Forwarded from ﻛﺎﻧﺎﻝ ﺳﻼﻣﺖ ﺟﻤﻌﻴﺖ اﻣﺎﻡ ﻋلی
◼️◼️◼️مرگ مشکوک دکتر آیدا رستمی ما را در غمی بزرگ و اندوهی عظیم فرو برد. دکتر رستمی از پزشکان داوطلب جمعیت و داوطلب همیشه در صحنه در هر جایی بود که هموطنانش نیاز به کمک داشتند. وی علاوه بر همکاری مستمر با گروه درمان جمعیت در زلزله کرمانشاه، معاینات کودکان در محلات حاشیه و لیگ پرشین، فعالیتهای درمانی انسان دوستانه زیادی داشتند. جمعیت امام علی فقدان این پزشک ارزشمند را به خانواده ایشان جامعه پزشکی اعضای جمعیت و مردم ایران تسلیت گفته و امید دارد عاملان این جنایت روزی در دادگاه صالح مجازات شوند.
😢8
Forwarded from جمعیت امام علی
✅بی پاسخ ماندن یک پرسش درست، دلیل بر تکرار نکردنش نیست: به چه جرمی بازداشت کردهاید؟!
📍بیانیه اعضای جمعیت امام علی در خصوص بازداشت محیا واحدی
تقدیر ما زیستن در روزگاری بوده که بهای خدمت به خلق، حبس و زنجیر است و بازجویی پس دادن! و شادیمان همه این که عزیز در بندمان که عمرش را وقف استیفای حقوق محرومان کرده، ای کاش هر چه زودتر با تودیع وثیقه آزاد شود و رنگ آفتاب را دوباره ببیند و بعد، همه دلمشغولیمان، گذر ایام با این اضطراب که چه حکمی در انتظارش است.
اما در جمعیت امام علی(ع) وقتی با چشمان پرسشگر کودکان دردمند در گوشه گوشه دیارمان مواجه شدیم، دانستیم که تقدیر ما علاوه بر زیستن در این دوران سخت، پرسشگری در خصوص چراییِ هر وضعیت غیرانسانی و ظالمانه است.
وقتی لگدمال شدن زندگیهای معصوم بی شمار را زیر پای قوانین ناکارآمد و سازمانهای عریض و طویل بیکارکرد دیدیم، دانستیم که تقدیر ما هر چه باشد، کنار کشیدن و سکوت و انفعال نیست.
همین درسی که در مدرسه عشق «خانههای ایرانی جمعیت امام علی» آموختهایم است که اینک ما را وامیدارد علیرغم ناامیدی از شنیدن پاسخی معقول، صدای خود را بلند کنیم و بپرسیم محیا واحدی را به چه حقی و به چه جرمی بازداشت کردهاید و در شرایط غیرقانونی حبس انفرادی، چه چیزهایی از او میپرسید؟
او که با حمایت مستمر از کودکان آسیب دیده دروازه غار و سیستان و بلوچستان و دیگر نقاط محروم ایران، عامل قوام امنیت کشور در برابر پدیدههای شومی چون بزهکاری و داعشیسم و طالبانیسم و خشونتگراییهای کور بوده، چرا و به موجب کدام قانون یا عقل سلیمی باید پاسخگوی نهادهای امنیتی باشد؟! این برخوردهای نابخردانه، جز ساختن ویرانستان از ایرانمان، چه حاصلی دارد؟
بی پاسخ ماندن یک پرسش درست، دلیل بر تکرار نکردنش نیست، این تکرار، بیش از آن که ما را _ که طی سالها فعالیت اجتماعی یاد گرفتهایم صخره باشیم و نشکنیم _ خسته کند، آبروی ناقضان قانون را میبرد و عمق فسادشان را بیش از پیش آشکار می کند؛ لذا ما اعضای جمعیت امام علی(ع) علاوه بر گواهی دادن بر درستکاری و سختکوشی و مجاهدت محیا واحدی برای بهبود وضعیت حقوق کودکان و زنان حاشیه نشین میهنمان، ضمن اعتراض به نحوه دستگیری و حبس وی، خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط این فعال اجتماعی هستیم.
🆔@imamalisociety
📍بیانیه اعضای جمعیت امام علی در خصوص بازداشت محیا واحدی
تقدیر ما زیستن در روزگاری بوده که بهای خدمت به خلق، حبس و زنجیر است و بازجویی پس دادن! و شادیمان همه این که عزیز در بندمان که عمرش را وقف استیفای حقوق محرومان کرده، ای کاش هر چه زودتر با تودیع وثیقه آزاد شود و رنگ آفتاب را دوباره ببیند و بعد، همه دلمشغولیمان، گذر ایام با این اضطراب که چه حکمی در انتظارش است.
اما در جمعیت امام علی(ع) وقتی با چشمان پرسشگر کودکان دردمند در گوشه گوشه دیارمان مواجه شدیم، دانستیم که تقدیر ما علاوه بر زیستن در این دوران سخت، پرسشگری در خصوص چراییِ هر وضعیت غیرانسانی و ظالمانه است.
وقتی لگدمال شدن زندگیهای معصوم بی شمار را زیر پای قوانین ناکارآمد و سازمانهای عریض و طویل بیکارکرد دیدیم، دانستیم که تقدیر ما هر چه باشد، کنار کشیدن و سکوت و انفعال نیست.
همین درسی که در مدرسه عشق «خانههای ایرانی جمعیت امام علی» آموختهایم است که اینک ما را وامیدارد علیرغم ناامیدی از شنیدن پاسخی معقول، صدای خود را بلند کنیم و بپرسیم محیا واحدی را به چه حقی و به چه جرمی بازداشت کردهاید و در شرایط غیرقانونی حبس انفرادی، چه چیزهایی از او میپرسید؟
او که با حمایت مستمر از کودکان آسیب دیده دروازه غار و سیستان و بلوچستان و دیگر نقاط محروم ایران، عامل قوام امنیت کشور در برابر پدیدههای شومی چون بزهکاری و داعشیسم و طالبانیسم و خشونتگراییهای کور بوده، چرا و به موجب کدام قانون یا عقل سلیمی باید پاسخگوی نهادهای امنیتی باشد؟! این برخوردهای نابخردانه، جز ساختن ویرانستان از ایرانمان، چه حاصلی دارد؟
بی پاسخ ماندن یک پرسش درست، دلیل بر تکرار نکردنش نیست، این تکرار، بیش از آن که ما را _ که طی سالها فعالیت اجتماعی یاد گرفتهایم صخره باشیم و نشکنیم _ خسته کند، آبروی ناقضان قانون را میبرد و عمق فسادشان را بیش از پیش آشکار می کند؛ لذا ما اعضای جمعیت امام علی(ع) علاوه بر گواهی دادن بر درستکاری و سختکوشی و مجاهدت محیا واحدی برای بهبود وضعیت حقوق کودکان و زنان حاشیه نشین میهنمان، ضمن اعتراض به نحوه دستگیری و حبس وی، خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط این فعال اجتماعی هستیم.
🆔@imamalisociety
👍4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پس از سالها کنشگری مستمر داوطلبانه در محرومترین و معضلخیزترین محلات کشور برای بهبود وضعیت زندگی کودکان و مطالبهگری از مسئولین به منظور احقاق حقوق پایمال شده آنان در محلات حاشیه، حال پاسخ این فعالیتهای دگرخواهانه و خالصانه و شفاف اجتماعی برخوردهای امنیتی در قالب دستگیری و بازداشت در انفرادی است؟
#محیا_واحدی بهمدت ۱۳ سال در مناطق محروم و حاشیه از دروازه غار تا سیستان و بلوچستان، فعالیت داوطلبانه برای کودکان و زنان داشته، که متاسفانه در تاریخ ۲۵ دی ماه بدون هیچ توضیحی بازداشت شده و از روز ۲۶ دی ماه هیچ تماسی با خانواده نداشته است
#محیا_واحدی_را_آزاد_کنید
#محیا_واحدی بهمدت ۱۳ سال در مناطق محروم و حاشیه از دروازه غار تا سیستان و بلوچستان، فعالیت داوطلبانه برای کودکان و زنان داشته، که متاسفانه در تاریخ ۲۵ دی ماه بدون هیچ توضیحی بازداشت شده و از روز ۲۶ دی ماه هیچ تماسی با خانواده نداشته است
#محیا_واحدی_را_آزاد_کنید
🕊6😢2
Forwarded from خانه ایرانی دروازهغار
🔻برای محیا واحدی، معلم عشق که اکنون در بند است...
🖌دروازهغار، نامش ترسآور است اما مردمانی رنج کشیده که خود را در درد و خماری فراموش کردهاند در شبهای تاریک دروازهغار، در کوچههای غربت این شهر که هیچ کس صدای هیچ کس را نمیشنید تو شدی صدای ما. زمانی که این کوچه و پارکهایش لابهلای دود و خماری گم شده بود، پیدایمان کردی. بهجای تیزی و مواد مخدر، توپ فوتبال به دستمان دادی. پارکهایی که روزی پر از مواد و موادفروش بود را زمین فوتبال کردی.
گفتی دخترها باید درس بخوانند، باید بهجای زود ازدواج کردن، قلم و دفتر دستشان بگیرند.
افسوس که نجاتبخشی مثل تو جایی که باید باشد نیست؛ اگر در این شهر ده تا خاله محیا وجود داشت الان به جای معتاد شدن نوجوانها و کودکان، بهجای دزدی و فلاکت،
همه درس میخواندند، مدرسه میرفتند، به زندگیای که همیشه لعنت میفرستادند امیدوار میشدند و...
آرزو کردن را به ما یاد دادی؛ یاد دادی که چطور ببخشیم و همدیگر رو دوست داشته باشیم. دلهایمان را از نفرت خالی کردی آن زمان که از همهی مردم شهر پر از خشم و نفرت بودیم.
مهر ورزیدن را به ما آموختی. آغوش گرمت که در دردناکترین شبهای زندگیمان پناهمان بود و دستانت که دستان سرد و یخ زدهمان را گرم میکرد.
معلم عشق و حقیقت،
معلم روزهای درد و سختی،
بیا که پسرها و دخترهایت دلهایشان برای چشمان پر از محبتت و قلبی که همیشه از رنج کودکان درد میکشید تنگ شده است...
✍️نوشته یکی از فرزندان خانه ایرانی دروازهغار
https://t.ly/im9B
🏡@darvazehghar_ias
🖌دروازهغار، نامش ترسآور است اما مردمانی رنج کشیده که خود را در درد و خماری فراموش کردهاند در شبهای تاریک دروازهغار، در کوچههای غربت این شهر که هیچ کس صدای هیچ کس را نمیشنید تو شدی صدای ما. زمانی که این کوچه و پارکهایش لابهلای دود و خماری گم شده بود، پیدایمان کردی. بهجای تیزی و مواد مخدر، توپ فوتبال به دستمان دادی. پارکهایی که روزی پر از مواد و موادفروش بود را زمین فوتبال کردی.
گفتی دخترها باید درس بخوانند، باید بهجای زود ازدواج کردن، قلم و دفتر دستشان بگیرند.
افسوس که نجاتبخشی مثل تو جایی که باید باشد نیست؛ اگر در این شهر ده تا خاله محیا وجود داشت الان به جای معتاد شدن نوجوانها و کودکان، بهجای دزدی و فلاکت،
همه درس میخواندند، مدرسه میرفتند، به زندگیای که همیشه لعنت میفرستادند امیدوار میشدند و...
آرزو کردن را به ما یاد دادی؛ یاد دادی که چطور ببخشیم و همدیگر رو دوست داشته باشیم. دلهایمان را از نفرت خالی کردی آن زمان که از همهی مردم شهر پر از خشم و نفرت بودیم.
مهر ورزیدن را به ما آموختی. آغوش گرمت که در دردناکترین شبهای زندگیمان پناهمان بود و دستانت که دستان سرد و یخ زدهمان را گرم میکرد.
معلم عشق و حقیقت،
معلم روزهای درد و سختی،
بیا که پسرها و دخترهایت دلهایشان برای چشمان پر از محبتت و قلبی که همیشه از رنج کودکان درد میکشید تنگ شده است...
