‌گر یک واقعیت‌اند: وقتی از زیستنِ خویش طفره می‌رویم، اضطراب چون امضای هستی بر درون ما ظاهر می‌شود.
🔹اضطراب، نشانه‌ی ضعف روانی نیست؛ تجربه‌ای بنیادین از گسست در میان ساختارهای عادت‌شده است. وقتی دیگر نمی‌توانیم بگوییم «من همانم که همیشه بودم»، در واقع آگاهی در آستانه انفجار است. پس اضطرابِ خود نازیسته، شکاف میان منِ عادت‌کرده و منِ فراموش شده است؛ رخدادی در هسته‌ی وجود، نه در سطح احساس.
🔹در درمان اگزیستانسیال، هدف خاموش کردن اضطراب نیست، بلکه گوش سپردن به پیام آن است. هر اضطراب در حقیقت نشانی از رابطه‌ی نازیسته با خود است؛ چیزی که باید وارد آگاهی و گفت‌وگوی اصیل شود. در این معنا، اضطراب نه دشمن سلامت، بلکه راه‌گشای معناست؛ پلی میان «زندگیِ پوچ» و «زیستنِ آگاهانه».
🔹اضطرابِ خودِ نازیسته ما را به پرسش می‌کشد: اگر نقاب‌ها را کنار بگذارم، من کی‌ام؟ پاسخ به این پرسش، نخستین گام در خودآفرینی است.
🔹اضطرابِ خودِ نازیسته یادآور لحظه‌ای‌ست که وجود از خوابِ نقش‌ها بیدار می‌شود. اگر به‌جای فرار، در کنار این اضطراب بایستیم و آن را بفهمیم، درمی‌یابیم که معنا همواره پشتِ رنج نهفته است.
🔹پس هرکسی که جرئتِ ماندن در برابر اضطراب را دارد، در حقیقت در مسیر شدنِ خویش ایستاده است.
#یادداشت_درمانگر
#دکتر_رزگار_محمدی
#خود_نازیسته
#اضطراب_اکزیستانسیال
#کلینیک_اگزیستانس
💢وقتی رنج انسانی زیر سایهٔ تشخیص‌های روان‌پزشکی پنهان می‌ماند..

برای دومین بار در تجربهٔ درمانی‌ام با مراجعی روبه‌رو شدم که مرا یاد پژوهش‌های موردی درمانگران پدیدارشناس—چون باس و بینزوانگر—انداخت؛
با اینکه همیشه به شیوهٔ انسانی و پدیدارشناسانهٔ کارم ایمان داشتم، اما در برخی موقعیت‌ها با این پرسش رو به رو شدم:
«یعنی ما به کجا خواهیم رفت؟»
به‌ویژه وقتی می‌دانم درمان در وضعیت‌های سخت، شبیه قدم‌گذاشتن بر لبه‌ای باریک و تیز است و یک لغزش کوچک می‌تواند به شکست درمانی سنگینی بیانجامد.

مراجع با تشخیص افسردگی و علائم شدید وارد درمان شد؛ آن‌چنان که حتی انجام کارهای سادهٔ روزمره برایش رنج‌آور بود. در جلسات، سعی داشتم او را ببینم و بشنوم بدون آنکه او را «یک افسرده» بدانم.
اما به‌وضوح، او خود را «یک افسردهٔ ژنتیکی» می‌دید. چند جلسه که گذشت، حالش کمی رو به بهبود رفت؛ اما بازگشت دوبارهٔ حال بد—این‌بار شدیدتر—او را در هم شکست. تجربهٔ کوتاهِ حالِ خوب، رنجِ بازگشته را برایش تلخ‌تر و ناعادلانه‌تر کرد.

من حتی به همین نوسان حال خوب و بد او اعتبار دادم، اما او درمانده بود؛ درمانده از اینکه چه مسیری می‌تواند باقی‌ماندهٔ امیدش را نجات دهد. از نظر من، آنچه در او می‌دیدم «تجربهٔ عمیق ملال» بود که حتی به جلسات تراپی هم آمد وقتی تازگی فضای جلسات و گفتگوها تکراری شد.. دربارهٔ این تجربه با هم گفتگو کردیم، اما در عمل به سختی میتوانست با ملال همراه شود؛ گویی همچنان در جستجوی «درمانی قطعی» برای رنجی بود که آن را افسردگی می‌دانست.