✍️نوشته یکی از فرزندان خانه ایرانی دروازهغار
https://t.ly/im9B
🏡@darvazehghar_ias
👍2
Forwarded from خانه ایرانی دروازهغار
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌱محیا واحدی به روایت فرزندانش
(تکههایی کوتاه از صحبتهای فرزندان خانه ایرانی دروازه غار به مناسبت چهارم بهمن ماه، زادروزش)
🔸از زبان دوست میشنوم و تو را میبینمت، قدم به قدم در کوچههای غربت.
از زبان دوستانی که سالها پیش وقتی ایام کودکی را در محله دروازهغار سپری میکردند، معلم و یارشان شدی و هر آن چه در توان داشتی برای تغییر سرنوشتشان به کار بستی و امید بستی به فردایشان که دست بر زانوی اراده خویش زنند و برخیزند برای تغییر سرنوشت دیگر کودکان این سرزمین.
🔹اینک که در چهاردیوار حبسِ انفرادی گرفتار آمدهای، این دوستانت که از جان بیشتر دوستشان میداری، به شهادت آمدهاند بودن پُرمهر و بیدریغت را و گواهی میدهند که بازداشت تو، تا چه اندازه نابهخردانه و خلاف معرفت و شرافت است.
این دوستان تو نیک میدانند هر ساعتی که در بند باشی، ساعتی تدبیر و آرامش و عشق و دست نوازش است که از کودکان رنجدیده این وطن گرفته میشود.
🏡@darvazehghar_ias
(تکههایی کوتاه از صحبتهای فرزندان خانه ایرانی دروازه غار به مناسبت چهارم بهمن ماه، زادروزش)
🔸از زبان دوست میشنوم و تو را میبینمت، قدم به قدم در کوچههای غربت.
از زبان دوستانی که سالها پیش وقتی ایام کودکی را در محله دروازهغار سپری میکردند، معلم و یارشان شدی و هر آن چه در توان داشتی برای تغییر سرنوشتشان به کار بستی و امید بستی به فردایشان که دست بر زانوی اراده خویش زنند و برخیزند برای تغییر سرنوشت دیگر کودکان این سرزمین.
🔹اینک که در چهاردیوار حبسِ انفرادی گرفتار آمدهای، این دوستانت که از جان بیشتر دوستشان میداری، به شهادت آمدهاند بودن پُرمهر و بیدریغت را و گواهی میدهند که بازداشت تو، تا چه اندازه نابهخردانه و خلاف معرفت و شرافت است.
این دوستان تو نیک میدانند هر ساعتی که در بند باشی، ساعتی تدبیر و آرامش و عشق و دست نوازش است که از کودکان رنجدیده این وطن گرفته میشود.
🏡@darvazehghar_ias
🔻 «مددکاری از نگاه جمعیت امام علی»
محیا واحدی کمال
گل یخ/ شماره ۱۰/ زمستان ۹۲
نگاه اول به کودکی که نمود رفتار و عملش از دید جامعه منفی و تخریبگرایانه است، به اقدام در جهت تغییر در وی میانجامد.
شاید در برخورد نخست، با اتکای به آموزههای مبتنی بر عرف جامعهمان است که او را قضاوت میکنیم و به دنبال رفتار و روشی هستیم که وی را دگرگون سازد.
به دنبال چنین تفکریست که ما امروزه میبینیم کودکان و نوجوانانی که بزرگشدهی محلات حاشیهاند و عنوان کار و خیابان دارند، از درون و بیرونِ خود گریزانند و قصد انتقام از خود و جامعهای دارند که تنها نگاه قضاوتگرش را سهم آنان مینماید.
« کودک غربت و من»، « کودک حاشیه و من»٫ « من که مددکارم و او که مددجوست»، « من آمدهام تا او را به کودکی خود نزدیک کنم»، « من آمدهام تا کلام و رفتار و نمود بیرونی او را شبیه به آنچه کنم که در دایرهای به نام «من» -که تعریف شدهی باید و نبایدهای خانواده و جامعه است- محدود شود.»
پندارهای پیشفرض ذهن ما این است که: « در قدم نخست، این کودک است که باید تغییر کند، اوست که ملغمهای است از تمام نقصها، ناهنجاریها و کاستیها…» و « اوست که میبایست دچار انقلاب فکری و رفتاری شود تا تصویر اکنونش رنگ ببازد و آهسته آهسته تصویری نمود پیدا کند که من آن را هنجار مینامم و به آن در جامعهی ناآشنا به حاشیه و نوع زندگی در آن، خو کردهام.»
حال، این «من»، سایهایست بر سر این کودک تا عملکننده، تغییردهنده و قضاوتکننده باشد که منجر به ایجاد رابطهای میگردد که بر اساس
« رفتار والدانهی من» و « کنشهای کودکانهی او» بنا نهاده شده است.
این مسأله همان است که کودک را به انزجار از این رابطه میرساند چراکه باز هم محکوم است به اجرا کردن… چون پدری که خیابانی بودن، غربتی شدن و در حاشیه زندگی کردن را به او میآموخت حال، معلمی شده است که « تکرار کردن طوطیوار» را به او میآموزد؛ حال بین آن پدر و این «من» فرقی نمییابد که حتی آن پدر یا مادر را به خود نزدیکتر میبیند و این «منِ» مددکار را که از جزئیترین حالات شامل رفتار و سکنات، گویش و پوشش، آرزوها و باورها در تضاد با اوست، چون بیگانهای مییابد که حاصل این تفاوت است که هر لحظه و هرجا او را به ناسازگاری و تخریب این «من» میخواند و هر زمان که دست این «من» را بر سر خود کشیده میبیند که سعی به تعریف مهر و پناهش دارد، کودک خواهان اثبات به خود و این سایه است که حضور و ادعایش توهمی بیش نیست و مهرش قدمتی ندارد و رو به خاموشی میرود و خیلی دور نیست که شانه از این نقش معلمی- مددکاری مبتنی بر «من» خالی کند.
محیا واحدی کمال
گل یخ/ شماره ۱۰/ زمستان ۹۲
نگاه اول به کودکی که نمود رفتار و عملش از دید جامعه منفی و تخریبگرایانه است، به اقدام در جهت تغییر در وی میانجامد.
شاید در برخورد نخست، با اتکای به آموزههای مبتنی بر عرف جامعهمان است که او را قضاوت میکنیم و به دنبال رفتار و روشی هستیم که وی را دگرگون سازد.
به دنبال چنین تفکریست که ما امروزه میبینیم کودکان و نوجوانانی که بزرگشدهی محلات حاشیهاند و عنوان کار و خیابان دارند، از درون و بیرونِ خود گریزانند و قصد انتقام از خود و جامعهای دارند که تنها نگاه قضاوتگرش را سهم آنان مینماید.
« کودک غربت و من»، « کودک حاشیه و من»٫ « من که مددکارم و او که مددجوست»، « من آمدهام تا او را به کودکی خود نزدیک کنم»، « من آمدهام تا کلام و رفتار و نمود بیرونی او را شبیه به آنچه کنم که در دایرهای به نام «من» -که تعریف شدهی باید و نبایدهای خانواده و جامعه است- محدود شود.»
پندارهای پیشفرض ذهن ما این است که: « در قدم نخست، این کودک است که باید تغییر کند، اوست که ملغمهای است از تمام نقصها، ناهنجاریها و کاستیها…» و « اوست که میبایست دچار انقلاب فکری و رفتاری شود تا تصویر اکنونش رنگ ببازد و آهسته آهسته تصویری نمود پیدا کند که من آن را هنجار مینامم و به آن در جامعهی ناآشنا به حاشیه و نوع زندگی در آن، خو کردهام.»
حال، این «من»، سایهایست بر سر این کودک تا عملکننده، تغییردهنده و قضاوتکننده باشد که منجر به ایجاد رابطهای میگردد که بر اساس
« رفتار والدانهی من» و « کنشهای کودکانهی او» بنا نهاده شده است.
این مسأله همان است که کودک را به انزجار از این رابطه میرساند چراکه باز هم محکوم است به اجرا کردن… چون پدری که خیابانی بودن، غربتی شدن و در حاشیه زندگی کردن را به او میآموخت حال، معلمی شده است که « تکرار کردن طوطیوار» را به او میآموزد؛ حال بین آن پدر و این «من» فرقی نمییابد که حتی آن پدر یا مادر را به خود نزدیکتر میبیند و این «منِ» مددکار را که از جزئیترین حالات شامل رفتار و سکنات، گویش و پوشش، آرزوها و باورها در تضاد با اوست، چون بیگانهای مییابد که حاصل این تفاوت است که هر لحظه و هرجا او را به ناسازگاری و تخریب این «من» میخواند و هر زمان که دست این «من» را بر سر خود کشیده میبیند که سعی به تعریف مهر و پناهش دارد، کودک خواهان اثبات به خود و این سایه است که حضور و ادعایش توهمی بیش نیست و مهرش قدمتی ندارد و رو به خاموشی میرود و خیلی دور نیست که شانه از این نقش معلمی- مددکاری مبتنی بر «من» خالی کند.
👍1
Forwarded from خانه ایرانی دروازهغار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📜نامه یکی از فرزندان خانه ایرانی دروازهغار برای مربی چندین ساله دلسوزش که در بیعدالتی این روزها در انفرادی به سر میبرد.
🔻امروز در تاریخ ۸ بهمن ۱۴۰۱، سیزده روز از بازداشت یکی از فعالین اجتماعی ارزشمند جامعه، #محیا_واحدی، میگذرد و کودکان زیادی در محله دروازهغار نگران حال او هستند و بزرگترین سوالشان این است که به چه جرمی کسی که ۱۳ سال در محله دروازهغار فعالیت اجتماعی دلسوزانه داشته باید بازداشت شود و در انفرادی به سر برد؟
🏡@darvazehghar_ias
🔻امروز در تاریخ ۸ بهمن ۱۴۰۱، سیزده روز از بازداشت یکی از فعالین اجتماعی ارزشمند جامعه، #محیا_واحدی، میگذرد و کودکان زیادی در محله دروازهغار نگران حال او هستند و بزرگترین سوالشان این است که به چه جرمی کسی که ۱۳ سال در محله دروازهغار فعالیت اجتماعی دلسوزانه داشته باید بازداشت شود و در انفرادی به سر برد؟
🏡@darvazehghar_ias
🔻از غار بخوان...
برگِ یازدهم
از مجموعه یادداشتهای محیا واحدی، عضو داوطلب جمعیت امام علی(ع)
🖌ایستگاه ابدی
زُل زده به سبزی قد کشیده کنج اتاق، نامش را در دالان ذهن فریاد میزنم که تلوتلو نامش در ذهنم پیچکی شود به گِرد یادم. فرانک نامیست که چون آذرخشی بر آسمان یادم میدرخشد. دختری در قوارهی تن ناسور همه دخترکانِ اسفند به دستی که بازی کودکیشان با دانهی اسفند و داغی زغال، یکی است و هنوز، جوهر رقم کودکیشان، بر صفحهی سن نخشکیده، رخت زنانهگی بر تنشان میکنند و فرزندی جای عروسک، به دست خردسالشان میدهند. روزی که چشم در چشم فرانک شدم، در همان روزهای نخستین رفتن به دروازهغار بود که به رسم بر پا شدن خانه علم گذر ماداممان شده بود رفتن به این محله. روزی که میزبان چشمانش شدم و چون ستاره دنبالهداری روشنای قلبم شد، در قاب پنجرهی مترو زل زده به نگاهم ایستاده بود. چند باری نامش را از دختران دیگر شنیده بودم که بیش از پانزده سال نداشت و غریب و تنها تک ایستاده در جنگی به نام زندگی. مادرش در زندان و پدرش افیون زده پی ناکجاآباد. با تنی عطرآگین به دود اسفند، دستان پینه بسته و سردش، دستانم را به آغوش میکشد تا زمهریر دستانش بیدارم کند، آن دم به یاد کلام استاد رهیافت افتادم؛ به دروازهغار که میروی، وحی امروز را می فهمی، پیام را می شنوی در حقیقت امروز. چون کودک تازه راه یافته به کلاس درس و مدرسه، خجول تاب نگاهش را نداشتم، آب میشوم چون شمع از سرمای استخوان سوز دستانش و خواهشی که چون قرآن ناطقم شد. دانهی آرزویش را در دستانِ بهم پیچیدهمان میکارد و اشکهایش بارانی میشود بر گلدانِ دستهای یکی شدهیمان که خواستش را به آغوش خود کشیده. ناز و نیازش داشتن شناسنامه ای بود، خسته از نداشتن تذکرهای و نالان ازگمنام بودن و شبحگون زیستن. تمنای داشتن شناسنامه، بیشتر از آنکه برای خودش باشد، برای کودک در بطنش بود که چون او بینام نباشد و رفتن به مدرسه را چون محالی بر تخت سینه اش نکوبند. چون شهابسنگی که به ناگه صید نگاهت میشود، فرانک هم در ایستگاهی و سر کوی و برزنی راهگیرم میشد. زخم تیغ بازیهایش،چون زیوری بر دستانش چشم را خیره خود میکرد! هر خطش حکایت از یک روز پر دردش داشت، آن هنگام که شکایت به محضر آسمان میبرد، فریادی میشد از زمینِ خالی از خدای آسمان،یک به یک ایام خالی از رحمان و رحیمش را بر هر پرنده در پرواز میخواند.آنقدر سکوتِ آسمان و زمین بر فریادش زهرخند میزد که تنها نیشترتیغ بر تنش و داغی خون، این سکوت را برایش پایان میداد و از سمفونی گریه به تک نوازی قهقهه، جنونش به پایان میرسید. شمار ملاقاتم با فرانک از اندک، اندکتر اما حک شدن نامش بر تخته قلبم از بینهایت کمی بیشتر است. باز شدن گره کور داشتن شناسنامه در حالی که نه مادری بود و نه پدری و نه قباله ازدواج و نه گواهی تولد یکی کودک از مادر، چون طیّ طریقی در قواره هفت خوان رستم مینمود، آنهم در روزهایی که نام کودک ایرانی بدون شناسنامه را به گوش مسئولین میخواندی برایشان چون افسانهی خیالی بود، آنقدر که بعید و بیخبر بودند از این حقیقتِ چنبره زده در دروازهغار و خاکسفید و... بعد از مدتی بیخبر از فرانک، بالاخره از او خبردار شدم. در همان ایستگاه که پل صراطم شد، همان روز اول ملاقاتم با او که سجل درد و غریبی بر دست داشت. خبر پرکشیدنش به هنگامه تولدِ فرزند، چون طنابِ داری شد که نفس بیخبریم را گرفت. تن لاجون چون کودکش توان تولد یکی کودک را نداشت و با پرکشیدنش فغانی شد که تُهی از سجل این بازارِ مکاره به گور میروم، بینام میمانم تا آنانی که پر نامند به خیال نامهایشان فربه شوند از وهم خود که روزی این حباب خواهد ترکید و بر گذر پلی راهگیرشان خواهم شد تا حبسِ جاودان چاردیواری شوند که خشت و گِلش، درد و عذاب هر روز و شبم است تا به انفرادی برزخ گونی معطل شوند به سوالات بیشمارم. هنوز آن روز را به خاطرم دارم که چون مستی،گیج و منگ پس از شنیدن آسمانی شدنش به این سو آن سو میشدم از ایستگاهی به ایستگاهی دیگر،به تمنای دیدن دوباره چشمانش و در آغوش کشیدن تن نحیفش. با قلبی پُر شده از یک وحی که جبرییلش بهنام فرانک "اِقْرَأْ "یی شد، بخوان و بگو حقیقتی که زندهست نام بیشمار کودک همچون فرانک،چونانی که استاد رهیافت هم از دختری بهنام فرانک بر ما خواند که در همان روزهای نخست جمعیت او را ملاقات کرده بود، معصومیت ذبح شده بر کف خیابانها، دختری که تن میفروخت. فرانک را نامیدم بر دانهی کاشته در قلب و گلدان کُنج اتاقم که اکنون قد کشیده سبز شده و پیچیده بر دیواره اتاق که هر روز به او مینگرم، آغازی شود برای رفتن به سوی فرانکی که خدا را میخواند...
برگِ یازدهم
از مجموعه یادداشتهای محیا واحدی، عضو داوطلب جمعیت امام علی(ع)
🖌ایستگاه ابدی
زُل زده به سبزی قد کشیده کنج اتاق، نامش را در دالان ذهن فریاد میزنم که تلوتلو نامش در ذهنم پیچکی شود به گِرد یادم. فرانک نامیست که چون آذرخشی بر آسمان یادم میدرخشد. دختری در قوارهی تن ناسور همه دخترکانِ اسفند به دستی که بازی کودکیشان با دانهی اسفند و داغی زغال، یکی است و هنوز، جوهر رقم کودکیشان، بر صفحهی سن نخشکیده، رخت زنانهگی بر تنشان میکنند و فرزندی جای عروسک، به دست خردسالشان میدهند. روزی که چشم در چشم فرانک شدم، در همان روزهای نخستین رفتن به دروازهغار بود که به رسم بر پا شدن خانه علم گذر ماداممان شده بود رفتن به این محله. روزی که میزبان چشمانش شدم و چون ستاره دنبالهداری روشنای قلبم شد، در قاب پنجرهی مترو زل زده به نگاهم ایستاده بود. چند باری نامش را از دختران دیگر شنیده بودم که بیش از پانزده سال نداشت و غریب و تنها تک ایستاده در جنگی به نام زندگی. مادرش در زندان و پدرش افیون زده پی ناکجاآباد. با تنی عطرآگین به دود اسفند، دستان پینه بسته و سردش، دستانم را به آغوش میکشد تا زمهریر دستانش بیدارم کند، آن دم به یاد کلام استاد رهیافت افتادم؛ به دروازهغار که میروی، وحی امروز را می فهمی، پیام را می شنوی در حقیقت امروز. چون کودک تازه راه یافته به کلاس درس و مدرسه، خجول تاب نگاهش را نداشتم، آب میشوم چون شمع از سرمای استخوان سوز دستانش و خواهشی که چون قرآن ناطقم شد. دانهی آرزویش را در دستانِ بهم پیچیدهمان میکارد و اشکهایش بارانی میشود بر گلدانِ دستهای یکی شدهیمان که خواستش را به آغوش خود کشیده. ناز و نیازش داشتن شناسنامه ای بود، خسته از نداشتن تذکرهای و نالان ازگمنام بودن و شبحگون زیستن. تمنای داشتن شناسنامه، بیشتر از آنکه برای خودش باشد، برای کودک در بطنش بود که چون او بینام نباشد و رفتن به مدرسه را چون محالی بر تخت سینه اش نکوبند. چون شهابسنگی که به ناگه صید نگاهت میشود، فرانک هم در ایستگاهی و سر کوی و برزنی راهگیرم میشد. زخم تیغ بازیهایش،چون زیوری بر دستانش چشم را خیره خود میکرد! هر خطش حکایت از یک روز پر دردش داشت، آن هنگام که شکایت به محضر آسمان میبرد، فریادی میشد از زمینِ خالی از خدای آسمان،یک به یک ایام خالی از رحمان و رحیمش را بر هر پرنده در پرواز میخواند.آنقدر سکوتِ آسمان و زمین بر فریادش زهرخند میزد که تنها نیشترتیغ بر تنش و داغی خون، این سکوت را برایش پایان میداد و از سمفونی گریه به تک نوازی قهقهه، جنونش به پایان میرسید. شمار ملاقاتم با فرانک از اندک، اندکتر اما حک شدن نامش بر تخته قلبم از بینهایت کمی بیشتر است. باز شدن گره کور داشتن شناسنامه در حالی که نه مادری بود و نه پدری و نه قباله ازدواج و نه گواهی تولد یکی کودک از مادر، چون طیّ طریقی در قواره هفت خوان رستم مینمود، آنهم در روزهایی که نام کودک ایرانی بدون شناسنامه را به گوش مسئولین میخواندی برایشان چون افسانهی خیالی بود، آنقدر که بعید و بیخبر بودند از این حقیقتِ چنبره زده در دروازهغار و خاکسفید و... بعد از مدتی بیخبر از فرانک، بالاخره از او خبردار شدم. در همان ایستگاه که پل صراطم شد، همان روز اول ملاقاتم با او که سجل درد و غریبی بر دست داشت. خبر پرکشیدنش به هنگامه تولدِ فرزند، چون طنابِ داری شد که نفس بیخبریم را گرفت. تن لاجون چون کودکش توان تولد یکی کودک را نداشت و با پرکشیدنش فغانی شد که تُهی از سجل این بازارِ مکاره به گور میروم، بینام میمانم تا آنانی که پر نامند به خیال نامهایشان فربه شوند از وهم خود که روزی این حباب خواهد ترکید و بر گذر پلی راهگیرشان خواهم شد تا حبسِ جاودان چاردیواری شوند که خشت و گِلش، درد و عذاب هر روز و شبم است تا به انفرادی برزخ گونی معطل شوند به سوالات بیشمارم. هنوز آن روز را به خاطرم دارم که چون مستی،گیج و منگ پس از شنیدن آسمانی شدنش به این سو آن سو میشدم از ایستگاهی به ایستگاهی دیگر،به تمنای دیدن دوباره چشمانش و در آغوش کشیدن تن نحیفش. با قلبی پُر شده از یک وحی که جبرییلش بهنام فرانک "اِقْرَأْ "یی شد، بخوان و بگو حقیقتی که زندهست نام بیشمار کودک همچون فرانک،چونانی که استاد رهیافت هم از دختری بهنام فرانک بر ما خواند که در همان روزهای نخست جمعیت او را ملاقات کرده بود، معصومیت ذبح شده بر کف خیابانها، دختری که تن میفروخت. فرانک را نامیدم بر دانهی کاشته در قلب و گلدان کُنج اتاقم که اکنون قد کشیده سبز شده و پیچیده بر دیواره اتاق که هر روز به او مینگرم، آغازی شود برای رفتن به سوی فرانکی که خدا را میخواند...
😢2
«برگزاری نخستین لیگ فوتبال جمعیت»
محیا واحدی
مجله گل یخ/ شماره ۱۳
جمعیت پس از سالها حضور در محلات حاشیه و معضلخیز، تصمیم گرفت تا برنامهی ویژهای جهت تبدیل این محلهها از یک محلهی پرخطر و پرمعضل به محلهای امن برای ساکنین و کودکانی که در آن زندگی میکنند، اجرا کند.
در محلات حاشیه به علت گرایش رایج به جرم و خشونت و اعتیاد، تأکید بر ورزش اهمیت خاصی در فعالیتهای مددکاری دارد. در «جمعیت» نیز ورزش به عنوان عنصری که میتواند هویت پویا و سازندهای برای کودکان و نوجوانان ایجاد کند و بدین شکل مانع بازتولید رفتارهای مخرب توسط آنان گردد، همواره مد نظر قرار دارد.
مربیان تیمهای ورزشی جمعیت، سعی میکنند در تمرینات خود علاوه بر نهادینه ساختن اشتیاق به ورزش در کودکان و افزایش مهارتهای ورزشی، به آنان مهارتهای زندگی و اصول کار گروهی را نیز بیاموزند.
در لیگ پرشین (نام باشگاه ورزشی جمعیت) علاوه بر استعدادیابی در میان کودکان و الگوسازی مثبت برای آنان، به چالش کشیدن جامعهی ورزش کشور در امر مسئولیت اجتماعی نیز مد نظر است.
در جامعهای که جمع کثیری از کودکانش، زندگی تلخ و پر مصیبتی را تجربه میکنند، ضرورت فرهنگ جوانمردی و پهلوانی، کنار گود نشستن و دلخوش داشتن به مدالها و عنوانهای رنگارنگ نیست. بدین جهت تأکید بر لزوم حضور فعال و مؤثر اهالی ورزش در رخدادهایی که جهت حمایت از کودکان در معرض آسیب، برگزار میشود از دیگر اهداف برگزاری این لیگ است.