در ادامه درمان دارویی، روان‌پزشک پیشنهاد بستری و درمان با شوک را مطرح کرد. این نقطه برای او بدل به یک موقعیت مرزی شد؛ جایی که باید تصمیم می‌گرفت کدام روایت رنجش را، از آنِ خود کند:
اینکه آن را «افسردگی ژنتیکی و اختلال شیمی مغز» بداند یا آن را در چشم‌اندازی انسانی‌تر، به‌عنوان تجربه‌ای از بودن (ملال) ببیند.

و او تصمیم گرفت «افسردگی» را رها کند و زندگی‌اش را همان‌گونه که هست بپذیرد. و با همین پذیرش، شدت رنج و علائمش فرو نشست.
آنچه تغییر کرد، فهم او از رنجش بود...

و من هنوز، هر بار که به او فکر می‌کنم، در آمیزه‌ای از بهت، شعف و اندوه فرو می‌روم؛
شعف از اینکه وقتی رنج انسانی دیده شود، چه امکان‌هایی می‌تواند در وجود او شکوفه بزند؛
و اندوه از وضعیت روان‌پزشکی سنتی که چه بسیار رنج‌ها را پشتِ تشخیص‌ها پنهان می‌کند.

#روان_درمانی_اگزیستانسیال
#کلینیک_اگزیستانس
# درمانگر _مریم_خسروی

▫️@Existenceclinic
▫️0901 736 3344
«هویتی در تبعید» برای آنانی نوشته شده که خانه ‌ای داشته ‌اند و بعد، آن خانه دیگرخانـه نبـود. بـرای آنانـی که زبان مادری ‌شـان دیگر در دهانشـان مـادری نمی ‌کند.
بـرای آنانـی کـه هـر بـار نـام خود را تکرار می ‌کنند، گویـی خود را از نو می ‌سـازند. این کتـاب بـرای تبعیدیـان اسـت -نـه الزامـا آنـان کـه از سـرزمینی رانـده شـده ‌اند، بلکه برای همه ‌ی آنان که از خویشـتن پیشینشـان جدا افتاده ‌اند.
مهاجــرت، برخــلاف تصــور رایــج، تنهــا انتقالــی جغرافیایــی نیســت؛ بلکــه جابه ‌جایــی در مرزهــای هســتی اســت. مهاجــرت ْ خانــه را بــه خاطــره بــدل می ‌کنــد، زبــان را بــه ســایه ‌ای لــرزان، و هویــت را بــه ســؤالی بی ‌پاســخ.
ایـن کتـاب تلاشـی اسـت بـرای نشسـتن بـا پرسشـی کـه بـا مـا از مرزهـا عبـورمی ‌کنــد: پرســش ِ خویشــتن.

ناشر : انتشارات دید
پخش چشمه
https://nahang.ir/book/1557792/کتاب-هویتی-در-تبعید-اثر-آزاد-حلوی/
طرح «اگزیستانس یار»؛ برنامه‌ی حمایتی کلینیک اگزیستانس 🔹

با ایمان به اینکه هر انسان سزاوار فرصت رشد و معناست، کلینیک اگزیستانس طرح اگزیستانس یار را آغاز کرده است؛ برنامه‌ای ویژه برای حمایت از مراجعانی که امکان پرداخت کامل هزینه‌های درمان را ندارند.

ویژگی‌های طرح:

ظرفیت پذیرش: ۱۰ تا ۱۵ نفر در هر دوره؛
مدت درمان: حداقل ۶ ماه تا حداکثر ۱۲ ماه (قابل تمدید در صورت توافق مراجع و درمانگر)؛
انجام مصاحبه‌ی اولیه‌ی پذیرش برای تشخیص شرایط و آمادگی روان‌درمانی؛
حضور درمانگران آموزش‌دیده و دارای سوپرویژن مداوم؛
مشارکت داوطلبانه‌ی درمانگران در طرح، مبتنی بر تعهد انسانی و اگزیستانسیال.
این طرح تلاشی است برای ایجاد عدالت وجودی؛ فرصتی برای تجربه‌ی روان‌درمانی پدیدارشناسانه–اگزیستانسیال، کشف معنا، و رویارویی اصیل با زندگی.