همچنین امید میرود هنرنمایی فوتبالیستهای نونهال و نوجوان جمعیت، بار دیگر تلنگری باشد بر مسئولان امر جهت تخصیص امکانات ورزشی مناسب و کافی به محلاتی که کودکان برای نجات از چاه معضلات، ریسمانی به جز ورزش ندارند.
محیا واحدی
مجله گل یخ/ شماره ۱۳
جمعیت پس از سالها حضور در محلات حاشیه و معضلخیز، تصمیم گرفت تا برنامهی ویژهای جهت تبدیل این محلهها از یک محلهی پرخطر و پرمعضل به محلهای امن برای ساکنین و کودکانی که در آن زندگی میکنند، اجرا کند.
در محلات حاشیه به علت گرایش رایج به جرم و خشونت و اعتیاد، تأکید بر ورزش اهمیت خاصی در فعالیتهای مددکاری دارد. در «جمعیت» نیز ورزش به عنوان عنصری که میتواند هویت پویا و سازندهای برای کودکان و نوجوانان ایجاد کند و بدین شکل مانع بازتولید رفتارهای مخرب توسط آنان گردد، همواره مد نظر قرار دارد.
مربیان تیمهای ورزشی جمعیت، سعی میکنند در تمرینات خود علاوه بر نهادینه ساختن اشتیاق به ورزش در کودکان و افزایش مهارتهای ورزشی، به آنان مهارتهای زندگی و اصول کار گروهی را نیز بیاموزند.
در لیگ پرشین (نام باشگاه ورزشی جمعیت) علاوه بر استعدادیابی در میان کودکان و الگوسازی مثبت برای آنان، به چالش کشیدن جامعهی ورزش کشور در امر مسئولیت اجتماعی نیز مد نظر است.
در جامعهای که جمع کثیری از کودکانش، زندگی تلخ و پر مصیبتی را تجربه میکنند، ضرورت فرهنگ جوانمردی و پهلوانی، کنار گود نشستن و دلخوش داشتن به مدالها و عنوانهای رنگارنگ نیست. بدین جهت تأکید بر لزوم حضور فعال و مؤثر اهالی ورزش در رخدادهایی که جهت حمایت از کودکان در معرض آسیب، برگزار میشود از دیگر اهداف برگزاری این لیگ است.
همچنین امید میرود هنرنمایی فوتبالیستهای نونهال و نوجوان جمعیت، بار دیگر تلنگری باشد بر مسئولان امر جهت تخصیص امکانات ورزشی مناسب و کافی به محلاتی که کودکان برای نجات از چاه معضلات، ریسمانی به جز ورزش ندارند.
👍1
🔸کلاب هوادران جمعیت امام علی(ع) برگزار میکند:
✅نشست کلاب هوس با عنوان:
بررسی حق اعتراض اقلیت در عاشورا
سخنران:
شارمین میمندی نژاد
✅شنبه ۷ مرداد ۱۴۰۲
✅ساعت ۲۰ به وقت تهران
✅لینک اتاق
https://b2n.ir/f99588
✅نشست کلاب هوس با عنوان:
بررسی حق اعتراض اقلیت در عاشورا
سخنران:
شارمین میمندی نژاد
✅شنبه ۷ مرداد ۱۴۰۲
✅ساعت ۲۰ به وقت تهران
✅لینک اتاق
https://b2n.ir/f99588
👏1🤡1
🔸🔸نشست انجمن مطالعاتی دانشگاه استنفورد؛ چالشها و موفقیتهای ایجاد سازمان مردم نهاد(NGO) در ایران
🔸سخنرانان:
زهرا رحیمی
شارمین میمندینژاد
🔷امشب ۲۷ مرداد ساعت ۲۰:۳۰ به وقت تهران
🔷لینک ثبت نام:
https://iranian-studies.stanford.edu/events/challenges-and-successes-creating-ngo-iran
🔸سخنرانان:
زهرا رحیمی
شارمین میمندینژاد
🔷امشب ۲۷ مرداد ساعت ۲۰:۳۰ به وقت تهران
🔷لینک ثبت نام:
https://iranian-studies.stanford.edu/events/challenges-and-successes-creating-ngo-iran
Forwarded from جمعیت امام علی
"بیانیه جمعی از انجمنهای حامیکودکان بر لزوم فراهم آوردن زمینه آموزش رایگان برای همه کودکان"
«هر نوع تبعیض برای آموزش و تحصیل کودکان ممنوع است»
هر ساله با نزدیک شدن به آغازسال تحصیلی، احتمال دور ماندن کودکان از چرخه تحصیل و آموزش، به نگرانی جدی خانواده کودکان و فعالان حقوق کودک تبدیل میشود. حق مسلم تحصیل در بسیاری از کنوانسیونهای بینالمللی که حقوق بشر را تعریف میکنند، از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر(۱۹۴۸)، کنوانسیون ژنو (۱۹۵۱)، کنوانسیون بینالمللی رفع همه اشکال تبعیض (۱۹۶۵)، میثاق بینالمللی در زمینه اقتصادی، اجتماعی و حقوق فرهنگی (۱۹۶۶)، میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (۱۹۶۶) آمده و بر آن تاکید شده است.
بر اساس ماده سی ام قانون اساسی و همچنین پیمان نامه جهانی حقوق کودک نیز که کشور ما از سال ۷۳ متعهد به اجرای مفاد آن شده است، آموزش و تحصیل رایگان، حق بدون قید و شرط «همه» کودکان است. خودداری بخشهای مختلف حاکمیت از حل مشکل ثبتنام کودکان چه به دلیل نداشتن اوراق هویتی و چه به دلیل شهریه گزاف خلاف قوانین حداقلی حمایتی موجود از جمله قانون حمایت از اطفال و نوجوانان و خلاف طرح فرمان رهبری در سال ۹۵ برای آموزش کودکان اتباع و بدون شناسنامه است....
👈 متن کامل بیانیه را در instant view بخوانید.
🆔@imamalisociety
«هر نوع تبعیض برای آموزش و تحصیل کودکان ممنوع است»
هر ساله با نزدیک شدن به آغازسال تحصیلی، احتمال دور ماندن کودکان از چرخه تحصیل و آموزش، به نگرانی جدی خانواده کودکان و فعالان حقوق کودک تبدیل میشود. حق مسلم تحصیل در بسیاری از کنوانسیونهای بینالمللی که حقوق بشر را تعریف میکنند، از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر(۱۹۴۸)، کنوانسیون ژنو (۱۹۵۱)، کنوانسیون بینالمللی رفع همه اشکال تبعیض (۱۹۶۵)، میثاق بینالمللی در زمینه اقتصادی، اجتماعی و حقوق فرهنگی (۱۹۶۶)، میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (۱۹۶۶) آمده و بر آن تاکید شده است.
بر اساس ماده سی ام قانون اساسی و همچنین پیمان نامه جهانی حقوق کودک نیز که کشور ما از سال ۷۳ متعهد به اجرای مفاد آن شده است، آموزش و تحصیل رایگان، حق بدون قید و شرط «همه» کودکان است. خودداری بخشهای مختلف حاکمیت از حل مشکل ثبتنام کودکان چه به دلیل نداشتن اوراق هویتی و چه به دلیل شهریه گزاف خلاف قوانین حداقلی حمایتی موجود از جمله قانون حمایت از اطفال و نوجوانان و خلاف طرح فرمان رهبری در سال ۹۵ برای آموزش کودکان اتباع و بدون شناسنامه است....
👈 متن کامل بیانیه را در instant view بخوانید.
🆔@imamalisociety
Telegraph
"بیانیه جمعی از انجمنهای حامی کودکان بر لزوم فراهم آوردن زمینه آموزش رایگان برای همه کودکان"
بیانیه جمعی از انجمنهای حامیکودکان بر لزوم فراهم آوردن زمینه آموزش رایگان برای همه کودکان «هر نوع تبعیض برای آموزش و تحصیل کودکان ممنوع است» هر ساله با نزدیک شدن به آغازسال تحصیلی، احتمال دور ماندن کودکان از چرخه تحصیل و آموزش، به نگرانی جدی خانواده کودکان…
👍1
🖇 موسسه رحمان و جمعی از تشکلهای فعال حقوق کودک برگزار میکنند:
📖 بررسی موانع رو به گسترش تحصیل کودکان
🎤 سخنرانان
طاهره پژوهش
علیاکبر اسماعیلپور
رضا شفاخواه
رضا امیدی
علی کاظمی
📌 دبیر نشست:
مریم آشور
🗓️ دوشنبه ۲۰ شهریور ۰۲
⏰ ساعت ۱۶ تا ۱۹
🏠 نشست به صورت حضوری در موسسه رحمان برگزار میشود.
📹 پخش زنده از اینستاگرام
https://instagram.com/rahman.inst
@rahmaninstitute
📖 بررسی موانع رو به گسترش تحصیل کودکان
🎤 سخنرانان
طاهره پژوهش
علیاکبر اسماعیلپور
رضا شفاخواه
رضا امیدی
علی کاظمی
📌 دبیر نشست:
مریم آشور
🗓️ دوشنبه ۲۰ شهریور ۰۲
⏰ ساعت ۱۶ تا ۱۹
🏠 نشست به صورت حضوری در موسسه رحمان برگزار میشود.
📹 پخش زنده از اینستاگرام
https://instagram.com/rahman.inst
@rahmaninstitute
Forwarded from جمعیت امام علی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❗️ کالای لوکس الفبا!
درباره قانون بیحرمت شدهی آموزش رایگان
🔺 دولت موظف است وسائل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفائی کشور به طور رایگان گسترش دهد» (اصل سیام قانون اساسی)
- قبولش نمیکنند. میگویند جا نداریم!...
- اولیا باید برای ثبت نام پول پرداخت کنند!...
- کودکم میگوید دلش برای مدرسه تنگ شده!...
⭕️ روایتی از چالشها و موانع ثبت نام کودکان
🔻 تهیه شده به همت جمعی از نهادهای مدنی فعال در حوزه کودک
درباره قانون بیحرمت شدهی آموزش رایگان
🔺 دولت موظف است وسائل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفائی کشور به طور رایگان گسترش دهد» (اصل سیام قانون اساسی)
- قبولش نمیکنند. میگویند جا نداریم!...
- اولیا باید برای ثبت نام پول پرداخت کنند!...
- کودکم میگوید دلش برای مدرسه تنگ شده!...
⭕️ روایتی از چالشها و موانع ثبت نام کودکان
🔻 تهیه شده به همت جمعی از نهادهای مدنی فعال در حوزه کودک
Forwarded from جمعیت امام علی
🔰 اطلاع رسانی و جلب مشارکت
در ارتباط با مسیرهای مشارکت و حمایت از کودکان در ایران -ارائه خدمات اجتماعی، مددکاری و آموزشی به آنان- از طریق دفتر جمعیت امام علی در کانادا، به اطلاع عزیزان میرسانیم که میتوانید از طریق آدرس ایمیل زیر با این دفتر در ارتباط باشید. این دفتر تلاش میکند تا با حمایت و مشارکت شما و هموطنان عزیز در اروپا و کانادا به بهبود شرایط کودکان و توانمندسازی خانوادهها کمک کند.
برای ارتباط با ما و ارائه حمایتهای خود، میتوانید از روش زیر استفاده کنید:
آدرس ایمیل:
ias@sosapoverty.org
(e-Transfer یا paypal)
آدرس وبسایت:
www.sosapoverty.org
از شما دعوت میکنیم تا به این ماموریت انسانی پیوسته و به ارتقاء زندگی کودکان کمک کنید.
با تشکر از توجه و حمایت شما
🆔@imamalisociety
در ارتباط با مسیرهای مشارکت و حمایت از کودکان در ایران -ارائه خدمات اجتماعی، مددکاری و آموزشی به آنان- از طریق دفتر جمعیت امام علی در کانادا، به اطلاع عزیزان میرسانیم که میتوانید از طریق آدرس ایمیل زیر با این دفتر در ارتباط باشید. این دفتر تلاش میکند تا با حمایت و مشارکت شما و هموطنان عزیز در اروپا و کانادا به بهبود شرایط کودکان و توانمندسازی خانوادهها کمک کند.
برای ارتباط با ما و ارائه حمایتهای خود، میتوانید از روش زیر استفاده کنید:
آدرس ایمیل:
ias@sosapoverty.org
(e-Transfer یا paypal)
آدرس وبسایت:
www.sosapoverty.org
از شما دعوت میکنیم تا به این ماموریت انسانی پیوسته و به ارتقاء زندگی کودکان کمک کنید.
با تشکر از توجه و حمایت شما
🆔@imamalisociety
Forwarded from جمعیت امام علی
🔻به بهانه ۱۶ مهر روز ملی کودک
۱۶ مهر در ایران روز ملی کودک شناخته میشود.
این روز در حالی فرا رسیده است که حاکمیت ایران از تامین حداقلها در زمینه حقوق کودکان بویژه در سالهای اخیر ناتوان بوده است.
حوادث رخ داده در یک سال اخیر با نقض آشکار حقوق کودکان همراه بوده است. کشته شدن تعداد زیادی از افراد زیر هجده سال بخصوص کودکان در جریان جنبش مهسا امینی حاکی از این است که حاکمیت کشور توانایی محافظت از مهمترین حق کودکان یعنی حق حیات را ندارد.
در کنار آن افزایش فزاینده فقر عمومی و فشارهای چندین برابری بر اقشار متوسط و ضعیف، بر تحقق دیگر حقوق تعداد زیادی از کودکان چون دسترسی به غذای مناسب، آموزش رایگان، بهداشت و درمان، تامین اجتماعی و…. خط بطلان کشیده است.
برخوردهای امنیتی سیستماتیک در مدارس با افراد زیر هجده سال که برخی موارد، به خاطر اظهار عقیده حاکی از این است که حق بیان عقیده که زیر مجموعه حقوق کودکان است نیز در جامعه ما جایگاهی ندارد و به رسمیت شناخته نشده است.
این حق نه تنها از کودکان سلب گردیده است بلکه بسیاری از جمعیتها و انجمنها و فعالان حوزه کودک به دلیل فعالیتهای انسانی و مطالبهگری در راستای حقوق کودکان در سالهای اخیر مشمول فشار امنیتی، دستگیری و زندان شده و بسیاری از معلمان و دوستداران کودکان ایام سختی را در زندان و شکنجه میگذرانند.
جعفر ابراهیمی، مهدی اعتماد سعید، نرگس سرداری، سروناز احمدی، زهره صیادی و سمانه اصغری تنها برخی از این اسامی هستند.
روز ملی کودک در ایران در حالی فرا میرسد که گروهی نادان، برای کشته شدن افراد غیر نظامی شامل کودکان در جای دیگری از زمین به جشن و پایکوبی پرداختهاند در حالی که در حملات متقابل، کودکان زیادی از آن طرف نیز بیجان یا بیخانمان گشتهاند. آنچه تاریخ به ما نشان داده است این است که در مخاصمات و جنگها آنان که کمترین نقش را در ایجاد اختلافات داشتهاند و بیشترین آسیب را میبینند کودکان هستند.
آنچه آشکار است این است که جهان امروز حساسیت خود را به این اندازه از نقض حقوق کودک از دست داده است و نهادهای متولی در مقابل حاکمان ناقض حقوق کودک سنبه پر زوری ندارند. این امر امروز وظیفه کنشگران و شهروندان را در این امر خطیرتر میسازد. شناخت و احاطه بیشتر به حقوق کودکان و رعایت آن از خانواده و محله و مدرسه و یادآوری آن به جامعه، «دیگری» نساختن از کودکان مهاجر و آسیبدیده و آموختن نگاه حقوق کودکی و حقوق بشری از کودکی درجامعه، بذرهایی است که در آینده نزدیک به بار مینشیند.
جمعیت امام علی(ع) ضمن محکوم سازی نقض سیستماتیک حقوق کودک در ایران، وجود نهادهای قدرتمند حامی کودکان در جامعه را، مهمترین راه احقاق حقوق کودکان دانسته و خواستار آزادی فعالانِ در بند و ایجاد فضای مناسب برای فعالیت مدنی در عرصه حقوق کودکان است.
🆔@imamalisociety
۱۶ مهر در ایران روز ملی کودک شناخته میشود.
این روز در حالی فرا رسیده است که حاکمیت ایران از تامین حداقلها در زمینه حقوق کودکان بویژه در سالهای اخیر ناتوان بوده است.
حوادث رخ داده در یک سال اخیر با نقض آشکار حقوق کودکان همراه بوده است. کشته شدن تعداد زیادی از افراد زیر هجده سال بخصوص کودکان در جریان جنبش مهسا امینی حاکی از این است که حاکمیت کشور توانایی محافظت از مهمترین حق کودکان یعنی حق حیات را ندارد.
در کنار آن افزایش فزاینده فقر عمومی و فشارهای چندین برابری بر اقشار متوسط و ضعیف، بر تحقق دیگر حقوق تعداد زیادی از کودکان چون دسترسی به غذای مناسب، آموزش رایگان، بهداشت و درمان، تامین اجتماعی و…. خط بطلان کشیده است.
برخوردهای امنیتی سیستماتیک در مدارس با افراد زیر هجده سال که برخی موارد، به خاطر اظهار عقیده حاکی از این است که حق بیان عقیده که زیر مجموعه حقوق کودکان است نیز در جامعه ما جایگاهی ندارد و به رسمیت شناخته نشده است.
این حق نه تنها از کودکان سلب گردیده است بلکه بسیاری از جمعیتها و انجمنها و فعالان حوزه کودک به دلیل فعالیتهای انسانی و مطالبهگری در راستای حقوق کودکان در سالهای اخیر مشمول فشار امنیتی، دستگیری و زندان شده و بسیاری از معلمان و دوستداران کودکان ایام سختی را در زندان و شکنجه میگذرانند.
جعفر ابراهیمی، مهدی اعتماد سعید، نرگس سرداری، سروناز احمدی، زهره صیادی و سمانه اصغری تنها برخی از این اسامی هستند.
روز ملی کودک در ایران در حالی فرا میرسد که گروهی نادان، برای کشته شدن افراد غیر نظامی شامل کودکان در جای دیگری از زمین به جشن و پایکوبی پرداختهاند در حالی که در حملات متقابل، کودکان زیادی از آن طرف نیز بیجان یا بیخانمان گشتهاند. آنچه تاریخ به ما نشان داده است این است که در مخاصمات و جنگها آنان که کمترین نقش را در ایجاد اختلافات داشتهاند و بیشترین آسیب را میبینند کودکان هستند.
آنچه آشکار است این است که جهان امروز حساسیت خود را به این اندازه از نقض حقوق کودک از دست داده است و نهادهای متولی در مقابل حاکمان ناقض حقوق کودک سنبه پر زوری ندارند. این امر امروز وظیفه کنشگران و شهروندان را در این امر خطیرتر میسازد. شناخت و احاطه بیشتر به حقوق کودکان و رعایت آن از خانواده و محله و مدرسه و یادآوری آن به جامعه، «دیگری» نساختن از کودکان مهاجر و آسیبدیده و آموختن نگاه حقوق کودکی و حقوق بشری از کودکی درجامعه، بذرهایی است که در آینده نزدیک به بار مینشیند.
جمعیت امام علی(ع) ضمن محکوم سازی نقض سیستماتیک حقوق کودک در ایران، وجود نهادهای قدرتمند حامی کودکان در جامعه را، مهمترین راه احقاق حقوق کودکان دانسته و خواستار آزادی فعالانِ در بند و ایجاد فضای مناسب برای فعالیت مدنی در عرصه حقوق کودکان است.
🆔@imamalisociety
Forwarded from جمعیت امام علی
اعلام همبستگی ۵۴۰ فعال مدنی، روزنامهنگار، هنرمند، دانشگاهی، وکیل و پزشک با مهاجران و پناهندگان افغانستانی
"روزنامه شرق ۲۲ مهر ۱۴۰۲"
♦️در چهل سال گذشته قدرتهای جهانی و منطقهای یا با اشغال یا با مداخله، نگذاشتند مردم افغانستان رنگ آرامش و پیشرفت را ببینند. چنین شد که در سایۀ جنگ و خشونت، به ایران پناه آوردند و ایرانیان نیز به گواه تاریخ، به شایستگی آنها را پذیرفتند و وارد تعاملات انسانی، اجتماعی و اقتصادی خویش کردند. ما اکنون در ایران با مهاجرانی از افغانستان روبهرو هستیم که چهل سال است در ایران زیست میکنند و دهها سال نیرو و جوانی خود را در خدمتِ اقتصادِ کشور به کار گرفتهاند، اما همچنان از بخش اعظم حقوق قانونیِ یک شهروند محرومند و در بسیاری مواقع مورد ظلم و بیعدالتی و رفتارهای خلاف اخلاق و قانون قرار میگیرند و امکان تظلمخواهی نیز ندارند.
♦️متاسفانه از روزهای پایانی تابستان بدینسو، شاهد شکلگیری جریانی علیه مهاجران افغانستانی هستیم که با فرافکنی و بزرگنمایی و انتشار مطالب خلاف واقع و نیز گاهی با رفتارها و گفتارهای نژادپرستانه کوشش میکنند مهاجران را عامل مشکلات معیشتی و امنیتی جامعه معرفی کنند و تاثیری منفی بر افکار عمومی بگذارند. فقدان آمار دقیق از تعداد مهاجران در ایران دستاویزی برای ارائه اطلاعات دروغ و خبرهای ساختگی و جوسازیهای غیرمنطقی شده است.
♦️باید توجه داشته باشیم که مهاجران و پناهندگان در ایران تنها مصرفکننده نیستند؛ آنها در بخشهایی مانند کشاورزی، ساختمانسازی و خدمات شهری، در سختترین شرایطکاری با دستمزدهای پایین، بدون حمایتهای قانونی و بیمه و بازنشستگی، کار میکنند و همواره سهمی از بار فعالیتهایی را به دوش میکشند که در ایران برایش نیروی کار نیست.
♦️از سوی دیگر نظام حقوقی ایران، از مهمترین مانعها و چالشهای مهاجران برای ادغام آنان در جامعه میزبان است و موجب از دست دادن فرصتها و امکان تحرک اجتماعی و طبقاتی مهاجران و نهایتاً به حاشیه رانده شدن سیستماتیک، افزایش آسیبپذیری و تراکم آنان در حاشیه شهرهای بزرگ شده است. بهطوری که امروزه، با گذشت بیش از چهل سال، با مهاجران نسل اول و دومی روبهرو هستیم که هنوز تابعیت ایران را کسب نکردهاند و یا برای کودکانی که از مادر ایرانی و پدر افغانستانی متولد شدهاند، شناسنامه صادر نمیشود و مشکلات بسیار دیگری مانند محدودیتهای قانونی در زمینه مالکیت اموال منقول و غیرمنقول، افتتاح حساب بانکی، خرید سیمکارت و ثبتنام دانشآموزان در مدارس.
♦️امضاکنندگان این بیانیه، به عنوان بخشی از افکار عمومی جامعه، شکلگیری و هدایت جریانهایی را که برای حل مسئله مهاجران و پناهندگان بر طبل خشونت، نفرتپراکنی و تبعیض میکوبند، یک عقبگرد فاجعهبار برای جامعه ایران و نافی حقوق و ارزشهای بنیادین انسانی و مدنی دانسته، و بر رعایت کرامت انسانی و حقوق مهاجران طبق اصول اخلاق ایرانی، ارزشهای معنوی و حقوق بینالمللی تاکید میکنیم. بر این اساس اعلام میداریم:
۱. با توجه به پیوستن ایران به کنوانسیون ۱۹۵۱ سازمان ملل، انتظار میرود دولت جمهوری اسلامی ایران در راستای عمل به تعهدات خود، رسیدگی به وضعیت پناهندگان و مهاجران را از طریق سیاستگذاریهای کلان و با تدوین و تصویب قوانین بهروز و کارآمد و با جلوگیری از انباشت آییننامهها، بخشنامهها و مقررات در نهادهای مرتبط با امور مهاجران، در صدر اولویتها و سیاستهای مهاجرتی خود قرار دهد تا تکلیف شمار فراوان مهاجران مشخص شود.