🌿 برای اطلاعات بیشتر و ثبت درخواست مصاحبه اولیه:

📞 تماس با پذیرش کلینیک اگزیستانس

📍 [http://wa.me/989017363344
روان‌درمانی اگزیستانسیال pinned «طرح «اگزیستانس یار»؛ برنامه‌ی حمایتی کلینیک اگزیستانس 🔹 با ایمان به اینکه هر انسان سزاوار فرصت رشد و معناست، کلینیک اگزیستانس طرح اگزیستانس یار را آغاز کرده است؛ برنامه‌ای ویژه برای حمایت از مراجعانی که امکان پرداخت کامل هزینه‌های درمان را ندارند. ویژگی‌های…»
خلاصه‌ی مقاله‌ی «اگزیستانسیالیسم و فلسفه‌ی تحلیلی»
نویسنده: نویسنده: پیر-ژان رنودی (دانشگاه لیون)
مترجم: مصیب پیرنسری

این مقاله بازخوانیِ نسبت میان دو سنت ظاهراً متقابل در فلسفه‌ی قرن بیستم است. نویسنده نشان می‌دهد که گرچه تاریخی از جدایی اساسی و روش‌شناختی میان این دو وجود داشته ــ از تقابل کارنپ با هایدگر تا بی‌اعتمادی فیلسوفان تحلیلی به زبان وجودیِ سارتر ــ اما در سطحی عمیق‌تر، هر دو در برابر بی‌معنایی و بحران فهم انسان از خود، دغدغه‌ای مشترک دارند. در نیمه‌ی دوم قرن بیستم، این پیوند پنهان از خلال تحلیل‌هایی چون مقاله‌ی «پوچی» توماس نِیگل آشکار می‌شود: جایی‌که مسئله‌ی اگزیستانسیالیستیِ «معنای زندگی» با روش تحلیلی بازفهم می‌گردد. نزد نیگل، پوچی از فقدان معنا برنمی‌خیزد، بلکه از تنش میان دو نگرش ناگزیر انسان سرچشمه می‌گیرد: نگرش درگیر و نگرش شکاکِ بیرونی. فیلسوفانی چون دانکن پریتچارد و استنلی کاول این ایده را به ساحت معرفت‌شناسی کشانده و از اضطراب هستی‌شناختی به‌عنوان وضع طبیعی انسان یاد می‌کنند. در پایان، نویسنده با بررسی بازتاب‌ِ کارهای سارتر و ویتگنشتاین در نظریه‌های جدید خودآگاهی (موران و لارمور)، نشان می‌دهد که فلسفه‌ی تحلیلی معاصر در حال ادغام تجربه‌ی زیسته و تحلیل مفهومی است؛ گویی دو شاخه‌ی جداافتاده‌ی فلسفه بار دیگر به ریشه‌ی مشترک تأمل در وجود انسانی بازمی‌گردند.
برای خواندن متن کامل مقاله به سایت existenceclinic.com مراجعه کنید.
#اگزیستانسیالیسم
#فلسفه_اگزیستانسیال
#فلسفه_تحلیلی
#ترجمه_مقاله
#مصیب_پیرنسری
https://news.1rj.ru/str/ExistentialAcademia
خلاصه‌ی مقاله‌‌ی:
اگزیستانسیالیسم، متافیزیک و هستی‌شناسی 
نویسنده: کریستیَن اِنُف – کالج بربِک، لندن
مترجم: مصیِّب پیرنسری