۲. انتظار میرود مسئولان دولتی وظیفۀ شفافسازی، روشنگری افکار عمومی، جلوگیری از انتشار اخبار کذب و مقابله با مهاجرستیزی و دوقطبیسازی جامعه را به صورت جدی به انجام رسانند.
۳. جامعه جهانی بهویژه سازمان ملل متحد و بازیگران موثر و بینالمللی را به انجام تعهدات و در پیش گرفتن اقدامات مسئولانه که حافظ منافع جامعه میزبان و مهاجران و پناهندگان باشد، فرا میخوانیم.
۴. و در پایان، خطر واقعی را نه در پناه دادن به انسانهای بیپناه، که در نزول ارزشهای انسانی و عدالت و برابری، نادیدهانگاری حقوق انسانی و شهروندیِ ضعیفترین قشرهای جامعه و کرخت شدن وجدان عمومی در برابر رنج میلیونها انسانِ قربانیِ ظلمهایِ تاریخی میدانیم.
♦️اجازه ندهیم عدهای با سوءاستفاده از معضلات کنونی کشور، تخم نفرت، خشونت، تبعیض و مهاجرهراسی بکارند و ما را به ورطه نژادپرستی و نفرتپراکنی بکشانند، که حاصلی جز افزایش سطح تنش و خشونت در جامعه نخواهد داشت. بنابراین اجازه نمیدهیم قدرتطلبان و فرصتطلبان، که منافعشان در تفرقهافکنی و دیگریهراسی است، میداندار فضای فرهنگی جامعۀ ما شوند و این جامعۀ صلحطلب را که از کودکی زمزمه میکند «بنیآدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند»، به بیراهه خشونت و نفرت و نژادپرستی ببرند.
🆔@imamalisociety
"روزنامه شرق ۲۲ مهر ۱۴۰۲"
♦️در چهل سال گذشته قدرتهای جهانی و منطقهای یا با اشغال یا با مداخله، نگذاشتند مردم افغانستان رنگ آرامش و پیشرفت را ببینند. چنین شد که در سایۀ جنگ و خشونت، به ایران پناه آوردند و ایرانیان نیز به گواه تاریخ، به شایستگی آنها را پذیرفتند و وارد تعاملات انسانی، اجتماعی و اقتصادی خویش کردند. ما اکنون در ایران با مهاجرانی از افغانستان روبهرو هستیم که چهل سال است در ایران زیست میکنند و دهها سال نیرو و جوانی خود را در خدمتِ اقتصادِ کشور به کار گرفتهاند، اما همچنان از بخش اعظم حقوق قانونیِ یک شهروند محرومند و در بسیاری مواقع مورد ظلم و بیعدالتی و رفتارهای خلاف اخلاق و قانون قرار میگیرند و امکان تظلمخواهی نیز ندارند.
♦️متاسفانه از روزهای پایانی تابستان بدینسو، شاهد شکلگیری جریانی علیه مهاجران افغانستانی هستیم که با فرافکنی و بزرگنمایی و انتشار مطالب خلاف واقع و نیز گاهی با رفتارها و گفتارهای نژادپرستانه کوشش میکنند مهاجران را عامل مشکلات معیشتی و امنیتی جامعه معرفی کنند و تاثیری منفی بر افکار عمومی بگذارند. فقدان آمار دقیق از تعداد مهاجران در ایران دستاویزی برای ارائه اطلاعات دروغ و خبرهای ساختگی و جوسازیهای غیرمنطقی شده است.
♦️باید توجه داشته باشیم که مهاجران و پناهندگان در ایران تنها مصرفکننده نیستند؛ آنها در بخشهایی مانند کشاورزی، ساختمانسازی و خدمات شهری، در سختترین شرایطکاری با دستمزدهای پایین، بدون حمایتهای قانونی و بیمه و بازنشستگی، کار میکنند و همواره سهمی از بار فعالیتهایی را به دوش میکشند که در ایران برایش نیروی کار نیست.
♦️از سوی دیگر نظام حقوقی ایران، از مهمترین مانعها و چالشهای مهاجران برای ادغام آنان در جامعه میزبان است و موجب از دست دادن فرصتها و امکان تحرک اجتماعی و طبقاتی مهاجران و نهایتاً به حاشیه رانده شدن سیستماتیک، افزایش آسیبپذیری و تراکم آنان در حاشیه شهرهای بزرگ شده است. بهطوری که امروزه، با گذشت بیش از چهل سال، با مهاجران نسل اول و دومی روبهرو هستیم که هنوز تابعیت ایران را کسب نکردهاند و یا برای کودکانی که از مادر ایرانی و پدر افغانستانی متولد شدهاند، شناسنامه صادر نمیشود و مشکلات بسیار دیگری مانند محدودیتهای قانونی در زمینه مالکیت اموال منقول و غیرمنقول، افتتاح حساب بانکی، خرید سیمکارت و ثبتنام دانشآموزان در مدارس.
♦️امضاکنندگان این بیانیه، به عنوان بخشی از افکار عمومی جامعه، شکلگیری و هدایت جریانهایی را که برای حل مسئله مهاجران و پناهندگان بر طبل خشونت، نفرتپراکنی و تبعیض میکوبند، یک عقبگرد فاجعهبار برای جامعه ایران و نافی حقوق و ارزشهای بنیادین انسانی و مدنی دانسته، و بر رعایت کرامت انسانی و حقوق مهاجران طبق اصول اخلاق ایرانی، ارزشهای معنوی و حقوق بینالمللی تاکید میکنیم. بر این اساس اعلام میداریم:
۱. با توجه به پیوستن ایران به کنوانسیون ۱۹۵۱ سازمان ملل، انتظار میرود دولت جمهوری اسلامی ایران در راستای عمل به تعهدات خود، رسیدگی به وضعیت پناهندگان و مهاجران را از طریق سیاستگذاریهای کلان و با تدوین و تصویب قوانین بهروز و کارآمد و با جلوگیری از انباشت آییننامهها، بخشنامهها و مقررات در نهادهای مرتبط با امور مهاجران، در صدر اولویتها و سیاستهای مهاجرتی خود قرار دهد تا تکلیف شمار فراوان مهاجران مشخص شود.
۲. انتظار میرود مسئولان دولتی وظیفۀ شفافسازی، روشنگری افکار عمومی، جلوگیری از انتشار اخبار کذب و مقابله با مهاجرستیزی و دوقطبیسازی جامعه را به صورت جدی به انجام رسانند.
۳. جامعه جهانی بهویژه سازمان ملل متحد و بازیگران موثر و بینالمللی را به انجام تعهدات و در پیش گرفتن اقدامات مسئولانه که حافظ منافع جامعه میزبان و مهاجران و پناهندگان باشد، فرا میخوانیم.
۴. و در پایان، خطر واقعی را نه در پناه دادن به انسانهای بیپناه، که در نزول ارزشهای انسانی و عدالت و برابری، نادیدهانگاری حقوق انسانی و شهروندیِ ضعیفترین قشرهای جامعه و کرخت شدن وجدان عمومی در برابر رنج میلیونها انسانِ قربانیِ ظلمهایِ تاریخی میدانیم.
♦️اجازه ندهیم عدهای با سوءاستفاده از معضلات کنونی کشور، تخم نفرت، خشونت، تبعیض و مهاجرهراسی بکارند و ما را به ورطه نژادپرستی و نفرتپراکنی بکشانند، که حاصلی جز افزایش سطح تنش و خشونت در جامعه نخواهد داشت. بنابراین اجازه نمیدهیم قدرتطلبان و فرصتطلبان، که منافعشان در تفرقهافکنی و دیگریهراسی است، میداندار فضای فرهنگی جامعۀ ما شوند و این جامعۀ صلحطلب را که از کودکی زمزمه میکند «بنیآدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند»، به بیراهه خشونت و نفرت و نژادپرستی ببرند.
🆔@imamalisociety
Forwarded from جمعیت امام علی
🔻در واکنش به سخنان توهینآمیز زاکانی؛
این یک نقد نیست، برائت است!
نقد سخن و عملکرد ناشایست مسئولان، آیین و رسم شهروندی در تمام دنیاست تا متولیان امور، اگر خواهند راه اصلاح پیش گیرند و اگر نخواهند و از شنیدن این که بالای چشمشان ابروست بیتاب شوند، تاوانش را دیر یا زود پس دهند و تبدیل به عبرت دیگران شوند.
اما واکنش نسبت به سخنان توهین آمیز شهردارِ تهران درباره کودکان کار، چیزی فراتر از نقد باید باشد، چیزی از جنس اعلام انزجار و بیزاری.
بیزاری از مرام و منشی که به این دیدگاه سراسر تباه در خصوص کودکِ انسان منجر شده است؛ کودکی که مورد احترام تمام ادیان آسمانی و مکاتب انسانگرا است، به ویژه کودک یتیم، آواره و بیپناه.
علیرضا زاکانی که به نظر میرسد مانند بیشتر اسلاف و همکاران خود، فوق تخصص «مقابله با معلول و پاک کردن صورت مساله» را دارد، ضمن اشاره به همت ارگانها جهت «پاک کردن چهره شهر از کودکان کار»!، عبارات زیر را درباره این عزیزان مطرح نموده است:
منشا آسیب و آزرده خاطر کردن روح جامعه
استثمارشده توسط شبکههای افیونی
خرابکننده چهره کشور
از آنجا که گویا این برنامه در زمینه مسئله کار کودک مانند سنوات گذشته در غیاب تشکلهای مردمی مستقل، به سرعت تصویب شده و قرار است در دیماه و بهمن ماه سال جاری با قدرت و هماهنگی بالای ارگانهای ذیربط و یقینا با بودجهای هنگفت اجرا شود، خوب است شهردار تهران لحظاتی کوتاه (آن قدر کوتاه که از هیچ قافلهای جا نماند!) در سخنان خود تأمل کند و به این پرسشها پاسخ دهد:
۱ - آیا کودکان کارگری که در سرما و گرما، در معرض انواع خشونتهای فیزیکی و جسمی و جنسی، محروم از تحصیل و خانه امن و حقوق اولیه انسانی خود زیست میکنند، منشاء آسیب و آزرده خاطر کردن روح جامعه هستند؟ شهردار پایتخت ایران یا معنای کلمات «منشاء» و «آسیب» را نمیداند و هیچ درکی از «روح جامعه» ندارد، یا در تهران اشباعشده از رانتخواران و زمینخواران، شبکههای پیچیده ارتشا و پولشویی، ابر بدهکاران بانکی، مافیای مواد مخدر و مافیای زباله، نه آدرس غلط، بلکه آدرسی بینهایت ظالمانه میدهد؛ زاکانی اگر باور دارد این سخن گزافه و ناصواب در جامعه و دنیای بی در و پیکری که ساختهاند بیجواب میماند، دستکم از آن روزی که سالها مردم را از آن ترساندهاند، بترسد؛ از قضا نشانه کسی که مومن به روز حساب نیست، سخت تأملبرانگیز است: آيا كسى را كه [روز] جزا را دروغ مىخواند ديدى؟ اين همان كس است كه يتيم را به سختى میراند (سوره ماعون). عصاره سخنان زاکانی نیز چیزی جز راندن و تحقیر این کودکان بیتکیهگاه نیست... البته همه میدانیم که ایشان و مدیران مشابه ایشان نه تنها اعتقادی به آخرت ندارند، بلکه با عملکرد آلوده و زشتچهره خود سالهاست مردم را هم از هر دینی بیزار ساختهاند و آن را دستاویز مطامع دنیای خود ساختهاند.
۲ - آیا شهردار تهران متوجه است برخی عبارات و واژههایی که به سادگی به کار میبرد، نفسِ واقعیت داشتنش که دارد، نشاندهنده عمق تباهی عملکرد ایشان و دیگر مدیران ارشد در گذشته و حال ایران است و باید نسبت به وجودشان پاسخگو باشند؟
- کودک خیابانی یعنی چه؟ خیابانی که برای عبور و مرور ماشینها و آدمهاست، چطور و از کی و طبق چه اصلی از قانون اساسی، شرافت انسانی و دیانت مسلمانی، تبدیل به محل زندگی فرزندانمان شده؟
- کودکِ کار یعنی چه؟ در جامعهای که بیکاری سر به فلک میکشد، چه اکسیری از مدیریت جهادی به کار بردهاید که برای کودکان تهران، مشاغل خطرناک خیابانی چون دستفروشی و زباله گردی و تکدیگری آفریدهاید؟! این کارآفرینیِ تماما معکوس، هر جای دنیا رقم میخورد، برای مسئولانش سرافکندگی در پی داشت نه گردنکشی برای اطفال بیگناه و رنجدیده و رهاشده به حال خود.
- «استثمارشده توسط شبکههای افیونی» یعنی چه؟ پس شما و دیگر ارگانهای مسئول، بابت انجام چه وظایفی از نفت و مالیات و عوارضی که مردم تقدیم میکنند، بودجه دریافت میکنید؟ آیا باید با شبکه های افیونی مقابله کنید یا کودکان را «منشا» و دلیل آن بنامید؟ شاید شبکههای افیونی از رصد نیروهای پلیسی و امنیتی کشور خارجاند که اگر خارجاند که هیچ و سخنی نمیماند جز آن که به جای شهر تهران بگوییم جنگل تهران؛ و اگر از رصد نهادهای مذکور خارج نیستند، لازم است پاسخ دهید که چرا دیواری کوتاهتر از کودکان کار پیدا نمیکنید؟ چرا دست روی دست گذاشتهاید تا این شبکهها شهرها را تصاحب کنند و افیون را بر در هر کوی و بامی ببرند؟ رفیق دزد و شفیق قافله شنیدهاید؟ سالها گفته شده این کودکان باند هستند و ما منتظریم تا چماق بدستان تکانی به خود دهند و این شبکههای استثمارگر کودک را منهدم سازند و دست کم یکی از علل معضل آوارگی و کار کودکان در خیابان را برطرف نمایند...
👈 ادامه متن را از طریق instant view مطالعه فرمایید.
🆔@imamalisiciety
این یک نقد نیست، برائت است!
نقد سخن و عملکرد ناشایست مسئولان، آیین و رسم شهروندی در تمام دنیاست تا متولیان امور، اگر خواهند راه اصلاح پیش گیرند و اگر نخواهند و از شنیدن این که بالای چشمشان ابروست بیتاب شوند، تاوانش را دیر یا زود پس دهند و تبدیل به عبرت دیگران شوند.
اما واکنش نسبت به سخنان توهین آمیز شهردارِ تهران درباره کودکان کار، چیزی فراتر از نقد باید باشد، چیزی از جنس اعلام انزجار و بیزاری.
بیزاری از مرام و منشی که به این دیدگاه سراسر تباه در خصوص کودکِ انسان منجر شده است؛ کودکی که مورد احترام تمام ادیان آسمانی و مکاتب انسانگرا است، به ویژه کودک یتیم، آواره و بیپناه.
علیرضا زاکانی که به نظر میرسد مانند بیشتر اسلاف و همکاران خود، فوق تخصص «مقابله با معلول و پاک کردن صورت مساله» را دارد، ضمن اشاره به همت ارگانها جهت «پاک کردن چهره شهر از کودکان کار»!، عبارات زیر را درباره این عزیزان مطرح نموده است:
منشا آسیب و آزرده خاطر کردن روح جامعه
استثمارشده توسط شبکههای افیونی
خرابکننده چهره کشور
از آنجا که گویا این برنامه در زمینه مسئله کار کودک مانند سنوات گذشته در غیاب تشکلهای مردمی مستقل، به سرعت تصویب شده و قرار است در دیماه و بهمن ماه سال جاری با قدرت و هماهنگی بالای ارگانهای ذیربط و یقینا با بودجهای هنگفت اجرا شود، خوب است شهردار تهران لحظاتی کوتاه (آن قدر کوتاه که از هیچ قافلهای جا نماند!) در سخنان خود تأمل کند و به این پرسشها پاسخ دهد:
۱ - آیا کودکان کارگری که در سرما و گرما، در معرض انواع خشونتهای فیزیکی و جسمی و جنسی، محروم از تحصیل و خانه امن و حقوق اولیه انسانی خود زیست میکنند، منشاء آسیب و آزرده خاطر کردن روح جامعه هستند؟ شهردار پایتخت ایران یا معنای کلمات «منشاء» و «آسیب» را نمیداند و هیچ درکی از «روح جامعه» ندارد، یا در تهران اشباعشده از رانتخواران و زمینخواران، شبکههای پیچیده ارتشا و پولشویی، ابر بدهکاران بانکی، مافیای مواد مخدر و مافیای زباله، نه آدرس غلط، بلکه آدرسی بینهایت ظالمانه میدهد؛ زاکانی اگر باور دارد این سخن گزافه و ناصواب در جامعه و دنیای بی در و پیکری که ساختهاند بیجواب میماند، دستکم از آن روزی که سالها مردم را از آن ترساندهاند، بترسد؛ از قضا نشانه کسی که مومن به روز حساب نیست، سخت تأملبرانگیز است: آيا كسى را كه [روز] جزا را دروغ مىخواند ديدى؟ اين همان كس است كه يتيم را به سختى میراند (سوره ماعون). عصاره سخنان زاکانی نیز چیزی جز راندن و تحقیر این کودکان بیتکیهگاه نیست... البته همه میدانیم که ایشان و مدیران مشابه ایشان نه تنها اعتقادی به آخرت ندارند، بلکه با عملکرد آلوده و زشتچهره خود سالهاست مردم را هم از هر دینی بیزار ساختهاند و آن را دستاویز مطامع دنیای خود ساختهاند.
۲ - آیا شهردار تهران متوجه است برخی عبارات و واژههایی که به سادگی به کار میبرد، نفسِ واقعیت داشتنش که دارد، نشاندهنده عمق تباهی عملکرد ایشان و دیگر مدیران ارشد در گذشته و حال ایران است و باید نسبت به وجودشان پاسخگو باشند؟
- کودک خیابانی یعنی چه؟ خیابانی که برای عبور و مرور ماشینها و آدمهاست، چطور و از کی و طبق چه اصلی از قانون اساسی، شرافت انسانی و دیانت مسلمانی، تبدیل به محل زندگی فرزندانمان شده؟
- کودکِ کار یعنی چه؟ در جامعهای که بیکاری سر به فلک میکشد، چه اکسیری از مدیریت جهادی به کار بردهاید که برای کودکان تهران، مشاغل خطرناک خیابانی چون دستفروشی و زباله گردی و تکدیگری آفریدهاید؟! این کارآفرینیِ تماما معکوس، هر جای دنیا رقم میخورد، برای مسئولانش سرافکندگی در پی داشت نه گردنکشی برای اطفال بیگناه و رنجدیده و رهاشده به حال خود.
- «استثمارشده توسط شبکههای افیونی» یعنی چه؟ پس شما و دیگر ارگانهای مسئول، بابت انجام چه وظایفی از نفت و مالیات و عوارضی که مردم تقدیم میکنند، بودجه دریافت میکنید؟ آیا باید با شبکه های افیونی مقابله کنید یا کودکان را «منشا» و دلیل آن بنامید؟ شاید شبکههای افیونی از رصد نیروهای پلیسی و امنیتی کشور خارجاند که اگر خارجاند که هیچ و سخنی نمیماند جز آن که به جای شهر تهران بگوییم جنگل تهران؛ و اگر از رصد نهادهای مذکور خارج نیستند، لازم است پاسخ دهید که چرا دیواری کوتاهتر از کودکان کار پیدا نمیکنید؟ چرا دست روی دست گذاشتهاید تا این شبکهها شهرها را تصاحب کنند و افیون را بر در هر کوی و بامی ببرند؟ رفیق دزد و شفیق قافله شنیدهاید؟ سالها گفته شده این کودکان باند هستند و ما منتظریم تا چماق بدستان تکانی به خود دهند و این شبکههای استثمارگر کودک را منهدم سازند و دست کم یکی از علل معضل آوارگی و کار کودکان در خیابان را برطرف نمایند...
👈 ادامه متن را از طریق instant view مطالعه فرمایید.
🆔@imamalisiciety
Telegraph
این یک نقد نیست، برائت است!
🔻در واکنش به سخنان توهینآمیز زاکانی؛ این یک نقد نیست، برائت است! نقد سخن و عملکرد ناشایست مسئولان، آیین و رسم شهروندی در تمام دنیاست تا متولیان امور، اگر خواهند راه اصلاح پیش گیرند و اگر نخواهند و از شنیدن این که بالای چشمشان ابروست بیتاب شوند، تاوانش را…
👍3❤1
Forwarded from جمعیت امام علی
🔰 به مناسبت فرارسیدن سال ۲۰۲۴
سالهای متمادی در تقویمهای گوناگون میآیند و میروند و گذر سالها تنها کارنامه زیست بشر را بر روی کره زمین مخدوشتر و تیرهتر مینماید.
حدود هشت میلیارد نفر بر روی این زمین زیست میکنند اما هنوز نتوانستهاند با کمک پیشرفت دانش و علم روشهایی پیدا کنند که انسانها بتوانند در کنار هم با صلح و شادی زیست کنند.
مادر زمین برای همه این انسانها جا دارد، غذا دارد، آب پاک و هوای پاک دارد اما اکنون حدود یک چهارم از این افراد به غذای کافی دسترسی ندارند و مشکل دسترسی به آب سالم در بسیاری از نقاط جهان نگران کننده است و گرمایش زمین چالش بزرگ بشر امروز برای ادامه حیات روی زمین است. اما صحبت تنها از هوا و آب و نان نیست، صحبت از جان است. جانهای کوچکی که بر روی این کره خاکی امنیت و امان زیستن ندارند. کودکان بیگناهی که در آتش جنگهای بیپایه و بیدلیل میسوزند و خاکستری از شرم و ناامیدی برای نوع بشر بر جای میگذارند.
اگر دینها آمدهاند تا بگویند انسانها کنار هم با صلح و آرامش زیست کنید؛ امروز پیروان دینها به نام این پیام، با هم میجنگند و اگر مکاتب انسانی آمدهاند تا از انسان دفاع کنند، امروز این مکاتب بستر تضاد و خشونت شدهاند.
ما در آستانه زمانی که ۲۰۲۳ سال از میلاد عیسی مسیح میگذرد و جهان وارد ۲۰۲۴ امین سال تجربه زیست پس از اوست، اعلام میداریم که بر پیام عیسی و همه انسانهای قبل و پس از او که «انسان» را گرامی داشتهاند، پایبندیم و حقوق انسان، کودک انسان و محیط زیست را مهمترین موضوعاتی میدانیم که باید برای آن بکوشیم و از عملکرد بسیاری از دولتها در زمینه تحقق صلح، حقوق بشر و محیط زیست ناامید هستیم و دست یاری و همکاری به سوی همه مردم جهان از هر مذهب، رنگ و نژاد دراز میکنیم که نگران و دغدغهمند نوع انسان و مادر زمین هستند.
🕊 ما امروز در آستانه تحویل سال جدید تقویم میلادی و هر زمان دیگر در کنار مردم مظلوم ایران میایستیم، در کنار کودکان کار، زنان فراموش شده و خانوادههایی که عزیزانشان را در راه آزادی از دست داده و یا تا بند اسارت بدرقه کردهاند و تلاش میکنیم همچون همیشه صدای به حاشیه راندهشدگان بیصدا باشیم. امروز جهان ما از دولتها ناامید است و چشم امید همه ما به ملتهایی است که فرای معاملات کثیف در دنیای سیاست به دنبال عدالت اجتماعی، آرامش انسانها و لبخند فرزندان این کره خاکی هستند.
🆔@imamalisociety
سالهای متمادی در تقویمهای گوناگون میآیند و میروند و گذر سالها تنها کارنامه زیست بشر را بر روی کره زمین مخدوشتر و تیرهتر مینماید.