این مقاله بر آن است که اگزیستانسیالیسم، برخلاف تصور رایج، نه نفیِ کاملِ متافیزیک بلکه تلاشی برای بازتعریف آن است. سرچشمه‌ی این پروژه به واکنش فیلسوفان قرن نوزدهم—به‌ویژه شلینگ، کی‌یرکگور و نیچه—در برابر متافیزیکِ نظام‌مند و خوش‌بینانه‌ی هگل بازمی‌گردد. با عقب‌نشاندن «بودن» از دسترسِ مفهوم و مطلق، اگزیستانسیالیسم تمرکز خود را بر وجود انسانیِ خاص، حقیقتِ سوبژکتیو و آزادی قرار می‌دهد. در این چارچوب، حقیقت دیگر از موضعِ شناختِ عینی و کلی تعریف نمی‌شود، بلکه به‌طور بنیادین با زیست، کنش و موقعیتِ وجودیِ فرد گره می‌خورد. شکستِ روایت‌های کلانِ متافیزیکی، هم عقلانیتِ تضمین‌کننده‌ی معنا را زیر سؤال می‌برد و هم ضرورتِ بنیان‌یابی ارزش و معنا در خودِ وجود انسانی را آشکار می‌سازد.
در قرن بیستم، پدیدارشناسی امکان تازه‌ای برای صورت‌بندی هستی‌شناسیِ اگزیستانسیالیستی فراهم می‌کند. با گذار از پدیدارشناسیِ استعلاییِ هوسرل، که هنوز به «اگوی استعلایی» متعهد است، فیلسوفانی چون هایدگر و سارتر تلاش می‌کنند نسبتِ سوبژکتیویته، جهان و بودن را از نو بفهمند. هایدگر با تفسیر پدیدارشناسی به‌مثابه‌ی خودِ هستی‌شناسی، «دازاین» را نه سوژه‌ای شناختی، بلکه گشودگیِ زمانی نسبت به بودن می‌فهمد و حقیقت را چون فرایندِ آشکارگی (ἀλήθεια) تعریف می‌کند که از وجودِ انسانی جدایی‌ناپذیر است. در مقابل، سارتر با تثبیتِ «هستیِ در‌ـ‌خود» به‌عنوان واقعیتِ بنیادین، آگاهی را نوعی «هیچ‌بودگی» می‌داند که آزادی و امکانِ نفی را در دلِ وفورِ هستی ممکن می‌سازد. بدین‌ترتیب، پدیدارشناسی نزدِ برخی پشتیبانِ هستی‌شناسی و نزدِ برخی خودِ آن تلقی می‌شود.
در نهایت، مقاله نشان می‌دهد که متافیزیکِ اگزیستانسیالیستی را نمی‌توان به‌سادگی در قالبِ دوگانه‌ی سنتیِ ایده‌آلیسم و رئالیسم قرار داد. اگزیستانسیالیسم با نقدِ چارچوبِ معرفت‌شناختیِ سوژه/ابژه، هم از تقلیلِ واقعیت به ساختارهای ذهنی پرهیز می‌کند و هم از حذفِ سوبژکتیویته در رئالیسمِ کلاسیک فاصله می‌گیرد. در این چشم‌انداز، وجود انسانی نه صرفاً تجسّمِ یک نوعِ کلی، بلکه آزادی‌ای است موقعیت‌مند با امکانِ تعالی و حقیقتِ سوبژکتیوِ خاصِ خود. سهم اصلیِ اگزیستانسیالیسم در متافیزیک، گشودن افقی است که در آن «بودنِ انسانی»—با آزادی، حقیقت، و تشنگیِ معنا—به مسئله‌ی مرکزیِ هستی‌شناسی بدل می‌شود، بی‌آن‌که در نظامی بسته یا مطلق حل‌وفصل گردد.
برای خواندن کامل مقاله به سایت existenceclinic.com مراجعه کنید.
#اگزیستانسیالیسم
#متافیزیک
#هستی_شناسی
#ترجمه_مقاله
#مصیب_پیرنسری
#کلینیک_اگزیستانس
https://news.1rj.ru/str/ExistentialAcademia
✳️ نهمین دوره جامع  روان درمانی اگزیستانسیال

🔰مدرس : دکتر رزگار محمدی
استاد دانشگاه، مترجم، سوپروایزر، روان درمانگر
🔸 برگزار کننده اولین دوره جامع روان درمانی وجودی در کشور
🔸 متخصص در روش پدیدارشناسی و مدرس روش های کیفی در سطح دانشگاه های کشور
🔸چندین سال سوپروایزری درمانگران اگزیستانسیال
🔸در این کارگاه سعی می شود تا حد ممکن به رول پلی و اجرای بینش های روان درمانی وجودی در زمینه روان درمانی فردی و گروهی پرداخته شود .
🔸این دوره پیش زمینه شرکت در دوره سوپرویژن روان درمانی اگزیستانسیال می باشد.
🔸این دوره تا سال آینده دی ماه تکرار نخواهد شد و دوره بعدی در تابستان فقط بصورت حضوری می باشد .
🔸مدت زمان دوره ۴۰ ساعت
🔸 آنلاین
🔹 ظرفیت فقط ۲ نفر باقی مانده است.
🗓️شروع دوره : از هفته سوم دی ماه
پنجشنبه‌ها ساعت ۹:۳۰ الی ۱۳:۳۰
مکان برگزاری: گوگل میت

برای اطلاعات بیشتربه واتس آپ یا تلگرام زیر پیام دهید :
📞واتس اپ:
http://wa.me/989017363344

🌫. TELEGRAM

🌫INSTAGRAM

🌫WEBSITE
احساس گناه در تجربه زیستهٔ انسان امروزی

در روان درمانی اگزیستانسیال احساس گناه به دو نوع معمولا تفسیر می شود
1.گناه اگزیستانسیال : آگاهی از محدودیت و مسئولیت انسانی، که می تواند زمینه ساز رشد انسانی باشد.
2.گناه اجتماعی _نظام مند:گناهی که از سوی هنجارهای اقتصادی و فرهنگی تحمیل می شود، و فرد را درچرخهٔ مقایسه، ناکامی و شرم اسیر می کند.

▪️می توان گفت که احساس گناه در ذات خود محصول سرمایه داری نیست. اما سرمایه داری شکل خاصی از گناه را بازتولید می کند ‌؛ گناه به دلیل کم کاری، بازدهی پایین، ناتوانی در رقابت در واقع گناه به شاخص های کمی تقلیل می یابد، نه به درک وجودی یا انسانی... حتی این را ما می توانیم در غذا دادن به حیوانات ببینیم یا کمک کردن هایی که هیچ سودی برای طرف مقابل ندارد جز اینکه احساس شرم بیشتری می کند. در جهان سرمایه داری، انسان نه در برابر خدا یا تعالی، بلکه در برابر نظام بهره وری، رقابت و موفقیت فردی احساس گناه می کند. اگر او به اندازه کافی خوب نباشد خود را مقصر می داند. او باید خوب باشد به هر شکلی که شده و از این رو گناه از سطح متافیزیکی به سطح اجتماعی و کارکردی منتقل می شود.

▪️ماکس وبر در اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری نشان می دهد که چگونه آموزه های مذهبی کالوینیسم، احساس گناه و تلاش برای رستگاری را به کار، موفقیت و انباشت سرمایه پیوند می زند. در این چارچوب، رستگاری روحانی جای خود را به رستگاری اقتصادی و حرفه ای داد. فرد هر گناهی می کند با کمک به فقرا مثلا غذا دادن به صد کودک کار در چهار راه های شهر این وجدان معنوی را خاموش می کند و برای مدت کوتاهی  احساس خوبی می کند. البته اینجا قصد زیر سوال بردن کمک انسانی نیست بلکه ایجاد این چرخه که همه ما زیر آن نفس می کشیم و در حال خفه شدن هستیم. و این نوع کمک کردن ها شبیه آن است که پنجره را باز می کنیم و نفسی می کشیم و دوباره وارد این چرخه آلوده می شویم.