حدود هشت میلیارد نفر بر روی این زمین زیست میکنند اما هنوز نتوانستهاند با کمک پیشرفت دانش و علم روشهایی پیدا کنند که انسانها بتوانند در کنار هم با صلح و شادی زیست کنند.
مادر زمین برای همه این انسانها جا دارد، غذا دارد، آب پاک و هوای پاک دارد اما اکنون حدود یک چهارم از این افراد به غذای کافی دسترسی ندارند و مشکل دسترسی به آب سالم در بسیاری از نقاط جهان نگران کننده است و گرمایش زمین چالش بزرگ بشر امروز برای ادامه حیات روی زمین است. اما صحبت تنها از هوا و آب و نان نیست، صحبت از جان است. جانهای کوچکی که بر روی این کره خاکی امنیت و امان زیستن ندارند. کودکان بیگناهی که در آتش جنگهای بیپایه و بیدلیل میسوزند و خاکستری از شرم و ناامیدی برای نوع بشر بر جای میگذارند.
اگر دینها آمدهاند تا بگویند انسانها کنار هم با صلح و آرامش زیست کنید؛ امروز پیروان دینها به نام این پیام، با هم میجنگند و اگر مکاتب انسانی آمدهاند تا از انسان دفاع کنند، امروز این مکاتب بستر تضاد و خشونت شدهاند.
ما در آستانه زمانی که ۲۰۲۳ سال از میلاد عیسی مسیح میگذرد و جهان وارد ۲۰۲۴ امین سال تجربه زیست پس از اوست، اعلام میداریم که بر پیام عیسی و همه انسانهای قبل و پس از او که «انسان» را گرامی داشتهاند، پایبندیم و حقوق انسان، کودک انسان و محیط زیست را مهمترین موضوعاتی میدانیم که باید برای آن بکوشیم و از عملکرد بسیاری از دولتها در زمینه تحقق صلح، حقوق بشر و محیط زیست ناامید هستیم و دست یاری و همکاری به سوی همه مردم جهان از هر مذهب، رنگ و نژاد دراز میکنیم که نگران و دغدغهمند نوع انسان و مادر زمین هستند.
🕊 ما امروز در آستانه تحویل سال جدید تقویم میلادی و هر زمان دیگر در کنار مردم مظلوم ایران میایستیم، در کنار کودکان کار، زنان فراموش شده و خانوادههایی که عزیزانشان را در راه آزادی از دست داده و یا تا بند اسارت بدرقه کردهاند و تلاش میکنیم همچون همیشه صدای به حاشیه راندهشدگان بیصدا باشیم. امروز جهان ما از دولتها ناامید است و چشم امید همه ما به ملتهایی است که فرای معاملات کثیف در دنیای سیاست به دنبال عدالت اجتماعی، آرامش انسانها و لبخند فرزندان این کره خاکی هستند.
🆔@imamalisociety
❤2
Forwarded from جمعیت امام علی
◾️◾️◾️◾️◾️◾️
بیگانگی به وقت کشتار!
درباره ارزانسازی جان کودکان!
▪️ماهیکان بلوچ، بابر دوست، هانی دوست و چراغ دوست نام چهار کودک خردسال کشته شده در حمله ارتش پاکستان است که رسانههای حاکمیتی در ایران تلاش میکنند با عبارت «اتباع بیگانه»، خونِ پامال شده و بدنهای پرپرشان را به سرسلامتی و سرخوشی و خوشبختانه و شکر خدا گفتن پشت سر بگذارند و اجازه کش آمدن قضیه را ندهند باید میگفتید خدا را شکر سیستان و بلوچستان مظلوم چیزی برای تخریب نداشت و سالها الفبای محرومیت به آن سرزمین دیکته شد.
زندگی این کودکان بلوچ در نقطه صفر مرزی با کوله بار پر از رنج محرومیت و خالی از اوراق هویت، در حرمان مرگی چنین ظالمانه به یغما رفت.
سالهای زیادی داوطلبان جمعیت هم به قدر توان از این آتش محرومیت افتاده به جان این کودکان گفتند و هم در دوندگی از دادگاه به ثبت احوال و جمع استشهاد و گواهی ولادت و … را طی کردند تا توانستند برای تنها صد و پنجاه کودک ایرانی فاقد اوراق هویت شناسنامه بگیرند اما در این مُلک خیلی وقت است که نه تنها هویت کودکان بیاهمیت است که جانشان هم بیارزش شده.
و امروز ما شرمسار کودکانی هستیم که جانشان دستمایه یک اقلیت متوهم اسلحه به دست و ماجراجو در ایران و همپیمانهایشان در خارج از این مرزها قرار گرفته است. ما از هزاران کودک غزه شرمساریم، ما از کودکان اوکراین عذر میخواهیم. ما از چشمان ژینا، نوبل پرپرشده در اربیل عراق شرمندهایم، ما از کودکان یمنی و سوری شرمساریم، ما از کودک بیگناه پاکستانی که در حمله اخیر حکومت کشته شد شرمساریم، از کودکان گروگان گرفته شده توسط حماس عذرخواهیم، ما سالها دیدهایم که چگونه کودک افغان زبالههای بیخیالیمان را از کوچههایمان جمع میکند و چگونه مسئول حکومت در توجیه این استثمار میگوید اگر این بچهها را به کار نگیریم همهتان در زباله دفن میشوید و ما دیدیم کودکان لشگر فاطمیون از بلوچ و افغان چگونه از همین حاشیهنشینهای اطراف شهرها به وعده شناسنامه و اقامت به سوی آتش و گلوله رفتند.
ما شرمندهایم اما شما کودکان مظلوم دنیا این را بدانید که فقط شما هدف این تیرها و گلولهها نبودید. کودکان ایرانی چون ریرا، دریا، دانیال و بیست و پنج کودک دیگر هم با همین خطای انسانی از میان ما رفتند و بسویشان از خاک خودشان، موشک شلیک شد، کیان و هستی هم قربانی همین گلولهها شدند و برای اطلاعتان در همین یکی دو سال اخیر دست کم بیست و نه کودک مستقیم و غیر مستقیم کشته شدند. و همین چند روز پیش برزین را به خاک سپردیم. هنوز داغ کشته شدن کاپشن صورتی گوشواره قلبی و بیست دانشآموز در واقعه مشکوک کرمان در سینهمان تازه است. کودکانی که خیلیهایشان شناخته شدند و صدایشان به جایی رسید و کودکانی که هرگز نامشان را نخواهیم شنید.
صدها احد و صمد و مثل آنها. مثل کودکی که در کارگاه زباله، در بیخبری عموم ماشین زباله از رویش رد میشود، مثل کودکان بدون نامی که هر روز روی تخت بیمارستانها و خانههایشان اُور دوز میکنند و کودکی که بخاطر سوختن در کارگاه بلورسازی جانش را میدهد یا آن کودک مبتلا به بیماری پروانهای که پول داروهایش در جیب یک رانتخوار سودجوست. همه این کودکان قربانی خطای انسانی عمدی هستند. خطای انسانهایی که خیلی وقت است انسانیتشان برای این مردم زیر سوال رفته و حجم بالای دزدیها، اختلاسها و خطاهایشان نفس را بر گلوگاه این مُلک حرام کرده است.
▪️ این کودککشیها و این ارزان شدن جان کودکان را محکوم میکنیم و میگوییم؛ این بیگانه نامیدنشان جز انکار شرارت و باز چون همیشه پاک کردن صورت مساله نیست که در کارنامه اعمالتان حک شده که چطور بیگانه بسیار عزیز میشود به وقت منفعت!
🆔@imamalisociety
بیگانگی به وقت کشتار!
درباره ارزانسازی جان کودکان!
▪️ماهیکان بلوچ، بابر دوست، هانی دوست و چراغ دوست نام چهار کودک خردسال کشته شده در حمله ارتش پاکستان است که رسانههای حاکمیتی در ایران تلاش میکنند با عبارت «اتباع بیگانه»، خونِ پامال شده و بدنهای پرپرشان را به سرسلامتی و سرخوشی و خوشبختانه و شکر خدا گفتن پشت سر بگذارند و اجازه کش آمدن قضیه را ندهند باید میگفتید خدا را شکر سیستان و بلوچستان مظلوم چیزی برای تخریب نداشت و سالها الفبای محرومیت به آن سرزمین دیکته شد.
زندگی این کودکان بلوچ در نقطه صفر مرزی با کوله بار پر از رنج محرومیت و خالی از اوراق هویت، در حرمان مرگی چنین ظالمانه به یغما رفت.
سالهای زیادی داوطلبان جمعیت هم به قدر توان از این آتش محرومیت افتاده به جان این کودکان گفتند و هم در دوندگی از دادگاه به ثبت احوال و جمع استشهاد و گواهی ولادت و … را طی کردند تا توانستند برای تنها صد و پنجاه کودک ایرانی فاقد اوراق هویت شناسنامه بگیرند اما در این مُلک خیلی وقت است که نه تنها هویت کودکان بیاهمیت است که جانشان هم بیارزش شده.
و امروز ما شرمسار کودکانی هستیم که جانشان دستمایه یک اقلیت متوهم اسلحه به دست و ماجراجو در ایران و همپیمانهایشان در خارج از این مرزها قرار گرفته است. ما از هزاران کودک غزه شرمساریم، ما از کودکان اوکراین عذر میخواهیم. ما از چشمان ژینا، نوبل پرپرشده در اربیل عراق شرمندهایم، ما از کودکان یمنی و سوری شرمساریم، ما از کودک بیگناه پاکستانی که در حمله اخیر حکومت کشته شد شرمساریم، از کودکان گروگان گرفته شده توسط حماس عذرخواهیم، ما سالها دیدهایم که چگونه کودک افغان زبالههای بیخیالیمان را از کوچههایمان جمع میکند و چگونه مسئول حکومت در توجیه این استثمار میگوید اگر این بچهها را به کار نگیریم همهتان در زباله دفن میشوید و ما دیدیم کودکان لشگر فاطمیون از بلوچ و افغان چگونه از همین حاشیهنشینهای اطراف شهرها به وعده شناسنامه و اقامت به سوی آتش و گلوله رفتند.
ما شرمندهایم اما شما کودکان مظلوم دنیا این را بدانید که فقط شما هدف این تیرها و گلولهها نبودید. کودکان ایرانی چون ریرا، دریا، دانیال و بیست و پنج کودک دیگر هم با همین خطای انسانی از میان ما رفتند و بسویشان از خاک خودشان، موشک شلیک شد، کیان و هستی هم قربانی همین گلولهها شدند و برای اطلاعتان در همین یکی دو سال اخیر دست کم بیست و نه کودک مستقیم و غیر مستقیم کشته شدند. و همین چند روز پیش برزین را به خاک سپردیم. هنوز داغ کشته شدن کاپشن صورتی گوشواره قلبی و بیست دانشآموز در واقعه مشکوک کرمان در سینهمان تازه است. کودکانی که خیلیهایشان شناخته شدند و صدایشان به جایی رسید و کودکانی که هرگز نامشان را نخواهیم شنید.
صدها احد و صمد و مثل آنها. مثل کودکی که در کارگاه زباله، در بیخبری عموم ماشین زباله از رویش رد میشود، مثل کودکان بدون نامی که هر روز روی تخت بیمارستانها و خانههایشان اُور دوز میکنند و کودکی که بخاطر سوختن در کارگاه بلورسازی جانش را میدهد یا آن کودک مبتلا به بیماری پروانهای که پول داروهایش در جیب یک رانتخوار سودجوست. همه این کودکان قربانی خطای انسانی عمدی هستند. خطای انسانهایی که خیلی وقت است انسانیتشان برای این مردم زیر سوال رفته و حجم بالای دزدیها، اختلاسها و خطاهایشان نفس را بر گلوگاه این مُلک حرام کرده است.
▪️ این کودککشیها و این ارزان شدن جان کودکان را محکوم میکنیم و میگوییم؛ این بیگانه نامیدنشان جز انکار شرارت و باز چون همیشه پاک کردن صورت مساله نیست که در کارنامه اعمالتان حک شده که چطور بیگانه بسیار عزیز میشود به وقت منفعت!
🆔@imamalisociety
❤2😢1