▪️شاید هشدار این باشد معنویت را با این کارها اشتباه نگیریم.  یکی از مراجعانم می گفت من حتی مدرسه هم درست کردم پس چرا احساس خوبی ندارم.  کار او درنفس خویش با ارزش بود اما او از این طریق نمی توانست به معنویت خویش پاسخ دهد.  از دیدگاه کیرکگور هم معنویت امری است که در فراسوی عقلانیت نظام مند و اخلاق عمومی قرار می گیرد. به بیان دیگر پديدار شناسی بحران های درونی فرد در مسیر رسیدن به ایمان است. ما به روح معنویت نیاز داریم نه معنویت جسمانی شده و تکه تکه شده که الان در جهان سرمایه داری به شکل های متفاوت می بینیم  به قول مراجعم آیا توانسته است کاری به پیش ببرد یا نه؟
#کلینیک_اگزیستانس
#روان_درمانی_اگزیستانسیال
#شهلا_سلیمانی
#نويسنده_درمانگر
@Existenceclinic
0901 736 3344
مرکز اگزیستنس با هدف تعمیق و گسترش مباحث روان‌درمانی اگزیستانسیال، سلسله نشست‌هایی تخصصی را به‌صورت ماهانه طراحی و برگزار می‌کند. این نشست‌ها بستری برای گفت‌وگو، تبادل اندیشه و واکاوی علمی مسائل نظری و بالینی در حوزه روان‌درمانی اگزیستانسیال فراهم می‌آورند.
این کانال تلگرامی به‌طور اختصاصی به اطلاع‌رسانی نشست‌های ماهانه کلینیک اختصاص دارد و اطلاعات مربوط به زمان برگزاری، نحوه ثبت‌نام و فایل‌های صوتی جلسات در آن منتشر خواهد شد.
از شما دعوت می‌شود با دنبال‌کردن این کانال، از اطلاعیه‌های مرتبط با نشست‌های ماهانه کلینیک مطلع شوید.»
https://news.1rj.ru/str/+FjL1C__gA9k4NmM8
#کلینیک_اگزیستانس
#روان_درمانی_اگزیستانسیال
Audio
☀️نشست های ماهیانه روان درمانی اگزیستانسیال
نشست اول : نقد و بررسی ترجمه کتاب روانکاوی و دازاین کاوی از مدارد باس ترجمه رزگار محمدی و شهلا سلیمانی از نشر لگا
مهمانان : دکتر اکبر جباری(دازاینکاو) ، دکتر سیامک ظریفکار (روانکاو ) و حضور مترجمان
دبیرجلسه : مژده منادی
https://news.1rj.ru/str/+FjL1C__gA9k4NmM8
کلینیک روان‌درمانی اگزیستانس
@ExistentialAcademia
بلاتار؛ سکوتی که ادامه‌ی جهان بود
بلاتار امروز از جهان رفت؛ اما جهانِ او سال‌ها پیش، در اسب تورین، به ایستایی رسیده بود. آخرین فیلمش نه فقط پایان کارنامه‌ی سینمایی‌اش، بلکه ثبت لحظه‌ای بود که جهان دیگر میل و توان ادامه‌دادن را از دست می‌دهد. سکوت بلاتار پس از آن فیلم، کناره‌گیری نبود؛ وفاداری بود به تجربه‌ای که خود آن را تا انتها زیست کرده بود.

اسب تورین از یک واقعه‌ی تاریخی آغاز می‌شود، اما در همان گام‌های نخست، آن را از سطح حادثه فراتر می‌برد. آنچه در فیلم دیده می‌شود، نه روایت نیچه است و نه بازسازی یک زندگی، بلکه جهانی است که پس از آن لحظه، افق امکان در آن فرو بسته می‌شود. زمان، سنگین و فرسوده می‌گردد؛ حرکت کند می‌شود؛ و کنش، معنای پیش‌برنده‌ی خود را از دست می‌دهد. فاجعه ناگهانی نیست؛ خاموشی تدریجی است.

در مرکز این جهان خاموش، اسب ایستاده است. اسبی که دیگر حرکت نمی‌کند، نمی‌خورد، و از ایفای نقش خود در نظم زندگی سر باز می‌زند. این امتناع، پیش از آن‌که تفسیر اخلاقی یا روان‌شناسانه بطلبد، یک اعلان بدنی است: اعلان شکست. اسب، نشانه‌ی خاموش‌شدن نیروی زندگی است، نشانه‌ی لحظه‌ای که بدن، پیش از اراده و عقل، پایان را فهمیده است. از این منظر، اسب تورین بسط سینمایی همان فروپاشی‌ای است که در واقعه‌ی تورین از خلال نیچه رخ داد؛ نه به‌مثابه جنون فردی، بلکه به‌عنوان شکست یک رژیم تاریخیِ معنا.

در این جهان، انسان‌ها به زیستن ادامه می‌دهند، اما فقط در حد دوام‌آوردن. کار می‌کنند، غذا می‌خورند، راه می‌روند، بی‌آن‌که این کنش‌ها حامل افق تازه‌ای باشد. زمان دیگر به آینده گشوده نیست؛ فقط خود را تکرار می‌کند. سینمای بلاتار، نه مشاهده‌ی ویرانی از بیرون، بلکه ماندن در دل آن است: ماندنی بی‌تسلی، بی‌وعده، و بی‌پناه.

بلاتار گفته بود: «خدا جهان را در شش روز آفرید و من در شش روز نابود کردم.» این جمله، اغراق یا ژست نیست؛ توصیف یک موضع اگزیستانسیال است. بلاتار جهان را نابود نکرد، بلکه آن را تا جایی دنبال کرد که دیگر چیزی برای افزوده‌شدن باقی نمانده بود. جایی که هر ادامه‌دادنی، تحمیل معنا می‌بود، نه کشف آن.

از همین‌جاست که تصمیم او برای نساختن پس از اسب تورین معنای خود را می‌یابد. وقتی جهان، در سطح تجربه‌ی زیسته، به پایان خود می‌رسد، ادامه‌دادن دیگر خلاقیت نیست، بلکه انکار است. سکوت او، ادامه‌ی همان فیلم بود، نه گسست از آن.

مرگ بلاتار، بیش از آن‌که پایان یک زندگی باشد، یادآور امکانی انسانی است که به‌ندرت تحقق می‌یابد: ایستادن در برابر فروپاشی، بی‌آن‌که به آن معنای دروغین تحمیل شود.

جایی که اسب ایستاد، جهان ایستاد؛ و همان‌جا، سینمای بلاتار نیز به سکوت وفادار ماند.
#بلاتار
#اسب_تورین
#تحلیل_اگزیستانسیال
#رزگارـمحمدی
#کلینیک_اگزیستانس
@Existenceclinic
توصیف پدیدارشناسی هیستری

فروید برای اولین بار اصطلاح تبدیل را برای توصیف مکانیسم هیستری به کار برد. تبدیل فرایندی است که در آن انرژی روانی ناشی از تروما که تخلیه نشده به یک علامت جسمی تبدیل می شود. هیستری یک وحدت بالینی است و نباید براساس یک تعریف آن را ساده انگارانه توصیف کنیم. علائم‌های هیستری معنادار هستند.

اقتصاد روانی: انرژی روانی که تخلیه نمی‌شود و به علامت تبدیل می‌شود.

تعارض: یک مبارزه میان قصدیت‌های عاطفی بدنی و حرکتی است.

ساختار حافظه: لایه های حافظه پراکنده است و تلقین پذیری است.

فروید بر خلاف تشخیص‌های زمانهٔ خویش بیمار هیستریک را نه یک فرد ضعیف یا محدود بلکه او فرد هیستریک را با ظرفیت های بالا می‌بیند که زیر بار تعارضات روانی درهم شکسته است. او تلاش مضاعفی دارد برای کنترل و سرکوب، بنابراین دچار فرسودگی عمیق روانی می‌شود. درواقع وحشت می‌تواند به هیستری بیانجامد نه اضطراب نوروتیک.
در یادآوری فرد هیستریک تداعی‌ها به صورت ردیف و ساده دنبال هم نيستند، بلکه همچون درخت تبار نامه‌ای منشعب و در هم آمیخته‌اند، به طوری که در هر تجربه تازه دو یا چند تجربه پیشین به مثابه، خاطره‌ با هم وارد عمل می‌شوند.
فروید نوروز اضطراب را جسمانی ترین و هیستری را روانی‌ترین گونه از اختلالات مرتبط با برانگیختگی می‌داند. در واقع نوروز اضطراب را همتای جسمانی هیستری می‌داند. در هر دو تراکم برانگیختگی وجود دارد، در هر دو ناتوانی روان در مهار این برانگیختگی موجب پیدایش واکنش‌های تنی می شود، در هر دو به جای اینکه برانگیختگی در قلمروی روانی پردازش شود به سوی حوزه جسمانی منحرف می‌شود. پویایی در هیستری بر مبنای تعارض است و همینطور در اضطراب‌؛ در واقع فرد هیستریک نه از واقعه، بلکه از واکنش ناتمام به واقعه رنج می برد. بیماری نه فقدان واقعیت بلکه انجماد معنای زیسته است. درمان به معنای رفع علامت نیست، بلکه به جریان انداختن هستیِ ایستاست.


#شهلا_سليمانی
#نویسنده_درمانگر
#اگزیستنس_کلینیک
#روان‌درمانی_اگزیستانسیال


Telegram Existence clinic